moojiliyoga (Nirvana)
前往频道在 Telegram
مربی بین المللی یوگا ومدیتیشن برگزار کننده دوره های مجازی یوگا و مدیتیشن برگزاری ورکشاپ های تخصصی یوگا ومدیتیشن جهت ثبت نام در دوره ها و اطلاعات بیشتر #Moojiliyogaૐ
显示更多1 905
订阅者
-124 小时
-67 天
-1330 天
帖子存档
https://telegram.me/faceyoga
این مجموعه را روزی یکبار و بدون درد انجام بده. شواهد علمی کافی نداریم که کچری مودرا یا تمرینهای صورت بتوانند چربی دابلچین را مستقیماً از بین ببرند؛ نتیجه ظاهری به علت ایجاد آن بستگی دارد.
یک نکته برای انتخاب پروتکل مناسبتر: دابلچین در افراد مختلف میتواند ناشی از چربی زیرپوستی، شلی پوست یا ترکیبی از این دو باشد. اگر در ناحیه زیر چانه هم چربی وجود دارد و هم پوست شل شده، تمرین بهتنهایی معمولاً تغییر چشمگیری ایجاد نمیکند.
🪷
https://telegram.me/faceyoga
۳. کشش ملایم جلوی گردن
شانهها را رها کن، نگاه را کمی رو به بالا ببر و گردن را بدون فشار کش بده. ۵ ثانیه در همین وضعیت بمان و ۵ بار تکرار کن.
هدف: افزایش آگاهی و تحرک ناحیه گردن؛ نه چربیسوزی م
🪷
https://telegram.me/faceyoga
۲. چانه به عقب | Chin Tuck
سر را صاف نگه دار و چانه را افقی و آرام به عقب ببر؛ بدون اینکه سرت را پایین بیندازی. ۳ تا ۵ ثانیه نگه دار و ۸ بار تکرار کن.
هدف: بهبود وضعیت سر و گردن و کنترل عضلات عم
https://telegram.me/faceyoga
۱. کچری مودرا | آگاهی از جایگاه زبان
زبان را بدون فشار به سقف دهان بچسبان؛ لبها آرام و فک رها باشد. ۵ تا ۸ تنفس طبیعی انجام بده.
هدف: آگاهی بهتر از جایگاه زبان و کنترل دهان و فک.
https://telegram.me/faceyoga
یک تمرین ملایم برای یوگای صورت
۱. جایگاه زبان
لبها را بهآرامی ببند، دندانها را روی هم فشار نده و زبان را بدون درد روی سقف دهان قرار بده. پنج نفس طبیعی بکش.
۲. اصلاح وضعیت گردن
سر را صاف نگه دار و چانه را خیلی ملایم به عقب ببر؛ انگار میخواهی غبغب کوچکی ایجاد کنی. پنج ثانیه نگه دار و رها کن. پنج بار تکرار کن.
این تمرینها را بدون درد و فشار انجام بده. اگر مشکل گردن یا فک داری، پیش از انجام تمرین گردن با متخصص مشورت کن.
https://telegram.me/faceyoga
کچری مودرا و غبغب چه ارتباطی دارند؟
جایگاه زبان: قرار دادن زبان روی سقف دهان، بدون فشار زیاد، ممکن است به آگاهی بهتر از وضعیت زبان و فک کمک کند.
عضلات زیر چانه: برخی تمرینهای هدفمند زبان و گردن، عضلات این ناحیه را درگیر میکنند؛ اما شواهد کافی نداریم که نشان دهد کچری مودرا چربی غبغب را کاهش میدهد.
فرم گردن و فک: اصلاح وضعیت سر و گردن و تمرینهای مناسب ممکن است به بهبود ظاهر خط فک کمک کند، بهویژه اگر وضعیت بدنی در ظاهر غبغب نقش داشته باشد.
https://telegram.me/faceyoga
این مودرا در سنت یوگای هاتا جایگاه ویژهای دارد و در تمرینهای پرانایاما، مراقبه و برخی روشهای پیشرفتهٔ یوگا به کار میرود.
یک نکتهٔ ظریف هم وجود دارد: کچری مودرا صرفاً عقب بردن زبان نیست؛ در سنت یوگا، تمرینی برای هدایت توجه به درون و سکون ذهن نیز محسوب میشود.
اگر بخواهی آن را برای هنرجویانت در روش نیروانا توضیح بدهی، میتوانی از این عبارت استفاده کنی:
«زبان را بهآرامی به سقف دهان هدایت کن، فک را رها ساز و اجازه بده توجهت از جهان بیرون به فضای درون بازگردد. بدون فشار و بدون تلاش برای رسیدن به حالت خاصی، در سکوت تنفس کن. اینجا هدف، غلبه بر بدن نیست؛ آموختن هنر حضور است.»
در شکل پیشرفتهٔ کچری، زبان به سمت پشت کام نرم حرکت میکند؛ اما برای تمرین عمومی، تماس ملایم زبان با سقف دهان کافی است و نباید به حلق فشار وارد کرد.
🪷
https://telegram.me/faceyoga
این مودرا در سنت یوگای هاتا جایگاه ویژهای دارد و در تمرینهای پرانایاما، مراقبه و برخی روشهای پیشرفتهٔ یوگا به کار میرود.
یک نکتهٔ ظریف هم وجود دارد: کچری مودرا صرفاً عقب بردن زبان نیست؛ در سنت یوگا، تمرینی برای هدایت توجه به درون و سکون ذهن نیز محسوب میشود.
اگر بخواهی آن را برای هنرجویانت در روش نیروانا توضیح بدهی، میتوانی از این عبارت استفاده کنی:
«زبان را بهآرامی به سقف دهان هدایت کن، فک را رها ساز و اجازه بده توجهت از جهان بیرون به فضای درون بازگردد. بدون فشار و بدون تلاش برای رسیدن به حالت خاصی، در سکوت تنفس کن. اینجا هدف، غلبه بر بدن نیست؛ آموختن هنر حضور است.»
در شکل پیشرفتهٔ کچری، زبان به سمت پشت کام نرم حرکت میکند؛ اما برای تمرین عمومی، تماس ملایم زبان با سقف دهان کافی است و نباید به حلق فشار وارد کرد.
🪷
https://telegram.me/faceyoga
روش انجام ملایم و ایمن
1. در وضعیت راحت مراقبه بنشین و شانهها، فک و صورت را رها کن.
2. نوک زبان را بهآرامی پشت دندانهای بالایی و سپس به سمت سقف دهان هدایت کن.
3. اگر راحت هستی، زبان را کمی به عقب ببر؛ اما آن را با زور به داخل حلق فشار نده.
4. پنج تا ده نفس آرام بکش و توجهت را به تنفس و سکون ذهن معطوف کن.
5. در صورت احساس درد، حالت تهوع، دشواری تنفس یا بلع، فوراً تمرین را متوقف کن.
نکتهٔ مهم: در شکل پیشرفتهٔ کچری مودرا، زبان به ناحیهٔ پشت کام نرم نزدیک میشود. برای رسیدن به آن نباید زبان را بکشید، فرنولوم زبان را ببرید یا به حلق فشار وارد کنید.
اگر هدفت استفاده از این مودرا در کلاسهای مدیتیشن و یوگانیدراست، میتوانی آن را بهصورت تماس ملایم زبان با سقف دهان آموزش بدهی و بر تمرکز و آرامش تأکید کنی، نه بر وعدههای اثباتنشده دربارهٔ فعالسازی غد
https://telegram.me/faceyoga
راز این مودرا در فشار آوردن نیست؛ در آگاهی، ظرافت و رها کردن تنش است.
با هر دم، حضور خود را احساس کن؛ با هر بازدم، ذهن را آرامتر ساز. زبان را بدون درد و زور در جایگاهی راحت قرار بده و اجازه بده سکوت، بهتدریج فضای درونت را فرا بگیرد
https://telegram.me/faceyoga
کچری مودرا؛ پیوند زبان، آگاهی و سکوت درونی
ی
کچری مودرا یکی از مودراهای ظریف در سنت یوگای هاتا است؛ تمرینی که در آن زبان به سمت سقف دهان هدایت میشود و در شکلهای پیشرفتهتر، به سمت بخش پشتی کام حرکت میکند.
در متون سنتی یوگا، این مودرا با آرامسازی ذهن، درونگرایی و هدایت آگاهی از جهان بیرون به فضای درونی پیوند دارد. واژهٔ «کچری» از ریشههای سانسکریت گرفته شده و معمولاً به معنای حرکت در فضای آسمان یا فضای آگاهی تفسیر میشود.
هنگامی که زبان بهآرامی در تماس با سقف دهان قرار میگیرد، توجه از محرکهای بیرونی فاصله میگیرد و به تنفس، سکوت و احساسات ظریف بدن معطوف میشود. این تماس میتواند برای برخی افراد به تمرکز بهتر در مراقبه کمک کند.
در سنتهای یوگایی، این مودرا با مفهوم پرانا، یعنی نیروی حیات، و حفظ و هدایت انرژی درونی ارتباط داده میشود. برخی متون سنتی نیز برای شکل پیشرفتهٔ آن فواید معنوی ویژهای بیان میکنند؛ بااینحال، این ادعاها به معنای اثبات علمی اثرات فیزیولوژیک آن نیستند
https://telegram.me/faceyoga
وقتی عاشق میشویم - خواه یک شریک زندگی باشد، یا یک کودک یا حتی عاشق یک ایده شده باشیم - یک افسون ناگهانی روی میدهد. این موهبت تا زمانی که بتوانیم آن را برای خود حفظ کنیم ادامه خواهد یافت. در این مواقع ما مورد جادو و افسون قرار گرفته ایم و از این روست که سرخوش و شاد هستیم.
سرخوشی به معنای بیداری است. ما نسبت به میراث معنوی خویش برای قرن ها در خواب بوده ایم و بزرگترین شانس ما برای بیدار شدن، به بیدار کردن یکدیگر بستگی دارد.
🪷
https://telegram.me/faceyoga
برخی معتقدند که سلولهای مغز از همان بدو تولد با خصوصیات ثابتی شکل داده میشوند و در نتیجه نمیتوان آنها را تغییر داد. این باور اشتباه است. خداوند ما را به سان جمال خویش آفریده است، پس برای ما محدودیتی وجود ندارد. اگر با دقت و تعمق به کاوش در درون خود بپردازیم، به این حقیقت میرسیم. قدرت خداوند همانقدر در یک ذهن کودن حاضر است که در اذهان بزرگ حضور دارد. خورشید به یک نسبت هم بر ذغال و هم بر الماس میدرخشد؛ این کاستی از خود ذغال است که انوار خورشید را به مانند الماس منعکس نمیکند. محدودیتهای موروثی حاصل از تخطی در قوانین در تناسخهای پیشین است. اما هر اتفاقی که افتاده باشد میتوان آن را اصلاح کرد. اگر از راه روش فوق سلولهای مغز شخصی کودن را با نورافکن تمرکز درونی بیدار کنیم، او میتواند همانند انسانی هوشمند شعوری را که تا آن موقع در او در خسوف بوده است از خود بروز دهد.
پاراماهانسا یوگانانداجی،
سفر به تحقق خویشتن، ف ۳۱
ترجمهی آرجونا سلحشور
🪷
https://telegram.me/faceyoga
آموزهی او، برای هر کسی است که به اندازهی کافی دلیر است که درمانِ نشانهها را رها کند و به درمانِ بیماری بپردازد. برای هر کسی است که دریافته است که یک عمر جستجویِ امنیت در چیزها، رابطهها و ایدهها، هرگز جز مرهمی موقّت، درمانی پایدار به ارمغان نیاورده است.
انتخاب، دوستِ من، روشن است. میتوانی به جستجویِ آسایش در جاودانگیِ شبحی ادامه دهی، و بکوشی آنچه را که هرگز واقعی نبود، حفظ کنی. یا میتوانی از پزشکِ بزرگ پیروی کنی و تیرِ نادانی را از دل بیرون کشی. میتوانی از ورایِ پندارِ خود، به پایانِ تبِ تشنگی برسی، و سرانجام آرامشی را بدانی که هیچ مرگی هرگز نمیتواند به آن دست یابد.
این، آیینی برای باور کردن نیست. این، تشخیصی است برای آزمودن. بنگر. ببین. آزاد باش. ☸️
با احترام، با فروتنی، و با این آرزویِ ساده که از ورایِ همهی پندارها، حقیقت را بنگری.
https://telegram.me/faceyoga
بیشترِ آیینها و مکتبهایِ فلسفی، با احساسی از ناامنی آغاز میشوند—حسی گزنده که «من» ناپایدارم، که «من» خواهم مُرد. از همین ترس از مرگ، تشنگیای سوزان زاده میشود: آرزویِ هستیِ جاویدان. آنها درمانی تجویز میکنند: جانی جاودان، بهشتی آسمانی، اتحادی با وجودی الهی.
امّا بیندیش، دوستِ من. آیا این، درمان است؟ یا تنها مسکّنی است برای ذهنِ هراسان؟ جایی که دیگر سنّتها در پیِ حفظِ «خود» از راهِ جاودانگی هستند، بودا عمیقتر مینگرد. او میبیند که خودِ آرزویِ «خودی» برای ماندگاری، خودْ تب است. این، همچون مردی است که از ماری در گوشهی اتاق میلرزد، و بودا به او نشان میدهد که آن «مار»، ریسمانی بیش نیست—سرابی است که ذهنِ خودش آفریده. درمانِ نشانه با تلاش برای حفظِ آن سراب، درمان نیست؛ این، تداومِ پندار است.
تشخیصِ بودا، رادیکال و بیچونوچراست. او میآموزد که رنج، با مرگ آغاز نمیشود. با ازدستدادنِ عزیزی یا نبودِ لذّت آغاز نمیشود. رنج، از ریشهای بسیار عمیقتر آغاز میشود، در نهانترین ژرفایِ هستیِ ما. رنج با نادانی (*آویجّا*) آغاز میشود: نه صرفاً نبودِ دانش، بلکه نابیناییِ بنیادین به سرشتِ راستینِ واقعیت. این، همان پندارِ وجودِ «خودی» پایدار و مستقل است که باید از آن محافظت کرد، به کامِ خویش داشت، و نگاهش داشت.
این، همان «خود»ی است که همهی راههایِ دیگر، بهناامیدی در تلاش برای نجاتِ آن هستند.
درمانِ بودا، تأییدِ این پندار و بخشیدنِ زندگیِ جاویدان به آن نیست. درمانِ او، درهمشکستنِ خودِ آن پندار است. این، قلبِ آناتّا-لَکّخَن سوتّا، «خطابهی ویژگیِ بیخودی»، است.
او با نظریّههایِ بزرگ آغاز نمیکند. او با اجزایی از تجربهات آغاز میکند که بیش از همه بدان چنگ زدهای: بدنت، احساساتت، ادراکاتت، اندیشههایت، و آگاهیت. او هر یک را برمیگیرد و پرسشی ساده و ویرانگر میپرسد.
> *«ای راهبان، چه میاندیشید؟ آیا کالبد (صورت) پایدار است یا ناپایدار؟»*
> *«ناپایدار، ای بزرگوار.»*
> *«آنچه ناپایدار است، رنجآور است یا شادیبخش؟»*
> *«رنجآور، ای بزرگوار.»*
> *«آنچه ناپایدار، رنجآور و در معرضِ دگرگونی است، آیا شایسته است اینگونه نگریسته شود: "این مالِ من است، این من هستم، این خودِ من است"؟»*
> *«نه، ای بزرگوار.»*
او این پرسشِ جرّاحیگونه را به احساس، ادراک، ساختهایِ ارادی، و خودِ آگاهی نیز تعمیم میدهد. با هر پرسش، بودا تو را به دیدنِ منطقی گریزناپذیر هدایت میکند: اگر چیزی فراتر از کنترلِ توست—اگر به رنج میانجامد و اگر پیوسته در دگرگونی است—چگونه میتواند خودِ تو باشد؟
«خودِ» راستین، فرمانروایِ درونی، اربابِ سرنوشتِ خویش خواهد بود. میتوانست فرمان دهد: *«کالبدِ من چنین باشد، چنان نباشد.»* امّا آیا میتوانی به بدنِ خود فرمان دهی که پیر نشود؟ آیا میتوانی به احساساتت فرمان دهی که تنها خوشایند باشند؟ آیا میتوانی به آگاهیت فرمان دهی که تنها شادیبخش باشد؟ نمیتوانی. پس، هیچیک از اینها تو نیستی. نتیجهگیری، گریزناپذیر است:
> *«این، مالِ من نیست. این، من نیستم. این، خودِ من نیست.»*
این، نفی نیست. این، رهایی است. تو «خودی» را که واقعاً مالِ تو بود، از دست نمیدهی. تو از کابوسی بیدار میشوی که «خودی» در آن هرگز وجود نداشت.
به همین دلیل است که آموزهی بودا، آیینِ جاودانگی نیست، بلکه راهی است برای رهایی از همان پنداری که ترس از مرگ و رنج را میآفریند. جایی که دیگران میکوشند مسئلهی مرگ را با حفظِ «خود» (در بهشت، در جانِ جاودان، در اتحاد با ایزد) حل کنند، بودا با زدودنِ خود، به ریشه میپردازد.
او میآموزد که تبِ هستی، نه با افزودنِ هیزمِ تازه به آتشِ خود، که با خاموشکردنِ تشنگیای که آن را شعلهور میسازد، فرو مینشیند. این، نیروانا است—فروپَذیریِ نهایی، پایانِ آز، دشمنی و پندار. این، نیستیِ «خود» نیست؛ بلکه دریافتنِ نهاییِ این حقیقت است که هرگز «خودی» برای نیستشدن وجود نداشته است.
برای ذهنی که به اندیشهی «خودِ» پایدار معتاد است، این آموزه، رادیکال و حتی هراسآور مینماید. به نظر میرسد که «هیچ» را عرضه میکند. امّا ذهنی که در خانهای سوزان به دام افتاده، ممکن است از اندیشهی گامنهادن به «هیچ»یِ هوایِ آزاد نیز بترسد. بودا به تو «هیچ» را عرضه نمیکند؛ او به تو آزادی از آتش را عرضه میکند.
راههایِ دیگر، آسایشی در قالبِ پدری مهربان عرضه میکنند که از «خودِ» جاویدانت محافظت خواهد کرد. امّا بودا پرسشی دلیرانهتر مطرح میکند: چرا به اندیشهی درماندهوارِ «خودی» که نیاز به محافظت دارد، چنگ میزنی؟ چرا مستقیماً به آن اندیشه نمینگری و آن را بهعنوانِ پنداری که هست، نمیبینی؟
🪷
https://telegram.me/faceyoga
ترجمه این نیایش همراه نگارش لاتین پالی، در گوشه ای از قلبتان آنرا زمزمه کنید باشد که نجات پیدا کنیم و از راه دامّا منحرف نشیم🙇♀️☸💕
Itipi so bhagavā arahaṁ sammā-sambuddho,
زیرا او چنین است، کسی است که والا مقام، شایسته، خود [بدون استاد] به بیداری رسیده
Vijjā-caraṇa-sampanno sugato lokavidū,
آنکه در خرد و دانش و رفتار به کمال رسیده، راه نیک رفته به سعادت رسیده، عالم به غیب و کیهان و تمام جهانهاست
Anuttaro purisa-damma-sārathi satthā deva-manussānaṁ buddho bhagavāti.
آموزنده آناهایی که تربیت شدنی هستند، استاد خدایان و انسانها، بیدار، خجسته و متبارک
Svākkhāto bhagavatā dhammo,
دامّا توسط او این خجسته، واضح شد
Sandiṭṭhiko akāliko ehipassiko,
تا در همین جا و همین لحظه دیده شود، ابدی، از همه دعوت میکند که خود بیایید و ببینید
Opanayiko paccattaṁ veditabbo viññūhīti.
بجا و عاقلانه، توسط خود نظاره گر دیده شود
Supaṭipanno bhagavato sāvaka-saṅgho,
مجمع شاگردان او، آن خجسته، که به بهترین شکل تمرین کردند
Uju-paṭipanno bhagavato sāvaka-saṅgho,
مجمع شاگردان او، آن متبارک، که صریح و صادقانه تمرین کردند
Ñāya-paṭipanno bhagavato sāvaka-saṅgho,
مجمع شاگردان او ، آن متبارک، که اصولی و منظم تمرین کردند
Sāmīci-paṭipanno bhagavato sāvaka-saṅgho,
مجمع شاگردان آن خجسته که ماهرانه تمرین کردند
Yadidaṁ cattāri purisa-yugāni aṭṭha purisa-puggalā:
آن چهار جفت- هشت حالت- افراد شایسته
Esa bhagavato sāvaka-saṅgho—
که آن مجمع شاگردان آن متبارک است
Āhuneyyo pāhuneyyo dakkhiṇeyyo añjali-karaṇīyo,
شایسته هدایا، شایسته پذیرایی، شایسته پیشکش، شایسته احترام
Anuttaraṁ puññakkhettaṁ lokassāti.
سرایی بیهمتا از نیکی و فضیلت برای دنیا
سادو! سادو! سادو!
🪷
https://telegram.me/faceyoga
"زیرا او چنین است،
والا مقام،
وارسته پاک و شایسته"
ذکر صفات نهگانه بودا که به عنوان «بودا وندانا» یا «ایتی پی سو» شناخته میشود، یکی از اصیلترین نیایشها است که صفات والای بودا را در متون باستانی پالی برمیشمارد. این ذکر به توصیف صفاتی همچون وارستگی، بیداری، دانش بینقص میپردازد
Repost from N/a
Healing Spa Relaxation Music - Healing Meditation Zone.m4a5.80 MB
