💌 دلنوت
前往频道在 Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
显示更多941
订阅者
-124 小时
无数据7 天
+1730 天
帖子存档
940
انسان هیچگاه خشنود نیست! سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی میدود، خشنودیای که به ندرت به دست میآید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خوابِ خوشحالی است: چون کشتیِ شکستهای که بیدکل به بندرگاه وارد میشود. دست آخر هم تفاوتی نمیکند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگی وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته.
جهان و تأملات فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
@delnote
940
♥️
دلم برای باغچه میسوزد
کسی به فکر گلها نیست
کسی به فکر ماهیها نیست
کسی نمیخواهد
باور کند که باغچه دارد میمیرد
که قلبِ باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی میشود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیدهست.
حیاط خانهٔ ما تنهاست
حیاط خانهٔ ما
در انتظار بارش یک ابرِ ناشناس
خمیازه میکشد
و حوض خانهٔ ما خالیست
ستارههای کوچک بیتجربه
از ارتفاع درختان به خاک میافتند
و از میان پنجرههای پریدهرنگ خانهٔ ماهیها
شبها صدای سرفه میآید
حیاط خانهٔ ما تنهاست.
«دلم برای باغچه میسوزد»
#فروغ_فرخزاد
از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»
@delnote
940
♥️
چه گریزیست ز من؟
چه شتابیست به راه؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه؟
مرمرین پله آن غرفه عاج
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظهها را دریاب
چشم فردا کور است
نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطه نورانی
چشم گرگان بیابانست
می فرومانده به جام
سر به سجاده نهادن تا کی
او در اینجاست نهان
میدرخشد در می
گر بهم آویزیم
ما دو سرگشته تنها، چون موج
به پناهی که تو میجویی، خواهیم رسید
اندر آن لحظه جادویی اوج.
ظلمت
#فروغ_فرخزاد
@delnote
940
♥️
من نقاشی میکنم. شعر میخوانم و یکتایی میبینم و گاه در خانه غذا میپزم و ظرف میشویم و انگشت خودم را میبرم. و چند روز از نقاشی باز میمانم. غذایی که میپزم خوشمزه میشود به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و یک قاشق اغماض. غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد هم میگرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر میفهمد... من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا...
ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر.
و همین...
از نامهی #سهراب_سپهری
به احمدرضا احمدی
@delnote
940
ظهرِ دمکردهی تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید
آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد میآمد
دل او پشت چینهای تغافل میزد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت
#سهراب_سپهری
@delnote
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
