Light Workers🔆
前往频道在 Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
显示更多408
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+830 天
帖子存档
پدربزرگم یک روستایی ساده بود که سواد خواندن و نوشتن نداشت، زمستان ها، که هوای دشت بسطام به زیر صفر می رسید و همه چیز یخ میزد، پدر بزرگم کرسی گرم و نرمش را رها میکرد، چکمه هایش را میپوشید و به مزرعهاش می رفت و در حالی که دستان پینه بستهاش را پشتش گره کرده بود،سرش را پایین میانداخت و روی زمین یخزده قدم می زد. هر چند ساکت بود اما حس میکردم در درونش با کسی حرف میزند...
یک بار دلیل کارش رو پرسیدم و پدر بزرگم با همان لهجه محلی و کلمات ساده اش برایم توضیح داد که مزرعه در زمستان، محصولی ندارد، هیچ چرندهای روی آن نمیچرد،هیچ پرندهای برایش آواز نمیخواند و هیچ کسی به آن سر نمیزند، برای همین خیلی تنهاست، اگر من هم که صاحبش هستم به آن سر نزنم، قلبش میشکند و با من قهر میکند، آن وقت در بهار و تابستان به من محصول نمیدهد....
این حرفهای پدر بزرگم، فقط یک باور شخصی نیست، بیشتر مردم آن منطقه چنین اعتقاداتی دارند و رابطهشان با آسمان و زمین و آب و باد، از جنس دیگری است.
برای همین، خیلی عجیب نیست که دو قله بزرگ عرفان ایران، جناب بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی در چنین فرهنگی به دنیا آمده و رشد کردهاند.
این مردمان مهربان و قدرشناس، زمستان که تمام میشد، پاداش خود را دریافت میکردند، آسمان و زمین دست به دست هم میدادند و زندگی این مردمان را لبریز از خیر و برکت می کردند.
بهار که میآمد، باران میبارید، خورشید میتابید و زمین پر میشد از علف و گل های نو رسیده، شکوفههای زردآلو باز می شد و عطر مست کننده گلهای محمدی تمام کوچه باغها را پر میکرد...
این نگاه قدرشناسانه و همراه با تواضع به زندگی، چیزی است که ما آدمهای امروزی فراموش کردهایم، ما قدر همدیگر را نمیدانیم، هوای یکدیگر را نداریم، گذشت نمیکنیم، مهربان نیستیم، خیرمان به یکدیگر نمیرسد و مدام گله میکنیم که چرا زندگیمان برکت ندارد.
حقیقت این است که خیر و برکت از آسمان نمیآید، آسمان فقط آینهای است که آن را به ما بر میگرداند.برکت واقعی در دلهای ما خلق میشود، وقتی که بی هیچ انتظاری دیگران را دوست داریم و به آنها مهر میورزیم....
@lightworkers
هر کسی که قدم به زندگی شما میگذارد، یک معلم است.
حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیتهای شما را نشانتان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش با اطرافيان رفتار كنيد و از تنش و درگيرى و بحث بپرهيزيد.
هرگز فکر نکنید که اگر فلان مرحله زندگی بگذرد، همهچیز درست میشود.
از همه چالشها لذت ببرید؛ هنر زندگی، دوست داشتن مسیر زندگی است؛ خوشبختی در مسیر است، نه در مقصد!
#اندرو_ميتیوس
@lightworkers
مالکِ دینار گفت: پیش رابعه عَدویّه رفتم...
او را دیدم با کوزهای شکسته، که از آن وضو ساختی و آب خوردی، و بوریایی کهنه، و خشتی که زیرِ سَر نهادی!
دلم به درد آمد و گفتم : ای رابعه! مرا دوستان توانگر زیاد هستند...
اگر اجازه دهی، برای تو از ایشان چیزی خواهم....
فرمود: ای مالک! غلط کردهای...
روزی دهندهی من و ایشان یکی نیست؟
گفتم: بلی!
فرمود: درویشان را فراموش کرده است به سبب درویشی؟
و توانگران را یاری میکند به سبب توانگری؟
گفتم: نه...
فرمود: چون حال من داند، چه یادش دهم!! او چنین میخواهد،
ما نیز چنان خواهیم که او میخواهد...
#تذكره_الاولياء
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
از نظر روانشناسی فقط کسانی که دوسشون دارید،میتونن قلب شمارو بشکنن..
بقیه فقط شمارو عصبانی میکنن....
@lightworkers
اکثر مردم هنگامی که به پایانِ کار میرسند
و نظری بر گذشته میافکنند،
درمییابند که سرتاسرِ زندگی را چون چیزی گذرا زیستهاند و با حیرت مشاهده میکنند که آنچه بیاعتنا از کنارش گذشتهاند
و لذّتی از آن نبردهاند،
همان زندگیشان بوده است.
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
دار این جهان را خدا بر پا کرد
و خدا بود که فرمود:
"ببافید"
و آدم نخستین گره را بر پود قالی زندگی زد
و هر که آمد،
گرهای تازه زد
و رنگی ریخت
و طرحی بافت
و چنین شد که قالی آدمی رنگارنگ شد
آمیزهای از زیبایی و نازیبایی
سایه روشنی از خوبیها و بدیها ...
اما تو ای دوست من
گره تو هم تا ابد بر این قالی خواهد ماند،
طرح و نقشت نیز،
و هزاران سال بعد،
آدمیان بر فرشی خواهند زیست که گوشهای از آن را تو بافتهای.
تو با دستانی هنرمند
و اندیشههایی بس شگرف
کاش گوشهای را که سهم توست
زیباتر از آنچه باید ببافی....
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
دوست ندارم درمانگر عشاق باشم،
شاید دلیلش حسادت است.
اخر من هم تشنهی افسون عشقم...
شاید هم دلیلش این است که عشق و روان درمانی از اساس با یکدیگر نمیخوانند.
درمانگر با تاریکی میجنگد و در جستجوی روشنایی است.
در حالی که عشق به رمز و راز زنده است و به محض تفتیش فرو میریزد؛و من از جلاد عشق بودن بیزارم.
#اروین_د_یالوم
@lightworkers
خداوند به موسی گفت:
از ابلیس سبب رانده شدنش را
از درگاه ما بپرس؛
موسی در شهود خویش این
سبب را پرسید،
ابلیس گفت: "من" مگو تا تو نگردی همچو من...
#منطق_الطیر
@lightworkers
من ای گل دوست میدارم
تو را کز بوی مشکینت
چنان مستم که گویی بوی یار مهربان آید
#سعدی
@lightworkers
#بریده_کتاب
هر هفته با مردمی روبرو میشویم
که دوست دارند هنرمند یا نویسنده شوند،
اما مطمئن هستند که
نمیتوانند آرزوی خود را برآورده کنند.
هنگامی که از آنها علت را میپرسیم،
میگویند از استعداد یا معلومات کافی
برخوردار نیستند.
آنها به دلایلی که
برای شکست ارائه میدهند ایمان دارند،
اما به رؤیاهایشان نه...!
نیمهِ تاریک وجود
#دبی_فورد
@lightworkers
نشان دوست نیکو
آن است که خطای تو را بپوشاند،
تو را پند دهد،
و رازت را آشکار نسازد.
#ابن_سینا
@lightworkers
#بریده_کتاب
مقابل هر چیز طاقت خواهم آورد، زیرا که در نهاد من یک نوع شادی است که آن را هرگز هیچ چیز نخواهد کشت و این شادی نیروی من است.
میدانم زمانی فراخواهد رسید که مردم با تمجید به یکدیگر بنگرند و هرکدام از آنها در چشم دیگران همچون ستارهای بدرخشد و هر فردی به گفتار هم نوعش چنان گوش دهد، گویی صدای موسیقی است و بر روی زمین مردمانی آزاد خواهند زیست.
مادر
#ماکسیم_گورکی
@lightworkers
وقتی خودمان را نمیشناسیم
چطور میتوانیم دیگران را بشناسیم؟!
#ویرجینیا_وولف
@lightworkers
مارشال: تو چه میخواهی كه به دست نياوردی
مراجع: من نمیدانم چه میخواهم.
مارشال: من حدس میزدم كه اين را بگويی.
مراجع: چرا؟
مارشال: ما افسرده میشويم چون چيزی را كه میخواهيم به دست نمیآوريم و ما چيزی را كه میخواهيم به دست نمیآوريم، چون هرگز به ما ياد ندادهاند چگونه چيزی را كه میخواهيم بهدست آوريم. اما در عوض ياد گرفتهايم دختر و پسرِ خوب و پدر و مادرِ خوبی باشيم. اگر بخواهيم يكی از اين خوبها باشيم عادت میكنيم افسرده باشيم. افسردگی جايزهایست كه ما برای «خوب بودن» دريافت میكنيم. اما اگر میخواهی احساس بهتری داشته باشی، لااقل برای خودت، مشخص كن دوست داری مردم چه كنند تا زندگی برای تو زيباتر شود.
مراجع: من فقط میخواهم يكی مرا دوست بدارد. اين غير منطقی نيست، هست؟
مارشال: اين شروع خوبیست. حالا میخواهم دقيقا بگويی دوستداری مردم چه بكنند تا نياز مورد محبت قرار گرفتن تو برآورده شود. برای مثال همين الان من چه میتوانم بكنم؟
مراجع: اما شما میدانی...
مارشال: مطمئن نيستم كه بدانم. من میخواهم تو خودت بگويی كه من يا ديگران چهكار كنيم تا عشقی را كه به دنبالاش هستی به تو بدهيم.
مراجع: اين سخت است.
مارشال: بله! طرح تقاضای واضح سخت است. اما فكر كن چه قدر سختتر خواهد بود اگر بخواهيم به تقاضايی پاسخ دهيم كه واضح نيست.
مراجع: كمكم میتوانم بفهم برای تحقق نيازم به مورد محبت قرار گرفتن از ديگران چه میخواهم، اما خجالت میكشم بگويم.
مارشال: بله ! غالبا اين طور است. خوب از من يا ديگران چه میخواهی كه انجام دهيم؟
مراجع: وقتی خوب فكر میكنم به اين نتيجه میرسم كه میخواهم شما حدس بزنيد من چه میخواهم قبل از اينكه حتی خودم به آن آگاه باشم. میخواهم كه شما هميشه اين كار را بكنيد.
مارشال: از اينكه نيازت را به وضوح بيان كردی سپاسگزارم. اگر نياز تو واقعا چنين چيزیست اميدوارم متوجه شوی چرا نمیتوانی کسی را بیابی كه نياز به محبت تو را برآورده سازد....
#مارشال_روزنبرگ،
برگرفته از کتاب
ارتباط بدون خشونت
حرکت بهسوی شخصیت یکپارچه و برخورداری از سلامت روانی مستلزم پذیرش تام و تمام مسئولیت خویش است. این فرض مشترک تمام مکاتب روانشناختیست، چه آشکارا بیان شده باشد و چه بهصورت ضمنی در راهبردهای پیشنهادیشان پنهان باشد.
مسئولیت خویش را پذیرفتن یعنی آگاه شدن روز افزون از تمنیات قلبی خویش و متعهد شدن در عمل برای پاسخگویی به آنها. دیگران مسئول نیستند تا مطابق با ارزشهای ما زندگی کنند، بلکه ارزشها چراغ راهنمای ما هستند، وقتی در راستای ارزشهای خود-برگزیدهمان حرکت میکنیم احساس رضایت باطنی و غنی شدن زندگی حاصل میشود.
با شناخت احساسها و نیازهایمان درک میکنیم که از زندگی چه میخواهیم و میتوانیم گفتگویی صادقانه و قاطعانه با دیگران برقرار کنیم. این خاصیت نوزادان است که انتظار میکشند دیگران احساس و نیازشان را گمان برند و برای برآوردناش دست به کار شوند. فرد بالغ تلاش میکند تا آنچه در دروناش میگذرد را به دیگری منتقل کند؛ پیشفرض او این نیست که دیگران باید درک کنند، باید بفهمند! او میداند که نیاز به درک شدن دارد، و مسئولیت برآوردناش را متقبل میشود، درنتیجه با توجه و علاقه به دیگری گوش میسپارد! زیرا در عمل این تنها راهیست که میتواند اطمینان حاصل کند که به خوبی درک شده است.
یک فرد مسئول نمیتواند نسبت به احساس و نیاز دیگران بیتفاوت باشد، چراکه وابستگی متقابل نیازها به یکدیگر را درک میکند؛ و از آنرو که در مسیر سعادت خویش گام برمیدارد با دیگران مذاکره میکند. کسی که حقیقتا خود را دوست دارد، دوست دیگران نیز هست...
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
#بریده_کتاب
کسی که آواز بخواند هنوز زنده است؛
و کسی که گرسنه شود و از خوردن غذا لذت ببرد، هنوز از دست نرفته است.
عقاید یک دلقک
#هاینریش_بل
@lightworkers
اِی شاهدِ هر مجلسی
وآرامِ جانِ هر کسی
گر دوستانْ داری بَسی
ما نیز هم بد نیستیم
#سعدی
@lightworkers
تا وقتی به این فکر چسبیدهاید که
دلیل خوب زندگی نکردنتان بیرون از وجودتان
است
هیچ تغییر مثبتی رخ نمیدهد!
#اروین_یالوم
@lightworkers
#بریده_کتاب
من فکر میکنم آن چه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود، این است که:
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند!
طبل حلبی
#گونتر_گراس
@lightworkers
نقل است که ابراهیم ادهم رضی الله عنه چهار ده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه شد.
از آنکه در هر مصلا جایی دو رکعت میگزارد تا آخر بدانجا رسید، خانه ندید. گفت: آه! چه حادثه است، مگر چشم مرا خللی رسیده است؟
هاتفی آواز داد: چشم تو را هیچ خلل نیست، اما کعبه به استقبال ضعیفهای شده است که روی بدین جا دارد.
ابراهیم را غیرت بشورید.
گفت: آیا این کیست؟
بدوید. رابعه را دید که میآمد و کعبه با جای خویش شد.
چون ابراهیم آن بدید گفت: ای رابعه! این چه شور و کار و بار است که در جهان افگندهای؟
گفت: شور من در جهان نیفگندهام.
تو شور در جهان افکندهای که چهار ده سال درنگ کردهای تا به خانه رسیدهای.
گفت: آری! چهارده سال در نماز بادیه قطع کردهام.
گفت:تو در نماز قطع کردهای و من در نیاز....
به نقل از عطار
@lightworkers
