1 082
订阅者
-124 小时
-27 天
-1530 天
帖子存档
1 082
در مقابل دنیای پر از وقاحتی که او را در بر می گرفت، ترزا تنها یک سلاح داشت و آن هم کتاب هایی بود که از کتابخانه ی شهرداری به امانت می گرفت. او کتاب های زیادی خوانده بود. از “فیلدینگ” گرفته تا “توماس مان”. کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می داد که هیچ گونه رضایت خاطری از آن نداشت. کتاب به عنوان یک شی هم برای او معنای خاصی داشت: دوست داشت کتاب زیر بغل در خیابان ها گردش کند. کتاب برای او به منزله ی عصای ظریفی بود که آدم متشخص قرون گذشته، به دست می گرفت. کتاب او را از دیگران به کلی متمایز می ساخت ...
بار هستي
#ميلان_كوندرا
@e_choes
1 082
کسانی که احساس خالی بودن میکنند، هرگز با یکی شدن با فرد ناکامل دیگری شفا نمییابند.
دو پرنده بالشکسته که یکی شدهاند تنها پرواز دست و پا شکستهای خواهند داشت.
انتظار پرواز کشیدن بیفایده خواهد بود، تا زمانی که افراد، جدای از هم، زخمهایشان را درمان کنند.
دژخیم عشق
#اروین_دیالوم
@e_choes
1 082
به طرز مبهمی به این فکر می کردم که خودم را از سر راه بردارم تا دست کم یکی از هستی های زاید را نابود کنم.
اما مرگم هم زیادی بود. جنازه ام، خونم روی این سنگریزه ها، بین این گیاهان، ته این باغ با طراوت زیادی بود. و استخوان هایم نیز، که سرانجام عاری از گوشت و مثل دندان تر و تمیز می شد، زیادی بود.
من تا ابد زیادی بودم.
تهوع
#ژان_پل_سارتر
@e_choes
1 082
روباه گفت:
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی.
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم.
ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!
امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.
شازده کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@e_choes
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
