ch
Feedback
💔 سوزدل 💔

💔 سوزدل 💔

前往频道在 Telegram

@AmirZa7aa10 @Amilrla هزینه ی تبلیغات کانال: گپ ساعتی 50هزارتومان, کانال ساعتی 50هزار تومان شعر ومتن های ادبی وعاشقانه, تبلیغات سالم و اخلاقی خودتان را بما بسپارید مخاطبین ما از سراسر ایران و خارج از کشور میباشند.

显示更多
9 783
订阅者
+724 小时
+87 天
+2030 天

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+52
在1个频道中
八月 '26
+144
在5个频道中
Get PRO
七月 '26
+115
在3个频道中
Get PRO
六月 '26
+88
在14个频道中
Get PRO
五月 '26
+11
在5个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在1个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+38
在6个频道中
Get PRO
一月 '26
+10
在7个频道中
Get PRO
十二月 '25
+21
在8个频道中
Get PRO
十一月 '25
+33
在6个频道中
Get PRO
十月 '25
+8
在15个频道中
Get PRO
九月 '25
+12 698
在9个频道中
Get PRO
八月 '25
+3 294
在14个频道中
Get PRO
七月 '25
+25
在10个频道中
Get PRO
六月 '25
+32
在13个频道中
Get PRO
五月 '25
+45
在10个频道中
Get PRO
四月 '25
+67
在12个频道中
Get PRO
三月 '25
+64
在13个频道中
Get PRO
二月 '25
+46
在11个频道中
Get PRO
一月 '25
+72
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+59
在5个频道中
Get PRO
十一月 '24
+26
在10个频道中
Get PRO
十月 '24
+23
在10个频道中
Get PRO
九月 '24
+13
在11个频道中
Get PRO
八月 '24
+6
在12个频道中
Get PRO
七月 '24
+12
在10个频道中
Get PRO
六月 '240
在9个频道中
Get PRO
五月 '24
+70
在5个频道中
Get PRO
四月 '24
+71
在11个频道中
Get PRO
三月 '24
+62
在14个频道中
Get PRO
二月 '24
+56
在8个频道中
Get PRO
一月 '24
+37
在22个频道中
Get PRO
十二月 '23
+42
在30个频道中
Get PRO
十一月 '23
+19
在32个频道中
Get PRO
十月 '23
+15
在19个频道中
Get PRO
九月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+10 013
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+9 980
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+5 820
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+5 256
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+12 205
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+14 130
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+42
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+30
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+10 709
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+4 452
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+5 503
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+3
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+36 468
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+37
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+20 378
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+2 633
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+20 218
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+33 164
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
17 九月+2
16 九月+9
15 九月+1
14 九月+6
13 九月+4
12 九月+2
11 九月+1
10 九月+4
09 九月+4
08 九月+3
07 九月+3
06 九月+2
05 九月+1
04 九月+2
03 九月+3
02 九月+5
01 九月0
频道帖子
اسطــوره_ قسمت_567 - ببخشید. ببخشید. من خیلی بدم. خیلی حرفاي بدي زدم. ببخشید. زود قضاوت کردم. دیگه تکرار نمی شه. معذرت می خوام. کنار هم دراز کشیدیم. آن قدر میان بازوانم نگهش داشتم و نوازشش کردم تا آرام گرفت و خوابید. آن قدر نفس هایش گرم و قشنگ بود که بی اراده چشمانم بسته شد. خوابیدم و ... جهنم بود. بی شک جهنم بود. همه جا می سوخت و من از دریچه یک کمد سوختن خانه مان را می دیدم. زنی میان اتاق می دوید و جیغ می کشید. با مشت به کمد زدم. می خواستم کمکش کنم، اما گیر افتاده بودم. در باز نمی شد. داد زدم: - داداش یه کاري بکن. اما هیچ کس جوابم را نداد. سر برگرداندم. دنبال دیاکو می گشتم. نبود. این بار من توي کمد تنها بودم. صداي فریاد زن به خرخر تبدیل شد. از سوراخ نگاه کردم. مردي روي سینه اش نشسته بود. - دیاکو ... مامان ... چاقویش را در آورد. روي گردن زن کشید. داد زدم: - نــــــه! سر زن جدا شد، اما موهایش بور نه، مشکی بود. شاداب: احساس کردم پوستم دارد می سوزد. چشم باز کردم. این همه حرارت از کجا می آمد؟ سرم را حرکت دادم. دستم را از روي سینه دانیار برداشتم و تازه فهمیدم این دانیار است که این طور وحشتناك می سوزد. با احتیاط بلند شدم. دانه هاي درشت عرق را حتی در تاریکی هم می توانستم ببینم. دانه هایی که از پیشانی اش می جوشید و به سمت گردنش راه می گرفت. دکمه آباژور را زدم. رگ هاي روي فک و گردن و پیشانی اش برآمده شده بودند و عجیب بود که از تکان خوردن من بیدار نمی شد. صداي سایش دندان ها و دستی که مشت شده بود نگرانم می کرد. شنیده بودم و حتی دیده بودم که در چنین مواقعی نباید نزدیکش شد، اما نمی توانستم بنشینم و زجر کشیدنش را تماشا کنم. با ملایمت بازویش را نوازش کردم و صدایش زدم. - دانیار؟ عزیزم؟ سرش را تکان داد به شدت. تکانش دادم آرام. - دانیار؟ بیدار شو. چشم باز کرد و از جا پرید. تا خواستم نفس راحتی بکشم ... نفهمیدم چه شد. نفسم برید. چشمانم به آنی از حدقه بیرون زد و اندام هاي بدنم خشک شدند. براي حفظ حیاتم دستم را روي دستی که مثل طناب دار گلویم را در بر گرفته بود گذاشتم و مثل بره زیر تیغ به سلاخم چشم دوختم. از ریتم رفتن نبض و قلبم را حس کردم و همچنین کم شدن دردهاي جسمانی را. انگار واقعا آخرش بود آخرش.

2
اسطــوره_ قسمت_566 - آفرین به تبسم! عجب مشاور خوبی بود و من نمی دونستم. خب می گفتی. داشتیم فیض می بردیم. مردایی مثل من چی؟ دوباره دستش را کشید. -ولم کن دانیار. دروغ که نبود. ثابت شد. با وجود این که خودت خواستی، ولی وسط راه پا پس کشیدي. من همه تلاشم رو کردم، ولی تو نخواستی. چه دلیلی می تونه داشته باشه جز این که ... دستش را روي دهانش گذاشت و از ته دل زار زد. خشمم فرو نشست. حق داشت. ناخواسته غرورش را شکسته بودم. فکر کرده بود خواستنی نیست. نمی خواهمش. پسش می زنم. اوف! من در چه فکري بودم و او به چه فکر می کرد! برایش آب بردم و به دستش دادم. هق هق کنان خورد و بعد به تاج تخت تکیه داد و زانوانش را بغل کرد. در جهت مخالفش نشستم و من هم زانوانم را بغل کردم. - شاداب؟ نگاهم نکرد. شانه هایش می لرزید. - عزیزم؟ نگاهم کرد، با تعجب! - می دونی چند وقته من منتظر همچین شبی ام؟ از چشمانی که هر لحظه گردتر و دهانی که هر لحظه بازتر می شد خنده ام گرفت. - می دونی تو این مدت که زنمی چقدر به خودم فشار آوردم و اذیت شدم؟ دهانش را بست و گلویش را چنگ زد. - فکر می کنی همین امشب گذشتن از تو واسم راحت بود؟ انگشت پایش را نوازش کردم. - نه کوچولو، پدرم در اومد. نگاهش علامت سوال شد. - همه این مدت، همه این هفته ها، تموم این ساعتا رو تحمل کردم، چون تو زنمی نه دوست دخترم. این که اونا چی می خواستن و چه حسی داشتن مهم نبود، چون خودشونم واسم مهم نبودن و ارزشی نداشتن. اما تو شریک زندگیمی. اگه امشب این کار رو می کردم یعنی با تو هم مثل اونا رفتار کرده بودم. خودخواهانه! من این رابطه رو وقتی می خوام که تو هم بخواي. بدون استرس و نگرانی. درسته من به حرف مردم اهمیتی نمی دم، اما به تو چرا. واسه همینم صبر می کنم تا هر وقتی که از انجام این کار احساس عذاب وجدان بهت دست نده. دلم نمی خواد از خونوادت خجالت بکشی. باشه؟ واقعیت را نگفته بودم، اما به تمام حرف هایی که بر زبان راندم اعتقاد داشتم. چانه لرزانش دلم را برد. آغوشم را به رویش گشودم. بدون لحظه اي مکث جلو آمد و دست در گردنم انداخت و پشت سر هم تکرار کرد. - ببخشید. ببخشید. من خیلی بدم. خیلی حرفاي بدي زدم. ببخشید. زود قضاوت کردم. دیگه تکرار نمی شه. معذرت می خوام.
90
3
اسطــوره_ قسمت_565 خفه تر از او جواب دادم: - حسش نیست. به یک باره دماي بدنش افت کرد. فاصله گرفت و گفت: - باشه. ناراحت شده بود؟ نیم خیز شدم. دیدم که دستش را دراز کرد و لباس هایش را برداشت و در حالی که سعی می کرد با پتو  پوشش را حفظ کند همه را پوشید. - کجا میري؟ - می خوام یه کم آب بخورم. بغض کرده بود؟ چرا؟ - شاداب! ببینمت. پاهایش را از تخت آویزان کرد و گفت: - چیو ببینی؟ نه انگار واقعا ناراحت بود، اما از چه؟ بازویش را گرفتم و به طرف خودم کشیدمش. چشمانش پر از اشک بود. - وایسا ببینم. گریه می کنی؟ ناراحت شدي؟ دست و پا زد که خودش را نجات دهد. محکم گرفتمش. - با توام شاداب. چرا گریه می کنی؟ اشک هاي جمع شده سرریز شدند و قطره قطره فرو ریختند. گیج و سردرگم نگاهش کردم. - مگه من چی کار کردم؟ چته تو؟ باز تقلا کرد که رهایش کنم. عصبی شدم. - حرف می زنی یا نه؟ این لوس بازیا چیه؟ داد زد. - ولم کن. تو منو با دوست دخترات مقایسه می کنی. من به اندازه اونا حرفه اي نیستم. حوصله ت رو سر می برم. راضیت نمی کنم. مغزم سوت کشید. تا نخاعم درد پیچید. - این مزخرفات چیه؟ چرا چرت و پرت میگی؟ اشک هایش را پاك کرد. توي چشمانم خیره شد. - مگه دروغ میگم؟ تبسم همیشه می گفت من نمی تونم اونی که تو می خواي باشم. می گفت مردایی مثل تو ... لبش را گزید و حرفش را خورد. این بار دود از گوش هایم بلند شد. - آفرین به تبسم! عجب مشاور خوبی بود و من نمی دونستم. خب می گفتی. داشتیم فیض می بردیم. مردایی مثل من چی؟ دوباره دستش را کشید.
85
4
مثل هر شب مانده ام در حسرت یک شب بخیر گاهی آدم بی قرار چیزهای ساده است..
148
5
گاهی فقط باید صبر کرد… بعضی اتفاقای قشنگ، زمان خودشون رو دارن
گاهی فقط باید صبر کرد… بعضی اتفاقای قشنگ، زمان خودشون رو دارن
138
6
آخرین شب‌های تابستان است و آخرین شب‌بیداری‌های برگ‌های سبز خیابان! تاریکی کش آمده و قصد خوابیدن ندارد انگار می‌داند با روشن ش+1
آخرین شب‌های تابستان است و آخرین شب‌بیداری‌های برگ‌های سبز خیابان! تاریکی کش آمده و قصد خوابیدن ندارد انگار می‌داند با روشن شدن هوا چیزی از ما برای همیشه تمام خواهد شد! امشب ستاره‌ها کم‌سوتر و کم‌حرف‌ترند و ظلمت چقدر شبیه توست! نزدیک! سرد و دست نیافتنی! کاش طلوع نیاید بعضی خداحافظی‌ها فقط زیر نور ماه قابل تحمل‌اند!
137
7
‏توی عکس خوشگله از نزدیک خوشگله با فیلتر خوشگله بدون فیلتر خوشگله با میک‌آپ خوشگله بدون میک‌اپ خوشگله میخنده خوشگله اخم میکنه خوشگله راه میره خوشگله میشینه خوشگله همه‌جوره خوشگله.
155
8
میخوام ازت دورشم اما نمیشه معین🔥🫆
217
9
🛑خبر فوری فرستادن عکس قدی در پی وی من آزاد شد😌😁
216
10
هر کی دوستم داره  پول به حسابم بریزه دوستت دارم فداتشم نون و آب نمیشه برام 😂😂😂😂😂
212
11
اگه آدم بودی الان داشتیم کتابای بچمونو جلد میکردیم 😒😒😂😂
202
12
بچها یه سلفی فوری بفرستین پی وی میخوام رل بزنم 😌😂😂😂
205
13
↓ ┋عشق یعنی نفست بند یکی باشد و بس ؛ ┋جان و تن وصل به پیوند یکی باشد و بس ┋گر بپیچد به جهان قهقهه شورانگیز ؛ ┋دل تو گیر به لب
↓ ┋عشق یعنی نفست بند یکی باشد و بس ؛ ┋جان و تن وصل به پیوند یکی باشد و بس ┋گر بپیچد به جهان قهقهه شورانگیز ؛ ┋دل تو گیر به لبخند کسی باشد و بس :) 🩶!
207
14
ومن آفریده شدم تا تورا دلتنگ بمیرم...
ومن آفریده شدم تا تورا دلتنگ بمیرم...
243
15
نمی خواستم در آغوش بگیرمت می خواستم آنقدر در من بمانی که پیر شویم در تنم راه بیفتی و عصای کوچکت رگ‌هایم را سوراخ کند اکنون اما گوش سپرده‌ام به صدای تار سفیدی که سیاهی موهایم را می‌شکافد چگونه از درونم گریختی؟ چگونه برهنه در تاریکی دویدی؟ چگونه مرا از تنت تکاندی؟
237
16
❤️تقدیم به عشق‌قشنگم🥰🌹🥰
❤️تقدیم به عشق‌قشنگم🥰🌹🥰
227
17
مـن در آغـوشِ تـو آرام ترین فردِ جهـانم بغلـم کن کـه تنت معجزهٔ قرنِ اخیر است♥︎ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
مـن در آغـوشِ تـو آرام ترین فردِ جهـانم بغلـم کن کـه تنت معجزهٔ قرنِ اخیر است♥︎ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎
185
18
هیچ وقت نمیتوانی کسی را مجبور کنی درست رفتار کند اما میتوانی طوری رفتار کنی که آرزو کند ای کاش درست رفتار میکرد...
هیچ وقت نمیتوانی کسی را مجبور کنی درست رفتار کند اما میتوانی طوری رفتار کنی که آرزو کند ای کاش درست رفتار میکرد...
171
19
🤍 با تواَم که بر دلم چه خوش نشسته‌ای؛ بگو کجای این دنیا می‌شود تو را داشت زیر کدام آسمان می‌شود تو را نفس کشید روی کدام زمین
🤍 با تواَم که بر دلم چه خوش نشسته‌ای؛ بگو کجای این دنیا می‌شود تو را داشت زیر کدام آسمان  می‌شود تو را نفس کشید روی کدام زمین می‌شود دورِ تو گشت پشت کدام پنجره می‌شود آمدنت را زیست به کدام فصل می‌شود در آغوشِ تو رسید،،، بگو که نمی‌شود تو را نخواست...
166
20
مرا سخت در آغوش بگير بگذار سهمم از همه ی همهمه ی جهان ضربانِ موزونِ قلبِ تو باشد
مرا سخت در آغوش بگير بگذار سهمم از همه ی همهمه ی جهان ضربانِ موزونِ قلبِ تو باشد
170