ch
Feedback
Science and Religion

Science and Religion

前往频道在 Telegram

در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی الحاد جدید (نئوآتئیسم) و بررسی همزیستی-همگرایی‌های علم و دین است. بخشی از ادمین‌ها-محققان کانال جهت پاسخگویی به سؤالات شما عزیزان: @Soheil21444 @Sajjad_S_M @mathematicalscience110 @Scientific_Theism @Hos26248 @mahdi16s

显示更多
3 169
订阅者
+224 小时
-17 天
+9030 天
帖子存档
🔺 اراده آزاد توهم است یا واقعیت؟🔺 👤 مصاحبه‌شونده: دکتر نیما قربانی (روان‌شناس برجسته ایرانی، استادتمام دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی مدرسه جدید روانپزشکی واشنگتن-آمریکا) 📚 ویدئوی زیر مصاحبه‌ای با پروفسور قربانی راجع به موضوع بینارشته‌ای اختیار/اراده آزاد Free Will می‌باشد. خلاصه‌ی نکات آن به شرح زیر است:👇🏻👇🏻 📌 تفاوت ناخودآگاه و خودآگاه ناخودآگاه (Unconscious) و خودآگاه (Conscious) در واقع سیستم‌های پردازش اطلاعات (Information Processing Systems) هستند. پردازش‌های ناخودآگاه غالباً ماهیتی «کور» دارند و به شدت با نیازها، غرایز و احساسات ما گره خورده‌اند. در مقابل، خودآگاه با استدلال، منطق و آینده‌نگری انسان در ارتباط است. 📌تمدن و سرکوب احساسات با اشاره به دیدگاه فروید، شکل‌گیری ناخودآگاه (به شکلی که امروز می‌شناسیم) محصول تمدن (Civilization) است. انسان‌ها برای حفظ بقا و زندگی جمعی، یاد می‌گیرند که احساسات و خواسته‌های آنی خود را کنترل یا پنهان کنند. در نتیجه، انسان‌ها در نوعی «جهل خودساخته» زندگی می‌کنند، در حالی که حیوانات بیشتر بر اساس غریزه (Instinct) و بدون این نوع آینده‌نگریِ پیچیده عمل می‌کنند. 📌 ظرفیت روانی برای مواجهه با حقیقت یکی از اهداف کلیدی روان‌درمانی (Psychotherapy)، آگاه کردن فرد نسبت به بخش‌های پنهان روان اوست. اما مواجهه با حقایق نیازمند ظرفیت روانی (Psychological Capacity) است. انسان‌ها گاهی نه تنها ظرفیت پذیرش حقایق تلخ را ندارند، بلکه حتی تحمل هضم تجربیات مثبت، موفقیت‌های بزرگ و ثروت یکباره را نیز ندارند. 📌 ماهیت اراده آزاد دکتر قربانی توضیح می‌دهد که منکرِ وجود اراده آزاد (Free Will) نیست، اما تفسیر عامیانه از آن را نقد می‌کند. از منظر اول‌شخص، احساس اختیار (Feeling of Agency) یک تجربه بلافصل و نیازی واقعی است. اما از منظر سوم‌شخص و نگاه علمی، رفتارهای ما تحت حاکمیت علیت (Causality) قرار دارند و هیچ تصمیم یا اراده‌ای کاملاً مستقل و بی‌نیاز از علت (مثل تأثیرات ژنتیک، تربیت و محیط) رخ نمی‌دهد. 📌 نقد تقلیل‌گرایی و تأکید بر رویکرد هرمنوتیک ایشان از رویکرد صرفاً تجربی و تفکر تکنولوژیک (Technological Approach) در روان‌شناسی انتقاد می‌کنند که در آن سعی می‌شود انسان مانند یک شیء کنترل و برنامه‌ریزی شود. در عوض، بر اهمیت رویکرد هرمنوتیک و دیالوژیک (Hermeneutic and Dialogical Approach) تأکید می‌کنند که بر پایه گفتگوی متقابل و فهم پویای میان درمانگر و بیمار استوار است. 📌 آگاهی در هوش مصنوعی در مورد هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، از آنجا که سیستم‌های فعلی فاقد زیست‌شناسی (Biology)، جسم فیزیکی و نیازهای بیولوژیک هستند، نمی‌توان آن‌ها را دارای خودآگاهی (Consciousness) دانست. مگر اینکه در آینده پای هوش مصنوعی زیستی (Bio-AI) به میان بیاید. 📌 تداخل ارزش‌ها در علم در رد دیدگاه پوزیتیویستی رایج، دکتر قربانی معتقد است که علم روان‌شناسی نمی‌تواند کاملاً فارغ از ارزش (Value-free) باشد. سوگیری‌ها (Biases) و ارزش‌های شخصیِ محقق یا درمانگر، به طور اجتناب‌ناپذیری در پژوهش‌ها و جلسات درمان نفوذ پیدا می‌کنند. 📌 ذهن‌آگاهی (مایندفولنس) در بخش پایانی ویدئو، در خصوص ذهن‌آگاهی (Mindfulness) صحبت می‌شود. ایشان واژه «بهشیاری» را معادل دقیق‌تری می‌دانند و هدف آن را تبدیل شناخت‌های ناکارآمد ذهنی به شناخت‌های کارآمد و سازگارانه (Functional and Adaptive) با محیط پیرامون توصیف می‌کنند. 🔗 لینک مشاهده ویدیو در یوتوب مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

Creatio ex nihilo.pdf1.71 MB

#کتاب #فلسفه_تحلیلی #خلق_از_عدم خلق از عدم چیستی و چرایی نویسنده: آرش ابطحی ویراست دوم / تابستان ١۴٠۵ پیشگفتار مقدمه فصل اول:
#کتاب #فلسفه_تحلیلی #خلق_از_عدم خلق از عدم چیستی و چرایی نویسنده: آرش ابطحی ویراست دوم / تابستان ١۴٠۵ پیشگفتار مقدمه فصل اول: تَرَجُح بلامُرَجِح و ترجیح بلامُرَجِح فصل دوم: خلق فصل سوم: ضرورت و امکان فصل چهارم: بررسی نقد لایبنیتس فصل پنجم: صورت بندی در منطق جدید بواسطه نظریه مجموعه ها (ZFC) فصل ششم: تشریح تفصیلی مفهوم امکان فصل هفتم: تشریح تفصیلی مفاهیم «وجود» و «عدم» فصل هشتم: بداهت فصل نهم: علیت در فلسفه تحلیلی فصل دهم: نقد دفاعیه های علامه طباطبایی و شهید مطهری از علیت تامه فصل یازدهم: خلق از عدم فصل دوازدهم: مرور کلی ................. آنچه که این کتاب میگوید این است که علیت اصل نیست و محال بودن در قالب شهود عقلانی که دال بر بداهت نیست صرفاً ناظر به نقض علیت مبتنی بر علت ناقصه است که قبولش هم ضرورت ندارد ولی بواسطه استدلال دیگری عنوان می‌شود در هر حال نقیض علیت مبتنی بر علت ناقصه را در عمل می بایست کنار گذاشت و در توجیهات مورد بررسی ناظر به پیدایش پدیده ها دخالتش نداد مشابه فرضیه مغز در خمره و ثالثاً خلق از عدم امری ممکن هست و هیچ دلیل معتبری نمیتوان برای محال بودنش اقامه کرد.

کمی در باب #جهانی_از_هیچ (کلاهبرداری علمی‌ای که توسط یک تبلیغ ژورنالیستی-ایدئولوژیک آتئیستی از لاورنس کراوس شروع شد و بسط پیدا کرد تا بر علیه الهیات طبیعی و خداباوری باشد .....) لاورنس کراوس نه «کشفکننده»ی هیچِ کوانتومی بود و نه صرفاً یک روزنامه‌نگار علمی. نقش او را می‌توان «مبلغ و ترویج‌کننده‌ی عمومی کلاهبردار و تحریف‌کننده‌ی» این مفهوم در میان مردم دانست! ایده‌ی اینکه خلأ (Vacuum) در فیزیک کوانتوم، فضایی کاملاً تهی نیست، قدمتی بلند دارد و حاصل کار جمعی از فیزیکدانان برجسته است (و نه لاورنس کراوس آتئیست!). در اوایل قرن بیستم، آلبرت اینشتین و اتو اشترن محاسباتی را دربارهی «میدان نقطه-صفر» (zero-point field) انجام دادند. در دهه‌ی ۱۹۴۰، پاسکوال جردن پیشنهاد کرد که انرژی مثبت ماده میتواند با انرژی منفی گرانش، مجموعاً به صفر برسد (بعدها این فرضیه انرژی صفر هستی zero energy universe hypothesis توسط ریاضیات پروفسور ادوارد ویتن Edward Witten در IAS پرینستون، به چالش کشیده شد). اولین محاسبه‌ی قابل توجه توسط ریچارد فاینمن در سال ۱۹۶۲ انجام شد. اولین مقاله‌ی شناخته‌شده در این زمینه در سال ۱۹۷۳ توسط ادوارد تریون منتشر شد که پیشنهاد کرد جهان ممکن است از یک نوسان کوانتومی بزرگ در خلأ به وجود آمده باشد. اما واقعا نقش #لاورنس_کراوس (ترویج‌گر #شبه‌علم یا به عبارت بهتر، تقطیع‌گر-تحریف‌گر مفهوم حلاکوانتومی و نه کاشف خلاکوانتومی) چه بود؟ کراوس در کتاب پرفروش خود به نام «#جهانی_از_هیچ» (A Universe from Nothing) در سال ۲۰۱۲، این ایده‌ها را برای عموم مردم تبیین کرد. او استدلال کرد که قوانین مکانیک کوانتوم می‌توانند توضیح دهند که چگونه جهان ممکن است از «هیچ» (که منظور او خلأ فیزیکیِ کوانتومی است) پدید آمده باشد. اما بعدها مناقشه‌ها و نقدها راجع به اهمیت «هیچ» فلسفی شروع شد ..... کار کراوس با نقد شدید فیلسوفان و فیزیکدانانی مانند دکتر دیوید آلبرت مواجه شد. منتقدان معتقدند کراوس تعریف «هیچ» را #تغییر داده است! آن‌ها می‌گویند آنچه او «هیچ» مینامد، در واقع یک خلأ کوانتومی است که خودش دارای قوانین فیزیکی و انرژی است و بنابراین به معنای فلسفیِ «هیچ مطلق» نیست! در یک جمله بگویم: کراوس کاشف این مفهوم نبود، بلکه با زبانی عامه‌پسند، آن را به یکی از موضوعات داغ علمی-فلسفی ژورنالیستی زرد ایدئولوژیک شبه‌علمی آتئیستی تبدیل کرد و در این راه، با انتقادهایی درباره‌ی دقت علمی‌تجربی و دقت فلسفی‌علمی‌اش روبه‌رو شد! اما امان از تبلیغات جذاب ژورنالیستی زرد-شبه‌علمی و سرمایه‌گذاری‌های کلان-هدفمند که می‌تواند چرت‌ترین فرضیات را در نظر مردم-عوام و حتی خواص، فکت علمی نشان دهد!

⚡️جهان را فقط از پشت عینک تخصص خود نبینید روایتی از احیای فلسفه در دانشگاه شریف به روایت پروفسور #مهدی_گلشنی 📰برگرفته از روزنامه شریف شماره ۹۷۹ مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

باسمه‌تعالی آدرس کانال و گروه های ریاضی  در تلگرام ۱.کتاب الکترونیکی ریاضیات دکتر علی رجالی https://t.me/RejaliMathematicsContents ۲.گروه تخصصی ریاضیات و کاربردهای آن https://t.me/+Frg2QNzdw3QxMThk ۳.گروه آشنایی با مفاهیم  اولیه ریاضیات https://t.me/+qhs5NcDbRyk5OTY8 ۴.کانال فعالیت‌های های پژوهشی @Rejali_Math_Isfahan_University ۵.کتاخانه تخصصی هارمونیک  آنالیز  و ریاضیات https://t.me/harmoniclibrary ۶.کانال تاریخ ریاضیات،  فلسفه و هنر @RejaliMathematicsChannel ۷.گروه علمی و ادبی دکتر علی رجالی https://t.me/+REt7-ZN0xkIwZDY0

🔺 آیا آگاهی و هوش بدون بدن ممکن است؟ (گذار از تقلیل‌گرایی در مغزپژوهی)🔺 👥 مهمان این گفتگو، #پروفسور_نجل_رحیم، پزشک متخصص مغز و اعصاب (#نورولوژی) و علوم اعصاب (#نوروساینس) است که رویکرد تخصصی خود را فراتر از نگاه مکانیکیِ رایج، بر پایه «#مغزپژوهی_اجتماعی» و رویکردهای #پدیدارشناختی (به ویژه ملهم از موریس مرلوپونتی) بنا نهاده است. او در پیوند دادن پزشکی، هنر، و فلسفه برای درک بهتر آگاهی انسان تلاش می‌کند. دکتر رحیم پس از تحصیل پزشکی و تخصص در ایران [دریافت مدرک #دکترای_پزشکی (۱۳۵۲-۱۳۴۵) و تخصص #نورولوژی (۱۳۵۷-۱۳۵۴) از دانشگاه #شهید_بهشتی تهران] برای ادامه پژوهش‌های نوروساینس به بریتانیا-انگلستان رفت و در سال ۱۹۷۱ #دکترای_نوروساینس خود را از دانشگاه #شفیلد_انگلستان دریافت کرد. ⬅️ در این جلسه، استدلال‌ها و محورهای کلیدی زیر مطرح شد:👇🏻👇🏻 📌 تمایز مغزپژوهی اجتماعی با نوروساینس مکانیکی و روانکاوی کلاسیک دکتر نجل رحیم در نقد نگاه مکانیکی به مغز و همچنین نقد مکاتب روانکاوی (فرویدی و لاکانی) تأکید می‌کند که انسان قبل از آنکه زبانی (Linguistic) باشد، پیشازبانی (Pre-linguistic) و بدنمند (Embodied) است. در روانکاوی، ناخودآگاه ساختاری زبانی دارد (مانند مفهوم «نام پدر» در روانکاوی لاکان)، اما در مغزپژوهی اجتماعی، آگاهی (Consciousness) و سوژه‌گی (Subjectivity) انسان، از طریق حرکات، لمس، و رزونانس‌های بدنی و عاطفی در ارتباط با جهان و دیگری (بیناسوژه‌گی / Intersubjectivity) شکل می‌گیرد. زبان، خود روی پایه‌های پیشازبانی و ارتباطات بینابدنی بنا شده است. 📌 بدنمندی به مثابه پیش‌شرط آگاهی و نقد هوش مصنوعی یکی از استدلال‌های محوری این گفتگو این است که مغز هرگز در خلأ یا ایزولاسیون کار نمی‌کند. مغز در خدمتِ حفظ بقاء و هومئوستازی (Homeostasis) بدن تکامل یافته است. به همین دلیل، #هوش_مصنوعی بدون داشتنِ زیست‌مندی، احساسات فیزیکی (مثل ترس از به خطر افتادن بقا)، و بدنمندی، فاقد آگاهی و هوشِ حقیقی است؛ بلکه صرفاً در حالِ ادادرآوردن و #شبیه‌سازی (Simulation) آگاهی است. 📌فرهنگ، اخلاق و آگاهی در قلمرو حیوانات فرهنگ و اخلاق، خروجیِ مجرد و انحصاریِ یک شبکه عصبی منفرد در انسان نیستند، بلکه ماحصل تعامل «مغز-بدن-دیگری-جهان» هستند. بر این اساس، جاندارانِ دیگر نیز به فراخورِ ساختار بدنمند و اجتماعیِ خود، از پیش‌فرم‌های فرهنگ (Proto-culture) و اخلاق ساده (مثل عدالت‌جویی یا مراقبت) برخوردارند. تفاوت انسان با حیوان، تفاوت در بُعد بازتابی (Reflective Consciousness) و گستردگی ابزار نمادین (تاریخ مکتوب و زبان) است، نه تفاوتِ ماهوی در صفر و صدِ داشتن یا نداشتن آگاهی. 📌 نقد جبرگرایی زیستی (آزادی از دلِ بدنمندی) پاسخ دکتر رحیم به نگرانی‌های فلسفی پیرامونِ جبرگرایی زیستی (Biological Determinism) این است که زیست‌مندی به معنای محدودیت و زندان نیست، بلکه دقیقاً «پایه و امکانِ ظهورِ آزادی» است. آزادی انسان حاصلِ توانمندی‌های بیولوژیک ما برای گشودگی به جهان، خلق معنا و ارتباطِ بیناسوژه‌ای است. بدن، نه زندان انسان، بلکه «خانه آزادی» اوست. 📌 پزشکی به مثابه تلفیق علم و هنر در انتها، ایشان تأکید می‌کند که طبابت و شناخت ذهن، تنها یک علم محاسبه‌گر نیست. برای درک تروماها، اختلالات (نظیر زبان‌پریشی / Aphasia)، و ارتباط گرفتن با بیمار، هنر (موسیقی، نقاشی، ادبیات) ابزاری ضروری است. هنر زبانی است که در لایه‌هایی فراتر از کلام، بیناسوژه‌گی و همدلی را در انسان رقم می‌زند. 📚 لینک ویدیو: https://youtu.be/YZkqmnnU7Jc مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

فرمول اویلر از کجا می‌آید؟! #اثبات (عکس را باز کنید تا کامل ببینید.) @harmoniclib
فرمول اویلر از کجا می‌آید؟! #اثبات (عکس را باز کنید تا کامل ببینید.) @harmoniclib

🔺 از مارکسیسم تا ایمان: نقد یک بیوشیمیدان بر تقلیل حیات به فرگشت🔺 ویدئوی زیر روایت دکتر سای گارت (Sy Garte)، بیوشیمیدان و استاد دانشگاه، با پیشینه خانوادگی کاملاً مارکسیستی و خداناباورانه (Atheistic) است. او پس از سال‌ها فعالیت علمی، متوجه شد که جهان‌بینی ماده‌گرایانه (Materialism) نمی‌تواند پیچیدگی‌های حیات و آگاهی را تبیین کند و سرانجام به خداباوری گروید. 📌 نارسایی ماده‌گرایی در تبیین حیات: گارت با مطالعه مکانیک کوانتومی دریافت که جهان فیزیکی بسیار پیچیده‌تر از تقلیل‌گرایی مادی (Materialistic Reductionism) است. از منظر زیست‌شناسی نیز، مفاهیمی چون آگاهی (Consciousness)، غایت‌مندی (Purpose) و عاملیت (Agency) –حتی در سطح باکتری‌ها– با قوانین خشک و بی‌روح فیزیک و شیمی قابل تبیین نیستند. او نفی وجود آگاهی یا اراده آزاد (Free Will) توسط برخی خداناباوران جدید را کاملاً غیرمنطقی و خودمتناقض می‌داند. 📌 تمایز تکامل و خاستگاه حیات: او تاکید می‌کند که فرگشت (Evolution) تنها زمانی معنا دارد که ارگانیسمی با توانایی بازتولیدِ بسیار دقیق وجود داشته باشد؛ مکانیزمی که خود نیازمند پیچیدگی خارق‌العاده‌ای (مانند سنتز پروتئین و کد ژنتیکی) است. بنابراین، فرگشت به هیچ‌وجه نمی‌تواند خاستگاه حیات (Origin of Life) را توضیح دهد. شیمیِ صِرف توانایی ایجاد چنین سیستمی را ندارد. 📌 رد مغالطه خدای رخنه‌ها-حفره‌ها: گارت معتقد است استناد به خدا برای تبیین پیچیدگی‌های کد ژنتیکی، مغالطه خدای رخنه‌ها (God of the Gaps) نیست. این نتیجه‌گیری بر مبنای آنچه «نمی‌دانیم» نیست، بلکه دقیقاً بر اساس آن چیزی است که «می‌دانیم»؛ ما از نظر علمی می‌دانیم که فرآیندهای شیمیاییِ هدایت‌نشده نمی‌توانند اطلاعات و کدهای زبانی (مانند DNA) تولید کنند. 📌 افسانه تعارض علم و دین: او تأکید می‌کند که علم مدرن اساساً در بستری خداباورانه و با هدف کشف قوانین الهی طبیعت شکل گرفت. فرگشت یک تئوری علمی است که نحوه تغییرات جمعیت‌ها را نشان می‌دهد، اما نه رقیب خداست و نه می‌تواند جایگزین خالق در تبیین خاستگاه هستی و آگاهی انسان شود. 📚 لینک ویدیو: https://youtu.be/odL4w7Vj8-0?si=a3OrEerLNpwrr_n4 مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🔳 عنوان کتاب: خودآگاهی و جهان؛ فیزیک کوانتوم، تکامل، مغز و ذهن 🔵 آیا آگاهی صرفاً پدیده‌ای جانبی و تصادفی در این جهان خاص است؟ یا اینکه خودِ مفهوم «جهان» به وجود آن وابسته است؟ آیا آگاهی تنها واقعیت را ادراک می‌کند، یا واقعیت به آن وابسته است؟ آیا آگاهی صرفاً به عنوان پیامدی از تکامل پدیدار شد؟ یا اینکه به نوعی، همواره در جهان حضور داشته است؟ در این کتاب به این پرسش‌ها و مباحث دیگر پرداخته می‌شود. ✍️ گردآورندگان: راجر پنروز – استوارت همروف _ سوبهاش کاک کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇 @vahidbehmaram1371 🆔 @ReligionandScience2021

🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ا
🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ایران در حوزه‌های فلسفه و منطق، علوم‌شناختی، روان‌شناسی، علوم اعصاب، هوش مصنوعی و … است. این کانال به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید از مطالب معتبر در حوزه‌های مختلف علمی بهره ببرید و بنابر علاقه‌ خود در رویدادهای علمی مرتبط شرکت نمایید. لطفا برای پیدا کردن کانال معتبر مورد علاقه خود، روی لینک دعوت‌نامه کلیک کنید. ⭐️پ.ن: محتمل است کانال شما نیز برگزیده باشد اما تاکنون افتخار ارتباط حاصل نشده باشد. بدین منظور به آیدی مدیر تبلیغات پیام دهید تا عضو برگزیدگان شوید: 👨🏻‍💼@advertis_manager 📌 لینک دعوت‌نامه تقدیم‌تان ⬇️: 💌 https://t.me/addlist/pbOe5fcXvHg4ZmY0

🔺معمای خاستگاه حیات: چگونه پژوهش‌های بیوشیمی به طراحی هوشمند اشاره می‌کنند؟🔺 این ویدئو روایت فاز رانا (Fazale Rana)، بیوشیمیدانی است که پس از سال‌ها ندانم‌گرایی (Agnosticism) به خداباوری روی آورد. او در جریان تحقیقات خود در زمینه بیوشیمی، با بررسی پیچیدگی و ظرافت سیستم‌های زیستی به این نتیجه رسید که تبیین‌های طبیعت‌گرایانه برای خاستگاه حیات (Origin of Life) به لحاظ علمی ناکافی هستند: 📌 چالش تکامل شیمیایی: در فرضیه تکامل شیمیایی (Chemical Evolution)، ادعا می‌شود که مولکول‌های پیشازیستی (Prebiotic Molecules) در شرایط زمینِ اولیه به طور تصادفی به هم پیوسته و اولین پیش‌سلول‌ها (Protocells) را شکل داده‌اند تا در نهایت نیای مشترک جهانی (LUCA) پدید آید. 📌 معضل دخالت کنترل‌شده در آزمایشگاه: رانا به یک چالش اساسی اشاره می‌کند که در مجامع علمی به «معضل دخالت ناموجه پژوهشگر» (Problem of Unwarranted Researcher Involvement) یا «تنگنای دست خدا» (Hand of God Dilemma) معروف است. شیمیدانان آلی در آزمایشگاه‌ها، شرایط محیطی را به شدت کنترل و هدایت می‌کنند تا واکنش‌های شیمیاییِ منجر به حیات رخ دهد؛ نظم و هدایتی که در محیط آشفته زمین اولیه اصلاً وجود نداشته است. 📌 نشانه‌های طراحی هوشمند: او استدلال می‌کند که موفقیت این آزمایش‌ها بیش از آنکه تکامل تصادفی را ثابت کند، نشان می‌دهد که شکل‌گیری حیات نیازمند یک عامل هوشمند (Intelligent Agency) است. این استدلال از نوع مغالطه خدای رخنه‌ها-حفره‌ها (God of the Gaps) نیست؛ بلکه بر این اصل استوار است که هرگاه در علم با پیچیدگی و طراحی (Complexity and Design) مواجه می‌شویم، منطقاً باید ردپای یک ذهن و آگاهی را جست‌وجو کنیم. 📚 لینک ویدئو: https://youtu.be/w755X5hETXU?si=dZBvNvj81_XRuZll مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

باسمه‌تعالی آدرس کانال و گروه های ریاضی، دکتر علی رجالی ، در تلگرام ۱.گروه فهرست مطالب کانال فعالیت‌های پژوهشی https://t.me/RejaliMathematicsContents ۲.گروه تخصصی ریاضیات و کاربردهای آن https://t.me/+Frg2QNzdw3QxMThk ۳.گروه آشنایی با مفاهیم  اولیه ریاضیات https://t.me/+qhs5NcDbRyk5OTY8 ۴.کانال فعالیت‌های های پژوهشی @Rejali_Math_Isfahan_University ۵. کانال کتابخانه تخصصی آنالیز هارمونیک  و ریاضیات https://t.me/harmoniclibrary ۶.کانال تاریخ ریاضیات،  فلسفه و هنر @RejaliMathematicsChannel

🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ا
🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ایران در حوزه‌های فلسفه و منطق، علوم‌شناختی، روان‌شناسی، علوم اعصاب، هوش مصنوعی و … است. این کانال به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید از مطالب معتبر در حوزه‌های مختلف علمی بهره ببرید و بنابر علاقه‌ خود در رویدادهای علمی مرتبط شرکت نمایید. لطفا برای پیدا کردن کانال معتبر مورد علاقه خود، روی لینک دعوت‌نامه کلیک کنید. ⭐️پ.ن: محتمل است کانال شما نیز برگزیده باشد اما تاکنون افتخار ارتباط حاصل نشده باشد. بدین منظور به آیدی مدیر تبلیغات پیام دهید تا عضو برگزیدگان شوید: 👨🏻‍💼@advertis_manager 📌 لینک دعوت‌نامه تقدیم‌تان ⬇️: 💌 https://t.me/addlist/pbOe5fcXvHg4ZmY0

#پیام_موقت #تبادل

🗯 «کسی که جملات رو ادا می‌کنه، شمشیر رو پایین میاره»، «عشق، بلای جانِ شرافت و مرگِ وظیفه‌ست»، «وقتی بازی تاج و تخت رو انجام میدی، یا می‌بری یا می‌بازی. حد وسطی وجود نداره.» به نظرم سریال «بازی تاج و تخت» با چنین دیالوگ‌هایی، به اضافۀ قصه‌پردازی قوی، شخصیت‌پردازی پیچیده و ستیزی که توی قلب داستانش داره، تونست مخاطب‌های زیادی رو جذب خودش کنه. جمله‌ای منسوب به ویلیام فاکنر هست (که اتفاقاً جورج مارتین هم اون رو جایی نقل کرده) که میگه «تنها داستانی که ارزش گفتن دارد، ستیز قلب انسان با خودش است». ما این ستیز رو بارها و بارها توی «بازی تاج و تخت» می‌بینیم؛ چه اون‌جایی که یه کوتولۀ تنها و بدشکل تمام تلاشش رو داره می‌کنه که توی جامعه‌ای که به اون به دیدۀ تحقیر نگاه می‌کنه زنده بمونه، چه اون‌جایی که یه دوست تقلا می‌کنه که پادشاه بی‌مسئولیت روی تخت پادشاهی باقی بمونه، و چه اون‌جایی که یه مادر باید بین خانواده و وظیفه‌ش، یکی رو انتخاب کنه. 🗯 «زمستون در راهه». عموماً این جمله با ترس گفته میشه. پدری قراره گردن یه نفر رو بزنه و می‌خواد که پسر 10ساله‌ش هم این صحنه رو ببینه. مادر تذکر میده که پسرشون فقط 10 سالشه و پدر پاسخ میده «برای همیشه یه پسربچه نمی‌مونه؛ و زمستون در راهه». گویی در راه بودن زمستون باعث میشه که حتی یه بچۀ 10ساله هم باید آماده باشه. آمادۀ چی؟ دیوار ممکنه نتونه در برابر زمستون مقاومت کنه و «اون‌ها» ممکنه که همۀ ما رو بکشن. به این ترتیب همۀ انسان‌ها می‌میرن. همونطوری که اهالی براووس میگن: «والار مورگولیس»، همه فناپذیرن. توی براووس یه جملۀ دیگه‌ای رو هم دربارۀ انسان میگن: «والار دوهاریس»، همه باید خدمت کنن. به کی باید خدمت کنیم؟ به خدایان؟ حاکمان؟ اگه زمستون واقعاً در راهه، خدمت‌کردن به چه کسی فایده داره؟ 🗯 چه کسی باید توی هفت‌پادشاهی وستروس حکومت کنه؟ این مسئله رو میشه زیربنای اساسی کل سریال «بازی تاج و تخت» دونست. ارتش لنیسترها از کسترلی راک به سمت شمال، در حمایت از پادشاه جوون، جافری، پیشروی می‌کنه. خاندان سلطنتی براتیون دچار تفرقه شده، چون استنیس و رنلی (دو برادر پادشاه قبلی) هر کدوم ادعای سلطنت دارن. راب استارک توی وینترفل اعلام پادشاهی می‌کنه و میگه که مطیع کسی نیست. از جزایر آهن، ناوگان ترسناک گریجوی‌ها برای تصرف شمال به راه می‌افتن. توی چنین وضعیتی، توی سرزمین‌های شرقیِ دورِ دوتراکی، دنریس تارگرین، آخرین بازماندۀ سلسله‌ای که سیصد سال توی هفت‌پادشاهی حکومت کرد، یه سری از عشایر سواره‌نظام نترس رو برای فتح دوبارۀ سرزمین مادریش بسیج کرده. 🗯 چنین وضعیتی منو یاد نظریات توماس هابز دربارۀ سیاست میندازه. هابز واقعاً داستانی شبیه به «بازی تاج و تخت» رو تجربه کرد. هابز توی سدۀ هفدهم حامی وفادار خاندان بزرگ استوارت بود. استوارت‌ها هم بر انگلستان و هم اسکاتلند و هم ایرلند حکومت می‌کردن. میشه این سرزمین وسیع رو چیزی شبیه هفت‌پادشاهی در نظر گرفت. استوارت‌ها مثل تارگرین‌ها توی یه جنگ داخلی وحشتناک توسط رعایای خودشون سرنگون شدن. شاه چارلز اول از خاندان استوارت، مثل شاه دیوانه، ایریس دوم از خاندان تارگرین، توی این شورش کشته شد. پسر چارلز اول، شاهزاده چارلز، مثل ویسریس و دنریس تارگریان از اون سرزمین فرار کرد تا برای برگشت به قدرت نقشه بکشه. هابز معلم خصوصی شاهزاده چارلز بود؛ یعنی هابز اگه توی «بازی تاج و تخت» می‌بود، می‌شد معلم خصوصی دنریس تارگرین. 📢 هابز نظریات خودش رو دربارۀ ماهیت انسان، با استفاده از مشاهدات خودش توی وضعیتی شبیه به «بازی تاج و تخت» ساخت و مطرح کرد. هابز معتقد بود که مردم فقط از روی منافع شخصی خودشون عمل می‌کنن و ادعا می‌کرد هیچ انسانی چیزی نمیده، مگر با نیت خیر و سود برای خودش. البته مردم اغلب وانمود می‌کنن که اهداف والایی دارن. سوگندهای پرشور وفاداری به تاج و تخت توی انگلستانِ زمان استوارت، به همون اندازه توی کینگز لندینگِ «بازی تاج و تخت» هم رایج بود. اما پشت این ظاهرِ سوگند وفاداری‌ها، ما با خودخواهی انگیزه می‌گیریم. همۀ ما به نوعی لرد لیتل‌فینگر هستیم. جایی که مردم مجبور به اطاعت از قوانین نباشن، چیزی جز هرج‌ومرجِ خشونت‌آمیز به وجود نمیاد؛ «جنگ همه علیه همه». وقتی هر کسی بتونه هر کاری رو که می‌خواد انجام بده، زندگی به گفتۀ هابز «منزوی، فقیرانه، زننده، وحشیانه و کوتاه» میشه. هیچ‌کس توی چنین هرج‌ومرجی در امان نیست. چه کسی می‌تونه انسان‌ها رو کنترل کنه؟ هابز پاسخ می‌داد یک هیولا، هیولای دریایی عظیم آتشین. آیا اژدهای «بازی تاج و تخت» همون لویاتان نیست؟ ✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh «اینقدر هارم که چیزی نمی‌کنه اذیتم؛ فرق دارم با هر کی تحمیل کرد بهم وضعیتم؛ چه سخت بود ببینم خودمو بخشی از جمع؛ و قایم کنم فرهنگمو پشت طبیعتم» (بگوشم / بهرام نورایی) @philosophycafe

🔺گذر یک مهندس ناسا از آتئیسم به خداباوری: تأملی بر محدودیت‌های علم در تبیین حیات🔺 ویدئوی کوتاه زیر، روایتی از یک مهندس ناسا است که در دوران جوانی خود را یک آتئیست (Atheist) می‌دانست اما در دوران کالج و از طریق مواجهه با تعصبات جامعه علمی نسبت به خداناباوران، دیدگاهش تغییر کرد. این ویدئو همچنین شامل ارجاعی به پروفسور جیمز تور (James Tour)، شیمی‌دان برجسته است: 📌 نقد جزم‌اندیشی در علم: او در کالج متوجه شد که یک استاد فلسفه تلاش می‌کرده دانشجویان مهندسی را مجبور به امضای یک تعهدنامه مبنی بر پذیرش بی‌چون‌وچرای تکاملِ نئوداروینیستی و منشأ کاملاً طبیعی حیات کند. او دریافت که این سطح از جزم‌اندیشی دیگر علم (Science) نیست، بلکه تبدیل تکامل به یک دین (Religion) است؛ جایی که پرسشگری با خشم پاسخ داده می‌شود. 📌 چالش‌های نئوداروینیسم و اطلاعات ژنتیکی: او از منظر مهندسی به نقد نئوداروینیسم و جهش‌های تصادفی (Random Mutations) می‌پردازد و معتقد است جهش‌ها به جای افزودن اطلاعات به ژنوم، باعث تخریب آن می‌شوند (همان‌طور که مواد جهش‌زا در آزمایشگاه‌ها خطرناک شمرده می‌شوند). 📌 نقد پیدایش حیات از ماده بی‌جان (Abiogenesis): در بخش پایانی، به نقل از دکتر جیمز تور اشاره می‌شود که اطلاعات (Information) درون DNA بنیادی‌تر از خودِ ماده است. احتمال اینکه مولکول‌های پیچیده (پروتئین‌ها، اسیدهای نوکلئیک و...) به صورت تصادفی با مقادیر و ترکیبات دقیق برای شکل‌دهی اولین سلول زنده کنار هم قرار گیرند، تقریباً صفر است. پروفسور تور این فرآیند را معادل تبدیل شدن یک جعبه پر از حروف الفبای تصادفی به یک کتابخانه منظم و معنادار می‌داند. 📚 لینک ویدیو: https://youtu.be/mKfGR-WKN9Y?si=1gr_Y2RG0CPSDsm6 مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

باسمه‌تعالی زندگی‌نامهٔ گادفری هارولد هاردی گادفری هارولد هاردی، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان انگلیسی سدهٔ بیستم و از چهره‌های تأثیرگذار در نظریهٔ اعداد و آنالیز بود. او در ۷ فوریهٔ ۱۸۷۷ میلادی در کرنلیج، در شهرستان ساری انگلستان، به دنیا آمد . 🌸 هاردی از دوران کودکی استعداد فوق‌العاده‌ای در ریاضیات داشت. تحصیلات مدرسه‌ای خود را در دانشکدهٔ وینچستر گذراند و سپس در سال ۱۸۹۶ میلادی وارد دانشکدهٔ کمبریج شد. در کمبریج ابتدا تحت تأثیر روش‌های آموزشی رایج قرار نگرفت و حتی مدتی به تغییر رشته و مطالعهٔ تاریخ اندیشید؛ اما آشنایی او با «لاو» نقطهٔ عطفی در زندگی علمی‌اش بود. لاو او را با تحلیل ریاضی جدید و آثار جوردان آشنا کرد و هاردی بعدها این دوره را آغاز واقعی زندگی خود به‌عنوان یک ریاضی‌دان دانست. 🌸 هاردی بیشتر عمر علمی خود را صرف ریاضیات محض کرد. حوزه‌های اصلی کار او عبارت بودند از: ۱. نظریهٔ اعداد؛ ۲. آنالیز حقیقی و مختلط؛ ۳. سری‌ها و انتگرال‌ها؛ ۴. توزیع اعداد اول؛ ۵. نظریهٔ توابع؛ ۶. نظریهٔ اعداد تحلیلی. 🌸 او به زیبایی و ظرافت ریاضیات محض علاقهٔ فراوانی داشت و معتقد بود ارزش ریاضیات تنها در کاربردهای عملی آن نیست، بلکه زیبایی و عمق فکری آن به‌خودی‌خود ارزشمند است. هاردی در سال ۱۹۱۹ به‌عنوان استاد هندسهٔ ساویل در دانشگاه آکسفورد منصوب شد و در سال ۱۹۲۰ سخنرانی افتتاحیهٔ خود را با عنوان «تعدادی از مسائل مشهور در نظریهٔ اعداد» ارائه کرد. 🌸 یکی از مشهورترین بخش‌های زندگی هاردی، ارتباط او با نابغهٔ هندی، سری‌نیواسا رامانوجان، است. در سال ۱۹۱۳ هاردی نامه‌ای از رامانوجان دریافت کرد که در آن تعدادی از نتایج ریاضی شگفت‌انگیز او آمده بود. هاردی دریافت که نویسندهٔ نامه استعدادی استثنایی دارد و زمینهٔ حضور او را در کمبریج فراهم کرد. 🌸 همکاری هاردی و رامانوجان یکی از درخشان‌ترین همکاری‌های تاریخ ریاضیات شد. آنان در نظریهٔ اعداد، سری‌ها و توابع عددی نتایج مهمی به دست آوردند. هاردی بعدها بارها از نبوغ استثنایی رامانوجان سخن گفت و نقش مهمی در معرفی آثار او به جامعهٔ ریاضی جهان داشت. 🌸 از مهم‌ترین دستاوردهای هاردی، کارهای او در نظریهٔ اعداد تحلیلی بود. او همراه با «لیتل‌وود» مجموعه‌ای از نتایج عمیق را در زمینهٔ اعداد اول، توابع تحلیلی و مسائل نظریهٔ اعداد به دست آورد. همچنین مقالهٔ مشهور او با رامانوجان دربارهٔ اعداد مرکب و تابع تقسیم اعداد از آثار مهم تاریخ نظریهٔ اعداد به شمار می‌آید. 🌸 یکی از مشهورترین آثار هاردی کتاب «دفاعیهٔ یک ریاضی‌دان» است که در سال ۱۹۴۰ منتشر شد. این کتاب نه یک کتاب درسی ریاضی، بلکه تأملی دربارهٔ زندگی یک ریاضی‌دان، ماهیت ریاضیات و زیبایی آن است. این اثر هنوز هم یکی از مشهورترین نوشته‌ها دربارهٔ فلسفه و زیبایی ریاضیات محسوب می‌شود. هاردی در این کتاب بر زیبایی، خلاقیت و ماندگاری ریاضیات تأکید می‌کند و از این دیدگاه دفاع می‌کند که ریاضیات محض می‌تواند همانند یک اثر هنری ارزشمند باشد. 🌸 در سخنرانی افتتاحیهٔ خود در دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۲۰، هاردی می‌گوید: «شاید ریاضیات تنها موضوعی در جهان باشد که دربارهٔ آن می‌توان گفت فهمیدنش واقعاً دشوار است و نه‌تنها هیچ‌کس از ناتوانی در فهم آن شرمنده نیست، بلکه حتی بیشتر مردم آمادگی دارند ناتوانی خود در فهم آن را اغراق‌آمیز جلوه دهند تا اینکه آن را پنهان کنند.» این سخن نشان‌دهندهٔ نگاه خاص هاردی به دشواری و در عین حال زیبایی ریاضیات است. 🌸 هاردی همچنین به زیبایی ریاضی اهمیت بسیار زیادی می‌داد و جملهٔ معروف دیگری از اوست: «زیبایی نخستین آزمون است؛ برای ریاضیات زشت، جایگاه ماندگاری در جهان وجود ندارد.» هاردی در سال ۱۹۳۱ به کمبریج بازگشت و صاحب کرسی سَدلِیریَن در ریاضیات محض شد. او تا پایان عمر به پژوهش و آموزش ریاضیات ادامه داد. با وجود مشکلات جسمی در سال‌های پایانی زندگی، همچنان به ریاضیات علاقه‌مند بود. 🌸 هاردی را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین مدافعان ریاضیات محض در قرن بیستم دانست. اهمیت او تنها به قضایا و مقالاتش محدود نمی‌شود؛ بلکه او در معرفی و پرورش استعدادهای ریاضی نیز نقش مهمی داشت، به‌ویژه در مورد رامانوجان. زندگی هاردی نمونه‌ای برجسته از این باور است که ریاضیات فقط ابزار حل مسائل عملی نیست؛ بلکه عرصه‌ای برای کشف حقیقت، خلاقیت و زیبایی ذهن انسان است. 🌸 اگر بخواهیم زندگی او را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت: هاردی ریاضی‌دانی بود که ریاضیات را نه صرفاً یک علم، بلکه هنری برای کشف زیبایی‌های پنهان جهان می‌دانست.هاردی در ۱ دسامبر ۱۹۴۷ در کمبریج، در ۷۰سالگی، درگذشت. تهیه و تنظیم دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان) ۱۴۰۵/۶/۱۳ @RejaliMathematicsChannel