468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
468
بهش میگم این موهای این گوشه رو میبینی؟ نه بلند میشه نه میشه از ته زدش. میگه خب. میگم تو وظیفه داری هر وقت اینا تو هوا پخش بودن بذاریشون پشت گوشم. میگه خب. میگم خب منتظرم. میگه خب. به قیافه م میخنده؛ دستشو میبره لای موهام و موهای آشفته مو میذاره پشت گوشم تا من بتونم این لحظه رو تا آخر عمرم بمیرم.
468
هوا داره کم کم سرد میشه. بهترین وقت سال برای ذخیره ی کساییه که میگن دلشون برای تابستون تنگ میشه و سرما رو دوست ندارن تا توی زمستون آتیششون بزنیم و گرم شیم همگی.
468
یادتونه گفتم سه سال؟ اشتباه کردم. من میتونم پادشاه خرا بشم و بازم هیچ خری بهم شک نکنه.
468
همه بلااستثنا تو اینستا دارن یه گه خاصی میخورن. همه هم دارن پول درمیارن و با پولشون لاکچری زندگی میکنن. همه این کلم بروکلی بیخاصیتای تو خیابون منم. آره منم.
468
" مثل حماقت کسی که فکر میکند فاصلهی هرررر زنی با هر پوششی غیر از پوشش مد نظر او تا وارد شدن به رابطه با یک مرد زندار به اندازهی یک بشکن زدن است "
468
من اینقد خریت به خرج میدم تو زندگیم که اگه وسط یه گله خر زندگی کنم حداقل سه سال طول میکشه بفهمن من خر نیستم.
468
تابستون خسته کننده س ولی هر چی فکر میکنم بعدش باید به آغوش درس برگردیم، دوست دارم تا آخر عمرم کشش بدم.
468
کاشکی زیبا بودم؛ به زیبایی یک نقاشی ونگوگ، یک قطعه ی شوپن یا یک شعر ابتهاج. شاید هم به زیبایی رقص دود جلوی آفتاب خسته، یا به زیبایی یک گل رز سپید و تازه که تقدیم به عزیزکی میشود. کاش من زیبا بودم! به زیبایی دستان تو شاید! اصلا کاش میتوانستم زیبایی را خلق کنم. مثل رقاصی نازک و لطیف با لباس حریر قرمزش، مثل نوازنده ی یک ویولون کهنه گوشه ی بازار، مثل نسیمی که به سوی گندمزار میرود، مثل ستاره های آسمان شب. یا شاید هم مثل چشم های تو...
کاش زیبا بودم...
468
من اول ماکت دماغ بودم که فرشته ها ببینن دماغ چیه. تا اینکه یه روز خدا با خودش گفته حیفه این دماغ بی صاحاب بمونه و یه آدم نصفه نیمه بهش چسبونده.
468
میدونی؟ نه نمیدونی. بذار بگم گوشی بیاد دستت. میفرماد که "شیشه دلم ای خدا، زیر سنگ اومده." و تمامی آنچه که باید گفته بشه و نباید گفته بشه رو میرسونه. میفهمی چی میگم؟ گوشی دستته؟
