ch
Feedback
SevenHells

SevenHells

前往频道在 Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

显示更多
468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
Repost from N/a
زباله در تنهایی زباله تر است.

سر در سایه و تن در آفتاب :)
سر در سایه و تن در آفتاب :)

نمی‌دونم این رو بگم یا نه. دوست دارم به روی خودم نیارم ولی ماجرای الهه، این دختری که کشته شد، واقعا آتیش به جونم زده بچه‌ها. تصور اینکه اینقدر راحت و الکی، برای داشتن یک زندگی عادی، جونش رو از دست داده روانی‌م می‌کنه. من تازه داشتم جرئتم رو جمع می‌کردم که یک شغل جدید پیدا کنم و حضوری برم سر کار. ۶ ساله تهرانم و بیشتر از انگشتای دستم تنها بیرون نرفتم. همین‌جوریش هم اینقدر مانع سر راه موفقیتم بود که به زور خودم رو می‌کشیدم جلو که زندگی‌م رو جمع کنم. دیگه فکر احتمال «کشته‌شدن» از همه‌چیز منصرفم می‌کنه. به چه گناهی کشته شد واقعا؟ تمام مسیرش چیزی جز خواستن یک زندگی عادی بود؟ هیچی بار این وحشت و اندوه و افسوس رو کم نمی‌کنه. هرچی فکر می‌کنم آروم نمی‌شم. دوباره دارم توی اعماق افسردگی فرو می‌رم چون حس می‌کنم هیچ‌چیز عوض نمی‌شه، مستقل نخواهم بود، و تبدیل به زنی خواهم شد که ازش متنفرم. زن‌بودن توی این جغرافیا بزرگ‌ترین جبری بود که بر ما کردی خدای عزیز.

قهوه‌مون کمه صبح درست می‌کنم. جشن بگیرید. می‌رم غذا بپزم. 🙏

امشبم باید یه تاغار فیلینگ تیرامیسو درست کنم و هنوز برنگشتم خونه. زیبا. 🙏

البته گلدونش کوچیک شده برای همین برگای جدیدش کوچولوترن. نزدیک‌تر شیم به تابستون، گلدونشو عوض می‌کنم.

یادتونه نصف برگای این ریخت؟ الان نگاش کنید بچه‌موووو 🥹💖
یادتونه نصف برگای این ریخت؟ الان نگاش کنید بچه‌موووو 🥹💖

جارو کردم، دستمال کشیدم، ظرفا رو شستم شد دو ساعت. دیگه تحمل تی ندارم. فردا 😭🙏

کل فرایند آماده‌کردن و پختش شد یک ساعت و نیم. خالا شستن ظرفاش می‌شه سه ساعت 🫠🙏

شد ۹۶ تا این شکلی. آخرین سری رو الان گذاشتم تو فر.
شد ۹۶ تا این شکلی. آخرین سری رو الان گذاشتم تو فر.

زده به سرم و دارم یه تاغار لیدی‌فینگر درست می‌کنم. به معنی واقعی کلمه تاغار.
زده به سرم و دارم یه تاغار لیدی‌فینگر درست می‌کنم. به معنی واقعی کلمه تاغار.

کیفیت بهتر ❤️ @Se7enHells

چون انسان‌های هات gatekeep نمی‌کنن اینو دارم می‌ذارم. وگرنه صد سال سیاه برای هیچ‌کس نمی‌فرستادم.

خون‌آشام کوچک من 💖🧚‍♀
خون‌آشام کوچک من 💖🧚‍♀

امروز رفتم پیش یه دکتر، اینقد تهرانی بود که تو عمرم آدم آدم اینقد تهرانی ندیده بودم. نمی‌دونم چطور بگم. خارجی هم نبود. تهرانی خالص بود. مطبشم بوی تهران می‌داد. بزرگ‌ترین شوک فرهنگی مهاجرت از شهرستان به تهرانم دیدن این دکتره بود. و من کلی آدم دیدم که اصلا خیلی تهرانی‌ان. ولی این یه لول جدید بود. اینقد جدید که روح شهرستانی‌م هنوز نتونسته شخصیت دکتر جلیلی رو هضم کنه. 🙏

photo content

نمی‌دونم اینجا آقا داریم یا نه. بیاین بگین برای مردی ماساژ رزرو کنم یا ساعت بخرم؟ این مردا چرا اینقد سخت‌کادو هستن؟ که چی بشه آخه؟ نمی‌تونم تصمیم بگیرم کدوم بهتره. 😭

photo content

سیبیل‌قشنگ
سیبیل‌قشنگ