ch
Feedback
دکتر نعمت الله فاضلی

دکتر نعمت الله فاضلی

前往频道在 Telegram

کانال اینستاگرام دکتر نعمت الله فاضلی www.instagram.com/DrNematallahFazeli ارتباط با ادمین: @mziyachi

显示更多
8 141
订阅者
-124 小时
-17
-8130
帖子存档
📝گزارش مکتوب سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی در نشست 🔻جنگ و رسالت دانشگاه 🔹4 خرداد‌ماه 1405، دانشگاه رازی ✅ دکتر فاضلی، با تأیید دیدگاه دکتر فراستخواه، کار بزرگ و اصلی دانشگاه را صلح دانست. او با اشاره به مقاله مصطفی ملکیان در کتاب «صلح ایرانی» گفت «صلح از مدرسه می‌آید؛ جامعه اگر خواهان صلح باشد، باید صلح را در نهادهای آموزشی دنبال کند؛ مسیر صلح از پیش‌دبستانی آغاز و تا پایان آموزش عالی ادامه می‌یابد». ✅ استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد که در گفتمان دانشگاهی، صلح باید به عنوان دال مرکزی و هدف غایی دیده و تعبیه شده باشد، امّا تصویری که اکنون ترسیم کرده‌ایم، انسان در جستجوی صلح، انسانی که تبعیض و نابرابری را نمی‌پذیرد، قدرت زبان و گفتگو را می‌داند و می‌شناسد نیست، به همین دلیل، درگیر شکل‌های پنهان خشونت و جنگ‌های داخلی است. ✅ او تأکید کرد «به هیچ عنوان منصفانه نمی‌دانم که جنگ‌های اخیر را صرفاً بر اساس مسائل داخلی تحلیل کنیم؛ سهم عوامل خارجی و بین‌المللی بسیار پررنگ بوده و واضع است که تجاوز صورت گرفته است. آمریکا در قرن بیستم ۷۰ جنگ را رهبری کرده و اسرائیل هم از ابتدا پادگانی بوده که جنگ را به جهان تحمیل کرده است؛ اینها را نمی‌توان نادیده گرفت امّا در عین حال، ما از زاویه‌ داخلی خودمان به مسئله می‌پردازیم». ✅ نویسنده کتاب «صلح ایرانی» ادای وظیفه دانشگاه را در قبال صلح مستلزم بازاندیشی در نقش و جایگاه استادان، مدیران دانشگاه‌ها، مسئولان وزارت علوم و … از منظر صلح دانست. 🔻دکتر فاضلی اولین گام بزرگی را که باید برداریم، ترسیم وضع خودمان در جامعه از منظر صلح معرفی کرد و افزود «در این رابطه کارهای جسته و گریخته‌ای انجام شده امّا اوّلاً، کافی نیست و ثانیاً، شنیده نشده و متقاضی هم نداشته است». ✅ او عنوان کرد که از سال ۱۹۸۰ به بعد، بسیاری دانشگاه‌های جهان به سوی گسترش مطالعات صلح و گنجاندن آموزش‌های آن در برنامه درسی حرکت کردند، امّا ما که در تمام قرن بیستم به نوعی درگیر جنگ بوده‌ایم و خسارت‌های غیرقابل محاسبه‌ای بر ما تحمیل شده است، هنوز احساس نیاز نکرده‌ایم که به این سمت حرکت کنیم. 🔻دکتر فاضلی خاورمیانه را آتشفشان جنگ توصیف کرد و گفت «در چنین سرزمینی نهاد دانشگاه باید جنگ را به رسمیت بشناسد، کاری که هنوز نکرده‌ایم». 🔻 این سخنران به عنوان نمونه‌ای از اقدامات علمی برای صلح به تلاش‌های جان مینارد کینز اشاره کرد که بعد از جنگ جهانی اوّل بزرگترین وظیفه خود و دانشگاهش کمبریج را جلوگیری از جنگ دوباره تعریف کرد؛ در نتیجه این گونه تلاش‌های علمی بود که کشورهای اروپایی دیگر با یکدیگر نجنگیدند و از جنگ با سایر مناطق هم فاصله گرفتند. ✅ دکتر فاضلی معتقد بود ما هم در ایران باید دانشگاه صلح بسازیم تا فرهنگ، مبانی، زبان و سوژه صلح را در بستر تاریخ و فرهنگ ایران زمین تعریف کنند؛ تمام رشته‌ها باید از زاویه تخصصی خود به این مقوله بپردازند؛ در حالی‌که بیشترین خسارت‌هایی که دیده‌ایم و بزرگترین موانع توسعه‌مان ناشی از جنگ و خشونت بوده است امّا هنوز اینها را در گفتمان علمی خود جا نداده‌ایم. 🔻این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت «رؤیای ایرانی بر خلاف رؤیای آمریکایی که پول در آوردن است، فرهیختگی و فرزانگی است که می‌توان آنها را نام‌های دیگری برای صلح محسوب کرد». او بیان کرد که «آلکسی توکویل»[۳] در کتاب «دموکراسی در آمریکا»[۴] به صراحت بیان می‌کند که وقتی در خصلت آمریکایی‌ها دقیق‌تر می‌شوید متوجه می‌شوید که ارزش هر چیزی را در این می‌دانند که چقدر برایشان پول و ثروت مادّی به دنبال دارد و این ویژگی باعث می‌شود هر چه این تمدن گسترش پیدا کند جنگ و خشونت‌ورزی بیشتر شود. 🔻دکتر فاضلی توضیح داد که در مقابل، در نهاد علم در ایران از ابتدا که جندی‌شاپور بوده و بعد در نظامیه‌ها و حتّی تا دارالفنون، آرمان هیچ‌گاه پول در آوردن نبوده بلکه فرزانگی، فرهیختگی، مساوات و صلح بوده است؛ شاهنامه که در ظاهر داستان جنگ‌هاست، بر اساس اجماع تمام محققان «نامه صلح» است، به همین ترتیب در خصوص آثار مولوی، خیام، نظامی، سعدی و …

📝 گزارش مکتوب سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی با عنوان 🔻صلح در آینه فرهنگ‌ها 🔹نشست تحول مفاهیم صلح در نظم بین الملل معاصر 🔻7 خرداد 1405، انجمن مطالعات صلح ایران ✅ انسان‌شناسی در سنت کلاسیک خود، تنها دانشی برای توصیف فرهنگ‌ها نبود، بلکه در بسیاری موارد به نقد خشونت، استعمار و برتری‌جویی تمدنی نیز پرداخت. 🔻از این منظر، صلح در انسان‌شناسی به معنای بهرسمیت‌شناختن دیگری و دفاع از شأن انسانی گروه‌هایی است که در ساختارهای قدرت، به حاشیه رانده شده‌اند. ✅ انسان‌شناسی فقط آینه‌ای برای دیدن «دیگران» نیست، بلکه ابزاری برای بازاندیشی در خویشتن، نقد نژادپرستی، ملی‌گرایی افراطی، خشونت ساختاری و صورت‌های پنهان سلطه نیز هست. 🔻در همین چارچوب، تفاوت فرهنگی نه تهدید، بلکه امری ارزشمند و شرطی برای شکل‌گیری صلح پایدار تلقی شد. 🔷 متن کامل گزارش

📝 گزارش مکتوب گفتگو با دکتر نعمت الله فاضلی با موضوع 🔻ضرورت گذار از سوژه مؤمن به سوژه شهروند 🔸سلسله نشست های پایش ایران — پایش اجتماعی 🔹28 خرداد 1405 ✅ ایران ذخیره دانایی کافی برای صورت بندی مسائلش دارد، اما این ذخیره معرفتی در نظام حکمرانی متقاضی ندارد؛ تا این دانش به دانش مؤثر در حکمرانی بدل نشود، بحران ها انباشته می شوند. ✅ جامعه آشفته است، اما شور و شوق براندازی در آن به شکل محسوسی کاهش یافته است. ✅ پیشنهاد محوری، قرارداد اجتماعی نوین بر پایه سوژه شهروند است، نه سوژه مومن.

📝 هیچ امیدی در جنگ نیست 🔻نعمت الله فاضلی، 1 تیر 1405 ✅ این روزها که آتش جنگ فروکش کرده و حداقل تا اطلاع ثانوی درگیر زد و خورد نظامی نیستیم، دعوت می کنم چند ساعتی گوشی تان را گوشه ای بگذارید و بجای شبکه های اجتماعی کتاب دست تان بگیرید و حرف هایی از جنس دیگر بشنوید و بخوانید. 🔻لابد می پرسید چه بخوانیم؟ پرسش ساده ای هم نیست. در میان هزاران هزار کتاب کدام ها خواندنی ترند؟ پاسخ همیشگی این پرسش این است: هر کتابی که برای تان دلنشین است. ✅ اما این روزها و در این حال و هوا خواندن درباره جنگ می چسبد. در جستارک جداگانه ای پیوندهای جنگ و خواندن را گفتم. یکی هم خواندن متون جنگی است. 🔻خوشبختانه کتاب های ارزشمندی درباب جنگ و جنگ ها در بازار و کتابخانه ها هست و لابلای جستارک هایم به برخی شان اشاره کرده ام. کتابخوان ها هم می دانند چطور رد و نشان کتاب های خوب و خواندنی درباب جنگ را از نوشته هایم پیدا کنند. حالا می خواهم شما را دعوت به خواندن سه کتاب خوب کنم. مقدمه کافی است و برویم سر اصل مطلب. ✅ کاش نویسنده ای بزرگ و خلاق یا شاعر بودم. کاش می توانستم تاثیرات نامه های سربازان و افسران جنگ های جهانی را که این روزها می خوانم و تازگی ها ترجمه و چاپ شده اند، برای تان توصیف کنم. از کجا شروع کنم؟ آهان! از یک نامه، نامه ی سربازی جوان به معشوقش. 🔻"عجب بازی عجیبی است این جنگ! همه از شوق رفتن فریاد سر می دهیم و دیری نمی گذرد که همین روز را لعنت کنیم و باز اگر بازگردیم، خواهیم گفت که زیباترین لحظات عمرمان همان روزها بود. خدا نگهدار عزیز دلم. خدا پشت و پناهت. خدا نگهدار دخترک. میکی" 🔻این قطعه ای از نامه ای است که آلفرد سرباز بریتانیایی در اوت ۱۹۱۴ شب قبل از اعزام به جبهه های جنگ برای معشوقه اش نوشت و در کتاب "با عشق از میدان جنگ" (کرکبی ۱۴۰۴: ۲۱) چاپ شده است. ✅ جنگ مرا خواناتر کرد. گمان نمی کردم این همه کتاب و نوشته درباب جنگ بخوانم. تقلایم برای فهمیدن و فهم پذیر کردن تجربه ی جنگ مرا به خواندن و خواندن و خواندن بیشتر کشاند. امیدوارم شما هم خواناتر شده باشید. 🔻از میان کتاب های گوناگون تاریخ جنگ ها، انسان شناسی جنگ ها، فلسفه ی جنگ ها و تحلیل جنگ ها، سه جلد کتاب نامه های جنگ ها بیش از همه متاثرم ساخت. شما هم آنها را بخوانید. تعهد می کنم لذت ببرید، گریه ی کنید، بیاموزید و تجربه، شناخت و احساس تان از جنگ تغییر کند و دنیای جنگ را جوری دیگر ببینید. ✅ این سه جلد عبارتند از "با عشق از میدان جنگ" (۱۴۰۴)؛ "هیچ امیدی در جنگ نیست"(۱۴۰۵)؛ و "سراغم را از جنگ بگیر"(۱۴۰۴). هر سه را انتشارات خوب چاپ و احسان طریقت ترجمه کرده است. 🔻نامه هایی هستند که سربازان، افسران، خلبانان، دریادارها و فرماندهان نظامی به خانواده ها، دوستان، همکاران، معشوقه ها و عزیزانشان از سنگرهای جنگ نوشته اند. قصه ی انسان است، انسانی در موقعیت مرگ و کشتن، دوری و دلتنگی، غم و غصه ی بی انتها، شهامت و شور، فلاکت و هزار رنج که کلمات ناتوان از نقل و انتقال شان هستند. ب ✅ گذارید قطعه ای از نامه سرگرد بریگام از فرماندهان آمریکا در جنگ جهانی دوم به خانواده اش را برای تان نقل کنم. او از فیلیپین و هنگامه جنگ و درگیری با ژاپنی ها می نویسد. 🔻افسردگی معمولا بعد از یک درگیری اتفاق می افتد. وقتی افسران و نیروهای مان را از دست می دهیم. ما همچنان به عنوان نیروی پیاده نظام عمل می کنیم، چون هواپیما نداریم. ستوان آمرون را با گشتی نه نفره فرستادم تا گزارشی را بررسی کنند که می گفت یک تیربار دشمن در مناره ی کلیسایی در فاصله ای از خطوط مقدم ما قرار دارد. او و افرادش به کلیسا نزدیک شدند و در پناه مخفیگاه نشستند، اما تا چند دقیقه هیچ فعالیتی مشاهده نکردند. بعد ستوان آمرون دستور داد شلیکی به سوی  کلیسا و مناره انجام شود. هیچ واکنشی از سوی دشمن دیده نشد. پس از چند دقیقه او با یکی از افرادش حرکت کرد، از میدان عبور کردند و درست زمانی که به در ورودی کلیسا رسید، ناگهان تیرباری از داخل کلیسا شلیک کرد و او را نقش زمین کرد. سرباز وظیفه آن تیرانداز را گرفت و از پله ها پایین کشید. اما از خانه های اطراف هم شلیک صورت گرفت و او مجبور شد برای نجات جانش آمرون را در دستان ژاپ ها (ژاپنی ها) جا بگذارد و فرار کند، بی آنکه حتی بداند او زنده است یا مرده. ....(سراغم را از جنگ بگیر ۵۱). ✅ دلم می خواهد از نامه های "هیچ امیدی در جنگ نیست" هم برای تان قطعاتی می نوشتم، به ویژه نامه کاپیتان جان آرمز که در شب کریسمس ۱۹۱۴ برای همسرش می نویسد و داستانی محیرالعقول را روایت می کند؛ داستان کنار گذاشتن اسلحه ها در شب کریسمس که صد هزار سرباز بریتانیایی و آلمانی تصمیم گرفتند بجای شلیک کردن به روی هم، کنار هم بایستند و آواز بخوانند و جشن بگیرند. 🔻واقعا در جنگ هیچ امیدی نیست.

✅ مالرو با این کارنامه نبوغ آمیز و درخشان و تجربه های همه جانبه اش که هم مستقیم جنگ را تجربه کرد، هم سیاستمداری و هم نویسندگی و روشنفکری، در نهایت درمی یابد که "جنگ ساده تر از سیاست است"، و ما البته باید آن گزینه سخت تر را برگزینیم. منتظر آینده می مانیم و پیروزی سیاست بر جنگ. این به سعادت و صلح نزدیک تر است. نقطه مقابل جنگ، صلح نیست، سیاست است. من هم هانا آرنت وار سیاست را می ستایم و با همان بی تکلفی که رهبر انقلابی چین گفت گور پدر سیاست، می گویم گور پدر جنگ.

📝 گور پدر سیاست یا گور پدر جنگ؟ 🔻نعمت الله فاضلی، 27 خرداد 1405 ✅ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد است و فضای سیاسی ایران انباشته از مناقشات بر سر تفاهم نامه ایران و آمریکاست. تندروهای داخلی و رسانه های براندازان (مثل تلویزیون اینترنشنال) القا می کنند که این تفاهم نامه ارزش ندارد و جنگ امریکا علیه ایران ادامه خواهد داشت و نگران نباشید! 🔻چند و چون تفاهم نامه و آینده ش را نمی دانم؛ اما مناقشه ای بر سر این تفاهم نامه هست و تندورهای داخلی از آن حمایت نمی کنند و جنگیدن را تنها راه حل موجود برای پیروزی و نجات از سیطره ی آمریکا می دانند؛ در مقابل شان سیاستمداران حاکم (روسای قوای رسمی) هستند که سیاست و سیاست ورزی را بر جنگیدن ترجیح می دهند و می کوشند بجای جنگیدن، سیاست ورزی کنند. 🔻صحنه ی کنونی داخلی ایران پر شور و سرنوشت ساز است. پیروزی هر کدام، به معنای پیروزی شیوه ای از تفکر است. یکی جنگیدن را جلوی پای آینده ی ایران می گذارد؛ و دیگری سیاست ورزی و گفتگوگرایی را. این است که مناقشه محدود به رخدادی مقطعی و گذرا در تاریخ اکنون ما نیست و نمی شود. اگر گفتگوگرایان و سیاست ورزان پیروز شوند؛ راه آینده ی ایران دیگر جنگیدن نخواهد بود؛ و این حتی شامل سیاست داخلی و شیوه تعامل حاکمان و حکومت ما با مردم هم می شود. اما اگر رقیب تندرو غلبه کند، ما مسیر خشونت بار جنگیدن و تفکر نظامی گری را ادامه خواهیم داد. ✅ این صحنه مرا یاد آندره مالرو انداخت. مالرو در کتاب "ضدخاطرات" خود، که زندگینامه اش هست و در سال ۱۹۶۷ و اواخر عمرش نوشت، مهم ترین تجارب و تاملاتش را برای بشریت بجای گذاشت. 🔻گاینان پیکون در کتاب "آندره مالرو (حماسه سرای تمدن ها)" (پیکون ۱۳۷۳) توصیف و تحلیلی از زندگی و آثار مالرو ارایه می کند و انتهای کتابش هم قطعاتی از نوشته های مالرو می آورد. یکی از این قطعات هم از کتاب "ضدخاطرات" مالرو است. آنجا که مالرو در مقام نماینده ژنرال دو گل رییس جمهور وقت فرانسه در ۱۹۶۵ به چین سفر می کند تا پیام ویژه ی دوگل را تقدیم به لیو شایوچی رییس جمهور چین کند. پیام را در حضور شایوچی و مایو تسه تونگ (رهبر انقلاب چین) می خواند. 🔻 مالرو می نویسد رهبر انقلابی چین چنان رفتار می کرد که "گویی می خواهد بگوید گور پدر سیاست" (پیکون ۲۰۱). اشاره اش به بی تکلف بودگی مایو تسه تونگ است.  مالرو گفت و گویی طولانی با مایو رهبر چین می کند و گزیده هایی از صحبت های مایو را می آورد. مایو با شور و شوق و به تفصیل داستان انقلاب چین در ۱۹۴۹ و جنگ های طولانی اش را می گوید و داستان راه پیمایی ده هزار کیلومتری مشهور و نکات دیگر. مایو جمله ای هم می گوید که بخاطر آن این جستار را نوشتم تا درسی باشد برای همه. می گوید: 🔻"فن جنگ کردن را باید یاد گرفت، اما جنگ ساده تر از سیاست است: در محل جنگ باید افراد بیشتر یا شجاعت بیشتر داشت. گاه چاره ای جز شکست خوردن نیست. فقط میزان پیروزی ها باید بیشتر باشد ...." (همان ۲۰۸). 🔻و مالرو بعد از شعارهای جنگی مایو می نویسد، شعارهایی که "به صورت تصنیف عامیانه ای درآمده است: دشمن پیشروی می کند، ما عقب می نشینیم. عقب می نشیند، تعقیبش می کنیم" (همان ۲۰۸). مالرو می نویسد مایو کاری کرده بود که برای "هر روستایی، زندگی در ارتش خلق، شرافتمندانه تر و کم زحمت تر از زندگی در ده بود" (همان ۲۰۹). ✅ بله، "جنگ ساده تر از سیاست است" و همین سیاستمداران ساده اندیش را می فریبد و آنها را به گسترش جنگ ها بجای اتخاذ سیاست های شجاعانه و خلاقانه و مسئولانه سوق می دهد. هر چند گاه جنگ پیش می آید و اجتناب ناپذیر می شود، اما وظیفه ی اصلی سیاستمدار سیاست ورزی و پرهیز و پیشگیری از جنگ است، نه جنگیدن. سیاست هم به این دلیل سخت تر از جنگ است که کارش همین پیشگیری باشد. 🔻برای آندره مالرو هم سیاست مهم تر از جنگ بود.  مالرو را همگان می شناسیم: رمان نویس، فیلسوف، سیاستمدار و جنگجوی بزرگ فرانسه در قرن بیستم بود. هم در جنگ های داخلی اسپانیا هم در جنگ جهانی دوم در کنار ژنرال دو گل جنگید. بعد هم اولین وزیر فرهنگ فرانسه در دولت دو گل شد. در رمان نویسی هم با رمان های "سرنوشت بشر"، "امید"، "دوران تحقیر"، "آوای خاموشی" و "مسخ خدایان" و "فاتحان"، جایگاهی جهانی هم طراز آلبر کامو و ژان پل سارتر دارد. در ۱۹۴۹ و  ۱۹۴۴ دو بار در جنگ با آلمان زخمی و اسیر شد.

❌ این نشست کنسل شده است.

👥سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی در نشست 🔻اكنون دانشكاه وجامعه؛ مساله تاب آوری ✅ زمان: سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳ ✅ لینک
👥سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی در نشست 🔻اكنون دانشكاه وجامعه؛ مساله تاب آوری ✅ زمان: سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳ ✅ لینک حضور در نشست: https://irphe.fararoom.com/ch

✅ برای آنان که در دفاع از سرزمین شان هنگام تجاوز جان فشانی می کنند، با هر متر و معیاری نمی توان جز ستایش سخنی گفت، چه، آنها خود را فدا می کنند تا دیگران در امن و امنیت بمانند و بزیند؛ اما در چشم انداز و تصویر بزرگ تر، ما چرا راه جنگ را مسدود نکنیم تا امکان تجاوز را محو و محدود نکنیم؟ 🔻زندگی بشریت در گرو صلح و گفتگو و همزیستی و مدارا و پرهیز از ستیز و غیریت سازی است. هر چند بیش از حد آرمان خواهانه است، اما زیباسازی جنگ، جنگ را دوست داشتنی و جذاب می کند. روزی و از جایی بایسته است که شعرها، نقاشی ها، فیلم ها، پاداش ها و ستایش های مان را نثار قهرمانان صلح، دوستی، مهربانی، مداراگری، همزیستی و همدلی کنیم. روزی که مجسمه هایی از قهرمانان صلح در شهرها و یادگارها و نشانه هایی از زنان و مردان مهربان و مداراجو و گفتگوگر در موزه ها و کتاب های درسی و رسانه ها ارایه کنند، آن روز جنگ دیگر نازیباست و مردمان افتخارشان و لذت های شان نه کشتن و کشته شدن بلکه زیستن و کمک به دیگران است.

✅ پرویز اجلالی در رساله ی کوچکی با همین عنوان این نظریه را شرح می دهد (اجلالی ۱۳۸۱). این رساله ی کوچک را بخوانید. پاره تو "کنش های منطقی" را از غیرمنطقی جدا می کند و معتقد است غالب کنش های ما آدمیان غیرمنطقی است. 🔻پاره تو در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می زیست و متاثر از جنگ جهانی اول هم بود و این جنگ را زیست. او زیاده به انسان بدبین بود و آدم را حیوان "نابخرد استدلال گر" می دانست. می گفت ما ابتدا براساس سلیقه و علاقه و احساسات مان کاری را انجام می دهیم؛ سپس برای آن کار دلیل می تراشیم، موجه اش می کنیم و آسمان و ریسمان را به هم می بافیم. بله، سلایق و علایق ما بر عقل ما غلبه دارند. 🔻هر چند همیشه چنین نیست، اما هیجانات پاره ی جدایی ناپذیر از دستگاه شناختی ما هستند. این واقعیتی است که علوم شناختی آن را اثبات کرده اند. 🔻صد سال بعد در ۱۹۹۴ آنتونیو داماسیو، دانشمند علوم اعصاب در "خطای دکارتی؛ هیجان، استدلال و مغز انسان" (داماسیو ۱۳۹۳) درستی نظریه ی پاره تو را با انجام آزمایش های تجربی و اسکن مغز آدمی نشان داد و گفت هیجانات و احساسات جایگزین استدلال نمی شوند اما هیجان ها تعیین کننده اولویت ها و دستورکارهای مغز ما هستند؛ و تعیین می کنند مغز ما چه چیزهای را در حافظه اش ذخیره کند یا دور بریزد. هیجانات سوخت ماشین مغز ما هستند. در عین حال داماسیو نشان داد: "هیجانات نمی توانند مسایلی را که محیط پیچیده زندگی انسان ها ایجاد می کنند حل و فصل کنند؛ و در واقع در بعضی موارد راه حل هیجانی مساله را غامض تر کرده و مضر واقع می شود" (داماسیو ۱۳۹۳: ۱۶). و جنگ از جمله همین پیچیده هاست که راه حل هیجانی است. 🔻جنگ راه حل هیجانی است، و همین آن را جذاب می کند و عده ای شیفته اش شده و می شوند و عده ای جنگ را به صلح ترجیح داده و می دهند. ✅ جنگیدن و جنگ جاذبه دارند و برای جنگجویان و جنگ سازان جالب و جذاب اند. این واقعیت با تجربه جنگ، کشتن و کشته شدن و ویران کردن ظاهری ناساز دارد. جنگ اگر برای انسان جذاب و جالب نبود، ادامه نمی یافت. گویین دایر، مورخ جنگ، در کتابش "تاریخ فشرده ی جنگ؛ از شکارچی- خوراکجویان تا ابرقدرت های هستی" (دایر ۱۴۰۳) نشان می دهد جنگ یک رسم و سنت و نهادی سیاسی و اجتماعی است که ما انسان ها این رسم را از دورترین نیاکان مان و از گونه ی نخستیان تا به امروز به ارث برده ایم. دایر می نویسد "ما و نیاکان مان میلیون ها سال است که شکارچی بوده ایم و بنابر این می توانیم به سادگی دیگر آدمیان را بکشیم" (همان ۲۸). 🔻دقت کنیم. دایر نمی گوید جنگ امری ذاتی و فطری بشر است؛ می گوید رسم و عادت و سنت است. اما چرا این سنت عجیب و وحشتناک هزاران سال پابرمانده است؟ ✅ الیویه مورن، انسان شناس شناختی فرانسوی، در "سنت ها چگونه متولد می شوند و چگونه می میرند؟" (مورن ۱۴۰۰) این پرسش را می کاود و پاسخ می دهد. حرفش این است که بشر نه بخاطر تقلید از یکدیگر، بلکه به دلیل ۱) دسترس پذیری؛ و ۲) جذابیت درونی برخی سنت ها و آداب و عادات است که آنها را برای قرن ها ادامه داده و زنده نگهداشته است. سنت جنگ را در هر دوره ی تاریخ، بشر ترویج کرده و شکل و شمایل زیبا به آن داده است. در طول تاریخ، ما آدمیان دین ها، هنرها، ادبیات و فلسفه ها را در خدمت زیباسازی و جذاب کردن جنگ قرار داده ایم. 🔻مگر آدمی می تواند جذب چنین تجربه ای دهشتناک و وحشیانه شود؟ بله، می تواند و همیشه تاریخ برایش چنین وحشیگری و کشتاری جذاب بوده است. این واقعیت تاریخ است. جنگ افسون دارد و افسونگر است. تنها توحش جنگ و ضداخلاقی بودنش نیست که پرسش انگیز است و ما را متوجه چرایی جذابیت جنگ می کند؛ بلکه جنگیدن دشوار و زجر آور هم هست. ترسناک تر از جنگیدن نداریم. جنگیدن، تحمل بدبختی ها، گرسنگی ها، تشنگی ها، بیماری ها، شنکجه هاست؛ و تحمل دوری ها، دلتنگی ها، بی تابی ها، ترس ها و درد و بلاهای جسمی و روانی وصف ناپذیر است.با وجود همه ی این فلاکت ها، آدمی جنگ را از ده هزار سال پیش تا امروز گسترش داده است. ✅ جنگ ریشه در منافع، قدرت، ثروت، سیاست و ساختار سازمان یافته جوامع بشری و حتی پیشرفت فناوری ها دارد؛ اما چیز دیگری هم هست که به زبان نمی آوریم، چیزی شرم آور: جنگ جذابیت و لذت هم دارد و اینها را که برشمردیم، یعنی جستجوی منافع، ثروت و منزلت هم احساسات ما هستند. 🔻 داماسیو در "نظم عجیب چیزها؛ زندگی، احساس و شکل گیری فرهنگ ها" می نویسد: "تعقیب سود یا تمایلات گوناگون، تمایل به پیشرفت، وجهه یا اعتبار اجتماعی، حتی حرص و آز که تخمین زده می شود، چیزی جز احساسات نیستند." (داماسیو ۱۴۰۳: ۸). برپایه همین استدلال داماسیو معتقد است "اگر می خواهیم تضادها و تناقض های شرایط انسانی را بفهمیم، باید برهم کنش مناسب و نامناسب احساس و خرد را به خوبی بشناسیم"  ( همان ۹).

📝 جنگ جذاب 🔻نعمت الله فاضلی، 24 خرداد 1405 ✅ "جنگ جذاب" متناقض می نماید؛  مثل شور شیرین، نور تاریک و سیاهی سفید یا زهر زندگی بخش. اما جنگ ها برای آدمیان و جوامع جذاب اند. هر چند به آن اذعان نداریم. کسی خودش را جنگ طلب نمی داند، حتی خلبانی که بمب های اتمی را روی خانه و کاشانه ژاپنی ها ریخت. 🔻"سراغم از جنگ بگیر؛ نامه هایی از جنگ جهانی دوم" (۱۴۰۴) را بخوانید. حیرت می کنید. نامه های خلبانان، سربازان و افسران آمریکایی و اروپایی جنگ جهانی دوم به خانواده های شان است.  دریاسالار ترنر پیشگفتار کتاب را با این جمله آغاز می کند: "آمریکایی ها شیفته ی جنگ جهانی دوم هستند". می گوید به "پرل هاربر" و "نجات سرباز رایان" ، فیلم هایی که اخیرا درباب این جنگ ساخته شده نگاه کنید. ستایش جنگ هستند و محبوب امریکایی ها. دریاسالار می نویسد "این علاقه ی به جنگ صرفا نوستالژی گذشته ای شخصی نیست. پس چه چیزی در پس این علاقه ی پایدار نهفته است؟"(آدلر و مک لین ۱۴۰۰: ۱۵). ✅ پرسش مهمی است. واقعا پشت این علاقه ی به جنگ چه نهفته است؟ شما می دانید؟ کسی آن‌ را می داند؟ کاش حال و حوصله داشتم و نامه ها را مرور می کردم. جنگاوران از صحنه های جنگ و دلاوری های شان در نابود کردن و کشتن و در عین حال سختی کشیدن ها بی نهایت جانفرسا برای خانواده های شان جزییات تکاندهنده ای را می نویسند. بگذارید قطعه ای را با هم بخوانیم. ستوان رابرت لی شانن افسر نیروی دریایی آمریکا در ۸ مارس ۱۹۴۵ در میدان جنگ با ژاپن برای مادرش می نویسد: 🔻برای متوقف کردن نیروی دریایی ایالات متحده، بیش از چند هزار ژاپنی ترسو لازم است. و من می دانم درباره ی چه چیزی حرف می زنم. من نیروی عظیم و قدرتی که بر سرشان فروریخته ام، دیده ام؛ آن چنان که حتی تصورش هم لرزه بر اندامتان می اندازد، چه رسد به این که مثل من آن‌ را دیده باشی. برایم قابل درک نیست که چگونه ممکن است کشوری حتی در خیال خود به جنگ با ما بیاندیشد. حتما پیشاپیش از قدرت، اراده و بالاتر از همه، روحیه ی آمریکایی ما مطلع بوده اند. حالا بالاخره معنی آن را فهمیده اند و همه شان مثل موش های کثیف گرفتار شده اند. حتی انگیزه ای برای جنگیدن ندارند. بنابراین، وظیفه ی ما این شده که فقط روندی برای نابودی شان آغاز کنیم و این کار را همچون درو کردن گندم در مزرعه پیش ببریم"( همان ۷۵). 🔻دقت کنید این عبارت ها رجزخوانی در رادیو و رسانه و برای مردم نیست. فرزندی برای مادرش از حال و روزش در جبهه های جنگ می نویسد. ببینید چقدر سرمست و ملنگ از کشتن است. بسیاری از نامه ها همین حس و حال سرمستی را دارند. تعجب انگیز نیست؟ آدم ها را مثل مور و ملخ بکشی و مثل گندم درو کنی و لذت هم ببری. 🔻حداقل یک چیز در نامه ها مشترک است، آنها از جنگیدن لذت می برند و جنگ برای شان جذاب است. ✅ بشر که خود را ناگزیر از جنگ و جنگیدن دیده، اندیشه ی منع جنگ را رهانیده و به جایش جامه ای زیبا و فریبا به تن خونبار جنگ کرده تا از آن لذت هم ببرد و از تجربه و تماشای این طاووس خوش رنگ و زیبا سیر یا خسته نشود. در "خسوف خرد" گفتیم جنگ خردمندانه نداریم، اما به همان دلیل جنگی را که محکوم به آن هستیم، زیباسازی کرده و می کنیم. 🔻کشتن و کشته شدن در جنگ افتخار و مایه غرور و عزت و احترام و نشانه ی غیرت و همیت ما شده است. قرن ها و هزاره هاست که در کار زیباسازی و جلوه و جلا دادن به جنگ هستیم. بسی اسطوره ها، حماسه ها، هنرها و ادب ها و شاهکارهای بزرگ در نتیجه ی همین زیباسازی جنگ خلق شده اند. کم اند اموری که تا این اندازه با زیبایی آمیخته نشده باشد.  و این زیباسازی خود مانعی در راه توقف جنگ ها هم می شود. به همین تجاوز کنونی به ایران نگاه کنیم. ✅بیست و چهارم خرداد است و این روزها تفاهم نامه ایران و آمریکا در حال شکل گیری و امضا شدن است تا آتش جنگ خاموش شود. اما می بینیم همه هم مشتاقش نیستند. هم اسراییل هم عده ای از جانفدایان حکومت، هر چند کم شمار، در میدان های شهری تهران، قم و مشهد و شهرهای دیگر ساز مخالف کوک کرده اند. براندازان حکومت هم می گویند کاش جنگ تا سقوط جمهوری اسلامی ایران کش پیدا کند. 🔻بله، جنگ مشتاقانی دارد؛ مشتاقانی سینه چاک که از پایان یافتن جنگ حتی عصبانی اند. منطق هر کدام شان متفاوت و متضاد با هم هم هست؛ ولی در چیزی مشترک اند: همه شان جنگ را راه حل می بینند. همه ی شان خون ریزی ها، خشونت ها، خسارت ها و دردهای بی انتهای جنگ را نمی بینند یا جدی نمی گیرند. همه ی شان راه حل جنگ را به راه حل تفاهم ترجیح می دهند و آن را برای تحقق آمال شان مناسب تر می دانند.  هر چند تفاهم کنشی منطقی است و جنگ خونبار و نامنطقی، ولی مخالفان تفاهم چشم شان را به خون ها و خشونت ها و خسارت ها بسته اند. اینها تاییدی است بر همان دیدگاه "خسوف خرد" و تاییدی است بر ویلفردو پاره تو و نظریه ی مشهورش "نابخردی انسان".

📝 گزارش مکتوب گفتگو با دکتر نعمت الله فاضلی با موضوع 🔻مواجهه مردم با جنگ 🔹روزنامه ایران، ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ ✅ جنگ، جامعه‌ها را به تکاپو وا می‌دارد. در این تکاپو، هم افراد، هم گروه‌ها و هم نهادها برای تأمین نیازهای خود یا حتی صرفاً برای بقا، ناگزیرند که به هر شکل ممکن خلاقیت‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌های مادی و معنوی خویش را بسیج کنند تا بتوانند در وضعیت بحرانی‌ای که جنگ به زندگی انسان‌ها تحمیل می‌کند، شانس بیشتری برای ماندن داشته باشند. 🔻از این رو، جنگ - فارغ از اینکه افراد با آن موافق باشند یا مخالف و مستقل از هر نوع جهت‌گیری سیاسی - انسان‌ها را ناگزیر می‌کند که واقعیت آن را تجربه کنند؛ زیرا هیچ چیز به اندازه جنگ و مرگ، واقعی نیست. مرگ چیزی نیست که انسان بتواند آن را انکار کند. شاید بتوان درباره بسیاری از مفاهیم تردید داشت، اما وقتی پای مرگ به میان می‌آید، واقعیت با تمام سنگینی‌اش بر انسان فرود می‌آید. جنگ نیز چنین است؛ وضعیتی که جامعه را ناچار می‌کند با واقعیت‌های عریان زندگی مواجه شود. 🔻از همین رو نباید تصور کنیم که جامعه یا افراد، واقعیت جنگ را نمی‌شناسند یا از پذیرش آن سر باز می‌زنند. با این حال، افراد جامعه به یک اندازه «واقعی بودن» جنگ را تجربه نمی‌کنند و حتی بسیاری در آغاز حاضر نیستند این واقعیت را بپذیرند.  ✅ متن کامل گفتگو: https://irannewspaper.ir/9041/1/155745

✅ کار خرد و خردمندی این است که دانش، خلاقیت و آگاهی را با فضیلت ها و ارزش های جهانشمول بشری شامل آزادی، عدالت، کرامت بشری، سلامت، طبیعت و گفتگوگرایی چنان در هم بیامیزد که برآیند نهایی و عینی آن همزیستی مسالمت آمیز و صلح پایدار باشد. 🔻در این جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران چه پیروز شویم یا نشویم، جامعه ی ما خردمند نمی شود، مگر این که برونداد همه ی تقلاها صلح باشد نه چیزی دیگر. صلح در همان معنا که گفتم؛ صلح مثبت. صلحی که جامعه نه با سرکوب، نه با زور، نه با رانت، نه با حامی پروری، نه با تحقیر، نه با گزینش، نه با تبعیض بلکه با تولید رضایت، رفاه، رونق، رهایی، عدالت، آبادانی و اعتدال و پرهیز از افراط مدیریت شود.  در این صورت، و تنها و تنها در این صورت است که این جنگ برای ما و حتی جهان، رویدادی بزرگ و تاریخی و تاریخ ساز می شود. 🔻اگر با پایان این جنگ، حکمرانان و حاکمان ما به بازاندیشی انتقادی در طرز فکر و طرز حکمرانی شان بپردازند و برقراری صلح مثبت را آرمان حکمرانی کنند، این جنگ با همه هزینه هایش به نتیجه ای خردمندانه ما را رسانده است و آینده ای خردمندانه را برای ما می سازد. و این گونه است که این جنگ برای ایران و حتی جهان، جنگی تاریخی و تاریخ ساز می شود. ✅به جنگ ها نگاه کنیم. کدام شان تاریخی و تاریخ ساز از آب درآمده اند؟ بشر جنگی به گستردگی و ویرانگری جنگ های جهانی اول و دوم نداشته است. این جنگ ها بیش از صد میلیون انسان را کشتند، هزاران شهر را ویرانه و صدها میلیون انسان را آواره کردند و بی نهایت ثروت ملت ها را بر باد دادند. اما این ها نبودند که این جنگ ها را تاریخی و تاریخ ساز کردند. 🔻بارها در جستارک های جنگی ام نوشته و نشان داده ام که جنگ ها تا جایی اهمیت دارند و ماندگارند که ما آدمیان را وادار به درنگ و تامل کرده اند و به "تخریب خلاق" یا "ویرانی مولد"  تبدیل شده اند. و از دل ویرانی جنگ، صلح مثبت ساخته اند. و این برونداد هم نتیجه خرد و خردورزی جمعی و بازاندیشی های انتقادی حکمرانان و در عین حال متفکران بوده است. 🔻جنگ های جهانی مذکور بودند که  "حقوق بشر" و "سازمان ملل" و مجموعه سازمان های بین المللی و اتحادیه های منطقه ای مثل اتحادیه اروپا را شکل دادند و بازاندیشی های انتقادی فکری و فلسفی گسترده ای به وجود آوردند. و شکل های گسترده و پیچیده دیگر بازاندیشی های نهادی و انتقادی که مجال فهرست کردنش در اینجا نیست. 🔻و اکنون یا هر روز که جنگ پایان یابد، اگر حاکمان، نخبگان، جامعه و مردم به این استنباط جمعی برسند که باید راه خرد را پیشه کنیم و راه آزادی را نبندیم و نگذاریم دوباره قتل عام دی ماه تکرار شود و برای قوام و دوام قدرت به زور و کشتار توسل نجوییم و سازوکارهای جمهوریت و دموکراسی را فعال کنیم و به فساد و رانت و گزینش و تحقیر و تبعیض و تنفرسازی پایان دهیم، خردمندی تحقق یافته است. بگذاریم گفتگو در جامعه راهش را باز کند و احزاب متولد شوند و رسانه ها را از قید و زنجیرها رها کنیم. اجازه دهیم فعالان سیاسی بجای زندان در میدان زنده سیاست باشند و هزار نکته ی دیگر. 🔻خرد و خردمندی در حیات جمعی چیزی جز اینها نیست. مکرر در مکرر اینها گفته شده و هزاران هزار بار دیگر هم گفته می شود. این است که می گویم خرد هست اما در خسوف. ✅ اگر آنچه گفتم پیش تر و در دهه های گذشته محقق شده بود، این جنگ هم شروع نمی شد که حال بخواهیم پایانش دهیم. دشمنان ایران وقتی شکاف ملت و حکومت را دیدند، گمان توهم آمیزشان شد که وقت جنگ است و نابودی ایران و حکومتش. محتاج خردمندی در روابط بین الملل و روابط منطقه ای هم هستیم. جهان ایرانی زمانی سربلندی و صلح پایدار را تجربه می کند که خرد ایرانی را در نهادها و سازوکارهایش هم در سیاست داخلی و هم سیاست خارجی مبنای عمل قرار دهد. 🔻خرد ایرانی، تلفیقی است از خرد انسان گرای سعدی، خرد عارفانه و معنویت گرای مولانا، خرد صلح گرا و حکیمانه فردوسی، خرد عاشقانه حافظ و نظامی و خرد واقع گرای خیام است. این خرد و خردگرایی ایرانی در بطن و متن تاریخ، فرهنگ، زبان، هنر، ادبیات و زندگی مردمان ما هست، اما محتاج انتقال آن به حوزه ی عمومی و قلمرو حکمرانی و نهادهای رسمی و غیررسمی مان هستیم. 🔻این جنگ زمان برای ما پیروزمندانه است که ما خردمندتر شویم و جهش فکری ما را به خرد جهانداری سوق دهد. به تعبیر زیبای فرهنگ رجایی خرد ایرانی خرد جهانگیری نیست، خرد جهانداری است. این خرد در خسوف است. خرد ایرانی می گوید با این ریش نمی توان‌ رفت تجریش. بدون خرد ایرانی و بدون پایان خسوفش راهی به آبادانی نخواهیم یافت. 🔻خسوف خرد را هم پایان دهیم تا ریشه ی جنگ هم بخشکد. این تمام پیامی است که صلح ایرانی و کتاب هایش در جستجوی آن بوده و هستند. برای صلح کوشا و جوشا و خوانا و نویسا و پرسا باشیم و بمانیم.

📝 خسوف خرد 🔻نعمت الله فاضلی، 22 خرداد 1405 ✅ کتاب های "صلح ایرانی" و "صلح زیسته ایرانی" و "مکتب ایرانی صلح" فراخوان جمع بزرگی از اندیشمندان امروز ایران برای خرد، خردورزی و خردمندی ایرانی به منظور تحقق صلح ایرانی بود. آنها خوانده شدند، اما همچنان ناشنیده ماندند. 🔻جنگ که شد، آنها را مجدد خواندم و گفتم در پایان جنگ آنها را یاداوری کنم و فراخوانی به خرد ایرانی بدهم. این جستارک را از این دریچه و با تامل بخوانید و آن را دست بدست کنید تا شاید شنیده شود. لطفا. ✅ جمعه بیست و دوم خرداد (۱۴۰۵) است و می گویند ایران و آمریکا توافق کردند. اعتمادی نیست، اما با پایان جنگ، هر زمان که باشد، ناگزیریم بار دیگر بپرسیم جنگ از کجا می آید؟ معمایی که هزاران بار پاسخ داده شده و باز بی پاسخ است. یکی از پاسخ ها، لزوما نه بهترین و نه جامع ترین شان، جنگ را نابالغی بشر در خرد و خردمندی می داند. 🔻جنگ، هر جنگی، حتی پیروزمندانه اش، نابالغی است؛ شکست ماست در کاربست راه و رسم های صلح آمیز و پایان خرد و خردمندی است. ماکس هورکهایمر آن را "خسوف خرد" می نامد. چه استعاره ی ژرف و نیرومندی. مارتین بوبر، شاعر، عارف و فیلسوف هم وطنش از "خسوف خدا"  می گفت. می گفت برخلاف نیچه، خدا نمرده، هست، اما در زندگی ما نیست. خرد هم به اعتقاد هورکهایمر نمرده، هست، اما در زندگی جمعی ما نیست.  ✅ ماکس هورکهایمر فیلسوف شناخته و پدر مکتب فرانکفورت و نظریه پرداز انتقادی و همراه هابرماس، آدرنو، هربرت مارکوزه و والتر بنیامین است. کار ماندگارشان نقد مدرنیته و پیامدهایش به ویژه جنگ های جهانی بود.  اینان سیطره ی عقل ابزاری و دور شدن روشنگری از وعده ی انسان گرایی اش را نقد و فریاد می زدند. 🔻در ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم، هورکهایمر کتاب "خسوف خرد" (هورکهایمر ۱۳۸۸) را منتشر کرد و نگرانی اش از "آینده ی انسان" را گفت. می گفت روشنگری و مدرنیته به نام انسانیت و انسان گرایی تکوین و گسترش یافت، اما "انسانیتی که جنگ به نامش قربانیان بی شمار گرفت" (همان ۲۳). ریشه ی این انحراف را فراموش شدن خرد و "خسوف خرد" می نامد. می نویسد روشنگری از اتوپیایی به راستی انسانی دم می زد، اما "انسان فرسنگ ها از واقعیت دور افتاده و حتی در مصاف با برهه های تاریکی که با نخستین امیدهای انسانی، رنگ روشنی به خود گرفت وامانده تر و عقیم تر شده است" و "برای روشنگری، پیشرفت امکانات فنی به فرایندهای انسان زدایی می رسد" (همان ۲۴). 🔻این تصویر سراسر منفی و سیاه از روشنگری و مدرنیته واقع بینانه نیست. پیشرفت های علم و فناوری مدرن بسیاری دردها را کاسته و درمان کرده و آن گونه که او می گوید انسان "به بازگشت پیروزمندانه ی توحش جدید" مشغول نیست و نباید نیمه ی پر پیشرفت های دموکراتیک و انسانی را نادیده گرفت، اما با او همنوا هستم که جنگ ما را به نقادی و تامل جدی وا می دارد و پرسش خرد و خردمندی انسان مدرن را پیش می کشد. جنگ شعله ور شدن نابخردی های انسان مدرن است. ✅ ویکتور هوگو خالق "بینوایان" جستاری دارد با عنوان "طوفان های انسانی رسواکننده تر از طوفان های دریایی اند". نخوانده امش اما عنوانش تکاندهنده است. "طوفان های انسانی"، چه استعاره قدرتمند و افشاگرانه ای. جنگ، ویرانگرترین طوفان انسانی است. نیست؟ این مهیب ترین طوفان ویرانگر انسانی چه چیز را رسوا می سازد؟ شاید فقط یک چیز: نابخردی انسان. ما آشکار یا پنهان به نابخردانگی جنگ آگاهیم؛ چه، در زبان مان جنگ های گونه گون داریم جز "جنگ خردمندانه". صفات و القاب جنگ ها را نگاه کنید: 🔻جنگ نابرابر، جنگ ستمگرانه، جنگ عاقلانه، جنگ شجاعانه، جنگ تحمیلی، جنگ مردانه، جنگ وطن دوستانه، جنگ مقدس، جنگ جهانی، جنگ دریایی، جنگ زمینی، جنگ هوایی، جنگ برق آسا، جنگ چریکی، جنگ نامتقارن، جنگ داخلی، جنگ بین الملل،  جنگ منطقه ای، جنگ قومی و قبیله ای، جنگ اتمی، جنگ خونین، جنگ اقتصادی، جنگ پیروزمندانه، جنگ ایدیولوژیک، جنگ شیمیایی، جنگ الکترونیک، و صدها تعبیر و توصیف دیگر. اما "جنگ خردمندانه" نداریم. چرا؟ چرا جنگ با هر صفتی و فضیلتی جفت و جور می شود الا خرد و خردمندی؟ چون جنگ جایی است که نابخردی انسان بروز و ظهور می کند. ✅ جنگ ها جنون جمعی جوامع اند و پیروزی یا شکست، نه جوامع را و نه جنگ ها را خردمندانه نمی سازد. جنگ ها و جوامع همواره توجیهات عقلانی دارند و با منطق عقلانی و حساب و کتاب های دم دستی کسب سود و تحقق اهداف، واجد منطق و عقلا موجه می شوند، اما خردمندانه نمی شوند. بحران و ریشه ی بحران هم همین عقلانی بودن و خردمندانه نبودن جنگ ها و جوامع است. 🔻جنگ ها وقتی عاقبت بخیر می شوند که آن جنون جمعی فروکش کند و ما بیاموزیم خردمندانه با خودمان، دیگران، هستی و جهان زیستی صلح آمیز برقرار سازیم. صلح نام دیگر خردمندی است. مهم نیست چه جهان بینی، دینی یا غیردینی، پشت جنگ هاست. هر چه هست، خرد و خردمندی نیست.

👥ديدار با جمعى از مؤلفان ومترجمان فلسفه وعلوم اجتماعى ✅ زمان: ينجشنبه ٢١ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ١٧ تا ۲۰ ✅مکان: نشر ثالث (شعبه كري
👥ديدار با جمعى از مؤلفان ومترجمان فلسفه وعلوم اجتماعى ✅ زمان: ينجشنبه ٢١ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ١٧ تا ۲۰ ✅مکان: نشر ثالث (شعبه كريمخان)

⁉️آیا جستارک ها و سخنرانی های مربوط به جنگ در این کانال برایتان مفید بوده است و تاثیری بر نگرش شما نسبت به جنگ داشته است؟
Anonymous voting

⁉️آیا نوشته ها و سخنرانی های مربوط به جنگ برایتان مفید بوده و تاثیری در نگرش و بینش شما نسبت به جنگ داشته است؟
Anonymous voting

📝 آیا جستارک ها کمک کردند؟ 🔻نعمت الله فاضلی ✅ از آغاز جنگ نوشتم و در شبکه بله و کانال تلگرامی ام منتشر کردم. نود روز بی وقفه تلاش کردم. مخاطبانی که مطالب را خواندند و شنیدند لطف کنند بفرمایند: 🔻آیا مطالب برای شان سودمند بود؟ 🔻آیا تاثیری بر نگرش و بینش شان درباب جنگ گذاشت؟ 🔻تفاوتی با دیگر مطالب دسترس شان داشت؟ 🔻نقدشان به مطالب چیست؟ ✅ امیدوارم در فضایی آرام و متین چند روزی بخش گفتگو باز بماند و از هم بیاموزیم. ارادتمندم

✅ جنگ را به عینیت ها، مادیت ها، کالبدها، تکنولوژی ها و اعداد و ارقام هم تقلیل ندهیم. جنگ معنا هم هست. ما ادمیان جنگ ها را تاویل و تفسیر می کنیم. شاعران، ادیبان، عالمان دینی، نقاشان، کارگردانان، عکاسان و هنرمندان و محققان هم کار و بارشان همین معناکاوی و معنابخشی جنگ است. همین معناست که درهم تنیدگی و پیچیدگی جنگ را دو صد چندان می کند. ✅ من هم در مقام انسان شناس کارم معناکاوی و معناسازی این جنگ است. بگذارید فشرده و گذرا به چند و چون کارم اشاره ای کنم. 🔻در جنگ نگاری هایم "وجوه مساله مند" فکری، فرهنگی و اجتماعی را می بینم، می نویسم و تحلیل می کنم. وجوهی که معطوف به کلیت جنگ از دیدگاه من انسان شناس و نویسنده ی ایرانی اهمیت و معنایی دارد. مساله شناس فرهنگی ام و در "زندگی سراسر فهم مساله است" (۱۳۹۹) این شیوه شناختن را شرح داده ام. حتی بی طرف نبودنم در این جنگ و دفاعم از ایران نیز بر همان مبانی "مساله شناسی فرهنگی" است. جستارک های جنگی ام را که بخوانید این راه و رسم تحلیلی را می بینید. 🔻کار مساله شناس آشنایی زدایی از مساله هاست. جامعه و مردم درگیر جنگ، با سطوح و ساحت های در هم تنیده ای از پرسش های مرگ شان، زندگی شان، امید و فردای شان، جامعه شان، سرزمین شان، کسب و کارشان، فرزندان شان و سرنوشت سیاسی شان روبر می شوند. در موقعیت جنگ همه ی پرسش ها حتی پرسش های همیشگی زندگی روزمره که چه بخورم، چه بپوشم، کجا بروم یا نروم، چه کنم یا نکنم، دوستانم چه کسانی باشند یا نباشند، چه بگویم یا نگویم، همه و همه ماهیتی سیاسی و سرنوشت ساز دارند. این است که جنگ مردم و زندگی روزمره را خواهی نخواهی درگیر خود می کند. حتی آنها ‌که ظاهرا دور از میدان های جنگ اند هم شعله های جنگ را در زندگی روزمره شان تجربه می کنند. آنها هم می جنگ اند حتی اگر بی لباس رزم باشند. 🔻هنرمندان، ادیبان، محققان، مورخان و راویانی که امروز در حین جنگ به کار خواندن، نوشتن، نشان دادن و بازنمایی جنگ اند و همین طور آنها که در ده، بیست، پنجاه، صد یا کم تر و بیشتر سال های آینده این جنگ را روایت می کنند، یادشان باشد که در یادآوری این روزها و ماه های جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران، نقش انسان ها، مردم و عامه در این جنگ را فراموش نکنند، هستی و نیستی شان را کم نشمارند، حاشیه نرانند یا زیست جنگی مردمان را صرفا در قالب های جالب و جذاب و مهیج مخاطب و خواننده پسند "تراژدی"، "حماسه"  قهرمانی و فداکاری یا داستانی هالیوودی نگنجانند. 🔻در روایت این جنگ شبه جهانی به اسناد رسمی، گزارش های اداری، بیانات رهبران سیاسی، خبرهای رسانه ای، دلاوری های نظامیان،  آمار کشته ها و ویرانی ها، نوشته های محققان و امثال اینها محدود و محصور نشوند. مراقب باشند. جنگ صرفا پیروزی یا شکست نیست. 🔻 جنگ، هر جنگی، قصه ی مردم هم هست، همان جمعیت انبوه که جنگ‌ را می زیند و لحظه لحظه اش را به شیوه ی خودشان می سوزند و می سازند. جنگ‌ را از پایین هم باید دید و شناخت. از پایین ترین مکان ها، زمان ها، زندگی ها و حتی زبان ها. ✅ راویان محترم مراقب چشمان تیزبین تان باشید که صرفا به گفتارها و کردارهای رهبران، نظامیان و حتی گزارشگران رسانه ها خیره نشوید، کمی هم زیرپای جامعه را نگاه کنید و بپرسید مردم کوچه و بازار و عامه ی توده در این جنگ چه ها کردند و چه ها ساختند یا دقیقتر بگویم چگونه سوختند و ساختند. 🔻راویان این جنگ یادتان باشد که به رسانه های رسمی، مورخان و محققان مزدبگیر و راویان اداری که جنگ نگاری می کنند هیچگونه اعتماد یا بسنده نکنند.حقیقت هر جنگی با حقایق زیسته مردمان عادی درهم تنیده است.

🔻وقتی ساده گری می کنیم خودمان را از چاله به چاه می اندازیم. ساده گری نقابی بر چهره ی ما می زند و مانع از برهم خوردن آرامش مان می شود، اما همین ساده گری، طوفانی می شود که همه نقاب ها را بر باد می دهد و شعله های خشم خرمن زندگی مان را نابود می کند. ✅ جنگ هم واقعیت انسانی، اجتماعی و تاریخی است و ذهن ما آن را مثل دیگر واقعیت ها با سلاح ساده گری، سلاخی و مثله می کند. این است که شعارمان باید این باشد که جنگ را مثله نکنید. جنگ را به هیچ یک از اجزا و مولفه هایش تقلیل ندهیم. 🔻ما انسان شناسان اولین بار این را از مارسل موس (خواهرزاده امیل دورکیم)  انسان شناس کلاسیک و هم وطن مورن در کتابش "رساله پیشکش"(موس ۱۳۹۴)  آموختیم که هر پدیده اجتماعی، حتی رسم ساده ی "پوتلاچ" (شیوه ای خاص از هدیه دادن در جوامع ابتدایی) "پدیده ی اجتماعی تام" است. یعنی همین رسم ساده با همه ی حیات اجتماعی و اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، اخلاقی و حقوقی ما درهم تنیده است. فهم و شناخت "پوتلاچ" نیازمند ترکیب و تلفیق کردن همه چیز با هم در بستر همان جامعه است؛ چه، پدیده های اجتماعی اعم از کوچک یا بزرگ از ادغام بدن، روح و جامعه ساخته و پرداخته می شوند. 🔻 حال چه رسد به پدیده ی جنگ. جنگ را مثله نکنیم یعنی همین ماهیت تام و تمام بودگی اش را بفهمیم و آن را به هیچ چیز یا هیچ مولفه اش تقلیل ندهیم. بگذارید جلوه هایی از این مثله گری را بگویم، هر چند فهرست من هم در اینجا ناقص است. ✅ جنگ‌ را به جنگ رسانه فرونکاهیم. جنگ واقعیت های فیزیکی و مادی و عینی بی شمار دارد. ریشه های جنگ در تبعیض ها، نابرابری ها، نفرت ها، کینه ها، سرکوب ها و ستم های ریز و درشت جهانی، منطقه ای، ملی و محلی است. ساده گری ستمگرانه ای است که جنگ را به بازنمایی هایش تقلیل دهیم. 🔻جنگ همان طور که زاده رسانه نیست، بی ربط با رسانه هم نیست؛ از رسانه ها تغذیه و تقویت هم می شود. همه چیز صرفا از جهان عینی و مادی برنمی خیزد. ذهن ما هم بازیگر جنگ است و جنگ را می بیند، می شنود و می خواند. و رسانه ها در این کارها چه ها که نمی کنند. ساده گری را همین رسانه ها و فهم رسانه ای پر و بال می دهند. 🔻این ساده گری در جهان رسانه ای شده و عصر شبکه های اجتماعی می تواند آسان و ارزان و بسیار پوشیده و پنهان رخ دهد؛ و رخ هم داده است و می دهد. این روزها همه و همه جا سخن از جنگ است. همه هم خواهان درک و دریافتی فوری و فوتی از زیر و بم جنگ اند. بازار جنگ هم داغ است. هر کس متاعش ساده گرانه تر، جذاب تر و مشتری پسندتر است. 🔻اما بخاطر بداریم هر جنگی از جمله جنگ کنونی ریشه ها، تنه ها، شاخ و برگ ها و سایه ها و میوه های تلخ و کشنده و در عین حال میوه های شیرین هم دارد. در فهم و بازنمایی جنگ همه این ها را ببینیم. تجزیه کردن جنگ به اجزایش، ممکن است به کار جنگیدن بیاید، اما کمکی به بازدارندگی از جنگ های بعدی نمی شود. ✅ جنگ را مثله نکنیم و آن را به سیاست هم تقلیل ندهیم. بله، جنگ به بیان عالمان سیاسی سیاست به عبارت دیگر است؛ اما فقط سیاست نیست. هم ریشه هایش هم پیامدهایش و شاخ و برگ هایش در همه چیز اقتصاد، فرهنگ، اخلاق، تاریخ، آموزش، دین، هنر، صنعت و هر چیز دیگر تنیده شده است. ✅ جنگ را مثله نکنیم و به میدان های نظامی و محل های زد و خورد سلاح ها هم تقلیل ندهیم. زندگی، زندگی روزمره، میدان تمام عیار واقعی جنگ است. 🔻جنگ را به نبرد نظامیان هم فرو نکاهیم. مردم، همه ی مردم، مخالفان جنگ و مخالفان حکومت هم درگیرند. نه تنها حاضران شبانه در میادین شهرها، بلکه غایبان هم حاضران میدان جنگ اند. تنها روایت هایی صادقانه اند که حاضران و غایبان را ببینند و قصه جنگ را کامل بگویند نه نصف نیمه. ✅ جنگ را به اکنون  و زمان حال هم فرونکاهیم. زندگی که میدان جنگ باشد، مردگان و نیامدگان هم درگیر جنگ می شوند و نباید جنگ را به همین مردمان زنده و موجود محدود کرد. 🔻ادموند برک، فیلسوف و سیاستمدار بریتانیایی و پدر بزرگ تفکر محافظه کاری در قرن هجدهم که هر گونه جنگ و انقلاب را بیراهه ی ویرانساز برای اصلاح جامعه می دانست می گوید : "زندگی .... مشارکتی از مردگان و زندگان و آیندگان است." جنگ هم مشمول مردگان و آیندگان می شود. جنگ ها تصویر ما از گذشته و تاریخ مان را تغییر می دهند و سرنوشت آیندگان را هم رقم می زنند. این است که در روایت مان از جنگ مدام میان گذشته و آینده در حرکتیم. هر داوری و فهم از اکنون جنگ، بازی در زمین آینده و شخم زدن و زیر و رو کردن گذشته است.