آنا بنویس
前往频道在 Telegram
1 100
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-930 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+10
在0个频道中
九月 '26
+25
在1个频道中
Get PRO
八月 '26
+13
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+93
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+72
在5个频道中
Get PRO
六月 '25
+16
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+30
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+23
在4个频道中
Get PRO
三月 '25
+46
在6个频道中
Get PRO
二月 '25
+107
在2个频道中
Get PRO
一月 '25
+172
在11个频道中
Get PRO
十二月 '24
+42
在6个频道中
Get PRO
十一月 '24
+57
在10个频道中
Get PRO
十月 '24
+54
在9个频道中
Get PRO
九月 '24
+255
在16个频道中
Get PRO
八月 '24
+21
在5个频道中
Get PRO
七月 '24
+29
在3个频道中
Get PRO
六月 '24
+12
在71个频道中
Get PRO
五月 '24
+286
在90个频道中
Get PRO
四月 '24
+123
在8个频道中
Get PRO
三月 '24
+170
在5个频道中
Get PRO
二月 '24
+442
在3个频道中
Get PRO
一月 '240
在5个频道中
Get PRO
十二月 '230
在2个频道中
Get PRO
十一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+368
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 08 十月 | +1 | |||
| 07 十月 | +1 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | +1 | |||
| 04 十月 | +2 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | +1 | |||
| 01 十月 | +3 |
频道帖子
پولووتسوف خاموش گشت و گربهی سیاهی که روی زانویش بود را نوازش کرد و گفت: گربهها و بچهها را عجیب دوست دارم. رنجم میگیره اگه صدای گریهی بچهای رو بشنوم.
یاکوف لوکیج که از نمایش یک همچو احساس سادهی بشری و این گفتگوی غیر عادی فرمانده میانه سال خود، کسی که به هنگام جنگ با آلمان نامش از لحاظ رفتار بیرحمانهاش با قزاقان زیردست زبانزد همه بود، سخت به حیرت افتاده بود و سر را به انکار تکان داد.
#زمین_نو_آباد
#میخائیل_شولوخوف
#م_الف_به_آذین
این بشر دوپا چقدر موجود عجیبیه..... یاد فیلم شبطان وجود ندارد محمد رسولاف افتادم و راسکولنیکوف در جنایت و مکافات.
حالا که بازار یادآوریام داغه 😁 این نکته رو هم یادآوری کنم که ترجمه کتاب عالیه. آقای به آذین یگانهی دوران بودند و هستند و خواهند بود. این متن روان و عامیانه رو وقتی کنار جان شیفته و ژان کریستوف و..... قرار میدم زبان از مدح و ستایش آقای به آذین الکن میشه.
لطفاً ذهنتون نره به اونجا که فلان فلان شده تودهای بود و چپ بود و چی نبود 😉 در کار ترجمه یگانهی دوران بودن 💚
| 2 | جایزهی نوبل ادبیات سال ۲۰۲۶ به #آن_کارسون، شاعر، نویسنده و مترجم ۷۶ سالهی کانادایی تعلق گرفت؛ نویسندهای که با درآمیختن اسطورههای یونان باستان با تجربههای انسان معاصر، مرزهای میان شعر، داستان، نمایشنامه و نقد ادبی را در آثار خود جابهجا کرده است.
آکادمی سوئد روز پنجشنبه ۱۶ مهر اعلام کرد که این جایزه را بهدلیل «مجموعه آثار جسورانه و نوآورانهی کارسون که در گفتوگویی بازیگوشانه با سنت کلاسیک، قالبهای تازهای برای ادبیات معاصر آفریده است» به او اهدا میکند. | 144 |
| 3 | دستهایم
پر از
بیهودگیِ جست و جوهاست..
#سهراب_سپهری
پانزدهم مهرماه زادروز سهراب سپهری
https://t.me/+IRroHkk5YC5kZTI0 | 148 |
| 4 | کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
پشتم به سان ابروی دلدار پُر خَم است
غم، شربتی ز خونِ دل نوش کرد و گفت
این شادی کسی که در این دور خرم است
تنها دل من است گرفتار در غمان
یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟
ای کاشکی میان مناستی¹ و دلبرم
پیوندی این چنین که میان من و غم است
#سعدی
#غزلیات
۱. من هست، بودنِ من | 562 |
| 5 | «ما میتونیم کنار همدیگر زندگی کنیم. همدیگر را دوست داشته باشیم.
اما حالا؟
زندگی داغون شده... تکهپاره شده...»
#زمین_سوخته
۱۲ مهرماه سالروز درگذشت #احمد_محمود
https://t.me/+IRroHkk5YC5kZTI0 | 235 |
| 6 | خداوندان عقل این طُرفه¹ بینند
که خورشیدی به زیر سایبان است
چو نیلوفر در آب و مِهر در میغ²
پریرخ در نقاب پرنیان است
ز روی کار من بُرقع³ برانداخت
به یکبار آنکه در برقع نهان است
شتر پیشی گرفت از من به رفتار
که بر من بیش از او بار گران است
زهی اندک وفای سست پیمان
که آن سنگین دل نامهربان است
وفا کردیم و بر ما غَدَر⁴ کردند
برو سعدی که این پاداش آن است
ندانستی که در پایان پیری
نه وقت پنجه کردن با جوان است
#سعدی
#غزلیات
۱. شگفت ۲. ابر. ۳ نقاب. ۴. بیوفایی | 669 |
| 7 | مراوده شمس و مولانا | 270 |
| 8 | «آنی که به وقت جنگ جانی و جهانی؛
بنگر که به وقت آشتی چون باشی.»
#شمس_تبریزی
#مقالات_شمس
به مناسبت هفتم مهرماه روز بزرگداشت شمس تبریزی
https://t.me/+IRroHkk5YC5kZTI0 | 267 |
| 9 | _ بی شرف! اینجوری به انقلاب خدمت میکنی؟ دلت می_سو_زه؟
من.... هزارها مرد، زن و بچه را هم الان بهام بده.... بگو که باید ریختشان دور... برای انقلاب لازمه.... من با مسلسل.... همهشان را قیمه میکنم.!!
#زمین_نو_آباد
#میخائیل_شولوخوف
#م_الف_به_آذین | 657 |
| 10 | آنکه میگوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همی بیند ز معنی غافل است
ساربان آهسته ران کارام جان در مَحمِل است
چارپایان بار بر پُشتند و ما را بر دل است
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزل است
سعدی آسان است با هرکس گرفتن دوستی
لیک چون پیوند شد، خو¹ باز کردن مشکل است
#سعدی
#غزلیات
۱. عادت کردن، مأنوس شدن | 631 |
| 11 | دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
دگر به خفیه¹ نمیبایدم شراب و سماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
به خشم رفتهی ما را که میبرد پیغام
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
بکُش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خود رنگ است
#سعدی
#غزلیات
۱. پنهانی | 705 |
| 12 | نه رفتهای
نه پیام آمدنی دادهای
خانه در تصرف بوی توست
تو نیستی و خانه در تصرف بوی توست
کجای جهان بگذارمت
تا زیباتر شود آن جا ؟
بنویس میآیم
تا آشیانه به گام و به دست و سلام
آراسته شود
#منوچهر_آتشی
اول مهرماه زادروز شاعر
https://t.me/anabenevis | 313 |
| 13 | شما که آدم باسوادی هستید بگید ببینم چیها ما در پیش داریم؟ کارمان با این کالخوزها به کجا میکشه؟
_ به کمونیسم برادر. به کمونیسم واقعی. کتابهای کارل مارکس را من خواندهام.
میدانی این کالخوز کارش به کجا میکشه؟
اولش کالخوز هست( کشاورزی اشتراکی)، بعدش کمون، یعنی انهدام کامل مالکیت.
نه تنها ورزوهات (گاو نر )، بلکه بچهات را ازت میگیرند، میبرندشان که دولت پرورش بده.
همهچی اشتراکی میشه: بچه، زن، فنجان، قاشق. تو دلت میخواد ماکارونی بخوری با دل و جگر غاز. اما بهت کواس میدهند که نوش جان کنی.
میشی رعیت وابسته به زمین.
#زمین_نو_آباد
#میحائیل_شولوخوف
#م_الف_به_آذین | 702 |
| 14 | خیامِ ظلمتیان را، فضای نور کنی
به ذهن ظلمت اگر لحظهای خطور کنی
نشستهام به عزای چراغ مردهٔ خود
بیا که سوک مرا، ای ستاره! سور کنی
هنوز میشود از شب گذشت و روشن شد
اگر تو، طالعِ موعود من، عبور کنی
#حسین_منزوی
https://t.me/anabenevis | 288 |
| 15 | میگند که امروز غروب یکی از طرف بخش آمده، یک کارگر که وظیفه داره همه را تو کالخوز¹ واردشان کنه.
دیگر آخر زندگیمان رسیده، تو کار کردی و مایه جمع کردی، آنقدر که دستهات پر پینه شده و پشتت قوز کرده، حالا هرچی داری همه را بده، خرج آش همسایگانش بکن، دیگر چارپات، مرغهات، دیگر خانهات نیست؟ مثل این است که زنت را بدهی یکی دیگر.
#زمین_نو_آباد
#میحائیل_شولوخوف
#م_الف_به_آذین
۱.کشاورزی اشتراکی | 698 |
| 16 | صباحی چند از صیف و شتا هم گرچه در بندم
ولی پاییز را در دل، عزای دیگری دارم
غمین باغ مرا باشد بهار راستین، پاییز
که با این فصل، من سرّ و صفای دیگری دارم
#مهدی_اخوانثالث
https://t.me/anabenevis | 286 |
| 17 | 🔴 #شروع_همخوانی_۳۱_شهریور_۱۴۰۵
📚 #زمین_نو_آباد
#میحائیل_شولوخوف
#م_الف_به_آذین
#تعداد_صفحات_۳۶۸
📚 سهشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۴۰۵📚
#صفحه_۱_تا_۱۸
لطفا پس از مطالعه این قسمت خوشایند و نکات جالبی که به نظرتون میرسه با ذکر شماره صفحه بنویسید.
لطفاً تا ساعت ۱۷ از فرستادن مطالب غیر مرتبط با کتاب خودداری فرمایید 🙏🙏
از همراهی عزیزان سپاسگزاریم.🔖🔖 | 1 |
| 18 | از هرچه میرود سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا نَفَسِ روح پرور است
هرگز وجودِ حاضر غایب شنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
ابنای¹ روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زندهدلان کوی دلبر است
جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق
درماندهام هنوز که نُزلی² محقر است
کاش آن به خشم رفتهی ما آشتیکنان
باز آمدی که دیدهی مشتاق بر در است
شبهای بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است
گیسوت عَنبَرینهی گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است
سعدی خیال بیهُده بستی امید وصل
هجرت بکُشت و وصل هنوزت مُصَوَر است
زنهار از این امید درازت که در دل است
هیهات از این خیال محالت که در سر است
#سعدی
#غزلیات
۱.مرمان، آدمیان
۲. هدیه، پیشکش | 713 |
| 19 | به شرابِ ارغوانی مشکن خمارِ ما را
به نسیمِ مهربانی بنشان غبارِ ما را
گلِ باغِ دوستی را به سرشک پروراندم
تو به بادِ غم سپردی همه برگ و بارِ ما را
تو که ساغرِ لبت را به لبم نمیگذاری
به تبسمی سحر کن شبِ انتظارِ ما را
به نسیمِ نوشخندی دلِ همچو غنچه وا کن
به شکوفهٔ نگاهی برسان بهارِ ما را
زِ بشر گذشته بودم، به خدا رسیده بودم
تو اگر نبسته بودی سرِ رهگذارِ ما را
تو در این سیاهشبها به فروغِ باده مانی
که به مهر مینوازی دلِ بیقرارِ ما را
سیام شهریورماه زادروز #فریدون_مشیری | 322 |
| 20 | چند بارد غمِ دنیا به تنِ تنهایی
وای بر من تن تنها و غم دنیایی
تیرباران فلک فرصت آنم ندهد
که چو تیر از جگرِ ریش برآرم وایی
لالهای را که بر او داغ دورنگی پیداست
حیف از نالهی معصوم هزار آوایی
آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی
گرچه انگیختم از هر غزلی غوغایی
من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت
در همه شهر به شیرینی من شیدایی
تا نه از گریه شدم کور بیا ورنه چه سود
از چراغی که بگیرند به نابینایی
همه در خاطرم از شاهد رؤیایی خویش
بگذرد خاطره با دلکشی رؤیایی
گاه بر دورنمای افق از گوشهی ابر
با طلوع مَلَکی جلوه دهد سیمایی
انعکاسی است بر آن گردش چشم آبی
از جمال و عظمت چون افق دریایی
دست با دوست در آغوش نه حد من و تست
منم و حسرت بوسیدن خاک پایی
شهریارا چه غم از غربت دنیای تن است
گر برای دل خود ساختهای دنیایی
#شهریار
۲۷ شهریورماه، روز شعر یا ادب پارسی | 354 |
