ch
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

前往频道在 Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

显示更多
941
订阅者
无数据24 小时
+87
+2330
帖子存档
چنین کار یکسر مدارید خُرد که این کینه را خُرد نتوان شمُرد برین کینه تا در جهان زنده‌ام به دردِ سیاوش دل آگنده‌ام از #شاهنامه‌_فردوسی داستانِ کین سیاوش @delnote

ای روشنایِ دیده     و دل‌هایِ بی‌‌شمار!         ای جانِ آفتاب!            بار دگر زِ روزنِ                  دل‌خستگان بتاب! #سیاوش_کسرایی @delnote

Repost from 💌 دلنوت
ای روشنایِ دیده     و دل‌هایِ بی‌‌شمار!         ای جانِ آفتاب!            بار دگر زِ روزنِ                  دل‌خستگان بتاب! #سیاوش_کسرایی @delnote

🎵”Not About Angels” #Birdy @delnote

♥️ «گفتم: چند دقیقه این‌جا بنشین و به من تکیه بده. گفت: کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.» #عباس‌_معروفی @delnote

مردمِ داغ‌دارمان، در سوگِ عزیزان‌شان، رفتارهایی یکسره متفاوت نشان می‌دهند: هزاران نفر در خیابان‌ها راه می‌افتند و هم‌زمان مراسم چهلم برای ده‌ها نفر برپا می‌کنند؛ با قلب‌هایی تکه‌تکه دست می‌زنند؛ با چشمانی اشک‌بار می‌رقصند… انگار ارواحی باستانی‌اند که در دلِ ویرانه‌ها آیین‌هایی نو را بنا می‌کنند. سوگواری، به‌ویژه سوگواریِ پس از فاجعه، تلاشی خلاقانه است برای برچیدنِ ویرانه‌ها و بازچیدنِ جهان؛ برای نام‌گذاریِ دوباره‌ی همه‌ی چیزهایی که، پس از فاجعه، بی‌نام و بی‌معنا شده‌اند؛ برای احترام به زندگی. فاجعه، همه‌چیز را عوض می‌کند، حتی آیین‌های وداع را. پس از فاجعه، صدای سوگ، هم صدای مرثیه است، و هم صدای شهادت‌دان: شهادت دادن به این‌که مردگانِ ما زنده‌اند. #ابراهیم_سلطانی @delnote

♥️ در میان همه آرمان‌های سیاسی، آنکه ادعای خوشبخت کردن جامعه‌ی بشری را دارد از همه خطرناک‌تر است. تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است. کسانی که می‌پندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسان‌های خطرناکی هستند. اساسا رویای ساختن بهشت بر روی زمین رویای خطرناکی است. چرا که پس از مدتی باور می‌کنند که حق دارند، تعداد بیشماری انسان شرور را از میان بردارند، تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند. #کارل‌_پوپر @delnote

🎵"Uprising" #Muse @delnote

♥️ «ما همه‌مان می‌توانیم دردی را تاب بیاوریم که علتش انسان بودن‌مان است، این‌که از گوشت و خون ساخته شده‌ایم، فانی هستیم و محکوم به مرگیم. امّا نمی‌توان با رنجی کنار آمد که انسانی با خونسردی بر همنوع خود تحمیل می‌کند.» ‏زیر تیغِ ستاره جبار #هدا_مارگولیوس_کووالی @delnote

🎵”Death and Rebirth” #Jeretar #Instrumental @delnote

و هفت روز و هفت شب در کنار او بر زمین بنشستند و کسی را با وی سخنی نگفت. زیرا که می‌دانستند درد او بسیار عظیم است‌... کتاب مقدس (فصل ایوب) زن با کودک مُرده @delnote

♥️ چه جای ماه که حتی شعاع فانوسی در این سیاهی جاوید کورسو نزند به جز طنین قدم‌های گزمه‌ی سرمست صدای پای کسی سکوت مرتعش شهر را نمی‌شکند به هیچ کوی و گذر صدای خنده‌ی مستانه‌ای نمی‌پیچد کجا رها کنم این بار غم که بر دوش است؟ چراغ میکده‌ی آفتاب خاموش است ‌ ‌ #فریدون_مشیری از خاموشی @delnote

🎵”Hoxa Sound” #Erland_Cooper #Instrumental @delnote

ما با غم، با خاکِ رنج کشیده و مرگ چای‌ها نوشیده‌ایم. ما بیشتر از اینکه آدم روزهای شادمانی باشیم آدم روزهای گوش‌به‌زنگی، انتظار و امید بوده‌ایم. برای ما دوام آوردن عادت است و منتظر نور ماندن قوتِ غالب. همین است که راحت از پا درنمی‌آییم. اینهمه زخم به جان خریده‌ایم که یک روز آنچه نفس می‌کشیم گردِ شادی باشد نه غبار بی‌برگی. #مریم_قهرمانلو @delnote

🎵 "Conquest Of Paradise" Artist: #Vangelis year: 1992 @delnote

مواجهه‌ی واقعی با "فقدان" و "حقیقت مرگ"، از چهلم شروع می‌شه. مراسم‌هایی مثل سوم و هفتم و چهلم (به زمانبندی‌ها و ریتمش دقت کنید)، ساختاری داربست‌مانند پيرامون داغدیده‌ها ایجاد می‌کنند تا شخص، فرونریزه. به‌واسطه حمایت بیرونی و تن سپردن به مراسم، بازمانده‌ها از طوفان اولیه و شوک، عبور می‌کنند. اما بعد از چهلم، سوگواری وارد فاز دیگری می‌شه. اون حمایت بیرونی معمولا کمتر می‌شه و هر کس به زندگی خودش برمی‌گرده‌. گودال عظیمی که مرگ در وسط خانواده‌ ایجاد کرده، ناگهان ظاهر می‌شه. همیشه قاعده همین بوده و خواهد بود. شخص سوگوار ممکنه حس کنه "انگار فقط من تنها شدم". اگرچه نمی‌شه با واقعیات جنگید، شاید بهتر باشه سوگواران رو تنها نذاریم و دستکم جویای حالشون باشیم طوری که بدونند "در ما هم چیزی تغییر کرده". #معین_دهاز @delnote

زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کس نیست؟ #مهدی_اخوان_ثالث، از این اوستا @delnote

♥️ چه دردناک است شرمسار وطن بودن آنگاه که وطن در دست مشتی نیرنگ‌باز است که اگر تعریف وطن را دقیق ندانیم، تعریف وطن‌فروشان را چرا. در جایی از زندگی ایوان دنیسوویچ آلیوشا به شوخوف می‌گوید اگر خواهان تغییری چرا به درگاه خداوند دعا نمی‌کنی؟ و شوخوف پاسخ می‌دهد: دعاها مثل شکایت کردن پیش بالایی‌هاست یا به گوش کسی نمی‌رسد و یا اگر رسید می‌گویند اعتراض وارد نیست، چون استبداد با دعا سرنگون نمی‌شود! #آلکساندر_سولژنیتسین @delnote