ch
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

前往频道在 Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

显示更多
942
订阅者
+224 小时
无数据7
+1830
帖子存档
♥️ رسیدن به حالتی که از هرگونه امیدی دست بشویی، یکی از تعاریف جهنم است. #میلان_کوندرا @delnote

🎵”New Beginnings” #Steve_Wingfield #Instrumental @delnote

نور، در آیینه‌ها افتاد و صبح با گام‌های نرمش آمد… #فروغ_فرخزاد @delnote
نور، در آیینه‌ها افتاد و صبح با گام‌های نرمش آمد… #فروغ_فرخزاد @delnote

اسمش چیست؟! این حس، این حال، همین‌که وقتی به تو فکر می‌کنم از گوشه‌ی لبهایم لبخند چکه می‌کند... #احمد_شاملو @delnote
اسمش چیست؟! این حس، این حال، همین‌که وقتی به تو فکر می‌کنم از گوشه‌ی لبهایم لبخند چکه می‌کند... #احمد_شاملو @delnote

🎵"پل" #گوگوش @delnote

از طوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی. #هاروکی_موراکامی @delnote

بیش از این‌ها، آه، آری بیش از این‌ها می‌توان خاموش ماند می‌توان ساعات طولانی با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت خیره شد در دود یک سیگار خیره شد در شکل یک فنجان در گلی بی‌رنگ، بر قالی بيش از اين‌ها، آه، آری در خطی موهوم، بر دیوار می‌توان با پنجه‌های خشک پرده را یک‌سو کشید و دید در میان کوچه باران تند می‌بارد #فروغ_فرخزاد @delnote

هیچ جهنم و بهشتی وجود ندارد؛ بنابراین از جهنم نترسید و طمعِ بهشت نداشته باشید همە آنچه که وجود دارد این لحظه است شما می‌توانید این لحظه را جهنم سازید یا بهشت که قطعاً ممکن است اما هیچ بهشت یا جهنمی در جایی دیگر وجود ندارد، جهنم هنگامی است که شما سراسر در تنش ترس و نگرانی باشید و بهشت وقتی است که در آرامش و سرور باشید آرامش کامل فردوس است #اشو @delnote

🎵”دنیا” #حبیب_محبیان @delnote

♥️ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل‌ست یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دل‌ست بامدادان روی او دیدن صباح مقبل‌ست آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان چون ملک محبوس در زندان چاه بابل‌ست پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی باز می‌گویم که هر دعوی که کردم باطل‌ست زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتل‌ست چون ز دست دوست می‌گیری، شفای عاجل‌ست من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست دوستان معذور داریدم که پایم در گِل‌ست باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان تَرک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقل‌ست آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست او همین صورت همی‌ بیند ز معنی غافل‌ست ساربان! آهسته ران کآرام جان در محمل‌ست چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دل‌ست گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست همچنانش در میان جانِ شیرین منزل‌ست سعدی! آسان‌ست با هر کس گرفتن دوستی لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکل‌ست #سعدی @delnote

مگر می‌شود بدون عشق زندگی کرد؟ مگر می‌توان روی روح زندگی خط کشید و به همان جسم پوسیده و بی‌ارزش اکتفا کرد؟ زندگی بدون عشق یعنی ادامه بقا و در مقام یک مرده متحرک. یعنی به زور روزها را گذراندن، دقیقه‌ها را به ساعت و ساعت‌ها را به روز و شب تبدیل کردن به امید اتمام زندگی بودن. این زندگی نیست، به معنای واقعی مردگی است. آذرخش #لیلا_رعیت @delnote

♥️ و گفت: همه‌چیز اندر دو چیز یافتم یکی مرا و یکی نه مرا. آنکه مراست اگر بسیار از آن بگریزم هم به سوی من آید و آنکه نه مراست اگر بسی جهد کنم به جهد خویش هرگز در دنیا نیابم. تذکرة الاولیا #عطار @delnote

انسان هیچ‌گاه خشنود نیست! سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی می‌دود، خشنودی‌ای که به ندرت به دست می‌آید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خوابِ خوشحالی است: چون کشتیِ شکسته‌ای که بی‌دکل به بندرگاه وارد می‌شود‌. دست آخر هم تفاوتی نمی‌کند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگی وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته. جهان و تأملات فیلسوف #آرتور_شوپنهاور @delnote

♥️ من از کلماتِ انتزاعی مثل شکوه، افتخار، شهامت، و قربانی بیزارم. تنها چیزی که از جنگ فهمیدم، این بود؛ زخم، درد، و مرگ. #ارنست_همینگوی @delnote

🎵"طلوع" #ناصر_چشم‌آذر  @delnote

♥️ دلم برای باغچه می‌سوزد کسی به فکر گل‌ها نیست کسی به فکر ماهی‌ها نیست کسی نمی‌خواهد باور کند که باغچه دارد می‌میرد که قلبِ باغچه در زیر آفتاب ورم کرده‌ است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می‌شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده‌ست. حیاط خانهٔ ما تنهاست حیاط خانهٔ ما در انتظار بارش یک ابرِ ناشناس خمیازه می‌کشد و حوض خانهٔ ما خالی‌ست ستاره‌های کوچک بی‌تجربه از ارتفاع درختان به خاک می‌افتند و از میان پنجره‌های پریده‌رنگ خانهٔ ماهی‌ها شب‌ها صدای سرفه می‌آید حیاط خانهٔ ما تنهاست. «دلم برای باغچه می‌سوزد» #فروغ_فرخزاد از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» @delnote

‏«خیالش لطف‌های بی‌کران کرد»‌ ‏‌ #حافظ @delnote

♥️ چه گریزیست ز من؟ چه شتابیست به راه؟ به چه خواهی بردن در شبی این همه تاریک پناه؟ مرمرین پله آن غرفه عاج ای دریغا که ز ما بس دور است لحظه‌ها را دریاب چشم فردا کور است نه چراغیست در آن پایان هر چه از دور نمایانست شاید آن نقطه نورانی چشم گرگان بیابانست می‌ فرومانده به جام سر به سجاده نهادن تا کی او در اینجاست نهان می‌درخشد در می گر بهم آویزیم ما دو سرگشته تنها، چون موج به پناهی که تو می‌جویی، خواهیم رسید اندر آن لحظه جادویی اوج. ظلمت #فروغ_فرخ‌زاد @delnote