3 306
订阅者
无数据24 小时
-117 天
-4830 天
帖子存档
3 306
دوست داشتنو گدايي نكنيد، صبر كنيد
به موقعش كسي از راه ميرسد
كه بابت هر نفستان تمام شهر نذری دهد
@gitmit
3 306
ما باید در زندگی دیوانه بودن را یاد می گرفتیم.
باید یاد می گرفتیم مثل دیوانه ها از هیچ چیز نترسیم
و دست از تظاهر کردن برداریم...
باید یاد می گرفتیم بلند پرواز باشیم و به کمترین ها قانع نشویم،
به دنبال علایقمان برویم و اجازه ندهیم حسرتی بر دلمان بماند.
کاش می دانستیم که نباید شادی ها را
در لبخندی کوچک خلاصه کرد، بلکه باید آنها را فریاد زد.
نباید به بغض ها اجازه بدهیم که گلویمان را بسوزانند
بلکه باید هر از گاهی طعم اشک را تجربه کنیم.
باید یاد می گرفتیم بی پروا دیوانه باشیم
و از قضاوت و سرزنش شدن نترسیم.
ما باید آنقدر عاقل می بودیم، که دیوانگی را انتخاب کنیم...
@gitmit
3 306
از دور به خودم نگاه کردم و چقدر به خودم حق دادم
که خسته و بیطاقت و غمگین باشم...
من چه خوب تا امروز ادامه داده بودم
و چه خوب تا اینجای مسیر را دوام آورده بودم
و چه خوب حفظ ظاهر کردهبودم مقابل آدمها...
و حالا حق داشتم؛ حتی اگر تمام مسیر را باز میگشتم
با این امید که فقط به شانههای کسی تکیه کنم
و حس کنم که دیگر هیچ چیزِ جهان و آدمها، به من مربوط نیست.
من خستهبودم از اینکه همیشه خودم حواسم به همه چیز بود
و همیشه خودم باید خودم را نجات میدادم.
گاهی دلت میخواهد کسی از راه برسد
و خستگی و تلاشهای فراتر از تحمل تو را درک کند
و تو را نجات بدهد....
کسی که نگوید روی پای خودت بایست!
نگوید تحت هر شرایطی ادامه بده!
بگوید من حواسم به همه چیز هست،
تو خستهای، نگران هیچ چیز نباش و آرام بخواب.
@gitmit
3 306
اگه قدرت داشتم برای یه مدت هم که شده
دردامو انتقال میدادم به اطرافیانم ،
نه که آسیب ببینن حالشون خراب بشه و بشن یکی مثل من ؛
فقط واسه اینکه بفهمن دارم چی رو تحمل میکنم ،
چقدر بهم آسیب زدن و سطح توقعاتشون رو بیارن پایین .
درک کنن چطور دارم واسه زندگی کردن همه تلاشمو میکنم .
@gitmit
3 306
من همینجا از نقشِ آدمی که
خودش داره پاره میشه از فکر و خیال
اما بروز نمیده تا کسی رو نگران نکنه،
در عوض بقیه تا خوب نیستن
فقط میان سراغش استعفا میدم
و ابراز تنفرم رو نسبت به همه اعلام میکنم!
@gitmit
3 306
از آدما چون دوسشون داریم،
خودمون یه چهرهی کامل و بینقص میسازیم.
بعد یه مدت،
خودمون میفهمیم اصلا اونی نبودن که فکر میکردیم
و بعد خودمون رو سرزنش میکنیم.
آخرشم به همین علت خودمون بدبین و بیاعتماد میشیم.
واقعا هرچی میکشیم از احمق بودن خودمونـه.
@gitmit
3 306
فهمیدم که بین افرادِ حسود با چهره های صمیمی زندگی میکنم
فهمیدم که هر کسی دوستم نیست
بجز اون کسی که در نبودم ازم دفاع کنه
به هر کسی هر حرفی رو نباید بزنم،
آدما اون چیزی که نشون میدن نیستن
فهمیدم آدم یکی از دشمن میخوره صدتا از دوست
ترجیح میدم دورم خلوت باشه و تنها باشه
ولی کسی تظاهر به دوستی نکنه و انسان نما نباشه
شما نمیدونید اما بعضی ها
از شکست های شما خوشحال میشن...
@gitmit
3 306
من از این آدمام که اگه بخوام بهت اهمیت بدم،
واقعا همه ی خودم رو برات می ذارم،
جوری که وقتی هیچ کس نیست، من هستم،
وقتی همه هستن، من بیشتر هستم،
وقتی همه اشکت و در میارن، من اشکات و پاک می کنم،
وقتی غصه داری، منم باهات غصه می خورم،
اولویتم می شی، بهت نشون میدم که کنارتم تو هر شرایطی،
ولی وقتی قدرم رو ندونی، برام بی اهمیت می شی،
کم رنگ میشی، تاجایی که دیگه اولویتم نیستی،
دیگه بهت اهمیت نمی دم...
نه میام حالت و بپرسم، نه میام اشکات و پاک کنم،
نه میام بخندونمت، نه میام ناراحتت کنم،
نه باهات غصه می خورم، نه میام باهات دعوا کنم،
نه میام برای جلب کردن توجهت کاری کنم، نه میام آرومت کنم،
نه میام حرصت و در بیارم، نمیام، دیگه نمیام...
@gitmit
3 306
برخلاف ظاهر بیخیالم خیلی آدم حساسی بودم ؛
طوری وانمود میکردم که واسم هیچی مهم نیست،
میشستم و میدیدم چجوری دروغ میگن
و با لبخند تظاهر میکردم که باورشون دارم
و میدیدم نامردی کسایی رو که روزی ادعا میکردن دوستم هستن
اوایل درک این مسئله سخت بود، ولی دیگه عادت کردم :)
@gitmit
