☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
前往频道在 Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
显示更多4 981
订阅者
+1024 小时
+707 天
+27330 天
帖子存档
استاد فاطمینیا(ره) میگفتن تو حرمِ حضرت معصومه(س) یه آقاشیخحسینِ مسئلهگو بود که شبها این کتابِ منازلالاخره رو میگرفت دستش و برایِ مردم میخوند، پدرِ شیخعباس قُمی یه نونوا بود که میرفت پایِ منبر
همین شیخِ مسئلهگو، شبها میومد خونه به شیخعباس میگفت جات خالی، شیخحسینِ مسئلهگو یه کتابِ منازلالاخره به دست میگیره و میخونه، بیا بشین پایِ حرفهاش تا بفهمی. شیخعباس هم میگه دعا کنید تا بفهمم و هیچوقت به پدر نمیگه نویسندهیِ اون کتاب خودشه.
-ما زیادی «اینجا» رو جدی گرفتیم..
Repost from درواقع
تو روزایی که دشمنان داخلی و خارجی اخبار دروغ و نا امیدکننده پمپاژ میکنن وایرال کردن اینطور اقدامات میتونه تا تا فیها خالدون اونها رو بسوزونه.
با تشکر از رئیس قوهی قضاییه و خاک بر سرت پوریا زراعتی
«حسین چند روزی میشد که پشتِ سرهم روزه میگرفت و با زبان روزه به شهادت میرسد. همرزمانش تعریف میکردند که وقتی خواستیم او را پس از مجروحیت به عقب منتقل کنیم، اجازه نمیدهد و میگوید شما بروید و از کارتان عقب نمانید.
یکی از همرزمانش دیده که شهید در لحظات آخر لبش تکان میخورد. جلو میرود تا شاید حسین وصیتی داشته باشد. اما میشنود که همسرم ذکر یاحسین (ع) را زمزمه میکند و سپس به شهادت میرسد.»
-همسر شهید مدافع حرم، حسین علیخانی
استاد غلامی میگه هر علمی رو مطالعه کنی، اگه روش عمیق فکر کنی خدا رو در همون پیدا میکنی، حتی اگه زیست و شیمی باشه.
حاجیداییم هم میگه.
میگه همین الان اگه از فرزندِ یه مجتهد-مثلاً- بپرسی بارون چجوری میباره؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که خورشید میتابه به دریا و آب بخار میشه و ابر میشه و… از این قبیل.
نه اینکه خداوند فرشتگانی برایِ این امر گذاشته، فرشتـگانِ مامور به نزدیک کردنِ ابرها، فرشتگانِ مامور به بارشِ باران، فرشتگانِ مامور به حملِ قطراتِ باران و فرشتگانِ مامور به قرار دادنِ هر قطرهیِ باران در محلی معیّن.
حقیقت اینه که تمامِ دانش در تمامِ سطوح، مامورِ خداست و ما گاهی اینو فراموش میکنیم. و برا همینه که وقتی به مرتبهای میرسیم؛
گاهی خودمون رو محورِ معلومات میبینیم و دین و خدا رو محصور در مسجد و عبادتگاه.
استاد غلامی میگه هر علمی بخونی، اگه روش فکر کنی خدا رو پیدا میکنی، حتی اگه زیست و شیمی باشه.
حاجیداییم هم میگه.
میگه همین الان اگه از فرزندِ یه مجتهد-برایِ مثال- بپرسی بارون چجوری میباره، میگه خورشید میتابه به دریا و آب بخار میشه و ابر میشه و … از این قبیل.
نمیگه که خداوند فرشتگانی برایِ این امر گُمارده، فرشتگانِ مامور به نزدیک کردنِ ابرها، فرشتگانِ مامور به بارشِ باران، فرشتگانِ مامور به حملِ قطراتِ باران و فرشتگانِ مامور به فرود آوردنِ هر قطرهیِ باران در محلی معیّن. و حقیقت اینه که تمامِ دانش در هر سطحی؛ خواست و مامورِ خدان و ما گاهی اینو فراموش میکنیم، و برا همینه که وقتی به مرتبهای میرسیم؛ معالاسف خودمون رو محورِ معلومات میبینیم.
داشتم جزئیاتِ حملهیِ وحوشِ زنزندگیآزادی به خانواده شهید مدافع حرم، حسین علیخانی و کتک زدن همسر و بچههاش رو در کرمانشاه از زبانِ همسر شهید میخوندم.
رسیدم به این قسمت که اون وحوش به خونهیِ شهید حمله کردن و دخترش رو کتک زدن و گوشیش رو شکستن، تا همسرِ شهید زنگ زده به پلیس؛ اونا گفتن مارو از پلیس میترسونی؟ زنگ بزن بگو بیان!
پلیس که اومده، پیشِ پلیس هم فحاشی کردن و به چادری توهین کردن؛ همسر شهید اومده جلوشون رو بگیره تا دوباره دخترش رو نزنن؛ محکم زدن توی گوشِ همسر شهید، جلویِ پلیس.
یادِ مستندِ داعش افتادم؛ سرِ بچه رو بُریدن؛ به مادر گفتن اگه میخوای بهت تجاوز نکنیم باید گوشتِ بچهت رو بخوری.
مستند زنانِ ایزدی اسیرِ دستِ داعش رو اکرانِ عمومی کنید. اگه به یه عده برنمیخوره، اگه ترویجِ خشونت نیست، اگه سیاهنمایی نیست؛ اگه «فضولی» نیست؛ السیدیِ بزرگ بذارید وسط شهر و پخش کنید، ببینن داعش با این زنان چه کرد؟ و مدافعینِ حرم جلویِ چه وحوشی جنگیدن.
میدونی؟
عصبانیام.خیلی عصبانیام.
منتظرم عدهای از خلخالِ زن یهودی مرثیهسرایی کنن و اینجا بگن عه؟ خانواده شهید رو کتک زدن؟ ای بابا، ناراحت شدیم، میخواست فضولی نکنه..
من یه بار تجربهی غسّالخونه رفتن داشتم، خدا بیامرزه همهی اموات رو، دور از جونِ بقیه، یکی از عزیزانم از دنیا رفته بود، مظلوم و مهربان، صبور، مومن.
خدا رحمتشون کنه.
بالا سرش یٰس و الرّحمن میخوندم که نترسه، زور میزدم گریه نکنم، بغض حناق شده بود.
تو زندگیپساز زندگی میگفت گریه و ناراحتی اموات رو اذیت میکنه.آزار میبینن.
تا قبلش تصوری از دیدنِ یه بدنِ بیجون نداشتم، اون لحظه از فضا نمیترسیدم.
ولی یه چیزی تمامِ مدت، رعشه به تنِ من انداخت و وقتایی که مثلِ الان «تکون خوردن رو» امروز فردا میکنم و یادم میره ذرهای در تمامِ کهکشانها و هستیام و برایِ خدا شاخ میشم؛ یادم میاد.
چی؟
نداشتنِ حتی کوچکترین تواناییِ حرکتی، تکونی، صدایی، قدرتی! لمسِ واقعیِ «کلّمنعلیهٰافان» و تموم شدنِ فرصت برایِ خودم.
بدونِ اجازهیِ چونه و نِق و بهانهگیری،
بدونِ سرکشی و عُصــیان، بدونِ تواناییِ «انکار»، بدونِ تواناییِ اعتراض به کساییکه بالاسرم بودن.
چه چیز از من میمونه؟ چه چیز با خودم میبَرم؟
بیتعارف؛ لحظهیِ بیتعارف!
نگاهم رو میدُزدیدم، در زمانِ حیات غریبه حتی موهاشو ندیده بود، مُدام روش رو میکشیدم که به خیالم معذّب نشه. غُسل که تموم شد؛ زیارت عاشورا خوندم، درِ گوشش گفتم «حلالم کنین..» حتماً میشنید!
«اللَّهُمَّصَلِّعَلَىمُحَمَّدٍوآلِمُحَمَّدٍوعَجِّلْفَرَجَهُمْ»
پیشنهاد میکنم اگه هنوز شروع نکردید، برید تو سایت استاد غلامی؛ تو قسمتِ جستجو، بزنید «معراج» و از خوف و رجاء شروع کنید و کِیفور بشید.🤝
پیشنهاد میکنم اگه هنوز شروع نکردید، برید تو سایت استاد غلامی؛ تو قسمتِ جستجو، بزنید «معراج» از خوف و رجاء شروع کنید و کِیفور بشید.
حاجآقا بهجـت میگن: «خوبه که انسـان اسمِ خودش رو در هر کارِ خیری بنویسه و خودش رو شریک در اون کار قرار بده؛ فردایِ قیامت معلوم نیست کدوم کارمون مقبول و کدومش رَده.»
خب بالاخره تهِ یکی از این طومارها اسمِ تورو هم مینویسن؛ خدا دستگیر دستگیرهاست.
Repost from عجم علوی | مهدی مولایی
به نام رازق طفل صغیر
سلام و رحمت الله. خواهر مومنهای برای انجام آزمایشات ژنتیک دوران بارداری و سلامت جنین به ۱۰ میلیون تومن قرضالحسنه نیاز دارن. کمک برسونیم تا در همه یاعلیهایی که این بچه تو آینده خواهد گفت سهیم بشیم.
6219861906001069
مولاییمن تاحالا هیچکدوم از سخنرانیهایِ حسنآقامیری رو گوش ندادم، ولی رفتم کاملِ این فیلمی که منتشر شده رو تو یوتیوب دیدم که خداینکرده تقطیع اتفاق نیفتاده باشه.
ایشون در راستایِ ارائهی دینرحمانی تلاش میکنه که بگه خدا خیلی مهربونه و ما مثل بچههاشیم و مگه وقتی بچه تو رویِ پدر مادر درمیاد؛ پدر از خونه بیرونش میکنه؟ ذوانتقام بودنِ خداوند هم بخاطرِ مهربانی و رحمتشه. خب تا اینجا خیلی هم عالی. اما نصفه!
در همین راستا توی این سخنرانی، میگه مختار یک جنایتکار بوده که اساساً انتقام و خونخواهی بهش ربط نداشته، محمد حنفیه کیه؟ امامسجاد ولیدم بودن و باید از امام سجاد اجازه میگرفته، ائمه هم که اهلِ رحمت و بخششان لذا با این فرض که امامسجاد قطعاً قاتلینِ اباعبدلله رو میبخشیدن پس مختار چنین حقی نداشته.
-اما در روایتی از امام صادق داریم که «هیچ زن هاشمیهاى از ما خاندان، شانه به سر نزد و خضاب نگرفت تا آن موقعى که مختار سر قاتلین امام حسین را نزد ما فرستاد.»
بحارالانوار،ج ۴۵، ص۳۴۴.
استاد رجبیدوانی هم نقل میکنن که امام سجاد در حدیثی میفرمایند «حتی اگر یک غلام زنگی هم در خونخواهی ما اهلبیت قیام کند، کارش مورد تایید ماست.»
-جایِ دیگه حسن آقامیری در پاسخ به یکی از حاضرین که پرسید «پس چرا امامحسن ابنملجم رو قصاص کرد؟» میگه امامعلی بخشید، امامحسن هم رهاش کرد دیگه، در تاریخ معلوم نیست ابنملجم چطور میمیره!!!!
-اخه بزرگوار! چرا برایِ اینکه فهمِ ناقصِ خودت رو از یک دینِ کامل و مقدسِ الهی به پامنبریهایِ سادهت ارائه بدی و احیاناً منبرِ مدرنِ مجازیت رو پربار کنی؛ روایات رو وارونه میکنی؟
در روایات آمده امامحسن، ابنملجم رو «قصاص» کرد و با یک ضربت به جهنم فرستاد، هرچند روایاتِ دیگهای از نحوهیِ کُشته شدنش هست که به عقیده بزرگان سند ضعیف و از سیرهیِ ائمه به دوره.
بحارالانوار ج۴۲ ص ۲۹۸،۲۴۶،۲۳۲.
اینهمه مغلطه به چه قیمت؟!