ch
Feedback
عمادالدین باقی

عمادالدین باقی

前往频道在 Telegram
9 661
订阅者
+424 小时
-67
-5630
帖子存档
⏫️ بازگشت به عصر حجر ✍️ترامپ و دولتش نه فقط خود عصرحجری می اندیشند بلکه می خواهند دنیا را به آن روزگار بازگردانند. ادبیات آنها مذاکراتی و صلحجویانه نیست، قلدرانه است: "یا توافق می کنید یا بمباران تان می کنیم" شاید توحش عصر حجر هم در این حد نبود. در برابر تجاوزات آمریکا و اسرائیل جنایتکار، دست و بازوی همه کسانی که از ایران عزیزمان، خانه آباء و اجدادی و فرزندان مان، دفاع می کنند را می بوسم. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

دنباله مقاله👇: در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2019 قیس سعید به عنوان یک استاد حقوق گمنام و مستقل نامزد شد و گروه‌های مختلف با سلایقه متفاوت از جمله تشکیلات اانهضه که غنوشی رهبر آن بود به دلیل دیدگاه های ابراز شده قیس علیه صهیونیسم از وی حمایت کردند اما وقتی قیس در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۹ به عنوان پنجمین رئیس‌جمهور تونس انتخاب شد و به قدرت رسید منتقدین در مطبوعات را تحت تعقیب قرار داد، پارلمان را منحل کرد و با شعارهای پوپولیستی اقدام به حذف چهره‌های موثر کرد.( این مورد شباهت زیادی به انتخاب احمد ی نژاد در ایران دارد). قیس سعید اکنون بیش از همه از سوی امارات متحده عربی حمایت می‌شود که دنبال خاموش کردن جریان اسلامگرایی پارلمانی و دموکراتیک هستند زیرا رشد این جریان را برای حکومت شیوخ منطقه خطرناک می‌دانند. راشد غنوشی از متفکران برجسته و دموکرات در جهان اسلام و مدافع جدی حقوق بشر و حقوق شهروندی است. او با شخصیت های ایرانی مانند دکتر ابراهیم یزدی دوستی نزدیکی داشت. چهره های میانه رو در ایران با او احساس نزدیکی داشتند چنانکه سیدهادی خسرو شاهی کتاب بیداری اسلامی در تونس و راشد الغنوشی» را درباره او نوشت. از غنوشی کتاب های متعددی منتشر شده است مانند:« طریقنا إلی الحضارة (راه ما به سوی تمدن)، نحن والغرب (ما و غرب)، حق‌الاختلاف و واجب وحدة (تفاوت‌های حق و لزوم ایجاد وحدت)، القضیة الفلسطینیة فی مفترق الطرق (مسئله فلسطین در میان چندراهی)،  المرأة بین القرآن و واقع المسلمین(زن در قران و جامعه مسلمین)، حقوق المواطنة فی الدولة الإسلامیة(حقوق شهروندی در حکومت اسلامی)، القدر عند ابن تیمیة (قدر نزد ابن تیمیه)، مقاربات فی العلمانیة و المجتمع المدنی(رویکرد سکولاریسم و جامعه مدنی)، الحرکة الإسلامیة و مسألة التغییر(حرکت اسلامی و مسئله تغییر)، من تجربة الحرکة الإسلامیة فی تونس(تجربیات حرکت اسلامی در تونس) برخی از کتابهای او به زبان‌های فارسی، انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی ترجمه شده‌اند. از جمله کتاب های ترجمه شده به فارسی «مسأله فلسطین و ماهیت طرح صهیونیسم» و « پدیدارشناسی انقلاب تونس» با ترجمه آیت‌الله سیدهادی سروشاهی و کتاب «حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام». غنوشی در اغاز انقلاب ایران در 1357 از مدافعان ان بود. وی البته ضمن حفظ احترام نسبت به ایت الله خمینی و علاقمندی به او، به نقد دیدگاه وی درباره ولایت فقیه پرداخت از جمله در کتاب الحریات العامة فی الدولة الإسلامیة که با عنوان«آزادی‌های عمومی در حکومت اسلامی» به قلم حسین صابری به فارسی ترجمه شده است. او در این کتاب حکومت اسلامی را مبتنی بر حقوق شهروندی و دموکراتیک می داند. غنوشی گرچه از متفکران اهل سنت و نزدیک به جریان نوگرای اخوان المسلمین ترکیه بود اما در دوره ریاست در پارلمان تونس اعلام کرد از اخوان المسلمین هم کناره گرفته است. او نه تنها در زمان آزادی اش در جهت وفاق ملی در تونس حرکت می کرد حتی در دوره زندان هم غنوشی و دوستانش هیچ اقدامی علیه حکومت انجام ندادند بلکه با بروز برخی از تنش ها و درگیری ها، غنوشی خواستار توقف خشونت ها و اختلافات شد و یکبار هم در حمایت از حقوق یک زندانی سکولار اعتصاب کرد. بدون شک اتهامات وارده علیه او و همراهانش دسیسه سیاسی برای حذف اسلامگرایی دموکراتیک و پارلمانتاریستی است زیرا تونس دروازه میان غرب و جهان اسلام است و حتی حکومتی دموکرات که ضامن منافع غرب نباشد کافی نیست و از سلطه حکومتی حمایت می شود که مطلوب انها باشد. به همین دلیل در حالی که نسبت به کوچکترین مورد نقض حقوق بشر در برخی از کشورها کارزار راه می اندازند اما نسبت به رفتار مستبدانه و ضدانسانی با غنوشی و یارانش سکوت کرده اند. فقط سازمان ملل متحد در گزارشی رسمی، بازداشت «راشد الغنوشی»، رئیس منتخب پارلمان منحل‌شده تونس را «خودسرانه» توصیف کرد و خواستار آزادی بدون قید و شرط او شد. حکومت تونس باید تمام پرونده و دفاعیات متهمان و وکلای آنها را برای قضاوت افکار عمومی منتشر کند و هر چه زودتر به استبداد قضایی و سیاسی پایان دهد. انتشار عمومی پرونده ها مطابق قانون و اسناد حقوق بشر است و خودداری از انتشار آن کاری است که حکومت های استبدادی در دیگر کشورهای جهان انجام می دهند. در صورت خودداری از آزادی این زندانیان سیاسی، فعالان حقوق بشر باید کارزاری جهانی علیه دولت تونس راه اندازی کنند. وجود زندانیان سیاسی و حبس افرادی که در چارچوب قانون و بدون خشونت فعالیت می کنند در هر کشوری نشانه بالینی یک ناهنجاری و بحران مشروعیت است. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2019 قیس سعید به عنوان یک استاد حقوق گمنام و مستقل نامزد شد و گروه‌های مختلف با سلایقه متفاوت از جمله تشکیلات اانهضه که غنوشی رهبر آن بود به دلیل دیدگاه های ابراز شده قیس علیه صهیونیسم از وی حمایت کردند ادامه مقاله در صفحه بعد👇

💥سرکوب دموکرات های تونس در سکوت (درباره حبس ابد+۳۰ سال حبس برای راشد غنوشی متفکر دموکرات) 📜سرمقاله روزنامه سازندگی،ش ۲۲۵۰ سه شنبه۱۹ خرداد ۱۴۰۴ #عمادالدین_باقی ✍️ یک بار در ۲۳ آوریل ۲۰۲۳ نسبت به بازداشت راشد غنوشی اعتراض کردم اما اینکه دلمشغولی‌های فراوان در داخل کشور و یا رخدادهای غزه مانع توجه و تمرکز بر ستمی می شد که به او و امثال او در دیگر نقاط جهان می‌رود، موجب عذاب وجدان بود تا اینکه پس از چندسال حبس، چند روز پیش تلویزیون الجزیره به نقل از خبرگزاری رسمی تونس، (تونس افریک پرس) خبر شوک آور محکومیت سنگین او را اعلام کرد و نوشت: در ۳ ژوئن ۲۰۲۶ دادگاهی در تونس، راشد الغنوشی، رهبر حزب النهضه و رئیس سابق پارلمان را به حبس ابد به علاوه ۳۰ سال زندان محکوم کرد. رهبر مخالفان و دهها متهم دیگر در پرونده موسوم به«دستگاه مخفی» مربوط به حزب النهضه به جرم «تشکیل ائتلاف تروریستی» به حبس‌های طولانی محکوم شدند. یازده متهم دیگر، از جمله علی العریض، مشاور نخست وزیر سابق تونس، علاوه بر حبس تا ۹۶ سال، به حبس ابد نیز محکوم شدند. به گزارش این خبرگزاری، سیزده نفر دیگر نیز به حبس‌هایی بین ۱۰ تا ۴۸ سال محکوم شدند. به گزارش تونس افریک، دادگاه، غنوشی و سایر متهمان را به جرم «تشکیل یک اتحاد تروریستی» و سایر جرایم، از جمله «قرار دادن مهارت‌ها و تخصص در اختیار یک اتحاد تروریستی و افراد مرتبط با جرایم تروریستی» مجرم شناخت. در اوایل سال 2022 پس از شکایت دفتر دادستانی عمومی و وکلای خانواده‌های سیاستمداران چپگرا، شکری بلعید و محمد براهمی، منتقدان سرسخت النهضه که در سال 2013 ترور شدند، پرونده علیه غنوشی و دیگر متهمان گشوده شد. وکلای خانواده‌های بلعید و براهمی، آنچه را که«دستگاه مخفی» النهضه می‌نامیدند، به دست داشتن در ترورها و «جاسوسی و نفوذ در نهادهای دولتی» متهم کردند. در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۲۳، نیروهای امنیتی خانه الغنوشی (۸۴ ساله) را که یک گردهمایی به مناسبت ماه رمضان در آن برگزار شده بود مورد هجوم قرار داده و وی را بازداشت کردند، سپس دادگاه بدوی حکم به زندانی کردن او به اتهام «اظهار نظرهایی که به شورش و بی‌نظمی دامن می‌زند» صادر کرد. النهضه اتهامات مطرح شده را قاطعانه رد کرد و آنها را تهمتی«با انگیزه سیاسی» توصیف کرد. دفتر دادستانی عمومی که ابتدا این پرونده را در دست داشت در سال ۲۰۲۳ آن را به واحد مبارزه با تروریسم قضایی تحویل داد که روندی کاملا بسته و غیر قانونی را دنبال کند. برای او 12 پرونده تشکیل دادند. در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳، دادگاه تونس حکم به زندان ۲۰ ساله برای الغنوشی و سه نفر دیگر از اعضای برجسته حزب «النهضة» داد که به پرونده‌ای به نام «مسماره رمضان» مربوط می‌شود. الغنوشی در پرونده‌های دیگری نیز محکوم به زندان شده است؛ در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۲۳، دادگاه تجدید نظر در پایتخت حکم اولیه را در مورد او افزایش داد و حکم ۱۴ سال حبس را به ۲۰ سال در پرونده‌ای به نام «توطئه علیه امنیت ملی ۲» تغییر داد. در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۲۳، دادگاه ابتدایی حکم به سه سال زندان برای الغنوشی در پرونده «تمویل خارجی» صادر کرد. در نیمه نوامبر ۲۰۲۵، دادگاه ابتدایی برای او حکم دو سال زندان به دلیل اهدا کردن جایزه بین‌المللی خود را در سال ۲۰۱۶ به انجمن هلال احمر صادر کرد. در آوریل 2025(ا.اخز فروردین1405)، النهضه و جبهه نجات ملی اعلام کردند که غنوشی پس از وخامت شدید سلامتی‌اش، از زندان به بیمارستان منتقل شده و خواستار آزادی فوری او شد. یک حزب مخالف دیگر به نام جبهه نجات ملی نیز با اشاره به وخامت سلامتی غنوشی، خواستار آزادی او شد. این احکام ظالمانه علیه فعالان سیاسی و مدنی مسالمت جو در تونس از جمله راشد غنوشی، در حالی است که این متفکر برجسته قبلا نیز سال‌های مدیدی را در زندان و تبعید گذرانده است. الغنوشی در سال ۱۹۸۱ به ۱۱ سال زندان محکوم شد. اما با بر روی کار آمدن بن علی در سال ۱۹۸۷ از زندان آزاد شد. وی در سال ۱۹۹۲ دوباره زندانی شد سپس به الجزایر و سودان منتقل و سپس به لندن انگلستان تبعید گردید. دوران تبعید در انگلیس فرصت بزرگی برای بازنگری او در اندیشه هایش بود. پس از شروع اعتراضات مردمی در تونس که به اغاز جنبش معروف به بهارعربی تبدیل شد، الغنوشی رهبر حزب اسلامگرای النهضه تونس پس از بیش از ۲۰ سال به کشورش بازگشت. وی در سال 2012 به عنوان یکی از 100 فرد تأثیرگذار تایم معرفی شد و در سال 2016، جایزه جمنالال باجاج را برای «ترویج ارزش‌های گاندی در خارج از هند» دریافت کرد. غنوشی در 13 نوامبر 2019، به عنوان رئیس مجلس نمایندگان مردم انتخاب شد.

دفاع فقیه عالیقدر از مراجع مورد خشونت و حصر در اوایل انقلاب در گروه تبادل اندیشه و خبر از طرف برخی دوستان پرسش هایی در خصوص موضع گیری آیت الله العظمی منتظری رحمت الله علیه در برابر حصر و برخوردهای خشونت بار با مراجع تقلید در اوایل انقلاب مطرح گردید. بنده برای دریافت پاسخ دقیق و قابل اعتماد همین پرسشها را برای جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج احمدآقا منتظری ، فرزند آن مرحوم فرستادم که ایشان پاسخ ذیل را خدمت دوستان فرستادند : با سلام و معذرت از تأخیر در جواب و تشکر از دوستانی که به دنبال تحقیق و رسیدن به واقعیت‌ها هستند. مسأله حصر حضرات مراجع تقلید و بزرگان کشورمان از اقدامات ظالمانه‌ای است که متأسفانه از اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران شروع شد و همچنان ادامه دارد. اولین شخصیتی که محصور شد مرحوم آیت الله العظمی سید حسن طباطبایی قمی بود و پس از آن حضرات آیات عظام سید کاظم شریعتمداری و سید صادق روحانی هم محصور شدند. مرحوم آیت الله العظمی منتظری در هر سه مورد مخالفت خود را با حصر این بزرگان، در ملاقات‌ها و گفتگوهایی که با مسئولین وقت داشت مطرح میکرد که در کتاب خاطرات ایشان صفحات ۴۸۱ تا ۴۸۵ و در کتاب انتقاد از خود صفحات ۵۶ تا ۶۴ شرح داده‌اند. به عنوان مثال در مورد مرحوم آیت الله العظمی روحانی که بیشتر مورد بحث است، در ص۶۳ انتقاد از خود چنین نوشته‌اند: «….من علاوه بر اینکه از نقشهٔ محصور کردن آقای روحانی بی‌خبر بودم وقتی شنیدم ایشان را به بهانهٔ مخالفت با قائم مقامی من محصور کرده‌اند، در دیداری که آقای ریشهری با من داشت به تفصیل عوارض منفی این حصر را با وی مطرح کردم و در همین رابطه در جلسه ای دیگر به مرحوم حاج احمدآقای خمینی هم اعتراض کردم؛ ولی آنها در عمل هیچ ترتیب اثری ندادند و حصر آقای روحانی ادامه یافت.….. من فکر میکنم مسأله مخالفت ایشان با قائم مقامی من دستاویزی بود تا کسانی که برای رسیدن به قدرت پس از امام نقشه می‌کشیدند، یک مانع و رقیب را به نام و هزینهٔ یک مانع و مزاحم دیگر از سر راه خود بردارند.» اینجانب در زمان حصر آیت الله منتظری به ایشان گفتم بعضی از دوستان سؤال کرده‌اند که چرا شما در اعتراض به حصر آیت الله شریعتمداری اقدام جدی تری انجانم ندادید و فقط به تذکر و اعتراض شفاهی بسنده کردید؟ ایشان جواب داد: «اگر من می‌خواستم علنی موضع‌گیری کنم باید عملاً از نظام خارج می‌شدم و در نتیجه انتقاداتی که در آینده داشتم کم اثر می‌شد؛ اما زمانی که اعدام‌های زندانیان در سال ۱۳۶۷ صورت گرفت دیدم کار از این حرفها گذشته است و به همین دلیل نامه‌های اعتراضی به رهبر انقلاب نوشتم.». ان‌شاءالله موفق باشید. احمد منتظری ۱۴۰۵/۳/۱۸ پرسشگر : نادعلی صالحی 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

🔥از #لامرد_۷۲۰K بگوییم؛ جنایت بزرگ و عجیبی که مغفول واقع شده ✍️ آهای مردم شریف ایران! لطفاً دو دقیقه دل بدهید تا با هم یک حساب و کتاب ساده انجام دهیم. نیویورک‌تایمز گزارش داده موشک جدیدی بنام «#PrSM» که برای اولین‌بار در جهان بر سر مردم شهر لامِرد تِست شده، حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه بنام «#تَنْگِستِن» بوده است! البته اگر این روزنامه آمریکایی هم گزارش نداده بود، در و دیوار سوراخ‌سوراخ شهر گواهی می‌داد! خب حالا چند موشک بر سر مردم لامرد منفجر شده؟ ۴ تا؛ یعنی می‌شود چند ساچمه؟ ۷۲۰ هزار! جمعیت کل مردم این شهر کوچک چقدر است؟ فقط ۳۰ هزار نفر! یعنی سهم هر لامردی از هدیه عمو ترامپ، می‌شود ۲۴ گلوله! خب این سهمیه با عدالت و بین تمام مردم شهر پخش شده؟! نه! طراحی موشک جدید آمریکا طوری است که قبل از اصابت و در ارتفاع حدود ۶۰ متری زمین منفجر و ۱۸۰ هزار ساچمه را به اطراف پراکنده می‌کند! به همین دلیل، روی زمین هیچ دهانه برخورد و گودالی نیست، اما تا دلت بخواهد دیوارها و در و پنجره‌ها، پر از سوراخ‌های ریز و درشت ساچمه‌هاست. اولی را بر سر محله مسکونی ایثار منفجر کرده، دومی کمی آن‌طرف‌تر و در محله مسکونی تُلْخَندَق، سومی دوباره سهمیه محله ایثار بوده و چهارمی هم بالای مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی. یعنی تمام این ۷۲۰ هزار گلوله فقط بر سر محدوده کوچکی از این شهر کوچک فرود آمده است! کل موشک‌ها فقط در فاصله ۳۵ ثانیه شلیک شده و متأسفانه در همین نیم‌دقیقه، ۱۷۰ نفر شهید و مجروح شدند که حتی یک‌نفر از آنان هم نیروی نظامی نیست! ۱۷۰ نفر در ۳۵ ثانیه، یعنی در هر ثانیه ۵ خانواده داغدار شدند! از آوینا برزگر دو ساله که در اتاق عمل جراحی درحالی که هنوز پستانک در دهانش بود به شهادت رسید (خدا کند تصویرش را نبینید! عجیب سوزناک است) تا خانم پرستار و پیرزن ۷۰ ساله؛ از هلما و الهام و دخترکانی که در سالن ورزشی مشغول بازی والیبال بودند تا ایلیا و عبدالمصوّر و پسربچه‌هایی که در زمین چمن مشغول فوتبال بودند و همگی با مربی خود به شهادت رسیدند. دقت کنید حتی در بمباران تهران هم چنین فاجعه‌ای رخ نداده؛ در آنجا مثلاً یک ساختمان را زدند با چند شهید و زخمی؛ مجروحان هم در چند بیمارستان توزیع شدند. اما در اینجا ۲ محله مسکونی با هم رفته روی هوا و از طرف دیگر تنها بیمارستان یک شهر کوچک، اصلاً کشش پذیرش این همه مجروح ناگهانی را نداشته. هرچند در میان مجروحان از قطع عضو داریم تا دختر نابینا، اما این معجزه ماه رمضان بود که تعداد شهدا از ۲۱ نفر بالاتر نرفت. لامرد که در انتهای جنوب فارس واقع شده، عجیب داغ است‌. مردم روزه‌دار و تشنه و گرسنه در آن گرمای طاقت‌فرسا، بعد از افطار از خانه می‌زنند بیرون؛ برای همین در ساعت انفجار (۱۷ بعدازظهر) خیابان‌ها هنوز خلوت بوده و در و دیوار منازل که حالا چاک‌چاک شده، نقش سنگر حفاظت از جان مردم را ایفا کرده‌اند. چند شب پیش منزلی را دیدم با بیش از ۲۰۰ ساچمه در اتاق خواب و پذیرایی! اما اهل خانه سالمند. جواد موگویی بعد از ۳ ماه آمده لامرد و حیرت‌زده می‌پرسد پس چرا هیچکس در ایران از این فاجعه خبر ندارد؟ می‌گویم چون لامرد در روز اول جنگ و همزمان با میناب هدف قرار گرفت و تحت‌الشعاع فاجعه کشتار کودکان مدرسه شجره طیبه مغفول شد. می‌گوید اتفاقاً چون در لامرد یک موشک جدید کشتار جمعی برای اولین‌بار در جهان تست عملیاتی شده، این موضوع قابلیت پردازش زیادی دارد. فرودگاه لامرد هم که بازگشایی شده، همه بیایند ببینند‌‌. نویسنده‌اید؟ بنویسید. هنرمندید؟ نقاشی کنید. شاعرید؟ شعر بگویید. با هر ابزاری که دارید، راوی این جنایت جنگی باشید. اگر هیچکدام را ندارید، لااقل همین مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید. هشتگ بزنید #لامرد_۷۲۰K تا مردم بدانند بر سر محدوده‌ای کوچک از یک شهر کوچک، ناگهان ۷۲۰ هزار گلوله تنگستن فرود آمده! هشتگ بزنید #کودکان_آزمایشگاه_لامرد تا تمام نهادهای حقوق‌بشری جهان بدانند آوینای دو ساله و چند کودک دیگر قربانی تست موشک جدید آمریکا شدند. هشتگ بزنید #تیم_ملی_لامرد تا فدراسیون فوتبال از این فرصت طلایی استفاده کند و کاروان تیم ملی ایران را با نام شهدای پسربچه‌ فوتبالیست، راهی جام جهانی کند. هشتگ بزنید #بازی_خونین_لامرد تا همه بدانند که مسابقه والیبال دختران ۱۱ ساله و ۱۲ ساله با سوت پایان زندگی آنان به اتمام رسید! راوی این جنایت بزرگ جنگی باشید، ولو شده با ارسال همین مطلب در گروه‌های دوستانه و خانوادگی خود؛ همین حالا! ♦متاسفانه ️نام نویسنده مقاله مشخص نبود. مغاره بدون نامه نویسنده در کانال تلگرام آقای عیسی سحرخیز بازنشر شده است. لطفا اگر کسی نام وی را می‌داند در بخش نظرات اطلاع بدهد. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

🔥پیش بینی نماینده ایران درباره تهدید صلح منطقه و جهان #عمادالدین_باقی ✍️شرارت ها و خون ریزی هایی که سالیان درازی است هر روز به دست اسرائیل جریان دارد و دنباله اش امروز در غزه و لبنان و در جنگ علیه ایران مشاهده می شود، یادآور سخن دوراندیشانه منصورالسلطنه عدل رئیس هیئت ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل دراوایل دوره محمد رضاشاه در سال ۱۹۴۷(شهریور ۱۳۲۶) است که در نطق خود در سازمان ملل در مخالفت ایران با تشکیل رسمی اسراییل و تقسیم فلسطین گفت: «شما با اقدام خود اجاقی به وجود خواهید آورد که زیر خاکستر آن همیشه آتشی روشن خواهد بود که نه‌تنها خاورمیانه، بلکه صلح عالم را نیز تهدید می‌کند». 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

باقی جزو ۵۷ استاد و وکیلی بود که سال گذشته بیانیه‌ای را امضا کردند و قانون جاسوسی را به عنوان «فاجعه» برای نظام حقوقی مورد انتقاد قرار دادند. قوه قضائیه تأکید کرده است که به ویژه در زمان جنگ هیچ امتیازی نخواهد داد و انتقادات خارجی را رد کرده است... رسانه‌های دولتی گفتند که همه افراد دستگیر شده به وکلای تعیین‌شده توسط دادگاه دسترسی داشتند و می‌توانستند درخواست تجدیدنظر بدهند. برخی از اعدام‌شدگان به اتهام کشتن نیروهای امنیتی به دار آویخته شدند، پس از آنکه آمار رسمی حاکی از کشته شدن صدها نفر توسط آشوبگران در جریان ناآرامی‌های ژانویه بود. این وکیل گفت که در حال تجدید نظر و رسیدگی به مدارک مربوط به موکلش، ناصر بکرزاده، که قبل از جنگ اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵ دستگیر و به «فساد فی الارض» و جاسوسی برای اسرائیل متهم شده بود اما رئیسیان سپس از طریق گزارش‌های رسانه‌ها متوجه شد که بکرزاده در ۲ مه به دار آویخته شده است. رئیسیان گفت: «خانواده او نیز تنها دو روز قبل از اینکه او به بخش ویژه زندانیان محکوم به اعدام منتقل شود، مطلع شدند.» عمادالدین باقی نسبت به مقایسه مستقیم با دهه ۱۹۸۰، زمانی که اعدام‌ها بسیار بیشتر بود، هشدار داد. او گفت: «در یک مورد، روزنامه‌ها در آن زمان ۱۵۰ اعدام در یک روز را گزارش کردند.»«امروزه، ما روزانه حدود یک تا چهار اعدام می‌شنویم. با این حال، وقتی صحبت از اعدام می‌شود، اعداد نباید ملاک باشند، زیرا حتی یک اعدام هم قابل توجه است. ما اکنون در دوران متفاوتی زندگی می‌کنیم و افکار عمومی به اعدام‌ها بسیار حساس است.» موج اخیر، اضطراب و خشم را افزایش داده است. زنی در یک بازار تره‌بار در غرب تهران گفت: «شما هر روز از خواب بیدار می‌شوید تا خبر اعدام دیگری را بشنوید. من دیگر نمی‌توانم این سطح از استرس را تحمل کنم. جنگ، مشکلات اقتصادی و اعدام‌ها. کافی است!» اعدام همچنین مجازاتی برای جرایم مواد مخدر در ایران است که بیشترین تعداد اعدام‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. رئیسیان استدلال کرد که این نشان می‌دهد اعدام‌ها عامل بازدارنده موثری نیستند. او گفت: «خطر بالایی برای خطا وجود دارد و هیچ فرصتی برای اصلاح وجود ندارد و این باعث خشم عمومی می‌شود و شکاف بین دولت و جامعه را بیشتر می‌کند.» باقی گفت: «در حالی که برخی ممکن است از این اقدامات حمایت کنند، همانطور که قوه قضائیه استدلال می‌کند، باید توجه داشت که آنها در تلاش برای خشنود کردن برخی، نمی‌توانند دیگران را ناامید کنند، به خصوص در چنین زمان حساسی برای کشور.» 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

🎤گفتگو با فاینشنال تایمز درباره اعدام در ایران(خلاصه شده) انتشار: ۷ مه ۲۰۲۶/ پنجشنبه۱۷ اردیبهشت۱۴۰۵ Iran steps up political executions Tehran deploys new legal framework as it hangs 14 men in two weeks Najmeh Bozorgmehr in Tehran Published MAY 7 2026 ✍️طبق گزارش‌های رسمی رسانه‌های دولتی، از تاریخ ۱۸ مارس (۸ اسفند)، همزمان با اوج جنگ اخیر میان آمریکا، اسرائیل و ایران، دست‌کم ۲۸ مرد اعدام شده‌اند. با تسریع روند اعدام‌ها پس از برقراری آتش‌بس شکننده در این درگیری، نیمی از این افراد در دو هفته گذشته اعدام شده‌اند. بسیاری از آن‌ها متهم به همکاری با دشمن یا کشتن نیروهای امنیتی در جریان ناآرامی‌های ژانویه بودند؛ زمانی که جمهوری اسلامی با بزرگ‌ترین اعتراضات ضد‌رژیم در سال‌های اخیر روبرو شد. برخی دیگر نیز متهم به جاسوسی برای اسرائیل در طول جنگ بودند. سوابق رسانه‌های دولتی نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۱ نفر از این ۲۸ مرد، بدون اینکه متهم به قتل یا درگیری مسلحانه باشند، به دار آویخته شده‌اند. اتهامات آن‌ها عمدتاً مربوط به حمل چاقوهای بزرگ به قصد ارعاب، حمله به پاسگاه‌های پلیس برای تصاحب سلاح، یا آتش زدن اموال دولتی بوده است. مرگ این افراد در پی تصویب قانون جدیدی صورت گرفت که سال گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران در ژوئن ۲۰۲۵، مجازات‌های مربوط به جرایم جاسوسی را افزایش داد... «امیر رأیسیان»، وکیل حقوق بشر، می‌گوید با تصویب قانون جدید در اکتبر گذشته، روند رسیدگی‌ها سرعت گرفته است؛ قانونی که آستانه صدور حکم اعدام برای افراد گناهکار در اتهامات جاسوسی یا خیانت به کشور را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. او به فایننشال تایمز گفت: «عباراتی در این قانون [جدید]، مانند "هرگونه اقدامات عملیاتی"، دامنه تفسیر را تقریباً برای قضات بی‌حد و مرز می‌کند و به آن‌ها اجازه می‌دهد بدون محدودیت حکم اعدام صادر کنند.» وی افزود: «در نتیجه، احکام بسیار سخت‌گیرانه‌تر و روند رسیدگی‌ها بسیار سریع‌تر شده است که باعث می‌شود اعدام‌ها به شکلی سریع و بی‌درنگ انجام شود.» خودِ رئیسیان نیز با اتهام تبلیغات علیه نظام روبرو است که می‌تواند منجر به حبس شود. «یعقوب کریم‌پور» که در ۲ مه اعدام شد، متهم به همکاری «آگاهانه» با یکی از مأموران آژانس اطلاعاتی موساد اسرائیل بود. رسانه‌های دولتی اعلام کردند که او از سایت‌های نظامی عکس‌برداری کرده و اطلاعات گمراه‌کننده به نیروهای امنیتی ارائه داده است. خبرگزاری تسنیم گزارش داد: «او با ایستگاه‌های پلیس تماس می‌گرفت و با دروغ، آن‌ها را فریب می‌داد. برای مثال، به آن‌ها می‌گفت که پهپادی به زمین سقوط کرده است تا آن‌ها را از مأموریت اصلی خود منحرف و مشغول کند.» او همچنین متهم به استخدام افراد برای اقدامات خرابکارانه نظیر آتش زدن دستگاه‌های خودپرداز، دریافت پول از طریق کیف پول دیجیتال، استفاده از بمب‌های صوتی و ارسال فیلم برای رسانه‌های اپوزیسیون بود. مقامات ایرانی مدعی شدند که کریم‌پور در ازای همکاری با اسرائیلی‌ها، تضمین دریافت کرده بود که محله‌اش در جریان جنگ هدف قرار نگیرد. «ساسان آزادور» که در ۳۰ آوریل در شهر اصفهان به دار آویخته شد، به جرم «محاربه» (جنگ با خدا) محکوم شده بود؛ وی متهم بود که در جریان آنچه مقامات «تلاش برای کودتا» در ژانویه خواندند، به پلیس حمله کرده است. مقامات گفتند او به خودروهای پلیس آسیب رسانده، موجب بروز خشونت شده، ناآرامی‌ها را تشدید کرده، به نیروهای امنیتی سنگ پرتاب کرده و به اموال عمومی آسیب زده است. در حکم صادره، این اقدامات به فراخوان‌های بنجامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان ناآرامی‌های ژانویه نسبت داده شد؛ فراخوان‌هایی که مقامات مدعی هستند راه را برای جنگ هموار کرد. ادله ارائه شده علیه آزادور شامل بازسازی صحنه جرم، چوبی که ادعا می‌شود توسط متهم استفاده شده و محتوای موجود در تلفن همراه او مبنی بر نشان دادن قصد و نیت مجرمانه بود. عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر ساکن تهران و زندانی سیاسی سابق، به فایننشال تایمز گفت: «طبق گزارش‌های قوه قضائیه، برخی از اعدام‌شدگان مرتکب قتل یا «فساد فی الارض» نشده بودند. دست‌های آنها خونین نبود. آنها مرتکب جرایمی شدند که معمولاً مجازات زندان را در پی دارد، نه اعدام. با گسترش تعریف محاربه بدون دلیل قانونی، آنها به اعدام محکوم شدند. در مواردی که مربوط به جان یک نفر است، باید در روند قضایی نهایت احتیاط را رعایت کرد.» باقی گفت «افساد فی الارض» جرمی است که در آن یک فرد مسلح باعث ایجاد وحشت در میان مردم می‌شود.

  کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

*🌗کردها و دلیل شکست حمله زمینی امریکا و اسراییل* #عمادالدین_باقی سرمقاله روزنامه سازندگی، یکشنبه۳ خرداد۱۴۰۵ ✍️ترامپ تاکنون چند بار ادعا کرده است که برای حمله زمینی به ایران همزمان با تجاوز هوایی آمریکا و اسراییل، سلاح های زیادی را در اختیار کردها گذاشته است ولی آنها برای خودشان برداشتند. حملات نیروهای مسلح ایران به پایگاه گروه های تروریستی مستقر در کردستان عراق هم نشان می دهد که گروه های مورد نظر ترامپ اتفاقا آماده عملیات بوده اند ولی دلیل اصلی ناکامی را ترامپ و اسراییل نفهمیده اند. دلیلش این است که این گروه ها پایگاهی در میان مردم کرد در ایران ندارند. در همین زمینه، بی‌بی‌سی اخیراً گزارشی تحقیقی منتشر کرده که نشان می‌دهد برخی احزاب کرد در آستانه جنگ ۳۹ روزه، خود را برای انجام عملیات در داخل ایران آماده کرده بودندوقرار بود نیروهای این احزاب ۷۲ ساعت پس از آغاز جنگ وارد خاک ایران شوند و در استان‌های کرمانشاه، ایلام، کردستان و آذربایجان غربی عملیات انجام دهند. بی‌بی‌سی به نقل از منابعی در میان این احزاب گزارش داده که حدود دوهفته پیش از آغاز جنگ، از اعضای این گروه‌ها در کشورهای مختلف از جمله کانادا، استرالیا، نیوزیلند و برخی کشورهای اروپایی خواسته شده بود به کردستان عراق بازگردند.در این گزارش آمده است که به این گروه‌ها وعده داده شده بود با آغاز درگیری‌ها، پایگاه‌ها و مراکز نیروهای امنیتی و نظامی ایران در مناطق مرزی هدف حمله قرار گیرد و زمینه برای ورود نیروهای مخالف فراهم شود. همچنین ادعا شده که وعده حمایت هوایی و تأمین سلاح و مهمات نیز به آنها داده شده بود. اما برخلاف تصور طراحان پنتاگون، جامعه کرد در ایران و حتی بسیاری از نیروهای محلی، حاضر نشدند امنیت ملی را فدای نقشه‌های تجزیه‌طلبانه کنند. بسیاری از عشایر و نخبگان کرد با صدور بیانیه‌هایی در فروردین ۱۴۰۵ اعلام کردند که «اختلافات داخلی خانوادگی است و اجازه نمی‌دهند سلاح آمریکایی، خاک پاک ایران را به خون برادرانشان آلوده کند». این نه بزرگ به آمریکا، ستون فقرات طرح شورش مسلحانه را در غرب کشور شکست. تاریخ کردها، تجزیه آنها، آیین ها و عقایدشان، مسایل اجتماعی و فرهنگی وساختار عشیره ای، تعارضات درونی و میزان و چگونگی دگردیسی های آن در مناطق مختلف و رشد مفهوم شهروندی، نیازمند بحثی دیگر است که از حوصله و هدف این یادداشت و از تخصص نگارنده خارج است ولی عدم شناخت درست آن، دشمن را گمراه کرده است. من بجز شناخت مستقمی که از مردم کرد دارم و اینکه اساسا کردها معتقدند اصیل ترین ایرانی ها هستند( باوری که در بلوچ ها، گیلک ها، ترک ها، لرها، عرب ها و... هم وجود دارد و هر کدام دلایل و اسنادی دارند)، زمانی به عمق باور ملی آنان بیشتر پی بردم که در زمان جنگ دوازده روزه وقتی پدر پخشان عزیزی زندانی محکوم به اعدام به تهران آمد در جلسه ای که آقای سعید خلیلی وکیل دادگستری، و دختر و داماد آقای عزیزی هم حضور داشتند با غروری خاص گفت:«ما کردها آنقدر به ایران مان متعهد هستیم که اگر زیر شکنجه باشیم و کشورمان مورد تجاوز گیرد با شکنجه گرمان علیه متجاوز به ایران متحد می شویم و جان مان را هم می دهیم». او در مخالفت با قانون شکنی و لزوم رعایت مصالح ملی و نفی اتهامات دخترش هم سخن گفت. در حین گفتگو بودیم که پخشان از زندان تلفن کرد. پدر شبیه همین مطالب را برای دخترش بیان کرد. دختر برای اینکه نشان دهد او هم در برابر حمله آمریکا و اسراییل از میهن خود دفاع می کند چندروز بعد، از داخل زندان یک پیام صوتی فرستاد و با وجود اینکه زیر حکم اعدام بود -حکمی که البته از لحاظ قانونی ایراداتی داشت که در لایحه دفاعیه متهم و وکیل او جناب آقای امیر رئیسیان به تفصیل آمده است و شنیده های موثق حاکی است که طبق ماده ۴۷۷ آیین دادرسی به دستور ریاست قوه قضاییه، این حکم متوقف شده تا اعاده دادرسی شود (ولی نمی دانم چرا رسما اعلام نمی شود؟)- و در آن زمان که هنوز همین خبر نیمه رسمی توقف حکم اعدامش هم وجود نداشت ولی *پخشان عزیزی، در برابر متجاوزین قاطعانه موضع گرفت و آنها را مشتی جنایتکار خواند که در کشورهای مختلف در حال خون ریزی هستند. * همان زمان فایل صوتی اش را درکانال تلگرام و اینستاگرام و ایکس منتشر کردم ولی جالب این بود، رسانه های فارسی برون مرزی که هر خبر و اطلاعیه و پیامی از داخل زندان را وسیعا بازتاب می دهند این پیام را که در رد یا تایید حکومت هم سخنی نداشت و فقط علیه متجاوز بود، بایکوت کردند و مطلقا پوشش ندادند. از طرفی، رسانه های دولتی هم (بجز دو روزنامه اصلاح طلب) هیچ انعکاسی ندادند. رمز شکست توطئه حمله زمینی، همزمان با حمله هوایی،همین وحدت ملی حول "ایران" بود و بس. آمریکا و اسراییل، اگر این واقعیت را نفهمند باز هم در توهم همراه کردن اقوام شکوهمند ایرانی شکست خواهند خورد. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi

بی‌بی‌سی: * 🔺تحقیقات ما نشان می‌دهد که آمریکا کمک‌های مالی و تسلیحاتی به احزاب (تجزیه‌طلب) کرد کرده و حتی آن‌ها لندکروز خریداری کردند و با نصب دوشکا بر روی آن‌ها آماده حمله به ایران بودند! آن‌ها تمام نیروهایشان را در سراسر دنیا جمع کردند*. @

مصائب زنان در جنگ بخش سوم می‌دانیم که معمولا این تماس‌ها درصورت وخامت اوضاع، برقرار می شود و درصد بسیار بالایی هم به دلیل عدم آگاهی یا ترس از آبرو و شرایط مختلف، اساسا با سامانه اورژانس اجتماعی تماس نمی‌گیرند.  در مجموع، قبل از جنگ هم آمارهای خشونت علیه زنان نشان می‌داد که این دسته از خشونت‌ها ۳۰برابر مردان بوده و جنگ هم این میزان را افزایش داده است. متأسفانه سیاستگذاران و قانونگذاران در شرایط عادی و غیرجنگی، حمایت‌های لازم را در برابر خشونت علیه زنان فراهم نکردند و با رشد فزاینده آن، در شرایط جنگی، امکان کنترل کمتری نیز وجود خواهد داشت.همچنین نهادهای مدنی به اندازه کافی تقویت نشده‌اند تا در این وضعیت، بتوانند برای کاهش آسیب‌ها نسبت به زنان کوشاتر باشند. با محدودیت اینترنت هم ارتباطات و دسترسی‌ها کاهش پیدا کرد. از طرفی دولت نیز در شرایط جنگی، امور مهمتری برای رسیدگی دارد. بنابراین، آسیب‌ها گسترش یافته و عمیق‌تر می‌شود. *خیلی گذرا به محدودیت اینترنت اشاره کردید، لطفا این مسأله را کمی بیشتر باز کنید.* زنان در قوانین، جامعه، مشارکت سیاسی و اقتصادی و... از کاستی‌ها و تبعیض‌هایی رنج می‌بردند.  برخی از آن‌ها به اقتصادهای کوچکی که راه‌اندازی کرده بودند دلخوش بودند که قطعی اینترنت همه آن‌ها را بیکار کرد و حتی معیشتشان را به مخاطره انداخت؛ بگذریم از   تبعیضی که در قطع اینترنت و وجود خط‌های سفید و «پرو» و به تعبیری طبقاتی شدن آن وجود دارد و شهروندان را عاصی کرده است. در دنیای امروز، فعالیت‌هایی که از آن به عنوان «اقتصاد دیجیتال» یاد می‌شود، یک ضرورت است و نمی‌توان آن را محدود کرد یا از بین برد. طبیعی است هر فعال اقتصادی یا کاربری که برای خود برنامه اقتصادی تعریف کرده و همه فروشندگان خرد و کلان دیجیتال، فقط خودشان نیاز به اینترنت و فضای پرسرعت ندارند بلکه مشتریان و مخاطبان آن‌ها نیز باید دسترسی به فضای اینترنت آزاد داشته باشند. بر فرض که آن‌ها به اینترنت پرو با وجود هزینه‌های سنگین آن، دسترسی پیدا کنند، اگر سایر مردم و مشتریان آن‌ها دسترسی نداشته باشند، چه سود؟! اخیرا معاون امور زنان ریاست‌جمهوری گزارش داده که قطع اینترنت بیشترین خسارت را به زنان کارآفرین و فعال در مشاغل خانگی و فضای مجازی وارد کرده است  زیرا ۷۰درصد این گونه مشاغل متعلق به زنان بوده است. بخشی از این زنان سرپرست خانوار هستند. امروزه در جوامع توسعه‌یافته و در حال توسعه، چنین محرومیت‌ها و محدودیت‌هایی با هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست. مسأله اینترنت، از بحث آزادی‌ها و گسترش ارتباطات و دسترسی به اطلاعات فراتر رفته و با اقتصاد و زندگی مردم جامعه و کشور گره خورده است. گرچه همه ابعاد آن، از جمله حق آزادی گردش اطلاعات نیز غیر قابل نادیده گرفته شدن است. با قطعی اینترنت، بسیاری به دستفروشی در خیابان روی آورده‌اند. آن دسته از زنانی که از طریق اینترنت خرج زندگی را تأمین می‌کردند، در حال حاضر حضور و تمرکز کمتری در خانواده دارند. از سوی دیگر، محققان و دانشجویان زن یا کسانی که   روی موضوعات زنان مطالعه می‌کردند، به دلیل عدم دسترسی به اینترنت آزاد با مشکل مواجه شده‌اند. حتی بسیاری مقالات در حوزه زنان در فضای اینترنت داخلی قابل جستجو نیست، به این ترتیب ترجمه کاهش پیدا می‌کند و تولید اندیشه کند می شود.  در مجموع، قطعی اینترنت، آسیب‌های مختلفی به کشور وارد می‌کند؛ چنان‌که رئیس کمیسیون دانش‌بنیان اتاق ایران، خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از قطعی اینترنت را روزانه حدود ۸۰میلیون دلار برآورد کرده است. طبق برخی آمارها خسارات قطعی اینترنت آزاد به کشور با تخریب برخی پل‌ها و زیر ساخت‌های کشور برابری می‌کند. چگونه است که دربرابر تهاجم دشمن به این امکانات و زیرساخت‌ها غیرت می‌ورزیم ،اما در برابر قطعی اینترنت در داخل کشور چنین بی‌تفاوت و سهل‌انگاریم؟ درنهایت این‌که جنگ، اثرات مختلف نامطلوبی دارد و نباید به گونه‌ای عمل کنیم که بسیار فراتر از طاقت و تحمل جامعه شود.  @agahinou آگاهی نو : باشگاه روشنفکران ملی ایران رسانه ای برای فرهنگ ایران

مصائب زنان در جنگ بخش دوم *قاعدتا این مسائل درباره زنان شاغل حادتر است، این‌طور نیست؟* در ارتباط با زنان شاغل، سرپرست خانوار و در حال تحصیل،باید محیط‌ها و نهادهای مرتبط با آنان به صورت ویژه از طریق تعامل و حمایت،کمک کنند تا آسیب بیش از اندازه به زنان و مادران تحمیل نشود. حتما هر کداممان شاهد بوده‌ایم که عدم همکاری و درک موقعیت و شرایط زنان در محیط‌های کاری و تحصیلی،چه تبعات ناخوشایندی برای آنان داشته است.هرچه زنان بتوانند تاب‌آوری بیشتری داشته باشند،خانواده و جامعه تاب آورتر می‌شود و در مقابلِ شرایط جنگی با فروپاشی اجتماعی مواجه نخواهد شد. در این شرایط،روان درمانی می‌تواند کمک‌کننده باشد،در حالی که به لحاظ اقتصادی،زنان و خانواده‌ها اکثرا از عهده مبالغ هنگفت مشاوره و روان‌درمانی برنمی‌آیند.  به نظر می‌رسد که باید تمهیداتی برای دریافت هزینه کمتر مشاوره‌ها در این شرایط در دسترس زنان،کودکان و خانواده قرار گیرد؛به‌خصوص برخی از خانواده‌ها که مستقیما صدمات جانی مانند از دست دادن اعضای خانواده را تجربه کرده‌اند یا خانه و زندگی خود را از دست داده‌اند و قطعا در معرض آسیب‌های روانی مهلکی هستند. در جنگ۴۰روزه،برخی سعی کردند از مواضع پرخطر دور شوند و به شهرهای کم‌خطرتر بروند،اما به نظر می‌رسد این جابه‌جایی در بیشتر موارد موجب کاهش آثار سوء روحی نبوده و در معرض اخبار ناخوشایند بودن و دوری از خانه و محل سکونت نیز آثار روحی منفی برجا گذاشته است.بسیاری مجبور به اقامت در خانه اقوام شدند که شرایط دشوار را تشدید می‌کرد.تفاوت دیدگاه‌ها،سلیقه‌ها و سبک زندگی، موجب اختلافاتی شد که به پیوندهای عاطفی و خانوادگی و سلامت روان افراد لطماتی وارد کرد.برخی به ناگزیر دوری‌های اجباری بین اعضای خانواده را تحمل کردند،به عنوان مثال پدر نمی‌توانست محل کار را ترک کند و همسر و فرزندان در شهر دیگری اقامت داشتند و این موضوع، نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کرد.این‌ها برخی از شرایطی بود که آسیب‌های روحی را دامن می‌زد. *درباره تهدیدهای حوزه روان گفتید،اما جنگ چه آسیب‌های جسمانی برای زنان به همراه دارد؟* یکی از مواردی که در جنگ آزارم داد،شنیدن خبر سقط شدن جنین‌هایی بر اثر صدای مهیب بمب‌ها بود.سقط، علاوه بر صدمه روحی،از لحاظ جسمی نیز مادر را آزار می‌دهد.از طرفی استرس‌ها و فشارهای روانی به دلیل ایجاد مشکلات هورمونی،زنان را سریع‌تر تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و آثار جسمی مختلفی به جا می‌گذارد،چرخه‌های قاعدگی را مختل می‌کند و پیامدهای جسمی دیگری نیز ممکن است به وجود بیاورد. *حتما جنگ،پیامد های ناخوشایند اقتصادی هم برای زنان دارد.اینطور نیست؟* بله،علاوه بر آن که ضعیف شدن اقتصاد خانواده بر روی زنان نیز اثرات منفی زیادی دارد،زنان شاغل،زنان سرپرست خانوار،زنان کارآفرین و اداره‌کننده کارگاه‌های اقتصادی کوچک یا بزرگ،آسیب‌های مختلفی را تحمل کردند؛از تعدیل‌های کاری که زنان بیشتر در معرض آن بوده‌اند تا تأثیر قطع اینترنت بر مشاغل خانگی و سایر مشاغل مرتبط با آن، زنان را ضعیف یا زمینگیر کرد.  اخیرا گزارشی دیدم که بر اساس اعلام مرکز آمار ایران از وضعیت بازار کار در زمستان ۱۴۰۴ گفته  بود،نرخ بیکاری زنان همچنان بالاتر از مردان و نرخ مشارکت آنان پایین‌تر بوده است.این درحالیست که به نظر می‌رسد وضعیت آغاز جنگ در اسفند ماه و ادامه آن در بهار ۱۴۰۵چندان در این گزارش لحاظ نشده است و با توجه به تبعات جنگ بر وضعیت اشتغال،از تعدیل‌ها و بیکاری‌ها تا افزایش نقش مراقبتی آن‌ها در خانه و عدم مشارکت اقتصادی،تعطیلی کارگاه‌ها،شبکه‌های فروش و...احتمالا این آمارها، تبعیض آمیزتر نیز شده باشد.  پیشتر هم به زنان به عنوان نیروی کار ارزان نگاه می‌شد و آنان در کارهای مهمتر و دارای کیفیت،کمتر به کار گرفته می‌شدند.در واقع، هرچه ارتقای شغلی بیشتر می‌شد،گستردگی حضور زنان نیز کمتر مشاهده می شد،اما وضعیت جنگی این مشکل را وخیم‌تر کرده است. به طور کلی جنگ،وضعیت خشن و ناخواسته‌ای است که قاعدتا زنان را بیشتر آزار می‌دهد. بله،اگرچه جنگ در مواردی ممکن است باعث افزایش همدلی شود یا برخی از جرائم اجتماعی را کاهش دهد،اما در صورت شدت کمبود و بیکاری و فقر، ممکن است برخی جرائم مانند سرقت را افزایش بدهد. همچنین در شرایط ناآرام،در حوزه خانواده، آستانه تحمل مردان نیز کاهش چشمگیری پیدا می‌کند و در محیط‌های اجتماعی و کوچه و خیابان هم پرخاشگری و انواع خشونت بیشتر می شود.  به تازگی رئیس اورژانس اجتماعی اعلام‌کرده فقط از اسفند ۱۴۰۴ تا اوایل ۱۴۰۵،یعنی در همان روزهای اوج جنگ، بیش از ۴۵هزار تماس با سامانه ۱۲۳ ثبت شده که نشاندهنده افزایش چشمگیر همسرآزاری و کودک‌آزاری است.این فقط آمار تماس در همین روزها بوده و غیر از سایر مأموریت‌های این اورژانس است. @agahinou آگاهی نو : باشگاه روشنفکران ملی ایران رسانه ای برای فرهنگ ایران

«مریم باقی» فعال حقوق زنان در گفتگو با روزنامه «اطلاعات» می گوید مصائب زنان در جنگ سمیه میرزایی تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۴۰۵/۲/۳۱ * *بخش یکم* سابقه جنگ‌ها در جوامع گوناگون و همین‌طور جنگ در ایران نشان می‌دهد اگر نسبت به آثار جنگ بر  زنان بی‌توجه باشیم، پیامدهای زیانبار آن به خانواده و کل جامعه سرایت خواهد کرد. مریم باقی را بعضی‌ها به‌عنوان دختر عمادالدین باقی و همسر محمد قوچانی می‌شناسند اما به جز این‌ها او دانش‌آموخته رشته حقوق و فعال حقوق زنان است و سال‌هاست به کار روزنامه‌نگاری می‌پردازد. با او درباره مسأله «زنان و جنگ» به گفتگو نشستیم. جنگ در پس ظاهر مردانه خود، دارای چه پیامدهای آشکار و پنهانی برای زنان  است*؟ جنگ اصولا امری مذموم است و پیامدهای ناخوشایندی دارد. آثار آن به همه افراد جامعه اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کودک تحمیل می‌شود. احساس ناامنی و عدم ثبات و امنیت از لحاظ جانی و مالی و روحی، برخی از آثارجنگ است اما بر زنان و کودکان آسیب‌هایی عمیق‌تر و جبران‌ناپذیر می‌گذارد. سابقه جنگ‌ها در جوامع گوناگون و همین‌طور جنگ در ایران که به‌تازگی سومین آن را لمس کرده‌ایم نشان می‌دهد اگر نسبت به آثار جنگ بر روی زنان بی‌توجه باشیم، پیامدهای زیانبارش به خانواده و درنتیجه کل جامعه سرایت خواهد کرد. باید فضا برای پژوهشگران روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، اقتصاد و... باز باشد تا ابعاد مختلف و وسیع اثرات جنگ را ارزیابی کنند و بتوانند راه‌های محدود کردن آثار منفی آن را بیابند. *پیامدهای جنگ  در مورد  زنان را چگونه می‌توان طبقه‌بندی کرد؟* تلفات و صدمات جسمانی مستقیم، اولین مورد است. با این که در قوانین جنگ یا حقوق بشردوستانه، اصلی بنیادین به نام «تفکیک» وجود دارد که باید غیرنظامیان از نظامیان تفکیک شوند و از هرگونه تعرض و حمله مصون باشند و این یک اصل پذیرفته‌شده جهانی است، اما آمارها نشان می‌دهد که در اکثر جنگ‌ها آسیب‌ها و تلفاتی که زنان و کودکان تحمل کرده‌اند بسیار بالا بوده است. از جنگ‌های بین المللی در نقاط دیگر دنیا که بگذریم، درباره جنگ ۴۰روزه، رئیس سازمان اورژانس کشور، از مجروح شدن حدود ۵هزار زن و شهادت ۲۵۸نفر از آنان خبر داد و همچنین اعلام کرد ۲۲۱نفر کودک زیر ۱۸سال نیز در این حوادث جان خود را از دست داده‌اند که بیشتر آن‌ها در فاجعه میناب از دست رفتند. با کشته شدن این کودکان، روح زنانی نیز کشته شد که مادر بودند. صدالبته که پدران هم آسیب می بینند اما نطفه کودک، گویی همیشه به مادر گره خورده است. مسأله دوم، وارد آمدن صدمات روحی گوناگون به زنان در جنگ است. زنان به دلیل نقش تربیتی و مراقبتی بیشتری که در خانواده دارند، در مقابل وقایعی که خارج از توان یا ظرفیت آن‌هاست، ممکن است نقش‌های خود را با تهدید بیشتری رودررو ببینند و این بر استرس و اضطراب آن‌ها می‌افزاید.  زنان در عین حال که گاهی خودشان بر اثر تحمل فشارهای متعدد، فروپاشیده‌اند، باید مراقب سلامت روان خانواده و فرزندان هم باشند که بار دوچندانی را بر دوش آنان می‌گذارد. آن‌ها باید بر افسردگی و اضطراب خود غلبه کرده و در عین حال، اضطراب فرزندانشان را هم کنترل کنند! برخی اوقات، حل این تناقض ناممکن شده و باعث ایجاد تنش‌های روحی در خانواده می‌شود. چه‌بسا اضطراب فرزندان، ناخودآگاه اضطراب مادر را هم چندبرابر می‌کند، زیرا او درصدد برمی‌آید تا کودک را آرام، از محیط تنش دور و شرایط را عادی‌سازی کند یا نیازهای او را پاسخ بدهد.  به همین جهت، تلاش بیشتری می‌کند و چنانچه ممکن نشود، دیدن ناراحتی فرزند، حس ناتوانی در برابر کنترل اوضاع یا احساس گناه، او را شکننده‌تر می‌کند. در نتیجه، نقش تسکین‌دهنده و حمایتگری معنوی خانواده توسط مادر مختل  می شود و مدیریت بحران و استرس را از دست رفته می‌بیند. تضعیف نقش حمایت عاطفی و روانی خانواده، پیامدهای ناگواری دارد و دقیقا به همین دلیل، باید مراقب زن و مادر در خانواده بود. بهتر است حمایت معنوی خانواده میان زن و مرد به طور عادلانه‌ای تقسیم شود. @agahinou آگاهی نو : باشگاه روشنفکران ملی ایران رسانه ای برای فرهنگ ایران

📌 هشدار عمادالدین باقی دربارهٔ «اعتبارزدایی از حقوق بشر» در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی نقل از کانال صبح ما و سخن معلم ✳️ عمادالدین باقی، پژوهشگر حقوق بشر، در نشست تحلیلی آموزشی اعضای حزب مجمع ایثارگران هشدار داد که تحولات اخیر و نحوهٔ بازتاب آن‌ها در رسانه‌ها موجب «اعتبارزدایی از مفهوم حقوق بشر» شده و این مفهوم بنیادین را در معرض فرسایش قرار داده است؛ به‌گونه‌ای که حتی فعالان این حوزه در موقعیتی دفاعی قرار گرفته‌اند. 🔰 *به گزارش صبح ما*؛ وی با اشاره به این‌که در تحلیل جنگ‌ها معمولاً ابعاد سیاسی و نظامی برجسته می‌شود اما نگاه حقوق بشری کمتر دیده می‌شود، گفت روایت‌های سیاسی از مسایل حقوق بشری به بی‌اعتباری این مفهوم در افکار عمومی انجامیده است. به گفتهٔ او، بنیان حقوق بشر بر «حق حیات»، «حق مالکیت» و «کرامت ذاتی انسان» استوار است و حقوقی مانند آزادی بیان، دادرسی عادلانه، دسترسی به وکیل و حق مسکن در عمل تضمین‌کننده همین حقوق بنیادین‌اند. 🔰 این منتقد صاحب‌نظر با اشاره به پیوند میان حقوق بشر و صلح، میان «صلح منفی» و «صلح مثبت» به‌عنوان پروژه‌ای بلندمدت برای رفع ریشه‌های جنگ تفکیک کرد و گفت تحقق صلح پایدار در گرو فرهنگ صلح، عدالت اجتماعی و تقویت نهادهای دموکراتیک است. 🔰 وی همچنین بر تفاوت میان کنشگری سیاسی و کنشگری حقوق بشری تأکید کرد و گفت فعال حقوق بشر باید از رادیکال‌سازی فضا پرهیز کند، زیرا چنین فضایی پیش از هر چیز به خودِ حقوق بشر آسیب می‌زند و می‌تواند به خشونت و جنگ بینجامد. 🔰 این پژوهشگر برجسته با اشاره به تجربهٔ دههٔ ۶۰ و شرایط جنگی، هشدار داد که فضای امنیتی می‌تواند قانون‌گرایی، دادرسی عادلانه و حقوق متهمان را به حاشیه ببرد و برخی رویه‌های خطرناک را در ساختارها نهادینه کند؛ در حالی‌که دستاوردهای حقوق بشری حاصل دهه‌ها تلاش است و در بحران‌ها به‌سرعت آسیب می‌بیند. 🔰 باقی با انتقاد از برخی قوانین و احکام اخیر، از جمله استفاده گسترده از عناوینی مانند «افساد فی‌الارض» و تشدید مجازات‌ها، تأکید کرد که حتی در شرایط جنگی نیز حق دادرسی عادلانه قابل تعلیق نیست و استفاده موسع از این عناوین می‌تواند به صدور احکام بسیار سنگین، از جمله اعدام، بینجامد. 🔰 این نویسنده و روزنامه‌نگار برجسته همچنین نسبت به مصادره‌های گسترده و احتمال خطا در احکام کیفری هشدار داد و بر اصل «احتیاط در مجازات‌های سنگین» و شخصی بودن جرم و مجازات تأکید کرد. 🔰 باقی در جمع‌بندی سخنان گفت: چالش‌های حقوق بشری می‌توانند خود زمینه‌ساز جنگ شوند و جنگ نیز نقض حقوق بشر را تشدید می‌کند. به گفتهٔ او، اگر به پیوند میان حقوق بشر، انسجام داخلی و امنیت ملی توجه نشود، این چرخه می‌تواند بحران‌ها را عمیق‌تر کند. وی تأکید کرد نوع نگاه زمامداران این‌که خود را مدیر یک حکومت بدانند یا مسئول یک «سازمان چریکی» در مسیر آیندهٔ کشور نقشی تعیین‌کننده دارد. 📌 *برای مطالعهٔ کامل خبر، فایل PDF را دانلود کرده و مطالعه فرمایید.* 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi

Sobhe Ma_Emadedin Baghi_050223.pdf2.27 KB

🛒 فروش فوق العاده کتاب های انتشارات سرایی به مناسبت نمایشگاه مجازی کتاب تهران 🖍 هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران 26 اردیبهشت تا 2 خرداد 1405 🔷️نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از رویدادهای بزرگ فرهنگی کشور است که هرسال به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ناشران سراسر کشور به صورت حضوری برگزار می شود و در چند سال اخیر، همزمان به صورت حضوری و مجازی دایر شده است اما اکنون به دلیل شرایط خاص جنگی فقط بخش مجازی آن برگزارگردیده است. گرچه انتشارات سرایی موفق به شرکت در نمایشگاه مجازی نشد اما به عنوان همراهی با این رویداد فرهنگی بزرگ و ارزشمند، در ایام برگزاری آن کلیه کتاب های خود را تا 3 خرداد1405 با تخفیف 30 درصد+ بعهده گرفتن هزینه ارسال پستی عرضه می کند. فهرست کتاب های منتشر شده و موجود در فایل پی دی اف، پیوست شده است. 🔶️لطفا نام کتاب درخواستی، تعداد، ادرس پستی، تلفن و نام گیرنده و فیش واریزی را به شماره حساب 6037691580300523 به نام فاطمه کمالی احمدسرایی، بانک صادرات، به شماره تلفن های 09123137641 یا 09903712018 در سکوی بله ارسال و یا پیامک کنید.                                                                                   🌐 کانال «انتشارات سرایی» در سکوی بله @entesharatsaraee

لیست کتابهای انتشارات سرایی.pdf2.78 KB

🔶️هیتلرهای زمانه، فرافکنی می کنند #عمادالدین_باقی ✍️ سناتور گراهام صهیونیست افراطی حامی ترامپ: «چرچیل چه گفت؟ گفت هر قیمتی که لازم باشد برای شکست هیتلر بپردازیم، خواهیم پرداخت. همین موضوع درباره ایران هم صدق می‌کند.» تشبیه به جنگ با آلمان هیتلری، حرکتی هماهنگ است و تا‌کنون از سوی چندتن از حامیان جنگ در امریکا تکرار شده و هدف، بهره گیری از یک کلیشه جاافتاده جهانی برای ساده سازی و موجه سازی جنگ و جنایت دولت امریکاست. چقدر دنیای جنایتکاران وارونه است و واژگان یا از معنا تهی یا دستکاری می شوند. ما نقدهای خود را به سیاست خارجی ایران قبلا گفته و بعد هم در زمان مناسب، بیشتر خواهیم گفت و اخرینش نمایش کودکانه تیراندازی در تلویزیون است که می تواند تاثیر نامه مهم رئیس جمهور به پاپ را هم از بین ببرد اما واقعیت این است که ایران معاصر در تاریخ خود تاکنو‌ن، حداقل آغازگر جنگ با کشورها نبوده و این آمریکا و اسراییل بودند که سابقه حمله به کشورهای مختلف را دارند. امریکا از ۱۹۴۵ تاکنون ۴۱ حمله نظامی به کشورها داشته و اسراییل در دوسال اخیر به ۸ کشور حمله کرده(غزه و کرانه باختری در فلسطین، لبنان، سوریه، ایران، عراق، یمن، تونس، قطر که بعضا حمله مشترک با آمریکا بوده) و بیش از دوسال نسل کشی در غزه توسط نهادهای بین المللی و دیوان کیفری و وجدان جهانی محکوم شده و در ایران هم دوبار آن هم وسط مذاکره، هیتلروار، حمله نظامی کردند. کودکان دبستانی میناب را که قتل عام کردند و یا ملوانان غیر مسلح ناو دنا را که برای رزمایش صلح به هند دعوت شده بودند، در منطقه ای خیلی دور از جنگ، در دریا مظلومانه به شهادت رساندند، فراموش ناشدنی است. عجیب تر این بود که ترامپ در پاسخ این پرسش که چرا ملوانان را بازداشت نکردید، گستاخانه گفت چون برای نیروهای آمریکایی این کار باعث سرگرمی و هیجان بیشتری می شد، رفتار و عبارتی که حتی هیتلر هم چنین بی پرده به کار نبرد. ۲۸ اردیبهشت۱۴۰۵ 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi   کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi