ch
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

前往频道在 Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

显示更多
4 462
订阅者
+2824 小时
+977
+6830
帖子存档
در مترو مردی دیشب کنارم نشسته بود که اشک می ریخت پفکی به سمتم دراز کرد و گفت این پفک مورد علاقه ی پسرم ست امشب از دستش دادم... مادرش حضانتش را گرفت ... همین لحظه باید این شعر را می‌دیدم💔

دیشب ساعت ۲ شب داشتم از یه مسیری برمیگشتم و توی راه آهنگهای هایده رو می‌شنیدم و همون لحظه واقعا از ته دل از خدا خواستم بهشت و نصیبش کنه این زن و صداش یه معجزه بود❤️

کاش این واقعیت بود و تمام آن کسانی که رها شدند از آن حجم دلتنگی آگاه می‌شوند اما هرگز برنمیگشتند ...

همه یک روز به گذشته برمیگردیم برای کسانی که دوستمان داشتند و ما رهایشان کردیم سخت خواهیم گریست... @adelehz

‌تنها صداست که می‌ماند و امان از صدای او که ابدی شد در گوش من..! - فروغ فرخزاد اشعارکوتاه🌱 @adelehz

به قول محمود درویش : پاییز اما چیزی نیست جز خلوتی برای تعمق در آنچه از عمرمان فرود افتاد .. 🍁🍂

گویند: دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! در راه با پرودرگار سخن می گفت: ( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای ) در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت! او با ناراحتی گفت: من تو را کی گفتم ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز! آن گره را چون نیارستی گشود این گره بگشودنت دیگر چه بود؟ سالها نرد خدائی باختی این گره را زان گره نشناختی؟ نشست تا گندمها را از زمین جمع کند، در کمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند ندا آمد که: تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه @adelehz

اگرهمه جا تاریک بود، دوباره بنگر! شاید نور خود تو باشی 👤مولانای جان♥️ @adelehz

خدا وکیلی تو مغز اون پنج تایی که خنده زدن چی میگذره ؟ دیشب نزدیک ساعتای پنج، من از خواب پریدم و از شدت ترس احساس تهوع بهم دست داد . توی خواب و بیداری میخاستم از در بدوم بیرون که خانوادم مانعم شدند . دوستان جنگ ترسناکه جنگ نابودگره، جنگ آواره کنندس اینو منی داره بهتون میگه که فرزند کسانی ست که روزی بخاطر جنگ قشنگ ترین چیزهای زندگی شون و از دست دادند . و یادتون باشه جنگ اتیشیه که فقط مردم معمولی رو میسوزونه ... دعا کنید هیچوقت شروع نشه که بخوایم برای پایانش دست به دعا بشیم. @adelehz

عاشقانه تر از یک روز پاییزی یک ایستگاه اتوبوس ست وقتی کسی درونش منتظرت باشد .. یک خیابان ست غرق برگ های زرد و خش خش برگها زیر
عاشقانه تر از یک روز پاییزی یک ایستگاه اتوبوس ست وقتی کسی درونش منتظرت باشد .. یک خیابان ست غرق برگ های زرد و خش خش برگها زیرِ پایت و زیر پایش... یک صبح ست که دوباره آغاز میشود و امیدی که ته دل شکسته ات هنوز مجالی برای درخشیدن دارد... #عادله_زمانی #دلبرانه های_خزان اسما درتاج @adelehz

ولی من از ۱۴۰۰ به اینور چیزایی دیدم‌که تو خوابم نمیدیدم..:(

وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا به خدا اعتماد کن و همین بس که او نگهبان توست✨ @adelehz

Repost from کاف
هم‌اکنون | آسمان منطقه @Kafiha
هم‌اکنون | آسمان منطقه @Kafiha

خدایا به ما رحم‌کن ما توان از دست دادن هرچی به سختی بدست آوردیم رو نداریم . خودت مراقب هرکس که فعلا در ایران زندگی میکنه باش 🥺💔

دلبرانه هاتون از پاییز و برام بفرستید