ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

前往频道在 Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

显示更多

📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览

频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 297 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 265,并在 伊朗 地区排名第 12 902 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 297 名订阅者。

根据 17 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -99,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.09%。内容发布后 24 小时内通常能获得 11.31% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 303 次浏览,首日通常累积 3 087 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
  • 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

凭借高频更新(最新数据采集于 18 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

27 297
订阅者
-724 小时
-507 天
-9930 天
帖子存档
💢 7 گام موفقیت از نظر برایان تریسی 🎯 برایان تریسی، در کتاب فوق‌العاده خود به نام «هفت گام برای موفقیت»، مراحل موفقیت در کسب و کار را به هفت مرحله مهم تقسیم کرده است 🎯 مارکتینگ آز، به مناسبت آغاز سال نو، این هفت گام را در قالب هفت موشن گرافیک تقدیم می‌کند تا کمکی باشد برای سالی پر از موفقیت برای همه شما دوستان عزیز #انگیزشی 🔆مارکتینگ آز 👇 👇 👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

خداحافظ سال سخت ✍🏻مصطفی داننده ✳️خداحافظ سالی که تلخ بودی و سخت. ✳️خداحافظ سالی که می توانستی بی‌کرونا باشی اما نشدی‌. ✳️خداحافظ سالی که مرگ را برای‌مان عادی کرد. ✳️خداحافظ سالی که زندگی عادی را از ما گرفتی. ✳️خداحافظ سالی که خیلی‌ها در تمام روزها و شب‌هایت شرمندگی را تجربه کردند. ✳️خداحافظ سال ختم‌های بی‌مراسم ✳️خداحافظ عروسی‌های بی جشن ✳️خداحافظ صف‌های مرغ سلام ۱۴۰۰ ✴️سلام سالی که نمی دانم چه هستی و میخواهی چه کنی با ما . ✴️سلام سال انشالله پایان کرونا ✴️سلام سالی که 12 ماه دست نخورده داری . ✴️سلام سالی که امیدوارم هنگام خداحافظی به خوبی یادت کنم ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 مصدق و اسفند ماه ✍️علی مرادی مراغه ای 📌مصدق یکی از جالبترین فرزندان تاریخ معاصر ایران است، وقتی هنوز جوان بود محمدعلی شاه مستبد از او خواست در رفع اختلاف بین او و سیدمحمد بهبهانی مشروطه خواه، میانجیگری کند مصدق که خود در اردوی مشروطه طلبان بود جمله ای در جواب شاه مستبد گفت که خودش در تمام عمر بدان پایبند بود او گفت:«سیدمحمد بهبهانی کالایی بنام مشروطیت میفروشد که مردم خریدار آن هستند اگر میخواهی دکان او و دکانهای دیگر را تخته کنی و ببندی باید خود طرفدار و فروشنده همان کالا باشی...!» 📌شاه مستبد نه تنها از پیشنهاد مصدق جوان خوشش نیامد بلکه نگاهی به قیافه این جوان انداخت و گفت: «سرش بوی قیمه سبزی می دهد!» 📌خطای محمدعلی شاه در این بود که فکر میکرد چون مصدق از طبقه اعیان است حتما در طرفداری از شاه و قدرت مطلقه خواهد بود! همان حربه نخ نمایی که دشمنان مصدق در قبل و بعد از انقلاب خواسته اند او را با لقب مصدق السلطنه تحقیرش کنند! 📌زمانیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت به مستوفی‌گری خراسان گمارده میشود شغل دریافت مالیات یعنی منفورترین شغل نزد رعایا. یعنی با کتک و شلاق، مالیات را از مردم ستاندن...! اما نویسنده افضل التواریخ، مصدقِ17ساله را در شغل منفورِ مستوفی گری چنین معرفی میکند: 📌«ميرزامحمدخان مصدق ، مستوفى اول ديوان اعلا، با حداثت سن به اعلا مراتب تجربه رسيده و داراى فضل و سواد و هوش سرشار است...مشاراليه مراتب ديگر دارند كه بر عظم ايشان مى ‏افزايد از اهل هوش و فضل، و به قدرى آداب ‏دان و قاعده پرداز است، كه هيچ مزيدى بر آن تصور نيست. گفتار و رفتار و احترامات در حق مردمش، به طورى است كه خود او از متانت و بزرگى خارج نمى‏شود... چنين شخصى كه در سن شباب اينطور جلوه ‏گرى كند، بايد از آيات بزرگ گردد» 📌مرحوم فلسفی خاطره ای از دیدارش با مصدق در زمانِ نخست وزیری نقل میکند که نشانگر زمامداری مصدق است مینویسد:«بهایی ها در شهرستانها مسئله ساز شده بودند و قدرت نمایی میکردند.به امر آیت الله العظمی آقای بروجردی،نزد مصدق رفتم...پیام آقای بروجردی را به ایشان رساندم و گفتم شما رئیس دولت اسلامی هستید و الان بهایی ها در شهرستانها فعال هستند و مشکلاتی برای مردم مسلمان ایجاد کرده اند...ایشان(آیت الله بروجردی)لازم دانستند که شما در این باره اقدامی بفرمایید.دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبتهای من،به گونه ای تمسخرآمیزی قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت:آقای فلسفی،از نظر من مسلمان و بهایی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند.این پاسخ برای من بسیار شگفت آور بود. با این خنده ی تمسخرآمیز و موهن،دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.»(خاطرات محمدتقی فلسفی...ص139). 📌در آبان 1304 در مجلس پنجم در زمانی که قزاقان رضاخان مجلس را در حصار خود گرفته بودند تا با تغییر سلطنت، رضاخان را رضاشاه کنند مصدق جزو چهار یا پنج نماینده بود که جانشان را بر کف گرفته و مخالفت کردند اما بزودی پس از تحکیم پایه های دیکتاتوری رضاشاه ، خشم اش دامن همه را گرفت، مصدق نیز راهی جز انزوا و پناه گرفتن در کنج احمدآباد نداشت اما سرپاس مختاری در آنجا هم به سراغش رفت تمام خانه را زیرو رو کردند تا برای بازداشتش مستمسکی یابند حتی شکایتی از گرانی نرخها! . بقول ایلیا ارنبورگ در کشورهای گرفتار توتالیتر حتی«رویش یک گل نیز رویداد سیاسی محسوب میگردد»! چیزی نیافتند اما باز به زندان بیرجند منتقل کردند. 📌از فرط فشار در بین راه خودکشی کرد مقدار زیادی قرص بلعید اما ناهمواری جاده باعث استفراغش شده و قرصها جذب نشدند! 📌زنده بیرون آمدنش از چنگ رضاشاه به معجزه شباهت داشت در تهران ارنست پرون(یار غار ولیعهد)مریض شده در بیمارستان نجمیه که مادر مصدق آنرا احداث کرده بود بهبودی یافت در زمان تشکر،دکتر غلامحسین مصدق رییس بیمارستان از او خواهش کرد از طریق ولیعهد واسطه گردد برای آزادی پدرش...و بدین ترتیب مصدق از خطر جست! اما نتایج زندان و خشم دیکتاتور بر پدر،گریبان دختر کوچکش خدیجه را گرفته و برای همیشه راهی بیمارستان روانی ساخت...! 📌با ورود متفقین و سقوط دیکتاتوری پدر،مصدق به سیاست بازگشت در مدت 12سال تا زمان کودتا و آغاز دیکتاتوری پسر، کارستانی چون ملی کردن صنعت نفت را رهبری کرد که برای همیشه در خاطره تاریخی ایرانیان ماند اما با کودتا و آغاز استبداد پسر، بار دیگر و برای همیشه به تبعید و کنج احمدآباد بازگشت... 📌در آن لحظات آخر که سرطان بر جانش چنگ انداخته و استبدادِ پسر، مانع درمانش در اروپا گشته بود در لحظات درد و رنج و توام با فشارهای عصبی دیرینه که بسراغش بازگشته بود شاید بارها به ياد این جمله‌ شکسپير می افتاد زمانی که «مرکوتيو» در «رومئو و ژوليت» از ته دل فرياد برمی آورد:«بر هر دو تبارتان لعنت باد...» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 مصدق و اسفند ماه ✍️علی مرادی مراغه ای 📌مصدق یکی از جالبترین فرزندان تاریخ معاصر ایران است، وقتی هنوز جوان بود محمدعلی شاه مستبد از او خواست در رفع اختلاف بین او و سیدمحمد بهبهانی مشروطه خواه، میانجیگری کند مصدق که خود در اردوی مشروطه طلبان بود جمله ای در جواب شاه مستبد گفت که خودش در تمام عمر بدان پایبند بود او گفت:«سیدمحمد بهبهانی کالایی بنام مشروطیت میفروشد که مردم خریدار آن هستند اگر میخواهی دکان او و دکانهای دیگر را تخته کنی و ببندی باید خود طرفدار و فروشنده همان کالا باشی...!» 📌شاه مستبد نه تنها از پیشنهاد مصدق جوان خوشش نیامد بلکه نگاهی به قیافه این جوان انداخت و گفت: «سرش بوی قیمه سبزی می دهد!» 📌خطای محمدعلی شاه در این بود که فکر میکرد چون مصدق از طبقه اعیان است حتما در طرفداری از شاه و قدرت مطلقه خواهد بود! همان حربه نخ نمایی که دشمنان مصدق در قبل و بعد از انقلاب خواسته اند او را با لقب مصدق السلطنه تحقیرش کنند! 📌زمانیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت به مستوفی‌گری خراسان گمارده میشود شغل دریافت مالیات یعنی منفورترین شغل نزد رعایا. یعنی با کتک و شلاق، مالیات را از مردم ستاندن...! اما نویسنده افضل التواریخ، مصدقِ17ساله را در شغل منفورِ مستوفی گری چنین معرفی میکند: 📌«ميرزامحمدخان مصدق السلطنه، مستوفى اول ديوان اعلا، با حداثت سن به اعلا مراتب تجربه و كهولت رسيده و داراى فضل و سواد و هوش سرشار است...مشاراليه مراتب ديگر دارند كه بر عظم ايشان مى ‏افزايد از اهل هوش و فضل، و به قدرى آداب ‏دان و قاعده پرداز است، كه هيچ مزيدى بر آن تصور نيست. گفتار و رفتار و پذيرايى و احترامات در حق مردمش، به طورى است كه خود او از متانت و بزرگى خارج نمى‏شود... چنين شخصى كه در سن شباب اينطور جلوه ‏گرى كند، بايد از آيات بزرگ گردد»( افضل التواریخ...ص83) 📌مرحوم فلسفی خاطره ای از دیدارش با مصدق در زمانِ نخست وزیری نقل میکند که نشانگر زمامداری مصدق است مینویسد:«بهایی ها در شهرستانها مسئله ساز شده بودند و قدرت نمایی میکردند.به امر آیت الله العظمی آقای بروجردی،نزد مصدق رفتم...پیام آقای بروجردی را به ایشان رساندم و گفتم شما رئیس دولت اسلامی هستید و الان بهایی ها در شهرستانها فعال هستند و مشکلاتی برای مردم مسلمان ایجاد کرده اند...ایشان(آیت الله بروجردی)لازم دانستند که شما در این باره اقدامی بفرمایید.دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبتهای من،به گونه ای تمسخرآمیزی قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت:آقای فلسفی،از نظر من مسلمان و بهایی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند.این پاسخ برای من بسیار شگفت آور بود. با این خنده ی تمسخرآمیز و موهن،دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند.»(خاطرات محمدتقی فلسفی...ص139). 📌در آبان 1304 در مجلس پنجم در زمانی که قزاقان رضاخان مجلس را در حصار خود گرفته بودند تا با تغییر سلطنت، رضاخان را رضاشاه کنند مصدق جزو چهار یا پنج نماینده بود که جانشان را بر کف گرفته و مخالفت کردند اما بزودی پس از تحکیم پایه های دیکتاتوری رضاشاه ، خشم اش دامن همه را گرفت، مصدق نیز راهی جز انزوا و پناه گرفتن در کنج احمدآباد نداشت اما سرپاس مختاری در آنجا هم به سراغش رفت تمام خانه را زیرو رو کردند تا برای بازداشتش مستمسکی یابند حتی شکایتی از گرانی نرخها! . بقول ایلیا ارنبورگ در کشورهای گرفتار توتالیتر حتی«رویش یک گل نیز رویداد سیاسی محسوب میگردد»! چیزی نیافتند اما باز به زندان بیرجند منتقل کردند. 📌از فرط فشار در بین راه خودکشی کرد مقدار زیادی قرص بلعید اما ناهمواری جاده باعث استفراغش شده و قرصها جذب نشدند! 📌زنده بیرون آمدنش از چنگ رضاشاه به معجزه شباهت داشت در تهران ارنست پرون(یار غار ولیعهد)مریض شده در بیمارستان نجمیه که مادر مصدق آنرا احداث کرده بود بهبودی یافت در زمان تشکر،دکتر غلامحسین مصدق رییس بیمارستان از او خواهش کرد از طریق ولیعهد واسطه گردد برای آزادی پدرش...و بدین ترتیب مصدق از خطر جست! اما نتایج زندان و خشم دیکتاتور بر پدر،گریبان دختر کوچکش خدیجه را گرفته و برای همیشه راهی بیمارستان روانی ساخت...! 📌با ورود متفقین و سقوط دیکتاتوری پدر،مصدق به سیاست بازگشت در مدت 12سال تا زمان کودتا و آغاز دیکتاتوری پسر، کارستانی چون ملی کردن صنعت نفت را رهبری کرد که برای همیشه در خاطره تاریخی ایرانیان ماند اما با کودتا و آغاز استبداد پسر، بار دیگر و برای همیشه به تبعید و کنج احمدآباد بازگشت... 📌در آن لحظات آخر که سرطان بر جانش چنگ انداخته و استبدادِ پسر، مانع درمانش در اروپا گشته بود در لحظات درد و رنج و توام با فشارهای عصبی دیرینه که بسراغش بازگشته بود شاید بارها به ياد این جمله‌ شکسپير می افتاد زمانی که «مرکوتيو» در «رومئو و ژوليت» از ته دل فرياد برمی آورد:«بر هر دو تبارتان لعنت باد...»

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online

🔴 آن یکی می‌گفت بروید، این یکی می‌گوید نخورید! ✍️مصطفی داننده 🔹بعد از اینکه خانم زینب ابوطالبی لطف کردند و گفتند که «اگر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود. برود همان جاهایی که آن رفاه و آن مدل زندگی را دارند.» فرد دیگری اینبار در قامت یک کارشناس از قاب تلویزیون پیشنهاد عجیبی به مردم داد. 🔹او که روانشناس خطابش می‌کردند گفت:« «گوشت نخورید، میوه نخورید و ... سطح انتظارات و توقعات را بیارید پایین، حالا اگر یک هفته میوه نخوریم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و ...» 🔹جالب نیست، آن یکی می‌گوید برو، این یکی می‌گوید نخور! چرا باید اینگونه باشد؟ مردم مگر چه گناهی دارند که باید خود را از نعمت‌های خدا محروم کنند؟ آن یکی می‌گفت بروید، این یکی می‌گوید نخورید! 🔹نمی‌دانم کسی این مهمان‌ها را دعوت می‌کند. نمی‌دانم سازوکار دعوت از مهمان‌ها چیست اما این را می‌دانم وقتی آقا و خانم تلویزیون برای مهمان‌ها الک می‌گذارد و فقط افرادی خاص با ظاهری خاص و تفکرات خاص می‌توانند به این قاب راه پیدا کنند باید هم شاهد اینگونه دُر افشانی‌ها باشیم. 🔹بله، شرایط اقتصادی به گونه‌ای هست که بسیاری از مردم نمی‌توانند مثل ۴ سال پیش خود زندگی کنند. بسیاری از مردم مجبور شدند خود را از تفریح‌هایی که در گذشته انجام می‌دادند، محروم کنند. خیلی‌ها خرید پوشاک و بخشی از لوازم زندگی را حذف کرده‌‌اند. بخشی چند وقتی است که کتاب نمی‌خرند اما این بدان معنا نیست که به آنها بگوییم چون وضع اقتصادی بد است پس نخورید. 🔹به جای آنکه سر مسئولان کشور داد بزنیم که چرا کار را به جایی رسانده‌اید که مردم توانایی خریدن یک میوه ساده را ندارند، به مردم توصیه می‌کنید همینی که هست و میوه نخورید. 🔹فرزندان خانواده‌هایی که خانم مجری به آنها توصیه می‌کند گوشت نخورند، این روزها چه حسی دارند؟ گویا دیگر با دیدن ماشین گران قیمت یک شمالی شهری، دهان‌شان باز نمی‌ماند، بلکه با دیدن یک کیلو میوه و گوشت، حس سرخوردگی پیدا می‌کنند. 🔹آنگونه که از شواهد پیداست، فاصله طبقاتی دیگر فاصله شمال و جنوب شهر نیست. یک میوه یک وعده گوشت هم بیانگر یک چاه طبقاتی عمیق است. 🔹حداقل اگر نمی‌توانیم مشکلی از مشکلات مردم را حل کنیم، رو اعصاب آنها راه نرویم. کاش برخی می‌فهمیدند، گاهی حرف نزدن بهتر از حرف زدن است. گاهی حرف زدن همه چیز را خراب می‌کند. گاهی سکوت هزار کار نکرده می‌کند. 🔹روی اعصاب مردم راه نروید. این یک درخواست عاجزانه از کسانی است که به تلویزیون می‌روند و هرچه می‌خواهند می‌گویند. 🔹قلب مردم درد دارد. آنها در این ایام هر روز که از خواب بیدار می‌شوند، خبر بد می‌شنوند. برخی از این خبرها به خودی خود برای بد ماندن حال برای صد سال کفایت می‌کند اما ما عرض این چند سال شنیدیم و دیدیم. حالا این حرف‌ها، این نظرات مشعشع مثل نمکی است که به زخم می‌پاشند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

از "مدرسین آمریکایی" مکالمه انگلیسی بیاموزید ▪️مدرسین Native انگلیسی زبان ▪️در کلیه سطوح پایه تا پیشرفته ▪️برنامه ریزی جلسات
از "مدرسین آمریکایی" مکالمه انگلیسی بیاموزید ▪️مدرسین Native انگلیسی زبان ▪️در کلیه سطوح پایه تا پیشرفته ▪️برنامه ریزی جلسات منطبق با اولویت و اهداف یادگیری هر فرد ▫️مکالمه ویژه مهاجرت ▫️مکالمه ویژه مدیران ▫️مکالمه ویژه کودک و نوجوان - اطلاعات بیشتر: englishwithnative.com/l6 - تلفن: 02122061258 .

#تبلیغات

و حالا دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی ، در صفحه "اینستاگرام" مجمع فعالان اقتصادی / پرمخاطب ترین رسانه اقتصادی ایران https://i
و حالا دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی ، در صفحه "اینستاگرام" مجمع فعالان اقتصادی / پرمخاطب ترین رسانه اقتصادی ایران https://instagram.com/iran_economy_online?igshid=16zyt6ldq6uk6

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online

🌐 پشت علامت دلار چه ماجرايي نهفته است؟ 📌 باوجود حضور علامت دلار در همه‌ جا، منشأ این علامت هنوز مشخص نیست. علامت دلار در میان تأثیرگذارترین علائم دنیا قرار دارد که حاکی از چیزی بیشتر از پول رایج آمریکاست. این علامت اختصاری رؤیای آمریکایی و تمام مصرف‌گرایی و اصلاحاتی است که همراه آن حضور دارد، تمام مفاهیمی که نشان‌دهنده آرزوهای آفتابی، طمع و سرمایه‌داری حاکمانه است. 📌 جالب است بدانید که اولین علامت دلار چاپ‌شده در سال 1970 در انتشارات چاپ فیلادلفیا توسط آرکیبالد بینی انجام شد. خواهر کوچک دلار یعنی سنت بی‌ارزش، منطقاً با یک c کوچک در کنار آن نشان داده می‌شود اما D نشانه دلار است. اگر به دنبال حروفی هستید که در شکل D به کمین نشسته‌اند، می‌توانید از S و U خم نشدنی استفاده کنید. درواقع این دلیل یکی از برداشت‌های غلط درباره منشأ علامت دلار است: US مخفف ایالت متحده است. 📌 یکی از داستان‌های محرمانه درباره منشأ دلار به تالر بوهیمیایی بازمی‌گردد، که نشان‌دهنده ماری بروی صلیب مسیح بود. از طرف دیگر همین نشانه، به‌ تنهایی اشاره به داستان موسی دارد که ماری برنزی را به دور ستونی پیچید تا مردمی که مار آن‌ها را نیش‌زده بود درمان کند. پس طبق گفته‌ها دلار از آن علامت نشات گرفته است. 📌 داستان دیگری اشاره به “ستون‌های هرکول” دارد، عبارتی که توسط یونانیان باستان برای توصیف پرتگاه‌هایی که در دروازه ورودی تنگه گیبلارتار قرار داشتند، استفاده می‌شد. این ستون‌ها در طراحی لباس ارتش اسپانیا نمایان شده و طی قرون 18 و 19 بروی دلار اسپانیایی نیز ثبت شد که در حالت عادی مانند بخشی از عدد 8 بود. این ستون‌ها نوشته‌هایی دارند که به شکل S به دور آن‌ها پیچیده شده است و تا حدی شبیه به علامت دلار است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

از "مدرسین آمریکایی" مکالمه انگلیسی بیاموزید ▪️مدرسین Native انگلیسی زبان ▪️در کلیه سطوح پایه تا پیشرفته ▪️برنامه ریزی جلسات
از "مدرسین آمریکایی" مکالمه انگلیسی بیاموزید ▪️مدرسین Native انگلیسی زبان ▪️در کلیه سطوح پایه تا پیشرفته ▪️برنامه ریزی جلسات منطبق با اولویت و اهداف یادگیری هر فرد ▫️مکالمه ویژه مهاجرت ▫️مکالمه ویژه مدیران ▫️مکالمه ویژه کودک و نوجوان - اطلاعات بیشتر: englishwithnative.com/l6 - تلفن: 02122061258 .

#تبلیغات

🔴 مردان جهان؛ دارید از دست می‌روید ▪️فردین علیخواه در بانک نشسته‌ام و منتظرم تا دستگاه فراخوانِ نوبت شماره‌ام را اعلام کند. در مقابل باجه شماره 3، زن و مردی تقریباً سی‌ساله نشسته‌اند. هر بار که کارمند بانک چیزی می‌گوید چشم‌های مرد گرد می‌شود، به‌صورت زن نگاه می‌کند و به‌آرامی می‌پرسد: چی میگه؟ گوش‌های او سنگین نیست. او اعتماد بنفس ندارد و از زن می‌خواهد که صحبت‌های کارمند بانک را برایش توضیح دهد تا او بتواند بفهمد. زن اعتماد بنفس دارد و خوب حرف می‌زند و نقش دیلماج شوهرش را ایفاء می‌کند. این روزها موقع عبور از مقابل فروشگاه‌های مختلف شهر، می‌بینم که زنان در حال حرف زدن با فروشندگان هستند و شوهرانشان درحالی‌که حدود نیم متر عقب‌تر از آن‌ها ایستاده‌اند فقط سرشان را تکان می‌دهند. زنان از فروشگاه‌ها کاتالوگ می‌گیرند و با دقت آن‌ها را می‌خوانند. ظاهراً این روزها این زنان هستند که می‌دانند کابینت آشپزخانه چگونه باشد بهتر است، خرید کدام خودرو با صرفه‌تر است، آداب رفتار در رستوران چگونه است و با گارسون چگونه باید حرف زد، با توجه به بودجه خانواده، سفر به کدام کشورها باصرفه‌تر است و منظور کارمندان آژانس‌های مسافرتی از برخی اصطلاحات فنی چیست، برای بیماری‌های مختلف مصرف کدام داروها بهتر است، هم‌اکنون فیلم‌های خوب سینماها کدام اند و بچه‌ها برای رشد بهتر به چه کلاس‌های آموزشی نیاز دارند. اساساً گویی زنان قواعد زندگی در جامعه جدید را یاد گرفته‌اند و تلاش می‌کنند بیشتر هم یاد بگیرند و در مقابل، مردان در این خصوص روزبه‌روز اعتماد بنفس خود را از دست می‌دهند و به حاشیه می‌روند. چند روز قبل گزارشی ملی می‌خواندم که نشان می‌داد مطالعه کتاب در بین زنان، در مقایسه با مردان بیشتر است. آنان بیشتر کتاب می‌خرند. این روزها بیشتر دانشجویانم در کلاس‌ها دختر هستند. خیلی از رشته‌های علوم انسانی این‌طور شده است. آمار رسمی هم از افزایش تعداد دختران دانشجو نسبت به پسران حکایت دارد. معمولاً دختران دانشجو بهتر صحبت می کنند. با زمانه، خوب پیش می‌روند. روابط عمومی خوبی دارند. به‌اندازه خودشان مطالعه می‌کنند و برخلاف پسران که عمدتاً با رخوت و بی‌انگیزه به دانشگاه می‌آیند، آنان با انگیزۀ پیشرفت در جامعه، هرروز صبح با اشتیاق به دانشگاه می‌آیند. به فعالان اجتماعی مختلف فکر می‌کنم و می‌بینم که تعداد زنان در بین این فعالان روزبه‌روز بیشتر می‌شود. به انجمن‌های خیریه فکر می‌کنم و می‌بینم که زنان نقش پررنگی در آن‌ها دارند. به اعتراضات مدنیِ سال‌های اخیر فکر می‌کنم. برای مثال صف اول بیشتر تجمعات محیط زیستی را زنان تشکیل می دهند. شاید آرایشگاه‌ها مملو از زنان باشد ولی هم‌زمان کلاس‌های آموزشی مختلف از زبان انگلیسی تا آموزش برنامه‌نویسی اندروید، تا مولاناشناسی مملو از زنانی است که انگیزه فراوانی برای پیشرفت دارند. مطالعه اخیر ما نشان می‌دهد که بیشتر زنان عضو کانال‌های تلگرامی هستند که فن یا مهارتی را برای زندگی بهتر آموزش می‌دهند. زمانی زنان در مهمانی‌ها فقط از مانیکور ناخن و مشِ کرم کاراملی حرف می‌زدند و مردان از سیاست، اقتصاد و زندگی روزمره. به‌تدریج شاهد هستیم که در مهمانی‌ها، زنان علاوه بر حرف زدن درباره هایلات شکلاتی مو و ماسک‌های میوه‌ای صورت، درباره آخرین کتاب‌هایی که خوانده‌اند، محیط‌زیست، حقوق شهروندی و جریان پست‌مدرن فرانسوی صحبت می کنند. ولی در مقابل مردان عموماً از بهترین زمان برای خرید خانه، مغازه‌های فروش لاستیک‌های دورسفید ماشین که خیلی ماشین را قشنگ می‌کند و درنهایت نشان دادن کلیپ‌ها و گیف های سکسی به همدیگر. شکی نیست که اشتیاق زنان برای پیشرفت و ورود به عرصه‌های گوناگون اجتماعی علل مختلفی دارد. معمولاً گروه‌های اجتماعی که تجربه به حاشیه رانده شدن و نادیده گرفته شدن را دارند با گشایش فرصت‌های هرچند کوچک، تلاش می‌کنند تا به نحو احسن از آن فرصت‌ها استفاده کنند و خود را اثبات کنند. ولی به‌عنوان یک جامعه‌شناس، از آینده چنین تغییری در جامعه ایرانی نگران هستم. قطعاً درک می‌کنید که نگرانی‌ام از پیشرفت زنان نیست. پیشرفت زنان را امری نرمال و در راستای تحولات اجتماعی می‌دانم. نگرانی‌ام از عقب ماندن مردان است. پیش‌بینی‌ام آن است که اگر این روند به همین شکل پیش رود در یکی دو دهه آینده شاهد مردانی آویخته، در مقابل زنانی فرهیخته خواهیم بود. منظورم مردانی آویخته به جریان مدرنیسم اجتماعی با سنجاق است که هرلحظه امکان افتادن آن‌ها وجود دارد، این وضعیت پیامدهای خودش را خواهد داشت. حسادت، لجبازی، احساس سرخوردگی و پنهان شدن در پشت تعصبات به قصد اذیت و آزار زنان توسط مردان و در کل عمیق‌تر شدن تفاوت نگاه و نگرش به زندگی بین زنان و مردان از جمله آن‌هاست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

💢 چیزی را انجام بدهید که از آن می‌ترسید 👈 دارِن هاردی، ناشر مجله موفقیت (Success) معتقد است: ترس، مساوی است با از دست دادن قدرت؛ موردی که شما را می‌ترساند، انجام بدهید تا قدرت‌تان را دوباره به دست آورید 👈 او داستانی بر اساس تجربه شخصی‌اش در این باره را مطرح می‌کند و می‌گوید: 🔹 در 12 سالگی می‌خواستم دوچرخه بخرم ولی پول کافی نداشتم. برای همین دنبال کار موقت تابستانی رفتم و در یک شرکت فروش مستقیم شروع به کار کردم 🔹 کارم در این شرکت این بود که کالاهای کوچک شرکت‌های دیگر را به درب خانه‌های مختلف می‌بردم، آنها را معرفی می‌کردم و از صاحبخانه می‌خواستم آنها را بخرد 🔹 طبیعی بود که خیلی‌ها پیشنهاد من را نمی‌پذیرفتند و در را روی می‌بستند. ولی من به این کارم ادامه دادم و در نهایت پس از دو هفته کار موقت، توانستم پول خرید دوچرخه را جور کنم 👈 نکته مهم این داستان، جایی است که هاردی می‌گوید: من تا قبل از این کار، حتی خجالت می‌کشیدم از دوستانم هم چیزی بخواهم، چون می‌ترسیدم از آنها جواب نه بشنوم و طردم کنند 👈 هاردی یکی از موفق‌ترین جوانان کارآفرین است که ثروتی چند میلیون دلاری دارد و همیشه یادآوری می‌کند که موفقیت امروزش را مدیون شروع کردن کاری است که همواره از آن می‌ترسیده است #انگیزشی 🔆 مارکتینگ آز 👇👇👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

🔴 شوخ‌ طبعی در محیط کار بهره‌ وری را افزایش می‌دهد 🔸تحقیقات نشان می‌دهد مدیرانی که تا حدی حس شوخ‌طبعی در محیط کار دارند، ۲۷ درصد بیشتر از بقیه مدیران انگیزه‌بخش و مورد تحسین هستند. کارمندان چنین مدیرانی ۱۵ درصد تعهد بیشتری دارند و تیم‌های آنها احتمالا بیش از دو برابر بقیه در حل یک چالش خلاقانه توانایی بیشتری دارند که همه اینها به ارتقای عملکرد منجر می‌شود. 🔸مطالعات حتی نشان می‌دهند که اضافه کردن یک جمله طنز ساده در پایان یک فعالیت فروش، می‌تواند تمایل مشتری به خرید آن محصول را تا ۱۸ درصد بالا ببرد. ◀️ دلیل این موضوع چیست؟ بخشی از آن به این دلیل است که شوخ‌طبعی، حس نزدیک شدن افراد و اعتماد بین آنها را سرعت می‌بخشد. به عنوان مثال وقتی دو غریبه، آشنایی خود را با خنده شروع می‌کنند، تعاملات آنها ۳۰ درصد بیشتر با صمیمیت پیش می‌رود تا دو نفری که مکالمه خود را بدون خنده و شوخی آغاز کرده‌اند. حتی یادآوری لحظات شادی و شوخی، باعث می‌شود دو نفر ۲۳ درصد بیشتر از روابط خود راضی باشند. 🔸تحقیقات موسسه گالوپ هم نشان می‌دهد یکی از بزرگ‌ترین محرک‌های عملکرد کارکنان این است که یک دوست نزدیک که با او راحت باشند و شوخی کنند، در محیط کار داشته باشند. 🔸بخش عمده قدرت طنز و شوخی، شیمیایی است. وقتی می‌خندیم، مغز ما کورتیزول (عامل آرامش و کاهش استرس) کمتر و اندورفین (که به ما حس یک دونده در اوج دویدن را می‌دهد) و اوکسی‌توسین (که به آن «هورمون عشق» می‌گویند) بیشتری ترشح می‌کند؛ یعنی اوج هیجان یک انسان. ◀️ چگونه از این اتفاق در محیط کار بیشترین بهره را ببریم؟ اول اینکه بدانید هر کس به شیوه خودش حس طنز دارد. همه انسان‌ها کمدین نیستند و این نباید باعث شود هیچ تلاشی برای شوخی کردن و خنداندن همکارانمان نکنیم. قدم بعدی این است که سبک شوخ‌طبعی خودتان و دیگران را بشناسید. آیا بی‌محابا شوخی می‌کنید یا بجا و با توجه به موقعیت؟ 🔸قدم بعدی این است که موقعیت‌‌شناسی شوخی را با مشتریان، شرکای کسب‌وکار و طرف‌های مذاکره خود به کار ببرید. شوخ‌طبعی یک ویژگی قابل یادگیری است و به همه ما - به‌ویژه مدیران- بستگی دارد که با استفاده از آن در محیط کار، رفاه، عملکرد تیمی و حتی سود سازمان را ارتقا دهند. حالا بیش از هر زمان دیگری شوخ‌طبع بودن لازم است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

مکالمه‌انگلیسی را مستقیما از "مدرسین آمریکایی" بیاموزید ▪️تنها مجموعه‌ی بین‌المللی مکالمه در ایران ▪️مدرسین Native انگلیسی زب
مکالمه‌انگلیسی را مستقیما از "مدرسین آمریکایی" بیاموزید ▪️تنها مجموعه‌ی بین‌المللی مکالمه در ایران ▪️مدرسین Native انگلیسی زبان ▪️در کلیه سطوح پایه تا پیشرفته ▫️مکالمه ویژه مهاجرت، کسب و کار، کودک و نوجوان ▫️۳۰جلسه آموزش مطابق با اولویت های یادگیری شخص ▫️شهریه ۱۵ میلیون تومان - اطلاعات بیشتر: englishwithnative.com/l6 - تلفن: 02122061258 .