4 541
订阅者
-124 小时
+767 天
+17430 天
帖子存档
4 541
Repost from "زنی کهگم کردم "
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد..😢
@adelehz
4 541
همه در جهان آدم های خوبی بودیم
فقط می خواستیم آن خوبی را در
لحظات نامناسبی به هم عرضه کنیم
و به همین دلیل بود که هرگز به هم
نمیرسیدیم.
📗 از طرف او
✍🏻 آلبا دسس پدس
@adelehz
4 541
یادت باشد مدادت همیشه دستت باشد برای خط کشیدن روی آدمهای منفی و پررنگ کردن آدمهای مثبت زندگی ات .
آنها که دمادم مملو از ناله اند.و هر غصه را پنجاه برابر بزرگتر تصویر میکنند را حذف کن .
بگذار قطار زندگی تو فقط مسافرهای خنده رو و شاکر داشته باشد .
آنها که با وجودشان نعمت همراه ست
4 541
داوری نکنید تا بر شما داوری نشود
و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود.
چه بسیار انسانهایی که با سرزنش دیگران
بیماری را به سوی خود کشانیده اند.
آن چه را که انسان در دیگران سرزنش میکند،
در واقع به سوی خودش جذب میکند ...
📗 #چهار_اثر_از_فلورانس
✍🏻 #اسکاول_شین
@adelehz
4 541
وقتی میبینید یک نفر برای رسیدن به چیزی داره تلاش میکنه یا دلخوش به کاری ست .
هی نزنید توی ذوقش هی کمبودهاشو بهش یادآوری نکنید .
اون به اندازه ی شما از کم و کاست های خودش و رابطه و زندگیش آگاهه فقط فرقش اینه که یه امیدی ته دلش داره و میخواد با امیدواری به آینده دلشو خوش نگه داره .
شاید این تنها پناهگاه اون آدم خسته از هرچیز باشه
شاید تنها ترفند اون آدم برای خنده به لب آوردنش باشه
امید بقیه رو تمسخر کردن،لقب خوش خیال و احمق بهشون دادن حتی اگه واقعا احمق باشند کمکی بهشون نمیکنه .
فکر کنید اون آدم همه چیز رو میدونه
میدونه که ممکنه امیدش پوچ باشه
میدونه که ممکنه این بار هم مثل خیلی بارهای دیگه به زمینبخوره
ولی بازهم دلش میخواد دل خوش به چیزی باشه
چیزی که شما مسخرش میکنید
اما برای اون معنایی داره
معنایی برای دل خوشی و امید
#عادله_زمانی
@adelehz
4 541
رها کن بره رفیق
همین❤️
پ.ن تصویری زنی در دهه شصت خورشیدی در افغانستان مسرور از آوازی عاشقانه
شب زیبا❤️
4 541
اين نهايت ناشكری است كه آدم بخواهد همه نعمتهایی را كه در اختيارش است
فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته، به دست نياورده است ناديده بگيرد ...
📗 #همسران_خوب
✍🏻 #لوئیزا_می_آلکوت
@adelehz
4 541
توی کاغذها و دستنوشتههای قدیمیام، کاغذی پیدا کردم که از گوشهی بالا، سمت راست نوشتهام "حوصلهام سر رفته؛ حوصلهام سر رفته؛ حوصلهام سر رفته..." تاااا پایین صفحه.
خط آخر نوشتهام "دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم؛ دارم گریه میکنم..."
آدمیزاد گرفتار است. گرفتار ملالی ژرف، مدام و چسبنده...
تا ملال به سیاه کردن صفحه و دو قطره اشک برسد، باز ملالی نیست!
خطر آنجاست که برای فرار از ملال میپیچیم به هم، گیر میدهیم به هم، انگشت میکنیم توی زخم هم و میچرخانیم...
اکثر رفتارهای خالهزنکی و عمو مردکی از ملال و بیکاری است.
بیکاریم؛ آنقدر هم به بلوغ نرسیدهایم که سر خودمان را مفید گرم کنیم؛ سر خودمان را با لج کردن، با پیِ یک حرف را گرفتن، با از کاهی کوه ساختن، با مرور دوباره و صدباره و هزاربارهی خاطراتِ سوخته گرم میکنیم.
آلارم ملال و بیحوصلکی و بیکاری را بشنویم، جدی بگیریم.
برای خودمان کار بتراشیم؛ بنویسیم، بخوانیم، فیلم ببینیم، لباسی را بشکافیم و از اول ببافیم، درز اجاقگاز را با خلالدندان تمیز کنیم، دل و رودهی رادیوی قدیمی را بریزیم بیرون و دوباره ببندیم، غذای من درآوردی اختراع کنیم، زبان بخوانیم، زبانِ جدید رمزی بسازیم، تایپ کنیم و گیر بدهیم به انگشت کوچکمان که وقت تایپ از زیر کار درمیرود، خودآموز فلوت زدن یاد بگیریم، استارتاپها را بالاوپایین کنیم و ایدههای احمقانه بدهیم، پادکست گوش کنیم، نقاشی کنیم، تمرین کنار دیوار روی سر ایستادن کنیم! با ملحفه خانه بسازیم و با بچهها خالهبازی کنیم، روزی دو تا مسافر بزنیم و باهاشان گپ بزنیم، آهنگ داریوش را با لحن شهرام شبپره بخوانیم و...
خلاصه نمیدانیم؛ هر کار، هر کار کنیم تا آفت بیکاری نیفتد به جانمان. تا فکرمان مریض نشود، تا افسرده نشویم، تا برای تنوع و فرار از ملال دشمنی نکنیم...
سرشلوغی، نعمت است و لحظههای استراحت و هیچ کارینکردن بین این کار تا کار بعدی، اینوقتها مفید میشود، کیفیتِ مراقبه پیدا میکند.
بیکار نمانید، انگشت بیکارها مدام توی سوراخ خود، سوراخ همسایه گیر میکند!
سودابه فرضی پور
@adelehz
4 541
از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و حتی بیتفاوت شده بودم، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان میداد. انسان با همه کشش و کوششها، به چیزهایی که بیشتر در پی آنهاست، کمتر میرسد.
📗گرترود
✍🏻 هرمان هسه
@adelehz
4 541
ای ساربان غمگین مباش خوش روزگاری می رسد
یا عمر غم سر می رسد یا غمگساری می رسد
ای ساربان آهسته ران قدری تحمل بیشتر
این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد
مولانای جان
