جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 295 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 261,并在 伊朗 地区排名第 12 914 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 295 名订阅者。
根据 18 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -107,过去 24 小时变化为 -4,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 27.63%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.48% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 543 次浏览,首日通常累积 2 588 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 19 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 295
订阅者
-424 小时
-427 天
-10730 天
帖子存档
27 293
🔴 چرا یک نقشه غلط را به نبود نقشه ترجیح میدهیم؟
«سیگار کشیدن نمیتواند برایت آنقدرها بد باشد؛ پدربزرگ من روزی سه بسته سیگار میکشید و بیشتر از صد سال عمر کرد»
🔅ما معمولاً چنین اظهاراتی را بیان میکنیم تا چیزی را ثابت کنیم. در حقیقت، وقتی اینگونه صحبت میکنیم، در برابر "خطای در دسترس بودن" تسلیم شده ایم.
♨️خطای در دسترس بودن میگوید: ما با استفاده از مثالهایی که خیلی ساده به ذهن می آیند تصویری از دنیا میسازیم، در حالیکه واقعیت این است که صرف اینکه یک اتفاق راحت تر به ذهن ما خطور میکند، دلیل پرتکرار بودن آن نیست.
⭕️بخاطر خطای در دسترس بودن است که ما درک و برداشت صحیحی از ریسکها و خطرات در ذهن خود نداریم. ما پیامدهای چشمگیر، پر زرق و برق و پر سر و صدا را بیش از اندازه محتمل میدانیم و چیزیهایی را که ساکت یا نامرئی باشند در ذهن خود کوچک میپنداریم.
✅مشاوران معمولاً قربانی خطای در دسترس بودن میشوند. آنها اگر به یک مورد کاملاً جدید برخورد کنند، دستهایشان را بالا نمیبرند و با حسرت نمیگویند: «واقعاً نمیدانم چه پاسخی بدهم؟» درمقابل، به یکی از متدهای آشناتر خود رو می آورند، فارع از اینکه مناسب است یا خیر.
♦️خطای در دسترس بودن، یک صندلی ثابت در میز هیأت مدیره شرکتها هم دارد. اعضای هیأت مدیره معمولاً بجای موارد مهمتری مثل حرکت هوشمندانه رقیب، کاهش انگیزه کارمندان یا یک تغییر پیش بینی نشده در رفتار مشتری، در مورد آنچه مدیریت ارائه کرده بحث میکنند. آنها تمایل ندارند در مورد چیزهایی که در دستور جلسه نیست، صحبت کنند.
📝نتیجه گیری:
با گذراندن وقت خود با کسانی که متفاوت با تو فکر میکنند و کسانی که تجربه و مهارتشان با تو متفاوت است، از خودت در برابر این اثر محافظت کن. ما برای غلبه بر خطای در دسترس بودن به ورودی هایی از جانب بقیه نیاز داریم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
موسسه آموزش عالی مهرالبرز در ۲۵ رشته دانشکده های مدیریت، مهندسی و فناوری اطلاعات از بین پذیرفته شدگان آزمون کارشناسی ارشد دانشجو می پذیرد:
🍀نخستین موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی الکترونیکی ایران
🍀اخذ مدرک مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
🍀ارائه خدمات کامل آموزش الکترونیکی (پرتال آموزشی مجهز و محتوای الکترونیکی کروماکی و کلاس ها و پشتیبانی آنلاین)
🍀امکان ادامه تحصیل همزمان با اشتغال
🍀برخورداری از اساتید نمونه دانشگاه های دولتی تهران (دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، شهید بهشتی و... ) و خارج از کشور
🍀تحصیلی مقرون به صرفه با پرداخت شهریه ای کمتر از دانشگاه های آزاد و غیر انتفاعی در چند مرحله
🍀با ۳۰۰۰ دانش آموخته با بیش از ۸۰ درصد اشتغال به کار و همچنین پذیرفته شدگان متعدد داخل و خارج در مقطع دکتری
.
🆔@MehralborzPr
☎️021-57658
⚙️ @MehralborzUni
www.mehralborz.ac.ir
#کارشناسی_ارشد #ارشد99 #مهرالبرز #اخبارارشد #دانشگاه_مهرالبرز #الکترونیکی #یادگیری_الکترونیکی #مجازی #مدیریت #فناوری_اطلاعات #فنی_مهندسی
#الکترونیکی_بودیم_وقتی_مجازی_بودن_مد_نبود
27 293
🔴 «قلمچی»؛ از کجا به اینجا رسید؟
سال ۷۲ اتفاقی مهم در تاریخ کنکور ایران رقم میخورد؛ یک حادثهی شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوهی قلمچی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به ۶۰ نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند
کاظم قلمچی، در دیماه سال ۱۳۳۴، در میدان خراسان تهران متولد شد. مادر و خالههای قلمچی فرهنگی بودند، کاظم قلمچی زیاد از پدر خود که حدود ۳۰ سال از او دور بوده صحبت نمیکند و بیشترین تاکید وی بر روی نقش مادرش در زندگی اوست. او مردی است که زندگی پرحادثهای داشته و تمایل چندانی به بازگویی حوادث زندگی خود ندارد.
او مجبور بود برای کمک به مادر و برادرش تابستانها کار کند و برای دبیرستان هم سراغ مدارس شبانه برود. خودش در معدود مصاحبههایی که انجام داده است میگوید: «از دوران دبستان، تابستان که شروع میشد میرفتم سر کار. حقوقم کم بود اما بالاخره به یک دردی میخورد. سه سال آخر دبیرستان بود که دیگر کار کردن تابستانها به تنهایی کفافمان را نمیداد. همین شد که روزها کار میکردم و شبها درس میخواندم»
اولین تدریس زندگیاش در ده سالگی انجام شد. سعید شبقره، استاد معارف و یکی از همراهان دائمی کانون فرهنگی آموزش میگوید: «از ابتدا به شدت به تدریس علاقه داشت. آن طور که من از تعریفهایش شنیدهام، دوران دانشجویی با یک دوچرخه سراغ تدریس خصوصی میرفته». قلمچی سپس با تنی چند از دوستانش کار تدریس خصوصی را در آموزشگاهی با نام البرز پی میگیرد و رسما تبدیل میشود به یک معلم تدریس خصوصی.
سال ۷۲ اتفاقی مهم در تاریخ کنکور ایران رقم میخورد؛ یک حادثهی شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوهی قلمچی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به ۶۰ نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند.
شبقره از آن روزها میگوید: «قلمچی با سرمایه زیر صفر و در واقع همان حقوق معلمی شروع کرد. ساختمان سید خندان را اجاره کرد و برای گروه بسیار کمی از داوطلبان آزمون برگزار میکرد. به گفته خودش غیر عادی به نظر میرسید بچههایی که یک عمر از امتحان فراری بودند در روز جمعه بیایند و داوطلبانه امتحان دهند!». او متوجه شده بود چیزی حدود ۷۵ درصد بچهها امکان استفاده از کلاسهای کنکور را ندارند و خودشان درس میخوانند؛ بنابراین احساس کرد بهترین حالت ممکن طراحی برنامه منظمی است که کمکشان کند تا به صورت خودآموز پیش بروند و در نوع خواندنشان نظم ایجاد کنند.
از اینجا به بعد برنامهای که قلمچی برای آیندهاش در نظر دارد، این است؛ به جایی برسد که اگر کسی نام او را بشنود، یاد آموزش به معنای کلیاش بیفتد. حالا دیگر او آرزو دارد به جایی برسد که دانشآموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامهریزی کنند…
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
اول تشخیص، بعد درمان!
اگر مشکل کسب و کارتان را نمیدانید، چکاپ و تحلیل آن را به ما بسپارید. 🩺
✅ این چکاپ برای کمک به کسب و کارها رایگان شده است.
ارزش واقعی چکاپ : 200هزار تومان
📲وویس تحلیل جواب چکاپ شما، توسط آنالیزورهای متخصص شرکت، از طریق واتس اپ برایتان ارسال میشود.
لینک چکاپ:👇👇
https://oghyanooseabi.com/business-analysis-test-2/
آدرس کانال ما:👇
@Oghyanooseabi
27 293
🔴 قرار بود با سواد شویم....
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
👤حسین حائریان
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
🔴 از صبح جمعه تا صبح شنبه؛ آموزش و پرورش بیخبرتر از روحانی
✍️مصطفی داننده
🔹رییس جمهور روحانی صبح جمعه از ماجرای گران شدن بنزین خبردار شد. گویا این شیوه خبردار شدن به مذاق برخی از مدیران خوش آمده است و آنها هم از سیستم مطلع شدن صبحگاهی استفاده میکنند.
🔹 رئيس مرکز هماهنگي آموزش و پرورش با سینهای ستبر از پشت قاب تلویزیون به مردم میگوید:« والدین شنبه صبح قبل از حرکت فرزندان به سمت مدرسه با مدرسه تماس بگیرند تا ببینند باید مدرسه بروند یا خیر.»
🔹زمانی که ما مدرسه میرفتیم و برف میآمد، تقریبا از شیوه همین آقای رئیس استفاده میکردیم. مادر محترم زنگ میزند تا ببیند، مدرسه دایر است یا نه که معمولا برخلاف این سالها برف اگر تا کمر میآمد و آموزش علم تعطیل نمیشد.
🔹حالا استفاده از این شیوه آن هم در زمانی که عصر ارتباطات مینامندش، کمی عجیب است. بدتر از آن اینکه از تعطیلی مدارس تا به امروز کم کم سه ماه میگذرد واقعا آموزش و پرورش و ستاد ملی کرونا نباید فکری به حال سال تحصیلی جدید میکردند؟
🔹واقعا نمیشد در این مدت کارگروهی تشکیل و شیوهنامه رفتن دانش آموزان به مدارس را تدوین میکرد؟ شنبه صبح زنگ بزنند یعنی، ما هیچ کاری در این مدت نکردیم!
🔹وقتی کرونا این چنین سفت و سخت وارد میدان شده است، این همه بیتدبیری و ناهماهنگی از کجا سرچشمه میگیرد؟ خانوادهها در این روزها کم استرس دارند، بیمدیریتی و بیبرنامگی هم به آن اضافه شده است.
🔹اگر تصمیم گرفتن برای مردم سخت است، چرا این همه برای رسیدن به کرسی ریاست تلاش میکنید؟ وقتی میبینید از پس یک برنامه ریزی ساده برای وضعیت تحصیلی دانش آموزان عاجز هستید، بیخیال مدیریت شوید که هم خود را نجات دادهاید و هم مردم را.
🔹فکر میکنم وقتی اولیای دانش آموزان، صبح شنبه زنگ بزنند و از مدیران مدرسه سوال کنند که وضعیت امروزشان چگونه است، با این پاسخ روبرو شوند که اجازه بدهید، ما به اداره زنگ بزنیم تا ببینم دستور چیست!
🔹واقعا فکر میکردم وقتی سال تحصیلی جدید آغاز شود، ستاد ملی کرونا و وزارت آموزش و پروروش، برنامهای مدون تهیه و به دانش آموزان ارائه میکند. زهی خیال باطل که فراموش کردم اینجا ایران است و تصمیم گیران همیشه دقیقه 90 به فکر میافتند و به دنبال راه چاره میگردند.
🔹ماجرای کنکور کم بود حالا داستان مدرسه هم اضافه شد. شاید این کار آنها بیحکمت هم نباشد. مدیران کشور به دانش آموزان و دانشجویان میگویند، فکر نکنید که درس میخوانید و همه چیز تمام میشود، نه! استرس و بیبرنامگی جز جدانشدنی سبک زندگی شماست.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
🔴 فیلمی که ترامپ را به دردسر خواهد انداخت
سریال جدیدی بر اساس کتاب خاطرات رییس سابق اف بی ای ساخته شده که قرار است تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نمایش دربیاید و ناگفتههایی را بازگو کند.
در سایه ناآرامیهای اخیر ایالات متحده آمریکا و تقریبا دو ماه قبل از انتخاباتی که دونالد ترامپ و جو بایدن در آن به رقابت با یکدیگر میپردازند، سریال «قانون کومی» قبل از انتخابات پخش میشود تا حقایقی را برای نخستین بار افشا کند.
بنابر گزارش الجزیره، «هر جای دنیا که باشی فقط نیمی از ماجرا را میدانی...» ؛ این شروع هیجانانگیز تیزر سریال جدیدی است که واقعیاتی از رابطه دونالد ترامپ با جیز کومی ـ مدیر سابق FBI (اداره تحقیقات فدرال) ـ و اختلافات میان آنها به تصویر میکشد.
این سریال به طور دقیق وقایع انتخابات سال ۲۰۱۶ میلادی و قبل از آن را بررسی کرده است. تیزر این سریال فضای مضطرب آن زمان و درگیری میان ترامپ و کومی را نشان میدهد.
در تیزر این سریال سرپرست سابق FBI اندرو مکابی به همکارانش میگوید: ۱۵ روز به انتخابات ریاست جمهوری مانده است. ما باید ۳۴۹ ایمیل را بررسی کنیم تا معلوم شود آیا کسی از میان نامزدهای ریاست جمهوری متهم می شود یا خیر.
سریالی که دست ترامپ را قبل از انتخابات رو میکند
بخشهایی از این تیزر همچنین ترامپ را نشان می دهد که پس از پیروزی با کومی تماس گرفته و او را به کاخ سفید دعوت میکند تا از حسن نیت او و FBI مطمئن شود. اما پس از آن روابط متشنج میان کومی و ترامپ نمایان میشود.
این سریال بر اساس کتاب خاطرات جیمز کومی به نام «یک وفاداری بالاتر: حقیقت، دروغ و رهبری» (A Higher Loyalty:Truth,Lies, and Leadership) ساخته شده است. در این کتاب جیمز کومی رییس سابق FBI چالشهایی که در طول زندگی و در مدت ریاستش در این سازمان تجربه کرده است و رابطه اش با ترامپ را شرح میدهد.
سریال «قانون کومی» از شبکه «شوتایم» در دو قسمت پخش خواهد شد. این سریال چهار ساعته ۲۷ و ۲۸ سپتامبر پخش میشود؛ یعنی زمانیکه تنها ۶ هفته به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده است.
در ابتدا قرار بر این بوده که پخش آن پس از انتخابات باشد اما بیلی ری کارگردان این سریال خواسته است تا کارش را قبل از انتخابات نمایش دهند.
جیمز دانیل که جایزه امی را برای بازی در این سریال و در نقش کومی کسب کرده است، مایکل کلی، بن کینگزلی و برندن گلیسون که نقش دونالد ترامپ را بر عهده دارد، از بازیگران سریال «قانون کومی» هستند.
نویسندگی و کارگردانی این سریال را بیلی ری کارگردان آمریکایی بر عهده داشته است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
🔴 چالش
اگر برای نجات جان ۱۰۰ نفر دو راه حل مقابلتون باشه
1️⃣نود نفر نجات پیدا میکنن و ده نفر جانشان رو از دست میدن
2️⃣با احتمال پنجاه درصد همه صد نفر نجات پیدا میکنن و با احتمال پنجاه درصد همه صد نفر جانشان را از دست میدن
حال اگر عزیزان شما هم در بین این صد نفر باشن
کدام راه حل رو انتخاب میکنید
قبل پرداختن به این چالش بیایید بازی کنیم
از بین دو بازی ذیل، کدامیک را انتخاب می کنید؟
🅰️ بازی اول: اگر برنده بازی باشيد، جايزه شما يكصد هزار تومان است و اگر هم باختيد، كه هيچ.
🅱️ بازی دوم: اگر برنده بازی باشيد، جايزه شما سيصد هزار تومان است و اگر هم باختيد، بايد يكصدهزار تومان پرداخت كنيد.
اينكه تصميم بگيريم وارد كدامیک از این دو بازی (تصميم) شويم، يك نمونه متداول از تصمیمگیری های هر روزه ماست كه ممكن بارها و بارها در موضوعات مختلف كاری و زندگی شخصی، بر سر این دو راهی انتخاب قرار بگيريم.
اميد_ریاضی يا ارزش مورد انتظار، مفهومی در نظريه احتمالات است كه از مجموع حاصلضرب احتمال وقوع هر يك از حالتهای ممكن در مقدار آن حالت، بدست میآید.
اکثر افراد، از بين دو بازی فوق، ترجيح میدهند، بازی اول را انتخاب كنند در حاليكه، امید ریاضی در بازی اول، ۵۰ هزار تومان و در بازی دوم، ۱۰۰ هزار تومان است. يعنی اينكه در بازی دوم، دو برابر بازی اول، پول بدستمان میرسد.
در چالش هم اگر بخواهیم با اتکا به امید ریاضی تصمیم گیری کنیم
ارزش مورد انتظار در حالت اول
(0.9*100)-(0.1*100)=90-10=80
ارزش مورد انتظار در حالت دوم
(0.5*100) - (0.5*100) =50-50=0
#کاربردریاضی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
🔻 تحلیل بنیادی بازارهای جهانی هرروز در کانال UtoFX :
✅ از مطرح ترین سایتهای دنیا مثل #بلومبرگ هر روز خبر و تحلیل میذاریم
✅ ما هر روز بهتون میگیم واسه بازارهای دنیا کدوم خبر مهمتره که فقط همونها رو زیر نظر بگیرید.
✅ پیشبینی بانکهای سرمایهگذاری بزرگ دنیا از آیندهی فارکس و سهام رو ارائه میکنیم که بدونید روی چی سرمایهگذاری کنید.
❇️ روزانه، سه بازار #فارکس ، #طلا و #نفت را تحلیل میکنیم.
برای عضویت وارد لینک زیر شوید:👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEXEXsxmTbdj3a65DQ
27 293
🔴 کشورِ اَپل یا اژدهای اَپل؟
✍️محمدرضا اسلامی
🔹با وجودِ بلایی که کرونا بر سر اقتصاد جهان آورده، «خبرِ جدید» مبنی بر افزوده شدنِ «ارزشِ» اپل به «دوهزار میلیارد دلار» بهانه ای است که تاملی دوباره در این بحث داشته باشیم.
🔹دوسال پیش، خبری منتشر شد که ابعاد اقتصادی شرکت اپل را نشان می داد. آن زمان در یادداشتی به موضوع ارزش شرکت اپل پرداخته شد. در آن یادداشت از اپل به عنوان یک «کشور» یاد شد و نه شرکت!
🔴 چرا کشور اپل؟
🔹نگاهى به بودجه كشور عربستان سعودی، به ما نشان می دهد که "چرا" باید شرکتی مانند اپل را فراتر از «شرکت» ببینیم و نگاهی در حدِّ قد و قواره یک کشور، به آن داشته باشیم: شركت آرامكو (نفت)عربستان در نيمه اول همان سال ٣٤ميليارد دلار سودِ فروش نفت داشت در حالی که اپل در آن سال ۴۸ میلیارد دلار «سودِخالص» داشت! (لينك) یعنی فرزندانِ عبدالعزیز سعودی که در عربستان برروی نفت نشسته اند و طلای سیاه را بی ملال و بی زحمت از دل زمینِ بیرون می کشند و بی عرق جبین می فروشند به یک سبد اقتصادیِ ۳۴ میلیارد دلاری باید فکر کنند، حال آنکه هیات مدیره اَپل بر روی یک سود ۴۸ میلیارد دلاری برنامه ریزی می کنند.
🔹ماجرا اما متوقف نماند! آن یکی (شاهزاده آل سعود) در این دو سالی که گذشت، هر سال (حدودا) همان مقدار نفت از دل زمین بیرون کشیده و فروخته، ولی هیات مدیرۀ اپل ظرف دو سال گذشته، ارزشِ «شرکت» را از هزارمیلیارد دلار، به دو هزار میلیارد دلار افزایش داده است. ابعادِ ذکاوت و توانمندیِ «هیات مدیره» اپل در این مقایسه است که نمایان می شود.
🔴 مسئله «تکنولوژی» است یا «انسانی» است؟
🔹«اپل» یک شرکت «فن آوری» محسوب می شود. شرکتی که همچون ساحرانِ روزگارِ مصر قدیم، پیوسته در کار «سحر» و ساحری است و هر لحظه به شکلی این بتِ عیّار برآید. تفاوت این سِحر با ساحرانِ پیرامونِ موسی این است که اپل «محصول» تولید می کند و دایم به «کار جدید» مشغول است. اما این یک اشتباه کلیدی است که گمان کنیم «ماجرایِ اپل»، «ماجرای تکنولوژی» است. ماجرا، قبل از محصول و قبل از تکنولوژی، بحثِ انسان است. اینکه هيأت مديره اى كه گردشِ مالى به عظمتِ گردش مالىِ يك كشورِ نفتخيز را هدايت مى كنند، چطور دچار اختلافات مهلك و چرخۀ منازعاتِ بى پايان داخلى نمى شوند؟ چطور کودتا نمی شود بین اینها؟!
چطور چنین هیولای بزرگی از قدرت و ثروت، اهالیِ هیات مدیره را مَست نمی کند و «مستیِ قدرت» به بدمستی نمی کشد و زد و خوردی رخ نمی دهد؟!
🔴 اژدهایِ اپل؟
🔹در انیمیشن سینمایی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (How to Train Your Dragon) که برای کودکان تولید شده، سازندۀ کارتن، عنوان بسیار زیبایی را برای کارتن انتخاب کرد: «مهارِ اژدها» . حکایتِ بشر، همیشه حکایتِ مهار اژدها بوده؛ اینکه چطور و به چه فرمولی باید اژدها را مهار کرد. از اژدهای نفس تا اژدهای قدرت... بشر همیشه در یک تقلّای بی پایان بوده که «برای مهارِ اژدها چه باید کرد»؟! مثلا گفته می شود که «دموکراسی» تلاشِ ناقصِ بشر بوده برای کنترل و مهارِ اژدهای حاکمیت.
🔹مساله اساسی در این بحثِ اپل اینجاست که «قبل از» آنکه به موضوع از زاویه «مهندسی الکترونیک» یا کامپیوتر یا برق یا ... هر «مهندسیِ دیگری» نگاه کنیم، باید به موضوع از زاویه «تعاملِ انسانی» نگاه کنیم. باید از خود بپرسیم که چطور بین فرزندانِ عبدالعزیز بر سرِ «قدرت» دعوا می شود و عموزاده های سعودی به جانِ هم می افتند ولی در بینِ آقای «تیم کوک» (مدیرعاملِ سحرخیز!) با آرتور لوینسون، (مدیر عملیات) جِف ویلیامز «ساز و کاری» برقرار است که شرکت «متلاشی» نمی شود؟
🔹بحث، قبل از آنکه بحثِ «کالا» باشد، بحثِ انسان است و «روابط انسانی»
دریغ که بهترین و نخبه ترین دانشجویانِ ما در این سالها (عموما) برای خواندن «مهندسی برق» و «الکترونیک» و «کامپیوتر» و ... (اساسا برای "مهندسی" ) عازم ایالات متحده شدند و ما در این سالها از دانشِ «شرکت داری» و مهارتِ «باهم کارکردن» و سازوکارِ «حقوقی» بنگاههایی مانند اَپل، تقریبا هیچ نمی دانیم.
🔹دریغ است که از جزئیات اختلافاتِ مابین شاهزاده ولید بن طلال و شاهزاده بن سلمان بیشتر می دانیم تا «ساز و کار حقوقیِ» حاکم بر شرکت اوبر و اپل و آمازون و لیفت و ...
🔴 اپل و حاکمیت
🔹یک نکته دیگر هم در این بحث مهم است و آن مسئله «حاکمیت و بنگاه اقتصادی» است. به نظر می رسد که یک تعریفِ مشخص از موضوع "همزیستیِ" حاکمیت با بخشِ خصوصیِ فیل پیکر باید شکل گیرد تا مشخص باشد که حدّ و حدود «بزرگ شدنِ» بخشِ خصوصی تا کجاست؟!
🔹اگر حاکمیت بخواهد اضافه بر «مالیات» بر شانه و گردنِ بخشِ خصوصی چیزی «دیکته» کند، این حدّ و حدود باید کاملا شفاف باشد. اگر نباشد، هرگز بخشِ خصوصی از حدّ و حدودی بزرگتر نخواهد شد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
یک ذهن خیلی شلوغ نمی تواند عملکرد خیلی بالایی داشته باشد.
احتمالا شما هم با افرادی برخورد داشتید که فوق العاده افراد خلاق و باهوشی هستند، اما در زندگی شان هنوز دستاورد چشمگیری ندارند و یا اینکه با گذشت سالها هنوز موفق نشده اند کار مورد علاقه خود را پیدا کنند.
زمانی که با چنین افرادی صحبت می کنید میگویند که ایده خیلی خوبی به ذهنشان رسیده و درمورد آن توضیح می دهند، پس از چند روز که مجددا آن را می بینید، درباره ایده جالب دیگری که کاملا متفاوت از ایده قبلی است صحبت می کنند.
چنین افراد خود را ملزم نمی کنند که بر یک موضوع تمرکز کنند و دائما از این شاخه به آن شاخه می روند و تعداد زیادی پروژه های ناتمام دارند.
تمرکز فکری نقش بسیار زیادی بر نتایج و دستاوردهایی که در زندگی کسب می کنیم، دارند.
اگر هنگام انجام هر کاری عادت کنیم که ذهن خود را فقط بر آن موضوع متمرکز کنیم، عملکرد بسیار بالایی خواهیم داشت. زمانی که فعالیتی را شروع می کنید، نباید به ذهن خود اجازه دهید تا درمورد موضوعات دیگر فکر کند.
رویاپردازی در هنگام انجام فعالیت های مهم را کنار بگذارید و سعی کنید به خود یادآوری کنید که تمرکز ذهن نباید منحرف شود و فقط باید به فعالیت کنونی تمرکز کند.
معمولا زمانی که مشغول به کاری می شوید ذهنتان دائما به فکر کارهای دیگر می افتد، بهترین کار در این حالت این است که آن کارها را در جایی یادداشت کنید و به فعالیت اصلی خود بپردازید.
از کتاب:شکستن مرزهای عملکرد
چگونه در یک روز کارهایی انجام دهیم که دیگران در یک هفته قادر به انجام آن نیستند؟
نوشته: ژان بقوسیان
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
⭕️ دوره آنلاین مدیرعامل حرفه ای، ویژه مدیران و صاحبین کسب و کار
✅ مدرسه عالی کسب و کار ماهان
📌 جهت کسب اطلاعات و دریافت مشاوره رایگان بر روی لینک زیر کلیک نمائید👇
https://bit.ly/34vBVdq
https://bit.ly/34vBVdq
27 293
⭕️ ۱۲ عادت افراد موفق
🔶 طرز فکر و نوع برخورد ما نسبت به شرایط مختلف تعیین میکند که جزء افراد موفق هستیم یا نه. آدمهای موفق طرز فکر متفاوتی دارند که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد:
🔺روی انجام کارهایشان تمرکز میکنند
افراد موفق میدانند از ابتدا تا پایان هر روز چه کارهایی باید انجام دهند و تمرکزشان را روی همین کار میگذارند. پس قبل از اینکه خودمان را با تلویزیون و فضای مجازی سرگرم کنیم، باید سراغ کارهایی که باید انجام دهیم برویم و کارمان را به اتمام برسانیم.
🔺ایدههایشان را با دیگران در میان میگذارند
ایدهی بزرگی دارید و میخواهید آن را اجرا کنید؟ بهتر است آن را همانند راز در سینه خود نگه ندارید. سعی کنید آن را با افرادی که با شما در ارتباط هستند، با دوستان، غریبهها و همکارانتان در میان بگذارید و ببینید نسبت به ایدهی شما چه واکنشی از خود نشان میدهند. شاید به چیزی اشاره کنند که قبلا به فکر خودتان نرسیده است و همین بتواند کمک کند ایدهتان پربارتر شود.
🔺از قانون 20/80 استفاده میکنند
قانون پارتو میگوید 80% نتایج هر فرد تنها از 20% تلاشهای او به دست میآید. پس سعی کنید آن 20 درصد را بشناسید و تمام تمرکزتان را روی آن بگذارید.
🔺چشماندازی خوشبینانه دارند
آدمهای موفق به احتمال شکست پروژه فکر نمیکنند و تنها روی روشی که به جواب میرسد تمرکز دارند. وقتی فقط روی مسیر و راهی که شما را به موفقیت میرساند تمرکز میکنید، پروژهتان با احتمال بیشتری به موفقیت میرسد. افکار منفی فقط تمرکز ذهنی شما را از هر آنچه رویش کار میکنید دور میکند.
🔺از متفاوت بودن ترسی ندارند
گاهی طرز فکر معمولی و رایج به نتیجهی مطلوب نمیرسد. برای به نتیجه رسیدن باید ریسک کرد. اگر طرز فکر رایج به نتیجهی موردنظرتان ختم نمیشود، وقت آن رسیده کارها را به روشی متفاوت انجام دهید.
🔺از پیگیری خسته نمیشوند
آدمهای موفق پیگیر کار هستند و از پیگیری خسته نمیشوند. اگر قصد انجام کاری را دارید، همین حالا شروع کنید و انجامش دهید. طرف مقابل متوجه این مساله میشود و در نهایت این روند باعث میشود بین دیگران سرآمد شوید.
🔺وارد همکاری میشوند
ایدهی یک پروژهی خوب را در سر میپرورانید که میخواهید راه اندازی کنید؟ شاید همکاری با یک نفر دیگر باعث شود آن کار پیشرفت بیشتری پیدا کند. اغلب آدمهای موفق میدانند با کمک گرفتن از تواناییها و خلاقیتهای دیگران میشود پروژه را با سرعت بهتری به انجام رساند.
برای مثال، اگر مشغول عکاسی هستید، با یک هنرمند که کار گرافیکی انجام میدهد و یک نویسنده وارد همکاری شوید و پروژهای بزرگ خلق کنید.
🔺معتقدند توانایی انجام کار را دارند
وقتی باور کنید میتوانید انجامش دهید، حتما ممکن میشود. تمام موفقیت شما به باورهای خودتان بستگی دارد. ایمان و باور قلبی، راز موفقیت شماست.
🔺فکرشان را توسعه میدهند
یک ایدهی خوب نمیتواند یکشبه به نتیجه برسد. برای توسعهی ایدههایتان به زمان و اراده نیاز دارید. صبر داشتن و پشتکار لازمه راهاندازی یک پروژهی موفق است تا ایدهها به قدر کافی قوام یابد.
🔺از متفاوت بودن لذت میبرند
تقلید از فردی که از شما بالاتر است شما را به جای دلخواهتان نمیرساند. چیس جارویس (Chase Jarvis)، عکاس و کارگردان آمریکایی میگوید: «متفاوت باش، نه بهتر.» نباید سعی کنید کپی فرد دیگری باشید.
🔺در هر شرایطی به باورهایشان تکیه میکنند
آدمهای موفق در مقابل هر آنچه به آن باور دارند میایستند. نیاز نیست کسی پشتتان باشد، اما ایستادگی تحت هر شرایطی به خاطر ایدهها و باورهایتان، ارادهی قوی میخواهد.
🔺از شکستهایشان درس میگیرند
چه به نتیجه برسید چه نرسید، باید انتهای راه را موشکافی کنید. کدام بخش خوب جلو رفت؟ کدام بخش نتیجه نداشت؟ برای بهبود آن، چه کاری میتوان انجام داد؟
آدمهای موفق همیشه بعد از انجام پروژه درنگ میکنند تا نگاهی از دور به نتایج کارشان داشته باشند و از شکستهایشان درس بگیرند تا دیگر آن شکستها اتفاق نیفتد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 293
✅ اگر شما در سال ۹۲ معادل یک میلیون تومان بیتکوین خریده بودید امروز معادل بیست میلیارد تومان سرمایه داشتید 💰😎
💎 بلاکچین و ارزهای دیجیتال انقلاب بعدی جهان هستند ، چقدر از اونها اطلاعات دارید !؟!
⭕️ برای متخصص شدن در بازار ارزهای دیجیتال روی لینک زیر کلیک کنید 👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEiHutXN3pdM3iT-eQ
27 293
🔴 دزدی ملایم!
در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفتهاند؟ راستش را بگویید آن سالها با دیدن شیشهٔ مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخوردهاید؟! نه شما «دزد» بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال «پول» دیده بودید، آن را بر نمیداشتید و آن دانشجویان هم همینطور.
این موضوعِ آزمایش دکتر «دن آریلی» بود که در زمینهٔ اقتصاد رفتاری پژوهش میکند. او در تعدادی از یخچالهای خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا ۶ بسته کوکاکولا قرار داد. همهٔ نوشابهها ظرف ۷۲ ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، در یخچالها پول گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابهها را برداشته و خورده بودند، به پولها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پولها را جمع کرد.
او آزمایشهای بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد میگیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی میگیرند و میتوانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخهای صحیحاش را میشمرد و به ممتحن اعلام میکرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» میگرفت.
فکر میکنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: «انسان ها نسبت به پول حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به پول دیگران تعدی نمیکنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر میشود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان «دزدی ملایم» گذاشت.
آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب میکردند ولی وقتی قرار بود ژتون بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که میدانستند میتوانند آن ژتونها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.
به عنوان یک انسان درستکار، حواستان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیرپولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیبش ۱۰ هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کارهای شخصیتان استفاده کردهاید در حالی که تلفن همراهتان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از ۱۰ هزار تومان برداشتهاید.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکتتان ۵ هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را از شرکت به خانه میبرید.
مثالهای دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمیدزدد ولی کمکاری می کند و مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او دادهاند خوشش میآید و آنرا داخل کیف خود میگذارد.
یادمان باشد هرآنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همانطور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم دربارهٔ دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.
نابخردیهای پیشبینیناپذیر، دن آریلی
مترجم: رامین رامبد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
