ch
Feedback
شعرهایی که نخوانده ای...

شعرهایی که نخوانده ای...

前往频道在 Telegram

در زندگی مطالعه‌ی دل غنيمت است خواهی بخوان و خواه مخوان! ما نوشته‌ايم... ادمین: @mehdighasemi58

显示更多
884
订阅者
-124 小时
+27
+930
帖子存档
اگر دلدار بی مهر است من هم غیرتی دارم! گر او رفت از نظر،من نیز خواهم رفت از یادش... #شاپور_طهرانی @hivadarman

اشکیم و چشم غم زده دارالشفای ماست بی شک حسین گریه کن کربلای ماست غم داده است و مهلت زاری نداده دهر هر جا بساط گریه به پا شد عزای ماست ابن القلیل ها به زیادی رسیده اند سودای حاکمیت ری خون بهای ماست جان و جوان و نان و امان را گرفته اند دریای خون روایتی از ماجرای ماست از بس سکوت کرده و در خانه مانده ایم هر جا سری به نیزه بلند است پای ماست این کشته ی فتاده به هامون جوان ماست آن نام روی پرچم دشمن خدای ماست! ای نو خلیفه! سرخوش این جنگ ها نباش نوریم و هر شکست فقط ابتدای ماست #محمدرضا_میرزازاده @hivadarman

شعر تازه‌ای از سیدعلی صالحی مقابلِ غسالخانه‌ی کلمات همه... همه‌ی رفتگان به تا ابد داغدارِ ما بازماندگان خویش‌اند: پس تو نیز سیاه‌پوشِ پیاده‌گانی باش که برای کنار کشیدن پرده‌ها تنها از جانِ پنهان خود گذشته‌اند. گذشتند تا آشکار عاشقانه‌ترین ترانه‌ی شاعران شوند. @hivadarman

‌‌ چرا ز هم بگریزیم؟ راهمان که یکی‌ست سکوت‌مان، غم‌مان، اشک و آه‌مان که یکی‌ست چرا ز هم بگریزیم؟ دست کم یک عمر مسیر میکده و خانقاه‌مان که یکی‌ست تو آن سپیدی روزی، من این سیاهی شب هنوز گردش خورشید و ماه‌مان که یکی‌ست تو از سلاله‌ی لیلی، من از تبار جنون اگر نه مثل همیم، اشتباه‌مان که یکی‌ست من و تو هر دو به دیوار و مرز معترضیم چرا دو توده‌ی آتش؟ گناه‌مان که یکی‌ست اگرچه رابطه‌هامان کمی کدر شده است چه باک! حرف و حدیث نگاه‌مان که یکی‌ست #محمد_سلمانی @hivadarman

به حیرتم که چه سان می‌خورد به دل تیرَت تو را که هیچ نظر نیست بر‌نشانهٔ خویش #صیدی_تهرانی @hivadarman

حتي يك دقيقه هم فنجان‌ها و مرا در انتظار لبهايت نمی‌گذاشتی و دقيقا مي دانستی چه عطری بزنی تا خيال كنم در كافه‌ای در پاريس دارم براي معشوقه ای شرقی شعرهای نگفته ام را اعتراف می‌كنم مي دانستی در كدام لحظه و لابه لاي كدام كلمات دستهايم را بگيری و در چشمانم غرق شوی تا قلبم حساب شمارش از دستش در برود برگردد از نو بشمارد كم بياورد بايستد... تو بدون شك معلم رياضي بودي وگرنه هيچ كس جز اين نمي توانست اينگونه حساب شده مرا از پا دربياورد #مهدی_قاسمی @hivadarman

در این سحر که سحرهای دیگری دارد دلِ من از تو خبرهای دیگری دارد من آدمم، ولی این قلبِ عاشق از شوقت فرشته‌ای‌ست که پَرهای دیگری دارد به نامِ مرگ، گلی آمده مرا ببرد دلم هوای سفرهای دیگری دارد همیشه بارِ دعا، میوه‌ی اجابت نیست دلِ شکسته هنرهای دیگری دارد و آخرین‌قدمِ عاشقی رسیدن نیست که گاه عشق، اگرهای دیگری دارد هزارمرتبه عاشق شدی ندانستی که عشق، خونِ جگرهای دیگری دارد قرار نیست که با مرگِ خود تمام شویم در آن جهان که دگرهای دیگری دارد #محمدسعید_میرزایی @hivadarman

اگر شب رفتنی شد ،صبحِ آزادی نیامد چه؟ اگر ضحاک ماند و کاوه ی شادی نیامد چه ؟ در آن حجله که با خون هزار عاشق مزین شد عروس بخت حاضر بود و دامادی نیامد چه؟ خدای خوب مظلومان خدای ظالمان هم هست اگر داد از خدا خواهیم و امدادی نیامد چه؟ اگر این چند سالِ دادخواهی با جناب حق فرشته گفته باشد هیچ  فریادی نیامد چه؟ در این خشکیده باغِ هرزه خویِ باغبان پرور اگر هرگز بشارت های آبادی نیامد چه؟ فلک را گیرم آوردم برای لقمه ی نانی مه و خورشید و ابر آماده شد بادی نیامد چه؟ کلان کوهی ست بدبختی،که باید از میان برداشت اگر از صلب مردان مثل فرهادی نیامد چه؟ رهایی را به لطف حضرت صیاد می خواهیم اگر در دام او  ماندیم و صیادی نیامد چه؟ اگر های فراوانی ست لیکن من نمی دانم اگر پشت بلوغ مرگ میلادی نیامد چه ؟ #احمد_جم @hivadarman

بیمار عشق را، ز مسیحا چه فایده  دارد لب تو فایده، اما چه فایده دیشب چه خودکشی که نکردم به کوی تو بیرون نیامدی به تماشا، چه فایده... #نادم_لاهیجی @hivadarman

با رفتنت خیلی چیزها روشن شد تکلیفم سیگارم سیگارم سیگارم #بهزاد_رحیمی @hivadarman

بر خودخورى‌ام بی‌خبران خرده نگیرید دیری‌ست در این دام کهن، دانه‌ی خویشم … #فاطمه_مشاعی @hivadarman

به شکلی ساده‌تر در شعرهای قبل از این گفتم؛ تو «عشق آسمانی» بودی و من از «زمین» گفتم! مسیر گفتگوی عاشقان چندان مشخص نیست! تو از‌ «آب و هوا» گفتی، من از «دیوار چین» گفتم! همیشه «حرف‌ها» از «فکرها» سرچشمه می‌گیرند! تو از «میدان آزادی»، ولی من از «اوین» گفتم! تو با احساس از «آهنگ‌های هوش مصنوعی»! ؛ من از گلپا و ستار و مهستی و معین گفتم! تو وقتی لال میکردی مرا با حرف‌های خود؛ جوابت را -به جای واژه‌ها- با نقطه‌چین گفتم! هزاران بار پیش آمد که بعد از گفتگو با تو - خودم را سرزنش کردم: چرا من اینچنین گفتم؟! نمی‌شد هیچ یک دست از سر این عشق برداریم!: (اگر چه تو «مردٌد» بودی و من با «یقین» گفتم!) خودم با دست خود یک روز در آتش می‌اندازم - تمام شعرهایی را که زیر ذره‌بین گفتم! تو مثل میهن‌ام بودی که من را بارها پس زد! ولی من باز هم -با عشق- از این سرزمین گفتم! رها شد در میان موج‌های مرده، بعد از تو - به جای «دل» به قلبم «قایق بی‌سرنشین» گفتم! تو می‌گفتی یکی از ما دوتا بی‌عشق می‌میریم! عزیزم! فکر کن لطفاً! مگر من غیر از این گفتم؟! #اصغر_عظیمی_مهر @hivadarman

آدما خیلی دیر میرسن، خیلی دیر محبت کنن، خیلی دیر میفهمنت، خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا همین فاصله هاست که از چشمت میوفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.

تحلیلِ حلاوتِ مرگ دیگر کسی را به یاد نمی‌آورم، گاهی فقط جنازهٔ خستهٔ خود را به سختی از این شانه به آن شانه جا به جا می‌کنم. آخر این چه روزگاری‌ست که حروف از کنار آمدن با هر کلمه‌ای احتیاط می‌کنند. حالا متوجه می‌شوی… آدمی چرا از آدمی هراسان است؟! وقتی که شب با هزار دست تاریک تکانم می‌دهد: بیدار شو ! من چطور به روشناییِ لرزانِ این شمعِ مُرده اعتماد کنم!؟ تنهایی تنهایی تنها… تنهایی خوب است، هر چند تنهایی تاوانِ هول‌آوری دارد. #سیدعلی_صالحی @hivadarman

تنهایم‌ تنها مثل آن ساعت بچگانه که سال‌ها پیش در جنگل افتادُ حالا در دست درختی‌ست، کار می‌کنم اما به کار نمی‌‌آیم‌ #کیانوش_خا
تنهایم‌ تنها مثل آن ساعت بچگانه که سال‌ها پیش در جنگل افتادُ حالا در دست درختی‌ست، کار می‌کنم اما به کار نمی‌‌آیم‌ #کیانوش_خانمحمدی @hivadarman

خوش به حال انارها دلتنگ که می شوند می ترکند باغستان انار، روستای زیرتنگ ، شهرستان کوهدشت @hivadarman
خوش به حال انارها دلتنگ که می شوند می ترکند باغستان انار، روستای زیرتنگ ، شهرستان کوهدشت @hivadarman

بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده از زمین تا آسمان فرق من و فرهاد باد من به مژگان میکنم، آن کارکو با تیشه کرد صد هزاران فر
بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده از زمین تا آسمان فرق من و فرهاد باد من به مژگان میکنم، آن کارکو با تیشه کرد صد هزاران فرق ریزه موی، با پولاد باد #میرزاده_عشقی @hivadarman

در روزهای بی‌نفسی هم‌نفس کجاست یک عشق یک تبسم دور از هوس کجاست من خسته از رهایی و بی‌سرپناهی‌ام بال و پری نمانده برایم قفس کجاست گفتی مگو به هیچ‌کسی راز خویش را من حاضرم بگویم آن هیچ‌کس کجاست برگرد ای جوانی از دست رفته‌ام ای عمر اشتیاق قدیم تو پس کجاست؟ فریاد می‌زنیم و به جایی نمی‌رسد نشنیده ماند ناله‌ی ما دادرس کجاست #عطیه‌سادات_حجتی @hivadarman

در مورد نقشه های شیطانی شمر بی‌رحمی و خوی غیر انسانی شمر امسال دوباره روضه‌خوانی داریم در مسجد شهر با سخنرانی شمر #محمد_باباصفری @hivadarman

شعرهایی که نخوانده ای...: اولاً: أحبك! ثانیاً: مهما حدث بیننا لاتنس أولاً ... اولاً: دوستت دارم ثانیاً: هر آن‌چه بینمان رخ داد، اولاً را از یاد نبر ... #محمود_درویش @hivadarman