ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

前往频道在 Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

显示更多
5 048
订阅者
无数据24 小时
+137 天
+430 天
帖子存档
عالَم به فدایِ شما و اهل‌بیت‌تان. به فدایِ غربت‌تان. تنهایی‌هایتان. مهربانی‌هایتان. زیبایی‌هایتان. دست‌گیری‌هایتان. مظلومیت‌ت
+1
عالَم به فدایِ شما و اهل‌بیت‌تان. به فدایِ غربت‌تان. تنهایی‌هایتان. مهربانی‌هایتان. زیبایی‌هایتان. دست‌گیری‌هایتان. مظلومیت‌تان. اُبهت‌تان. حالا دیگر می‌دانم این توکّل به خدایِ علی‌ست که دستِ ما را می‌گیرد، نه مُچ‌مان را. به من خُرده نگیرید. من خیلی نابلدم. هیچ نمی‌دانم. از ندانستن و نابلدی و لرزشِ کلمات است که کلمات‌م نظم ندارند. حتی وقتی به گنبد‌تان نگاه می‌کنم کلمه‌ای پیدا نمی‌کنم. بُهت‌زده در حرم می‌چرخم، از خُدام دست و پا شکسته می‌پرسم «ضریح کجاست؟» نشان‌م می‌دهند. می‌رسم کنارِ ضریح. با تکان‌هایِ خادم به خودم می‌آیم. می‌پرسند زائراولی هستی؟ سر تکان می‌دهم. بغض‌م می‌ترکد. به خودم می‌گویم می‌دانی کجا آمده‌ای؟ یک‌گوشه می‌نشینم و با خودم زمزمه می‌کنم «اومدم تنهایِ تنها! من همون تنهاترینم، اومدم تو این غریبی، زیر سایه‌تون بشینم…»

این‌جا دارُالسّلامِ نجف است. مزارِ شهید ذوالفقــاری، مدافعِ حرمِ ایرانی این‌جاست. تماماً عکسِ شهداست. عکس حاج‌قاسم و شهید رئی
+1
این‌جا دارُالسّلامِ نجف است. مزارِ شهید ذوالفقــاری، مدافعِ حرمِ ایرانی این‌جاست. تماماً عکسِ شهداست. عکس حاج‌قاسم و شهید رئیسی و شهید امیرعبداللهیان برایَم نوربالا می‌زنند. نشستم همان‌جا. رویِ دیوار با اسپریِ قرمز نوشته بود «زن، زندگی، شرافت» لبخند زدم. بالاتر پرچمِ سه‌رنگِ زیبای ایران نگاهم می‌کرد. من همیشه آرامستان‌ها را بیشتر از محلِ تردّدِ زنده‌ها دوست می‌داشتم. اما حالا دارُالسلامِ نجف را بیشتر. آن‌یکی عکسِ سید ابراهیم است، درست رویِ دیوار روبه‌رویِ حرمِ مولاست. رفتم نگاهش کردم، دست کشیدم روی عکس. بُغض‌م را قورت دادم. رفتم توی کوچه‌ها، عکسِ حاج‌قاسم کنار ابومَهدی‌ست، توی مغازه‌ها. برگشتم سمتِ گنبدِ حرم مولا. پرسید «چرا هنوز چیزی از حرمِ مولا در نجف ننوشتی؟» گفتم «به من کمی حق بده، که حالا حالاها باورم نشود که در جوارِ حرمِ مرتضی‌علی(ع) قدم می‌زنم…»

بله همین. دقیقاً همین. کجا سِیر می‌کنید که طرفِ مقابل‌تون براتون تعیین می‌کنه که کِی رگ‌تون مُتورّم بشه؟

این چند روز به طرزِ باور‌نکردنی‌ای اخبار رو چک نکردم. و الان با یه پیامِ عجیب مواجه شدم که می‌گه «چرا به توهین به جنابِ آقایِ دکتر ظریف در نمازجمعه واکنش نشون نمی‌دی؟!» اولاً خشنودم که از جهان بی‌خبرم. دوماً توهین که کلاً خیلی کارِ زشتیه، این یه قاعده‌ست. سوماً ‌روزی که تو میتینگ‌ها شعار می‌دادن «نمی‌ذاریم چماق‌به‌دستان واردِ پاستور شوند» و «دورهٔ نکبت» و «بدونِ هیچ دلیلی، خاک تو سرِ جلیلی»، به‌جایِ این‌که ذوق‌زده از سوت و جیغ و هورایِ بقیه اســم‌ش رو بذارن «بیداریِ مردم» باید بیشتر به فکرِ وفاقِ ملّی می‌بودن. چون یک بام و دوهــوا بودن واقعاً نتایجِ خوبی نداره. دیروز چپی و راستی حتی به همسرِ شهیدرئیسی هم رحم نمی‌کردید، توئیت‌های توهین‌آمیز و تمسخر پشتِ هم. اما حالا برایِ شروطِ عصرِ حَجریِ کابینهٔ دولتِ محترمِ جدید در بیاناتِ اقای ظریف، به کلمه‌زایی متوسّل می‌شید و در روزنامه‌هاتون اســم‌ش رو می‌ذارید «تبعــیضِ مثبت!» چه ترکیبِ عجیبی. البته یک‌بام و دوهوایی منحصر در این ماجرایِ نمازجمعه و یا تعلّق‌خاطر به جناحِ خاصی هم نیست. معمولا نسخهٔ اخلاق‌مداریِ خیلی از بزرگوارانِ مُدعی یک‌طرفه‌ست. نوبت به منافعِ خودشون که برسه به‌راحتی در بسترهایِ مختلفِ مجازی قلم به‌دست می‌گیرن و جهتِ حفظِ تعلّقات و منافعِ شخصی نسخه‌هایی که برای بقیه پیچیدن رو به لطایف‌الحیَلی که طرف نَفهمه، به زباله‌دان منتقل می‌کنن و تهش هم می‌گن «خوب کردم!» ندیدیم مگه؟ همین دیگه.

هرجا که نگاه می‌کنی یک‌نفر به دیواری تکیه زده و با زبانِ خودش با آقایش حرف می‌زند و عاشقی می‌کند. یکی هندی، یک پاکســتانی، یک
+1
هرجا که نگاه می‌کنی یک‌نفر به دیواری تکیه زده و با زبانِ خودش با آقایش حرف می‌زند و عاشقی می‌کند. یکی هندی، یک پاکســتانی، یکی عربی، یکی تُرکی، یکی فارسی. ولی هرچقدر روبرویِ ضریح عباس‌ابن‌علی(ع) بی‌بهانه اشک ریختم و دل سبک کردم، این‌جا آرام بودم. بی‌نهایت آرام. انگار درِ گوش‌م گفت «چه می‌جوئی؟ عشق همین‌جاست..» حالا که تصورات‌م به حقیقت بَدل شده ذکرِ زبانِ من هم مانندِ شما زائرینِ کربلاست؛ - قربان ضریحِ شش‌گوشه‌ات بروم آقاجان؛ سلطانِ کربلا.

از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان؟ این پنجاه روزِ کذایی امتحانی برایم بود که بدانم آن‌قدر‌ها هم که فکر می‌کردم قوی نیستم. روزهای سخت‌تری هم در گذشته گذارنده‌ام اما کفّهٔ این پنجاه روز عجیب رویِ سمت چپِ قفسهٔ سینه‌ام سنگینی می‌کند. از این ماسماسَکی که هرکسی دستش می‌گیرد فازِ همه‌چیز‌دانی‌اش گُل می‌کند فاصله گرفتم تا خط‌نوشته‌هایِ خودتحلیلگرپندارهایِ بد دَهن وقتم را نگیرد. نه وقتم را و نه باقی‌ماندهٔ جانم را. شب‌ها را تا صبح به خواندنِ کتاب‌هایی حولِ محورِ «مهدویت» گذراندم که از اهالیِ واقعیِ فن و دل روایت می‌کرد. فهمیدم کلاه‌م پسِ معرکه‌ست. کلاهِ همه‌مان پسِ معرکه‌ای‌ست که هیزُمِ آتش‌ش را خودمان شکستیم و بار کردیم و آوردیم و تویِ آتش انداختیم و خاکسترش کردیم. معرکه‌ای که اگر نجُنبیم؛ فرصتی برایِ خاموش کردنِ این آتش نداریم. که «خداوند امرِ ظهور را یک‌شبه و ناگهانی اصلاح می‌کند» و تا به خودمان بیاییم و از این معرکهٔ دست و پا زدن‌های زندگیِ حیوانی بیرون بشویم؛ کار از کارمان می‌گذرد و می‌شویم «مردِ صابونی» که حکایت‌ش را بعدها خواهم نوشت… می‌گویم اهالیِ «واقعی» چون امروز که باز این بلایِ جان را به دست گرفتم؛ مع‌الاسف دین و دنیایِ اهالیِ «مَجاز» را انگار که حبوباتِ تویِ قابلمهٔ آب‌جوش باشد، به هول‌زدن دیدم. هولِ چه می‌زنند که نادانسته‌هایشان را این‌طور به نامِ «دانستن» به جانِ مخاطب می‌اندازند و مخاطب هم مثل چشم‌هایش به‌شان اعتماد می‌کند و شَک می‌شود بلایِ جان‌ش در این شب‌هایِ متصل به حسین(ع)؟ نمی‌دانم. نمی‌خواهم که بدانم. بگذریم. روزهای عجیبی گذراندم که شاید آن‌قدرها هم ربطی به سیاست نداشت. یک‌شب دلم شکست؛ شکسته‌تر از تمامِ این سال‌ها. شکسته‌تر از دی‌ماهِ ۹۸. رمَقی برایم نماند. آهی از گوشهٔ یک‌تکهٔ شکستهٔ این دل کشیدم و گفتم یا مرا بخوان! یا مرا ببر… چشم که باز کردم؛ خودم را در یک دوراهیِ عزیز دیدم؛ روزِ عاشورای کربلا. این آرزوی دیرینهٔ رویایی! این اولین‌شوقِ پرواز. یک‌طرف گنبدِ حرم اباعبدالله و یک‌طرف گنبدِ حرمِ عباس(ع). این‌جا همه‌چیز جز «او» رنگ می‌بازد، این‌جا عشق پرواز می‌کند. این‌جا زمان با تمامِ عجله‌اش می‌ایستد، این‌جا اصلاً زمان معنا ندارد. این‌جا درد نیست، درد هست اما انگار نیست، این رویایِ دور. این خریدارِ باوفایِ قلوبِ شکستهٔ مستأصل. این «همه» و ما همه «هیچ»! این‌جا «دنیا» هیچ است، راست می‌گفتند؛ این‌جا را نمی‌توان توصیف کرد… این‌جا برای‌تان دعا کردم، برایِ قلوبِ شکستهٔ تک‌تک‌تان. به اکانتِ تلگرامِ خودم دسترسی ندارم مع‌الاسف؛ اما فردا ان‌شالله عازمِ حریم امنِ امیرالمومنین خواهیم بود؛ دل‌نوشته‌هایتان را که به رُبات می‌فرستید برایِ حضرت جآن می‌خوانم… خداکند این سفر تمام نشود :) خداکند این اولین، آخرین نشود..

اینم بگم که: چه در‌ روز‌هایِ خوب، چه در روز‌هایِ بد! هواداری‌ات می‌کنم تا ابد… آقا سیّدعلیِ عزیزِ جان و عزیزتر از جان! خدایِ
اینم بگم که: چه در‌ روز‌هایِ خوب، چه در روز‌هایِ بد! هواداری‌ات می‌کنم تا ابد… آقا سیّدعلیِ عزیزِ جان و عزیزتر از جان! خدایِ ایران شمارو حفظ کنه برامون.🇮🇷♥️

خب دیگه این مدت خیلی دوییدیم، خصوصاً برایِ افزایش مشارکت در وهلهٔ اول که خواستهٔ اولِ رهبری بود. همگی خسته نباشید دوستان! لذتِ دغدغه‌مندیِ گروهی و بدونِ چشم‌داشت یعنی همین! حالا چند تا نکتهٔ طولانی هست؛ -اول این‌که این مملکت، مملکتِ امام‌زمانه. اگه نیتِ شما واقعاً برایِ ظهور و تقویتِ نظام اسلامی بوده که بدونید «یقیناً از طرفِ خدایِ حیّ‌وحاضر بی‌جواب نخواهد موند!» همین دوییدن‌هایِ یک‌دل رو تمرین کنید برایِ رسیدنِ صاحبِ این پرچم. من تعبیرش می‌کنم به «امتحانِ تمرین». -دوم این‌که به قولِ دکتر جلیلیِ عزیز؛ این رئیس‌جمهورِ منتخب، الان دیگه رئیس‌جمهورِ همه‌ست. ادبیاتِ ظریف و رفقا که به این‌همه انسانِ رای‌دهنده به جلیلی می‌گن «اقلیت» به ما نمی‌چسبه. البته هنوز «بی‌شناسنامهٔ پامنقلی» خطاب کردنِ مردم یادمون نرفته. و بله یادمون نمی‌ره مملکتِ ویران تحویلِ شهید رئیسی دادن و ایشون هم در راهِ خدمت به همین مردم جانِ خودش رو از دست داد. حالا اشتباه بوده؟! ملت دیدن ایشون حتی بلد نیست از روو بخونه و بهش رای دادن؟! ملت فلاکتِ دوران روحانی رو دیدن و باز انتخابش کردن؟! ملت دروغ‌هایِ واضح‌ رو دیدن؟! ملت یک خط برنامه هم ندیدن؟! ملت به زانو زدنِ ظریف جلوی اعراب رای دادن؟! به وزیرِ استیضاح شده بابتِ ناکارآمدی؟! ملت ادبیاتِ بی‌ادبانه‌ رو دیدن؟ توهین‌ها رو به شهید‌رئیسی؟! ملت دیدن بزرگترین آب‌شیرین‌کنِ غیرساحلی سیستان بلوچستان رو شهید رئیسی افتتاح کرد؟! ملت دیدن سید تو مسیرِ خدمت در همون استان‌هایِ آذری‌زبان شهید شد؟! ملت گریه‌های کارگرانِ هپکو و هفت‌تپه رو برای رئیسی دیدن؟! کارخونه‌های احیا شده رو دیدن؟! پیمان‌های بین‌المللیِ زمان رئیسی؟! اخراجِ تیم هسته‌ای زمان روحانی؟! فاجعهٔ بنزین آبانِ ۹۸؟! کسری بودجهٔ ۴۰۰ هزار میلیاردی؟! بدهی‌هایِ کلان؟! ملت با فراموش کردنِ دههٔ ۹۰ قر دادن؟! با شعارِ رفع‌فیلترِ فیلترکننده‌ها؟! با شعارِ نخ‌نمایِ تَکراریِ حجاب؟ کشته‌هایِ ۷۰۰ تایی کرونا زمان روحانی؟! خشکی دریاچهٔ ارومیه؟! بله. همینه. دموکراسی بر پایهٔ آراء مردم همینه! به هرحال؛ مشارکتِ ۵۰ درصدی - بعد از اغتشاشاتِ ۱۴۰۱ و فعالیت‌های پشت سر همِ اینترنشنال‌ها- مهم‌ترین پیام برایِ اون‌هاییه که گاهی خیالِ خامِ براندازی به سرشون می‌زنه و عینک‌دودی می‌زنن و فازِ رای‌بی‌رای می‌گیرن. این مشارکت رو در حالِ عادی نسنجید؛ در حالتی بسنجید که ایران صدها توطئه و آشوب رو پشتِ سر گذاشت و معنا دارد! در فقدانِ رئیس‌جمهورِ عزیزمون دو انتخاباتِ بدون خلل برگزار شده. می‌گید نه؟! واکنش‌هایِ ضدانقلاب رو به این آمار ببینید. بله می‌دونم سخته جایِ امیرعبداللهیانِ دیپلماتِ مقتدر، امثال ظریفِ ضعیف رو دیدن، اینم می‌دونم که سخته جایِ رئیسیِ محجوبِ بااخلاقِ زحمت‌کش؛ امثالِ روحانی رو دیدن. اما شاید این کفرِ نعمتِ سیدِ خادمِ مظلومی مثل رئیسیِ عزیز باشه! حتی برایِ مدعیان :) می‌فهمم حقیقتاً زحماتِ شبانه‌روزیِ شهیدرئیسی رو با همچین تیمِ بدسابقه‌ای طاق زدن خیلی تعجب‌برانگیزه؛ در واقع شاید کسی مثلِ من این چهل‌روز رو با داغ نگذرونده باشه؛ قبلا گفته بودم. اما یقیناًکلّه‌خیر. احتمالا طولی نکشه تا ناکارآمدیِ دولت سوم روحانی مثل همون دوتا دورهٔ قبلی‌‌ش برای رای‌دهندگانِ کم‌حافظه‌ روشن ‌شه. فقط اون‌موقع اگر کسی گفت «نذاشتن کار کنیم» اون «من کارشناس نیستم» و «می‌فهمم که نمی‌فهمم»ها رو یادشون بیارید. بعنوانِ فردی که در طول ریاست‌جمهوریِ شهید، مُدام دلم از طعنه‌ها خون می‌شد می‌گم؛ تحولاتِ منطقه و مملکت رو درست برایِ ملت تحلیل کنید! نه با لودگی و مسخرگی و علمِ مجازی. و این‌که بجایِ تیکه‌پاره کردنِ بچگانهٔ هم؛ بلوغِ وفاق را بیاموزید. - این مدت خیلی تو گوشی بودم، دیگه مغزم پوکیده و به هیچ‌کاری‌م هم نرسیدم؛ یه مدتی فعالیت نخواهم کرد. فعلاً.🌱

هنوز دارید همو تیکه‌پاره می‌کنید؟! می‌دونید چیه؟ با مشارکتِ بالا یا حدودِ ۵۰٪ در انتخاباتِ جمهوری‌اسلامی، جمهوریِ اسلامی برنده‌ست. سیدعلی خامنه‌ای برنده‌ست. خب؟ فارغ از نتیجه. این یعنی چی؟! یعنی شما اگه دغدغهٔ ولایت‌فقیه داشته باشی می‌فهمی که ایشون در وهلهٔ اول به آمار مشارکت بالا تاکید می‌کنه. و این یعنی شکستِ تحریم انتخابات و اراجیفی از این دست؛ اون‌هم بعد از اغتشاشاتِ ۱۴۰۱ و پروژه‌ رسانه‌ای پرهزینهٔ ضدانقلاب. حالا شما خجالت نمی‌کشید؟! از اول به جونِ هم افتادید، اصلاحات پشتِ یک انسانِ نابلد «سفت» وایساد. شما الانم به جونِ هم افتادید؟ ادعایِ سیاست‌دانی دارید ولی از سیاست‌مداریِ ولی‌فقیه هیچی نمی‌دونید. می‌دونستید مهم‌ترین امتحــانِ شما [قبل از هرچیزی] وفاقِ بینِ خودتون بود که مردود شدید؟!

هرچه باشد تا ابد؛ «من از یادت نمی‌کاهَــــم..»

فکر کن امیرعبداللهیان بدی؛ اینو بگیری :))))
فکر کن امیرعبداللهیان بدی؛ اینو بگیری :))))

کافیه قبلِ ۱۲ وارد محوطهٔ شعبه‌های اخذ رای بشید. قانوناً از تمام افراد داخل محوطه باید اخذِ رای بشه حتی بعد ساعت ۱۲.

حق‌پلاس! «زنان ابزارِ رأی‌آوریِ شما نیستند!»☺️

یه عذرخواهیِ عمومی کنم بابتِ این‌که تو ربات وویس می‌دم و صدام گرفته؛ وویس برای راحتیِ انتقالِ مبحثه و صدایِ گرفته هم بخاطر همین وویس‌دادن‌هایِ زیاد :))🙏🏻😂

اگر هنوز تویِ انتخاب تردید دارید؛ یا قصدِ دادنِ رای سفید دارید دوست داشتید تویِ ربات پیام بدید صحبت کنیم.🪴

بعدِ دیدن این فیلم که نمونه‌ش رو از این‌ها کم ندیدیم؛ فقط دارم زیرلب می‌گم: «خدا رحمتت کنه آقای‌حسین امیرعبداللهیان! سردارِ دیپلماسیِ عزّتمندانهٔ ایران..»

من پروفســـور حمیــدرضا یوسفی استادتمامِ روانشناسیِ تعامل از دانشگاه آلمان؛ اگر سعید جلیلی رأی بیاره مهاجرت خواهم کرد… - چرا؟ ببینید.

#پیام‌شما سلام، وقتتون بخیر باشه منم به اقای جلیلی رای میدم و یه ختم قرآن انجام میدم و ثوابش رو به دوستان رای دهنده به اقای جلیلی هدیه میدم. فقط اینکه این روزها گرفتار دو مشکل هستم ، اگر ممکنه دوستان وقت نماز برای گشایش مشکلات مردم دعا کنند و بنده حقیر رو هم یاد کنند. ممنونم