ch
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

前往频道在 Telegram
878
订阅者
+724 小时
+157
+11430
帖子存档
دختران داغ در کودکی سریع و خشن ۱ تا ۵ و توکیو دریفت می‌دیدند

برف می‌خوام مادرجنده‌ها. یعنی چه‌. چرا فقط مناطق ثروتمند نشین برف زده؟ چرا هر کی ویلا و خونه بالا شهر و کسوشر داره فقط استوری برف گذاشته؟ اینجا چرا خشکه؟ خدایا اینم از زندگی ما کنکل کردی؟ واقعا که زنت جنده‌ست. کس زنت. سه بار پشت‌ هم‌ کس زنت. من برف می‌خوام حیوان😭😭💔💔

💃

نه تنها نمره‌ی بیست کلاس رو نمی‌خوام، بلکه بهترین هوش و حواس و دختر خوشگل شهر پریا (اون که جاش تو قصه‌هاست) رو هم نمی‌خوام من فقط می‌خوام پاس شم مادرجنده

لطفا یکی با نسترن تماس بگیره بهش برگرده اینجا اوضاع خیلی خرابه

شما اگه مغز من بودید تو کس کدوم گاو قایم می‌شدید؟

عاشق بودن سعدی از شدت زیبایی اذیتم می‌کنه. «گر پیش تو نوبتی بمیرم هیچم نبود گزند و تیمار جز حسرت آن که زنده گردم تا پیش بمیرمت دگربار». واقعا زنتو گاییدم سعدی جان.

You're in the wind, I'm in the water Nobody's son, Nobody's daughter.

این تمایلتون به نجیب بودن حیوونا و انسانی رفتار کردنشون هم خیلی عجیبه ها. تو خودت که مثلا انسانی بلد نیستی عین آدم رفتار کنی بعد از سگ و گربه چه انتظاری داری؟ برو کونت رو بشور تو رو خدا

-At it again? +Yes. *🗡🐫🦎🦗📿👳‍♂🧕*
-At it again? +Yes. *🗡🐫🦎🦗📿👳‍♂🧕*

با این وضعیت درس خوندن وقتی که نمراتم بیان تنها چیزی که می‌تونه سامانه‌ گلستانم رو سامانه گلستان نگه‌داره ورود حضرت ابراهیمه

اگه چندروزه نخندیدید پیشنهاد می‌کنم

آی کن اسپیک انگلیش بات پِرِفِر(prefer)... _Noname_ @uttweet

بچه‌ها منظور از این کلمه‌ی «ترندی» که کنار هر کسشری که می‌بینید و می‌پوشید میارید، ترند امسالِ شمسیه یا میلادی؟ چون تو هردوتاش نیست

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام ممکنه لطفا بخونید و هر طور که تونستید کمکش کنید زنده بمونه و شیر کنید؟ https://t.me/heyvanatemdad/685?single

تازه از خواب بیدار شده بودم و هنوز به هوشیاری کامل نرسیده بودم، به خودم اومدم دیدم به هرچی دست می‌زنم مراقبم یکی از انگشتام به وسایلم نخوره. داشتم فکر می‌کردم چرا؛ یهو یادم اومد که آها، الان که خواب بودم خواب دیدم با اون انگشته یه گربه رو ناز کردم.🤡

اگه چیزی یا کسی تو زندگیتون وجود داره که می‌تونه حالتون رو خوب کنه، واقعا خوش به حالتون. شما بردید. شما اشرف مخلوقاتید. خوش به حال شما.

احساس می‌کنم داستان‌های زندگیم خیار هستن. ته همه‌شون تلخه. اگه تلخ نیست یعنی هنوز به تهش نرسیده‌.

جالب نبود، جالب نیست، جالب نخواهد بود.

حالا یه جوری به زید سلینا گومز میرینید انگار مثلا خودش چه گوهی باشه. اون مردی پولداره، اینم تیپیکال زن معروف در هالیووده(در دسته کدی‌ها تازه) خوب؟ چیکار کنیم حالا؟ اصلا بره به یک گوریل ثروتمند بده. به من چه؟ یه جوری بهش توجه می‌کنید انگار مارگو رابی‌ای ادلی اسکارلت جوهانسونی چیزیه. کیرم تو قیافش اصلا. صغری خانم چرب فاقد اهمیت.