"زنی کهگم کردم "
الذهاب إلى القناة على Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
إظهار المزيد4 460
المشتركون
+424 ساعات
+1047 أيام
+7330 أيام
أرشيف المشاركات
4 460
در مترو مردی دیشب کنارم نشسته بود که اشک می ریخت
پفکی به سمتم دراز کرد و گفت این پفک مورد علاقه ی پسرم ست امشب از دستش دادم...
مادرش حضانتش را گرفت ...
همین لحظه باید این شعر را میدیدم💔
4 460
دیشب ساعت ۲ شب داشتم از یه مسیری برمیگشتم و توی راه آهنگهای هایده رو میشنیدم
و همون لحظه واقعا از ته دل از خدا خواستم بهشت و نصیبش کنه
این زن و صداش یه معجزه بود❤️
4 460
کاش این واقعیت بود
و تمام آن کسانی که رها شدند از آن حجم دلتنگی آگاه میشوند اما هرگز برنمیگشتند ...
4 460
همه یک روز
به گذشته برمیگردیم
برای کسانی که دوستمان داشتند
و ما
رهایشان کردیم
سخت خواهیم گریست...
@adelehz
4 460
تنها صداست که میماند
و امان از صدای او
که ابدی شد در گوش من..!
- فروغ فرخزاد
اشعارکوتاه🌱
@adelehz
4 460
به قول محمود درویش :
پاییز اما
چیزی نیست جز خلوتی برای تعمق
در آنچه از عمرمان فرود افتاد .. 🍁🍂
4 460
گویند: دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت!
در راه با پرودرگار سخن می گفت:
( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای )
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت!
او با ناراحتی گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز!
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
سالها نرد خدائی باختی
این گره را زان گره نشناختی؟
نشست تا گندمها را از زمین جمع کند، در کمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند
ندا آمد که:
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
@adelehz
4 460
خدا وکیلی تو مغز اون پنج تایی که خنده زدن چی میگذره ؟
دیشب نزدیک ساعتای پنج، من از خواب پریدم و از شدت ترس احساس تهوع بهم دست داد .
توی خواب و بیداری میخاستم از در بدوم بیرون که خانوادم مانعم شدند .
دوستان جنگ ترسناکه
جنگ نابودگره، جنگ آواره کنندس
اینو منی داره بهتون میگه که فرزند کسانی ست که روزی بخاطر جنگ قشنگ ترین چیزهای زندگی شون و از دست دادند .
و یادتون باشه جنگ اتیشیه که فقط مردم معمولی رو میسوزونه ...
دعا کنید هیچوقت شروع نشه که بخوایم برای پایانش دست به دعا بشیم.
@adelehz
4 460
عاشقانه تر از یک روز پاییزی
یک ایستگاه اتوبوس ست وقتی کسی درونش منتظرت باشد ..
یک خیابان ست غرق برگ های زرد و خش خش برگها زیرِ پایت و زیر پایش...
یک صبح ست که دوباره آغاز میشود و امیدی که ته دل شکسته ات هنوز مجالی برای درخشیدن دارد...
#عادله_زمانی
#دلبرانه های_خزان
اسما درتاج
@adelehz
4 460
وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
به خدا اعتماد کن و همین بس که او نگهبان توست✨
@adelehz
4 460
خدایا به ما رحمکن
ما توان از دست دادن هرچی به سختی بدست آوردیم رو نداریم .
خودت مراقب هرکس که فعلا در ایران زندگی میکنه باش 🥺💔
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
