484
订阅者
-324 小时
-47 天
-1330 天
帖子存档
484
بهعنوان یک معتقد سابق، یک چیزایی راجعبه این بهشت و جهنمی که ساختن روی مخم رفته.
اول اینکه با دیدن این چیزا، بیشتر از اینکه آدم هول و ولا بیفته به جونش، خندهش میگیره. اگه جهنم اونه و بهشتم اون، همون بهتر که آدم هرجور میخواد زندگی کنه.
دوم اینکه طبق اصول خود مسلمونها، واضح و مبرهن و مشخصه که این دنیای دیگهای که خدای متعال میگه اصلا در وصف نگنجد و کلمه کم بیاید و این دنیای فیزیکی مانع درک انسانها از این عظمت و شکوه است.
دنیایی که روحت بهش سفر میکنه ولی جسمت نه، قاعدتا جنس عذاب و مرحمتش از جنس این دنیا نیست. روحت حس میکنه دارن آتیشش میزنن. روحت حس میکنه داره از نهر عسل میخوره. مثلا عذابت یه چیزیه تو مایههای اون خاطرهٔ شرمآوری که هر بار یادش میافتی باید سرت رو بکوبی توی دیوار تا یادت بره چه غلطی کردی ولی ضربدر هزار. مثلا اون نهر عسل و اینا مثل اینه وسط گرسنگی بهت بهترین برگر دنیا رو دادن ولی ضربدر هزار.
پل صراطشم که نگم. یادمه یه جایی یکی گفته بود هرچی بار گناهت سنگینتر باشه پله برات باریکتر میشه تا سختتر ازش رد بشی. بعد یه پلی درست کردن که سه نفر همزمان میتونن ازش رد بشن. :)))))))))))
کلا ساختن همچین چیزایی، اگرچه واضحه که کلا واسه پولخوردن یه عده درست شده و هیچ فکری پشتش نیست، خیلی ضایع و خیار و زشت و مسخرهست. اونی که میخواسته پول بخوره که قصدش مشخصه، اون احمقی که پول ریخته پاش رو باید پیدا کرد و سیصد جلسه روانکاوی براش تجویز کرد تا دوباره عقل سلیم خودش رو پیدا کنه.
حالا من که آگنوستیکم و دیگه برام فرقی نداره. ولی حس میکنم این بیآبرویی واسه یکی مثل بابام که خیلی معتقده یک فاجعهست و مطمئنم اگر شب، قبل خواب، یاد این سیرک بیفته عرق سرد میشینه به تنش. :)))))
484
داروی لاغریم معدهم رو به هم میریزه. داروی اعصابم معدهم رو به هم میریزه. داروی اماسم معدهم رو به هم میریزه. از معدهدرد میگرنم شروع میشه. داروی میگرنم معدهم رو به هم میریزه. از معدهدرد و سردرد میگرنی خوابم به هم میریزه. احتیاجم به داروی اعصاب شدیدتر میشه که باز معدهم رو به هم بریزه. :))))))!؟!؟؟!؟؟!!!
درود به علم ولی معدهم خیلی مظلومه. مثل خودم 😔🙏
484
براش خونه درست کردم رسما. صبحا میره اینجا، کبوترا رو هم تماشا میکنه، چرتشم میزنه، آفتابم تو چشمش نیست، باد کولرم بهش نمیخوره، مرغ عشقا هم حرکت خاصی بزنن کافیه غلت بزنه و تماشاشون کنه. فضا ۱۰/۱۰.
484
یک قطعهٔ فوقالعادهٔ موسیقی که متاسفانه شناخته نشد ولی بعد از سه سال همچنان در قلب من جا داره. 😔🙏
سه ساله هفتهای یه بار بهش فکر میکنم جدی :))))
484
مصیبت اونجاست که ناشر هم میگه بدین فلان چیز رو هوش مصنوعی ترجمه کنه، یا بدین هوش مصنوعی مطلب دربیاره، بدین هوش مصنوعی فلان کنه. چیزی هم بگی راجعبه دستمزد، میگن هوش مصنوعی کرده، تو نکردی. خب پس منو میخوای چیکار؟ خودت بده دیگه. 😒
484
در جوار سبد رختهای جدیدی که قراره تا بشن براش جا انداختم بخوابه. خب این واقعا تکراری نمیشه دیگه.
484
ولی الان دوباره فهمیدم درد من پوله. بهم برای زندگی تکراریم پول بدن، زندگی تکراریم رو هم میبوسم. امان از بیگاریهای زنانهٔ نچسبِ ناترازِ ناکار. البته شاید خیلی هم زنانه نباشن. فعلا وضعیت اینه که من با تخصص و انتخاب شغلم خیلی بد ریدم و اگر کارهای خونه رو نکنم، ته دلم، احساس بیمصرفبودن میکنم. صرفا از لحاظ اشتراک با مادرم و تمام زنهای دوروبرم، فعلا بیگاریهام رو زنانه میدونم. امان. امان. امان. فغان. فغان. فغان.
پینوشت: تکرار و ملال، حرفای آدم رو خشک میکنن. حرف جدیدی ندارم. لکهٔ ظرفهای امروز هم مثل دیروز خواهد بود. لباسهای تمیز این هفته بوی لباسهای هفتهٔ قبل رو خواهند داد. گلها هم اندازهٔ هفتهٔ قبل آب میخورن. من هم اندازهٔ همیشه از همهشون خستهم. کاش چیزی بهجز لوبیا داشتم که بیام نشونتون بدم. ولی خب فعلا تنها چیزی که برام تکراری نمیشه همین فسقلیبچهست. :)
484
از زندگی تکراریم خستهم ممد. از اینکه هرچی ظرف میشوری بازم کثیف میشه. بازم خودت کثیف میشی. بازم لباسا کثیف میشه. بازم ملافهها کثیف میشه. بازم زمین و فرش و کابینت و دیوار و میز و قاب عکس و آینهها کثیف میشن. چرا اینقدر همهچی کثیف میشه؟ چرا اینقدر گرسنه میشیم؟ چرا زانوها درد میگیرن ممد؟ چرا هیچکس دلش نمیخواد ساعت هفت شب بخوابه و سه بیدار شه؟ چرا تکرار برای روحیهٔ آدم خوبه؟ اگه خوبه، پس چرا زندگیِ تکراریْ دیگه رنگی نیست؟ دیوانه شودم ممد. زندگی بس نیست؟ یکم هم بمیریم باباجان!
484
اینقدم دستم میلرزه ماشالا نصف عکسام تاره.
تاوان جدایی از لیتیم عزیزم. آه لیتیم، دلتنگ توام. 💔
484
دقایقی چند، تخت سلطنتی لوبیاشاه بودم امروز. پس از ثبت این تصویر، به دلیل طمع رعیت و یک بوس، قهر کرده و تخت شاهی خود را ترک کردند تا به باقی اقلیم سرکی بکشند و مطمئن شوند رهزنهای نابکار وارد قلمروی ایشان نشدهاند.
484
یه دفعه یادم اومد من بچه بودم چه مصیبتی سر آستین سهربع راه افتاده بود که این خانومیایی که سهربع میپوشن چقد وقیحن، چقد بیخانوادهن، چقد فلان. :)))))))
واقعا حجم تحول در بیست سال اخیر نور امیدی در من روشن میکند. 🥹❤️🙏
484
+1
اینها رو بگیرید،
بادمجون کبابی رو با گوشت چرخکرده و سیر و پورهٔ گوجه تفت بدید.
اون شلها رو با مواد پر کنید، بچینید توی یک ظرف، روش خیلیییییی کم پنیر موزارلا بریزید و ده-پونزده دیقه بذارید توی فر ۱۸۰ درجه. دعام کنید.
انگار لازانیا میخوری ولی روی حالت کمکالریش! 😌😌😌
یادآوری اینکه برای هر نفر ۶۰ گرم پاستای خشک کافیه. :)
484
اینها رو بگیرید،
بادمجون کبابی رو با گوشت چرخکرده و سیر و پورهٔ گوجه تفت بدید.
اون شلها رو با مواد پر کنید، بچینید توی یک ظرف، روش خیلیییییی کم پنیر موزارلا بریزید و ده-پونزده دیقه بذارید توی فر ۱۸۰ درجه. دعام کنید.
انگار لازانیا میخوری ولی روی حالت کمکالریش! 😌😌😌
یادآوری اینکه برای هر نفر ۶۰ گرم پاستای خشک کافیه. :)
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
