ch
Feedback
لینک رسانه‌های اصلاح‌طلب

لینک رسانه‌های اصلاح‌طلب

前往频道在 Telegram

دسترسي آسان به لينك رسانه هاي اصلاح طلب و ساير رسانه هاي پرمخاطب

显示更多
830
订阅者
无数据24 小时
无数据7
无数据30
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+1
在0个频道中
五月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+5
在2个频道中
Get PRO
二月 '26
+3
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+3
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+4
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+4
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+5
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+33
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+62
在3个频道中
Get PRO
六月 '24
+53
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+19
在2个频道中
Get PRO
四月 '24
+8
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+14
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+8
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+8
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+7
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+3
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+17
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 232
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
18 六月0
17 六月0
16 六月0
15 六月0
14 六月0
13 六月0
12 六月0
11 六月+1
10 六月0
09 六月0
08 六月0
07 六月0
06 六月0
05 六月0
04 六月0
03 六月0
02 六月0
01 六月0
频道帖子
✅بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی بسم‌الله الرحمن الرحیم 🔹ایران سرفراز پس از پشت سر گذاشتن روزهای بسیار دشوار، به یکی از نقاط عطف سرنوشت‌ساز خود رسیده است نقطه‌ای که محصول قدرت، همبستگی ملی، عقلانیت سیاسی، پرهیز از افراط‌گری و اولویت یافتن منافع ملی است. استمرار این تدابیر و رویکردها می‌تواند پیام‌آور امنیت، آبادانی، و اعتلای کشور و آرامش، رفاه و آسایش شهروندان باشد و این سرزمین را در مسیر توسعه‌ی همه‌جانبه و پایدار قرار دهد. 🔹حزب اتحاد ملت ایران با استقبال از هر گامی که بتواند سایه‌ی جنگ، ناامنی و تنش را از کشور و منطقه دور سازد، بر این باور است که حفظ ایران، تأمین منافع ملی و پاسداری از کرامت و امنیت مردم، عالی‌ترین وظیفه‌ی همه‌ی نهادها و نیروهای مؤثر کشور است. 🔹در آستانه‌ی عقد تفاهم بین دو دولت ایران و امریکا، از ایستادگی و فداکاری نیروهای نظامی و انتظامی که در روزهای سخت از تمامیت ارضی و امنیت ایران پاسداری کردند، از تلاش‌های طاقت‌فرسا و مدبرانه‌ی دولت و دیگر نهادهای ذی‌ربط که با پشتیبانی اثربخش در مؤفقیت رزم‌آوران و تداوم تاب‌آوری جامعه تأثیر انکارناپذیری داشتند، از کوشش‌های هیأت مذاکره‌کننده که با تحمل سرزنش‌ها و مرارت‌ها با پافشاری بر راه‌حل‌های سیاسی و دیپلماتیک ایران را به این نقطه‌ی سرنوشت‌ساز رساندند، و از همه‌ی شخصیت‌ها و جریان‌های فکری و سیاسی که با حمایت از دفاع نظامی و مذاکرات سیاسی در مسیر حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران و کاهش تنش و جلوگیری از گسترش بحران نقش‌آفرینی کردند، قدردانی می‌کنیم. 🔹هرچند، نباید فراموش کرد که پیش و بیش از همه این مردم ایران بودند که با شکیبایی، بلوغ، نجابت و حس مسئولیت ملی خود، بار سنگین دشواری‌ها، نگرانی‌ها، فشارهای اقتصادی و نااطمینانی‌های ناشی از بحران را بر دوش کشیدند و بار دیگر نشان دادند که سرمایه‌ی اصلی ایران فراتر از هر عامل دیگری، همین ملت بزرگ و آگاه است. بدون همراهی صبورانه و الهام‌بخش مردم در این ایام، که جلوه‌ای درخشان از تعلق خاطر آنان به ایران و آینده آن است، دفع تجاوز به میهن و رسیدن به پیروزی راهبردی در جنگ ناممکن بود. 🔹شایسته‌ترین راه سپاسگزاری از چنین ملتی پاسداشت حقوق اساسی شهروندان، رفع تبعیض‌ها و محدودیت‌های ناروا، تقویت نهادهای مدنی، گسترش آزادی‌های قانونی، تأمین عدالت، عذرخواهی از مردم بابت کوتاهی‌های گذشته، اعمال عدالت ترمیمی برای تسکین زخم‌های همچنان زنده بر تن شریف و رنجور ملت نظیر جراحت وقایع دی‌ماه، مبارزه‌ی مؤثر با فقر و فساد و تبعیض، و فراهم آوردن امکان مشارکت برابر همه‌ی ایرانیان در تعیین سرنوشت خویش است. تکریم مردم با سخنرانی، تبلیغ و نمایش محقق نمی‌شود، راه حفاظت از کرامت شهروندان احترام به حقوق آنان، شنیدن صدای آنان و جلب رضایت آنان از طریق حکمرانی کارآمد، پاسخگو و عادلانه است. 🔹حزب اتحاد ملت ایران اسلامی بار دیگر تأکید می‌کند که قدرت دفاعی و دیپلماسی، دو رکن مکمل تأمین امنیت ملی‌اند و انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و رضایت شهروندان از مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتدار ملی به شمار می‌روند. ایرانِ نیرومند، ایرانی است که همه‌ی فرزندان آن فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب، سبک زندگی و گرایش سیاسی، خود را در سرنوشت کشور سهیم و در برابر قانون برابر بدانند. 🔹امروز کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از فضای حذف و دوگانه‌سازی، تقویت گفت‌وگوی ملی، بهره‌گیری از همه‌ی ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی و گشودن راهی برای آشتی بیش‌تر میان حاکمیت و ملت است. آینده‌ای امن‌تر، آزادتر، آبادتر و شایسته‌تر برای ایران، تنها با اتکاء به مردم، احترام به حقوق آنان و بهره‌گیری از خرد جمعی ایرانیان امکان‌پذیر است. 🔹به‌عنوان یک موضوع با اولویت بالا، از دولت محترم انتظار می‌رود در صورت گشایش اقتصادی، منابع مالی جدید حاصل از کاهش تنش‌ها و توسعه‌ی تعاملات خارجی را برای کاهش رنج معیشتی شهروندان، مهار تورم فرساینده، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و تقویت قدرت خرید مردم به کار گیرد. ثمره‌ی هر دستاورد ملی زمانی در زندگی جامعه تبلور می‌یابد که آثار آن در سفره‌ی مردم، در امید به آینده و در بهبود کیفیت زندگی آنان آشکار شود. 🔹در پایان، حزب اتحاد ملت مجدداً تأکید می‌کند که نباید تفاهم اولیه با آمریکا را به‌عنوان نقطه‌ی پایان یک بحران تصور کرد. به‌گمان ما این برهه از زمان را باید به نقطه‌ی پایان جهاد اصغر تبدیل و کشور را آماده‌ی ورود به مرحله‌ی دشوارتر جهاد اکبر کرد. در این مرحله کشور در آغاز مسیری دشوار برای بازسازی اعتماد عمومی، ترمیم شکاف‌ها، احیای سرمایه‌ی اجتماعی و فراهم آوردن زمینه‌های توسعه‌ی پایدار قرار می‌گیرد. باید با کاهش تنش‌های برخاسته از دوران سپری شده و درک درست از رویکردها، ساختارها و الزامات موردنیاز شرایط جدید، افق‌های تازه‌ای فراروی ایران بزرگ گشوده شود. 🔹 حزب اتحاد امیدوار است این مقطع حساس، سرآغاز فصلی نو در مسیر توسعه، آزادی، عدالت، صلح و پیشرفت ایران باشد، فصلی که در آن کرامت شهروندان، منافع ملی و آینده‌ی ایران، محور تصمیم‌گیری، سیاست‌ورزی و حکومت‌داری قرار گیرد. پیش‌فرض اصلی این رویکرد جدید، پشتیبانی رضایت عمومی و مشارکت فعال شهروندان در تمام طول مسیر است. 🔹بار دیگر بر همه‌ی ایثارگران و شهدای جاویدنام ملت، به‌خصوص شهدای جنگ ظالمانه‌ی اخیر درود می‌فرستیم و از پروردگار مهربان برای مجروحان و آسیب‌دیدگان سلامت، بهبود و آسایش و برای ایران بزرگ و عزیز، عزت و سربلندی آرزو می‌کنیم. ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ حزب اتحاد ملت ایران اسلامی 🔻کانال تلگرام حزب: @ETEHADMELLATIRAN

2
✅تصویر جدید منتشر شده از مهندس میرحسین موسوی در بیمارستان قلب @linkresaneha
✅تصویر جدید منتشر شده از مهندس میرحسین موسوی در بیمارستان قلب @linkresaneha
116
3
دیکتاتوریِ کلیکی 📌آیا ایران به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ است؟ ✍🏻سعید حجاریان 🔹جامعه ایران و‌ متغیرهای مؤثر بر تحولات آن را می‌توان ذیل چندین رهیافت توضیح داد. با ارجاع به انقلاب اسلامی، می‌توان از نظریه‌های انقلاب گفت، به وضعیت گردش نخبگان و الگوهای توسعه ارجاع داد، و یا دست آخر به سیاست‌های شبه‌ائتلافی و آنچه در پستوهای ساخت قدرت می‌گذرد، اشاره کرد. اگر جملگی این رهیافت‌ها را در یک‌ روش طولی و زمان‌مند، در کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطه‌ای مهم رهنمون خواهیم شد و آن این‌که نقش و کارویژه جامعه، اعم از تشکل‌های رسمی، اجتماع‌هایِ ساخت‌یافته و نیز هویت‌های منفرد به‌تدریج تحلیل رفته است و گویی ما به عصر «سیاست توده‌ای» پرتاب شده‌ایم. 🔹می‌خواهم بر سر مسئله «سیاست توده‌ای» توقف کنم و از زاویه‌ای بدان بپردازم و این پرسش را پیش بکشم که چرا افراد جوامع از هنجارها و ساخت‌های تاریخی و نهادمند عبور و عدول می‌کنند، و آخرالامر به تک‌هویت‌هایِ ژلاتینی تبدیل می‌شوند. چندی پیش، نشریه آتلانتیک در نوشته‌ای به بحث درباره شیوه سیاست‌ورزی و سیاست‌گذاری دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده پرداخت و توضیح داد الگوی تصمیم‌سازی یا دست‌کم شیوه جدید قاب‌بندی آن دستخوش چه تحولی شده است. نویسنده این پارادایم جدید را ذیل مفهوم clicktatorship توضیح داده بود؛ عنوانی که می‌توان آن را به «دیکتاتوریِ کلیکی» ترجمه کرد. طرفه آن‌که ما درباره کشوری صحبت می‌کنیم که بنا به تعاریف واجد عقلانیت نهادی بوده است و در غالب موارد توانسته است پروسه تحلیل، تصمیم، و اجرا را، خاصه در زمینه روابط خارجی، با اجماع عقل‌هایِ منفصلِ دولت به پیش براند. 🔹حادث شدن چنین وضعیتی در سیاست امریکا، شاید تا حد قابل توجهی معلول شخصیت رییس‌جمهور فعلی باشد. فردی که، در تحلیل‌ عملکرد دولت‌اش و کیفیت تصمیم‌های‌ او علاوه بر سایر مؤلفه‌ها به وجوه روان‌شناختی نیز توجه می‌شود. چنانکه سابقاً در کتابی که سیمای ترامپ را ترسیم‌ کرده بود، «لذت آنی» (Instant gratification) متغیری تأثیرگذار در حیات اقتصادی- سیاسی خوانده شده و در جای دیگر، وجوه امپراتورگونگی ترامپ برجسته شده بود. 🔹از نمونه امریکا و دونالد ترامپ که درگذریم، می‌بایست این پرسش را پیش بکشیم که آیا می‌توان چنین چارچوب تحلیلی را به جامعه و ساخت قدرت ایران تعمیم داد و ادعا کرد ما هم به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم؟ در بادی امر، با توجه به نظام حکمرانی و رگولاتوری حاکم بر ارتباطات و فضای مجازی ایران باید قاطعانه گفت، خیر! اساساً بستری برای آزادی کلیک وجود ندارد که بخواهد بر فراز بر آن دیکتاتوری متولد شود. ولی زمانی‌که در واقعیت میدان قدری تأمل کنیم، درمی‌یابیم که ما نیز مدت‌هاست به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم. اما چرا؟ mashghenow.com/?p=6393 📌منبع: مجله آگاهی نو، شماره ۱۸، بهار ۱۴۰۵ @linkresaneha
148
4
این خطرها در دوران« نه جنگ، نه صلح»کشور را تهدید می‌کند/ ساختمان‌های خراب شده را می‌توان از نو ساخت اما روحیه اجتماعی به سادگی ترمیم نمی‌شود ✍🏻هادی خانیکی، غلامرضا ظریفیان، نعمت‌الله فاضلی و روزبه کردونی 🔹جنگ چهره‌ای متناقض دارد؛ ویران می‌کند، اما در همان لحظه ویرانی، امکان ساختن نظمی تازه را نیز پیش پای اجتماع می‌گذارد. این امکان اما خودبه‌خود به خیر عمومی تبدیل نمی‌شود. اگر رها شود، اعتماد نسبی به بی‌اعتمادی، همکاری نهادی به رقابت؛ تاب آوری به خستگی اجتماعی و همبستگی به گسست پیوندها می‌انجامد؛ اما اگر بازآفرینی اجتماعی درست فهمیده، روایت و سیاست‌گذاری شود، می‌تواند جامعه را به سوی هماندیشی و همکاری تازه، گفت‌وگوی ملی و بازسازی فراتر از بازسازی دیوارها ببرد. 🔹در چنین وضعیتی، نخستین مسئله بازسازی، دیوارها نیست؛ بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی توانِ باهم‌ماندن است. خانه را می‌توان با آجر و آهن از نو ساخت، خیابان را می‌توان ترمیم کرد و پنجره‌های شکسته را می‌توان جایگزین ساخت؛ اما اگر اعضای جامعه نتوانند دوباره به یکدیگر تکیه کنند، بازسازی فقط صورت شهر را ترمیم می‌کند، نه جان آن را. khabaronline.ir/xpRw3 @linkresaneha
106
5
نکاتی پیرامون تعطیلی دوباره «من و تو» ✍🏻علی افشاری ‏🔹تعطیلی دوباره رسانه زرد، فیک‌نیوز، مبتذل و وابسته «من و تو» نکات مهمی دارد. این شبکه نتوانست در ایرانیان خارج از کشور جمع آبونمانی با ماهی چند دلار مورد نیاز برای بقا جمع کند! 🔹شبکه‌های قدیمی لوس‌آنجلس از «من و تو» تاب‌آوری بیشتری داشته‌اند چون بر اساس منطق تجاری و با پایگاه به دست آورده توانسته‌اند که بقای خود را در سطح محدود و با ادعاهای کم حفظ کنند. 🔹بار دیگر آشکار شد که تبلیغ پهلوی فقط متکی به اسپانسر خارجی است ‌و ریشه استواری در ملتی ندارد که با یک انقلابی مردمی به حیات پادشاهی پهلوی پایان داد. همچنین معلوم شد که اسپانسرهای خارجی فقط استفاده ابزاری می‌کنند و ‌پروژه‌های آنها مقطعی و ناپایدار است. 🔹این اتفاق برگ تایید دیگری است که صفر و صد پروژه فانتزی بازسازی پادشاهی پهلوی خارج‌بنیاد بوده و پهلوی متغیر وابسته مداخله خارجی است. سوء عملکرد جمهوری اسلامی باعث شده تا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه ایران هوادار جریان افراطی، سلطه‌گر و مداخله‌گر قدرت آمریکا شوند. اقبال شکننده و ناپایدار به پهلوی محصول این پدیده است. 🔹واقعیت آن است که رسانه‌های وابسته به قدرت‌های مالی و سیاسی خارجی در جامعه ایران پایگاه استوار پیدا نکرده و‌ محکوم به فنا هستند. این اتفاق دیر یا زود برای شبکه وابسته و پساحقیقت «اینترنشنال» هم خواهد افتاد. البته از بیکار شدن افراد خوشحال نمی‌شوم. @linkresaneha
79
6
🖋گزارش نشست مسئولیت اخلاقی نخبگان علمی در احیای هم‌بستگی اجتماعی و جمعی بودن ایرانیان 🌱🌱🌱🌱 @iranethics+4
🖋گزارش نشست مسئولیت اخلاقی نخبگان علمی در احیای هم‌بستگی اجتماعی و جمعی بودن ایرانیان 🌱🌱🌱🌱 @iranethics
90
7
✅ سید محمد خاتمی: «وطن» نقطه‌ پیوند و اشتراک همه ما است 🔸گفتار سید محمد خاتمی درباره وطن: ✔با هر گرایش، با هر بینش و هر سلیق
✅ سید محمد خاتمی: «وطن» نقطه‌ پیوند و اشتراک همه ما است 🔸گفتار سید محمد خاتمی درباره وطن: ✔با هر گرایش، با هر بینش و هر سلیقه‌ای که داشته باشیم، اگر راست بگوییم، اگر ایرانی باشیم، چه نقطه پیوندی برای همه ما بالاتر از اینکه ایران را عزیز و ملت ایران را سرافراز بخواهیم. ✔اندیشیدن به وطن نقطه‌ پیوند و اشتراک همه ما است. ✔آنچه که وطن را ارزشمند می‌کند اینکه این سرزمین نقطه تجربه مشترک اقوام یا قوم‌هایی است که خاطره تاریخی مشترک دارند. ✔ یعنی وطن در درون ما است، وطن عقاید ماست، گرایش‌های ما است؛ اصلا انسان نمی‌تواند از وطن فرار کند مگر اینکه از خویش فرار کند. 🇮🇷 @jamarannews
79
8
چطور عقاید ایرانیان خارج از کشور واژگونه خوانده شد؟ 🔹یکی از هم‌وطنان خارج از کشور‌ یادداشتی برای سایت عصر ایران نوشته و سعی کرده به این پرسش پاسخ دهد که چرا از ایرانیان خارج کشور که مخالف جنگ و سلطنت‌طلبی‌اند، خبر چندانی منتشر نمی‌شود؟ 🔹او دلایل متعددی ارائه کرده است. من‌جمله اینکه در خارج از کشور فضایی برای ابراز نظر آزادانه و بدون سانسور وجود ندارد (موضوع رسانه‌های معاند). این هم‌وطن، اصلی‌ترین دلیل برای سکوت ایرانیانِ مقیم خارج که مخالف جنگ، سلطنت‌طلبی یا هر دو هستند را عامل «ترس» می‌داند. 🔹او توضیح می‌دهد کوچک‌ترین ابراز نظر تبعات سنگینی برای آن شخصی دارد که مخالفت خود را بیان کرده است. مثلا از پیام یا توییت آن فرد اسکرین‌شات می‌گیرند و برای دانشگاه محل تحصیل یا برای صاحب کارِ او می‌فرستند و انگ حمایت از گروه‌های حامی تروریست به او الصاق می‌کنند. طبق مصوبه‌ اتحادیه اروپا، چنین شخصی باید سریعا اخراج شود. گویا کلی پرونده‌سازی با همین ترتیب انجام شده و تعدادی از استادان و دانشجویان را در کمپین‌های اخراج و تعلیق قرار داده‌اند. به همین خاطر بقیه به این نتیجه می‌رسند که سکوت کم‌هزینه‌ترین راه است و از ارائه نظر و کامنت و هواداری از کشورشان منصرف می‌شوند. این وضعیت را چگونه می‌‌توان توضیح داد؟ https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1103132 @linkresaneha
67
9
خاطره‌ ایران ✍🏻علی‌اصغر سیدآبادی 🔹چند روز پیش با بزرگواری حرف می‌زدیم. گفت برخی آدم‌ها چنان در مدتی کوتاه تغییر کرده‌اند که انگار ساختمانی باشند که برایش تغییر کاربری گرفته باشی. 🔹من بسیاری را سراغ دارم که تا دیروز -‌اگر در دل هم هوادار جمهوری اسلامی نبودند که در ظاهر بودند- پروژه‌بگیران قهارِ نهادهای رسمی بودند و ناگهان تبدیل شدند به هواداران حمله‌ نظامی برای رژیم‌چنج. 🔹از آن طرف، بسیاری را سراغ دارم که بخشی از زندگی‌شان یا با محدودیت‌ها یا در زندان‌ گذشته و شنیده‌ام که برخی‌شان شبانه حتی در میدان‌ها، پرچم‌به‌دست حاضر می‌شوند. کسانی را می‌شناسم که اگر همین امروز پایشان را درون مرز ایران بگذارند، احتمالا بازداشت می‌شوند، اما سفت و سخت علیه حمله‌ نظامی، حتی به قصد براندازی و تغییر سیستمی که احساس می‌کنند از آن آزار دیده‌اند، موضع می‌گیرند. و بسیاری‌شان که درون ایران زندگی می‌کنند، احتمالا همین امروز استعلام‌شان نه برای مدیریت، بلکه برای استخدام ساده در ادارات، تدریس در دانشگاه و مدرسه، گرفتن مجوز یک نهاد فرهنگی و نشریه و بسیاری از فرصت‌هایی که باید حق همگانی باشد، منفی خواهد بود. از این جنس، زن و شوهری را می‌شناسم که سال‌هاست تقریبا از زندگی عادی و شغل مورد علاقه‌شان‌ به همین دلایل‌ محروم هستند. 🔹معمولا این‌جور چرخش‌ها را در چارچوب‌های منفعت‌طلبی و ترس از پیامدهای اتفاقی که در راه است، تفسیر می‌کنند. بر این اساس، افراد الزاما نه به دلیل گرایش فکری و سیاسی، بلکه به دلیل محاسبات سیاسی و اقتصادی و هزینه‌های قابل ‌پیش‌بینی، جایگاهشان را تعیین می‌کنند و ممکن است دچار خطای محاسباتی هم بشوند. https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1103126 @linkresaneha
58
10
گور پدر فرهنگ ✍🏻نعمت الله فاضلی 🔹امروز جمعه و پنجاه و چند روز از تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران می گذرد و با دوست و همکارم صحبت می کردم. گفت این تجاوز فقط به سرزمین و ملت ایران نبوده بلکه به روابط و اعتماد اجتماعی میان مردم هم تجاوز شده است. گفت دو دوست جوان تحصیلکرده در مرحله نهایی ازدواج بودند که بر سر این تجاوز بحثشان شد و مجادله بالا گرفت و موجب انصراف آنها از ازدواج شان گردید. یکی شان طرفدار عمو ترامپ بوده و امیدوار که این جنگ موجب سقوط جمهوری اسلامی می شود و دیگری مخالف آن. 🔹بعد از اعتراضات خونین دی ماه هم یکی از دوستان می‌گفت در جمع خانوادگی بودم و بحث بر سر این اعتراضات بالا گرفت و چنان جدی درگیر شدند که به دعوا و زد و خورد انجامید و عاقبت کار به کلانتری کشید. همه هم تحصیلکرده و هنرمند بودند. از این نمونه ها بسیار است. 🔹حتما شما هم از این نمونه‌ها را تجربه یا مشاهده کرده‌اید. اما از همه جالب‌تر در جمعی بودم و بحث بر سر این تجاوز بالا گرفت. شش نفری بودند همه هم تحصیلکرده. دیدم دارد کار بیخ پیدا می‌کند. گفتم شما تحصیل کرده‌اید و با فرهنگ. نباید اختلافات سیاسی موجب تنش بین ما شود. 🔹ناگهان یکی که عصبی بود گفت گور پدر فرهنگ. گفتم اتفاقا باید گفت گور پدر سیاست نه فرهنگ. دوستی ارزشی والاتر از سیاست دارد. ما نباید رفاقت‌ها و پیوندهای میهنی و خویشاوندی‌های مان را قربانی اختلافات سیاسی کنیم. دیر یا زود این جنگ تمام می‌شود و آنچه ما نیازمندش هستیم همین داد و ستدها و دوستی‌هاست. این دومین بار بود که عبارت عجیب گور پدر فرهنگ را می‌شنیدم. 🔹اولین بار این عبارت را در کتابی از هربرت رید فیلسوف و منتقد ادبی بلندآوازه بریتانیایی دیدم. کتاب "گور پدر فرهنگ" را حسن چاوشیان در ۱۴۰۰ به فارسی ترجمه و منتشر کرد. مجموعه‌ای از جستارهای خواندنی است که عنوان یکی از جستارها هم گور پدر فرهنگ است. در این جستار رید می‌گوید واژه فرهنگ در زبان انگلیسی اولین بار در ۱۵۱۰ با معنا و تعریف مدرن آن بکار رفت. ایده رید این است که در معنای جدید، فرهنگ به معنای فرهیختگی و پرورش طبیعی انسان نیست. بلکه چیزی شبیه کالاست که خریداری یا فروخته می‌شود. فرهنگ دیگر "سنت غریزی" افراد یک جامعه نیست. 🔹رید می‌نویسد بعد از جنگ‌های جهانی اول و دوم فرهنگ از جان مردم جدا شد و کالایی شد که در موزه‌ها، گالری‌ها، کتابخانه‌ها، رسانه‌ها و فضاهای سرگرمی بود و مردم گاهی در "اوقات فراغت سراغ‌شان می‌رفتند"(۴۸)، اما دیگر فرهنگ "روش‌های زندگی‌مان" نبود و نیست. 🔹سخن اصلی هربرت رید بر سر دموکراسی و ارزش‌های دموکراتیک است. بنیان مدرنیته و فرهنگش همین ارزش‌هاست. رید استدلال می‌کند همه آموزش و دانشگاه و موزه و رسانه و فرهنگ به طورکلی امروزه صرفا در خدمت سود و پول هستند، نه در روش زندگی و تربیت و پرورش انسان دموکراتیک، انسانی که به تکثر آرا احترام می‌گذارد و اهل مدارا و تساهل است. رید می‌نویسد "نازی‌ها بسیار فرهنگ- آگاه بودند... اما آگاهی آنها از فرهنگ هر قدر بیشتر می‌شد، توانایی‌شان در تولید فرهنگ کمتر می شد" (۵۷). رید ریشه این ناتوانی از تولید و خلاقیت اصیل را در این می داند که ما فرهنگ را صرفا برای سود می‌خواهیم نه برای استفاده در رشد طبیعی خودمان. چنین چیزی نیز مستلزم "زندگی دموکراتیک" (۶۸) است. رید فرهنگ را در بستر جامعه دموکراتیک واجد ارزش می‌داند و بیرون از آن را معتقد است "به جهنم برود چنین فرهنگی" (۶۶) و "گور پدر فرهنگ، فرهنگی که مانند روی ماهی گندیده ناگواری ریخته می‌شود!" (۴۴). 🔹مقصودم اینجا شرح اندیشه هربرت رید نیست. فضای بحث او چیز دیگری است، اما همه هنرمندان، روزنامه‌نگاران، تحصیلکردگان و اهل قلم و دانشگاهیان که این روزها دغدغه آزادی و دموکراسی دارند و جامعه با فرهنگ کشور هستند این را به خاطر بدارند که راه و رسم فرهنگ و فرهیختگی مراعات اصل مدارا و تساهل و همزیستی است. این قاعده شامل بنیادگرایان تندرو دینی هم می‌شود. آنها که تحصیلکرده و هنرمند و روزنامه‌نگار و بافرهنگند. 🔹این جنگ و تجاوز باید ما را به هم نزدیک کند نه دور. ما ناگزیریم تمرین مدارا کنیم. و الا چه فرهنگی، همان بهتر که به قول هربرت رید گور پدر فرهنگ! همه باید به ساختن ایرانی واقعا دموکراتیک بیندیشیم و برایش بکوشیم. این دموکراتیک شدن باید از شما و ما هم شروع شود والا راه بجایی نمی‌بریم. ما بر سر بسیاری چیزها تفاوت دیدگاه داریم. این اجتناب‌ناپذیر است. برای با هم زیستن چاره‌ای جز به رسمیت شناختن هم و دیدگاه‌های‌مان نداریم. این را تحمل کنیم و همچنان دوست هم بمانیم. #پاینده_ایران @linkresaneha
63
11
داستان «مهار در زمان» ✍🏻آرش رئیسی‌نژاد 🔹چین در چند دهه اخیر از تنش‌های ایران با غرب به‌عنوان یکی از متغیرهای مؤثر در رقابت راهبردی خود با ایالات متحده بهره برده است. این گزاره را می‌توان در چارچوب «مهار زمانی» صورت‌بندی کرد؛ به این معنا که چین از پویایی‌های تنش در خاورمیانه نه صرفاً به‌عنوان یک مسئله منطقه‌ای، بلکه به‌عنوان ابزاری برای مدیریت غیرمستقیم زمان در رقابت بلندمدت با آمریکا استفاده می‌کند. 🔹در این چارچوب، «مهار زمانی» رویکردی ژئوپولیتیکی است که زمان را به‌مثابه یک دارایی راهبردی در نظر می‌گیرد. برخلاف مهار کلاسیک که بر تقابل مستقیم و فوری تمرکز دارد، مهار زمانی بر مدیریت تدریجی توجه، منابع و انرژی راهبردی رقیب در طول زمان تأکید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که این تمرکز یا پراکنده شود، یا دچار فرسایش گردد، یا با تأخیر در بازتوزیع اولویت‌های سیاست خارجی مواجه شود. 🔹از منظر علّی، این فرایند را می‌توان در چند حلقه متوالی توضیح داد: 📌نخست، سطح ژئوپولیتیکی: تنش‌های ایران و غرب موجب تداوم درگیری ساختاری ایالات متحده در خاورمیانه می‌شود. این درگیری باعث می‌شود منابع نظامی، دیپلماتیک و نهادی آمریکا در یک جغرافیا تثبیت شوند و در نتیجه، نوعی قفل‌شدگی راهبردی ایجاد گردد. پیامد مستقیم این وضعیت، کاهش ظرفیت تمرکز بر رقابت با چین در سایر مناطق و در نتیجه تأخیر در چرخش راهبردی به سمت هند-پاسیفیک است. در این مرحله، ایران در منطق تحلیلی به‌مثابه یک «گره ژئوپولیتیکی» عمل می‌کند که با ایجاد اصطکاک، تمرکز راهبردی آمریکا را به‌صورت غیرمستقیم منحرف می‌سازد. 📌دوم، انتقال به سطح ژئواکونومیک: تداوم تنش‌ها موجب افزایش عدم‌قطعیت در بازارهای انرژی، نوسان قیمت نفت، افزایش هزینه‌های بیمه و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی می‌شود. این وضعیت یک هزینه فرصت ژئواکونومیکی برای آمریکا و متحدانش ایجاد می‌کند؛ زیرا سرمایه، ظرفیت سیاست‌گذاری و توجه اقتصادی به جای انتقال به اولویت‌های بلندمدت‌تر (مانند بازآرایی صنعتی در برابر چین)، در مدیریت ریسک خاورمیانه مصرف می‌شود. 📌سوم، اثرات انباشت ژئواکونومیک و مزیت نسبی چین: در چنین شرایطی، چین از این عدم‌قطعیت به‌صورت غیرمستقیم بهره‌برداری می‌کند. از یک سو با استفاده از قراردادهای بلندمدت انرژی و تنوع‌بخشی منابع، ریسک‌های بازار را مدیریت می‌کند؛ و از سوی دیگر، در شرایطی که رقبا درگیر بحران‌های منطقه‌ای هستند، از طریق ابتکار «کمربند و جاده» شبکه‌های زیرساختی و تجاری خود را گسترش می‌دهد. در این سطح، زیرساخت‌ها صرفاً ابزار اقتصادی نیستند، بلکه سازوکارهایی برای تولید وابستگی بلندمدت و مسیرهای توسعه غیرقابل بازگشت محسوب می‌شوند. چهارم، سطح نهادی و مالی جهانی:در ادامه این زنجیره، ساختار تحریم‌ها و چندپارگی نظام مالی جهانی موجب شکل‌گیری اقتصادهای موازی، نظام‌های پرداخت جایگزین و شبکه‌های مالی غیرغربی می‌شود. این روند، یکپارچگی اقتصاد جهانی را به‌صورت نامتقارن و تدریجی دچار تأخیر می‌کند و در نتیجه، فضای بیشتری برای مانور ژئواکونومیک چین در نظام مالی چندقطبی ایجاد می‌شود. 🔹در این منطق، مناطق دارای بی‌ثباتی مزمن مانند ایران به گره‌هایی در شبکه رقابت جهانی تبدیل می‌شوند که با ایجاد اصطکاک ساختاری، امکان اثرگذاری غیرمستقیم بر ریتم کنش ایالات متحده را برای چین فراهم می‌کنند؛ بدون آن‌که نیاز به مداخله مستقیم وجود داشته باشد. به بیان دقیق‌تر، ایران در این چارچوب نه یک بازیگر کاملاً ابزاری، بلکه یک گره ساختاری با پیامدهای تاکتیکی در مهار زمانی رقابت چین-آمریکا تلقی می‌شود. @linkresaneha
45
12
شرط پیروزی ✍🏻عباس عبدی 🔹اخیراً گفتگویی ویدیویی دیدم از یکی از اصول‌گرایان که از اعضای اصلی هیأت مذاکره کننده در پاکستان بود. گفتگوی مفصلی بود و در باره تحلیل چرایی رخ دادن جنگ رمضان و موقعیت کنونی ایران و آینده آن که اغلب از زاویه اقتصاد جهانی تحلیل می‌کرد. نکات قابل توجهی بود ولی چون با زاویه مورد نظر آشنایی نداشتم قادر به تایید و رد دقت و درستی آن گفتگوها نیستم، ولی دو نکته مهم داشت که شایسته یادآوری و بحث است. 🔹در مورد پیروزی ایران نکاتی را به این مضمون گفت که؛ ما فقط به شرطی پیروز جنگ خواهیم بود که بتوانیم اقتصاد کشور را سر و سامان دهیم، و نکته جالب‌تر این بود که معتقد بود می‌توانیم برحسب سیاست‌های کلان اقتصادی که پیش از این ابلاغ شده بود هدف و شرط اول را محقق کنیم. البته مورد دوم و ارجاع به سیاست‌های کلان ابلاغی برداشت من است و او با اشاره به نگاه رهبری در سال‌های گذشته چنین ادعایی را داشت که طبعاً آن نگاه در اصول کلی سیاست‌های کلان اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی بازتاب می‌یافته است. 🔹در مورد اول باید توافق قطعی داشت. پیروزی و شکست در هر جنگی معانی گوناگونی دارد. پیروزی در میدان با پیروزی در جنگ می‌تواند متفاوت باشد. سیاست‌مداران و نظامیان دنبال پیروزی در میدان به عنوان مقدمه‌ای برای رسیدن به پیروزی در جنگ هستند. جنگ، مفهوم و ابعادی بسیار فراتر از میدان دارد. به نظر می‌رسد که این شاخص خیلی خوبی برای سنجش پیروزی و شکست در جنگ است. اگر اقتصاد ایران بتواند در مسیر بازسازی سریع و رشد ۸ درصد و در بهترین حالت در مرز رشد دو رقمی قرار گیرد و در کوتاه‌مدت خسارات را جبران کند، قطعاً ایران پیروز این جنگ خواهد بود. فارغ از اینکه وضعیت میدان و مساله هسته‌ای چه سرنوشتی پیدا کند. 🔹ولی مورد دوم می‌تواند ناقض مورد اول باشد. زیرا اگر آن سیاست‌ها با همان پیش‌فرض‌ها می‌توانست چنین شکوفایی و توسعه‌ای را در اقتصاد فراهم کند، در این صورت تا کنون محقق شده بود و شاهد چنین عقب‌گردی در ۱۵ سال گذشته در معیشت مردم نبودیم. اصولاً حتی اقتصاددانان هم به این نتیجه رسیده‌اند که وضعیت سیاسی کشور مانع اول و اصلی در نرسیدن به رشد و شکوفایی اقتصاد ایران است. چگونه می‌توان در سایه جنگ بود و در داخل هم تنش و درگیری داشت و بدیهی‌ترین امور مثل اینترنت را حل نکرد و همچنان استخوان لای زخم گذاشت، و انتظار داشته باشیم که می‌توانیم به شکوفایی اقتصادی برسیم؟ 🔹برخی معتقدند که آن سیاست‌های کلان ابلاغی به خودی خود مشکلی نداشت و حتی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی قابلیت این را داشت که به عاملی برای رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل شوند، مشروط بر اینکه دو پیش‌شرط ضروری آنها نیز فراهم می‌شد. اول؛ کاهش و حذف تنش‌های خارجی از قبیل تحریم و بویژه برداشتن سایه جنگ از روی کشور؛ دوم؛ رسیدن به حدی از تفاهم عملی و نظری در داخل کشور که نشانه‌ای از ثبات و آرامش سیاسی و شکل‌گیری امید به آینده باشد. 🔹با وجود شرایطی که به رویداد ۱۸ و ۱۹ دی منتهی شود، نمی‌توانیم واجد این شروط برای شکوفایی اقتصادی باشیم. فارغ از علل بروز این رویداد، اصل وجودی آن، مسأله اصلی است. بنابراین می‌توان گفت که اگر با این نگاه و تحلیل به ایده و شرط ایشان بپردازیم، احتمال اینکه در شرایط امروزی، شرط پیروزی نامبرده محقق نشود، بیشتر است، مگر اینکه دو شرط سیاست خارجی و داخلی فراهم شود، در این صورت تازه می‌رسیم به این خاکریز که در اقتصاد چه کار کنیم تا شکوفا شویم؟/ اعتماد @linkresaneha
36
13
گور پدر فرهنگ ✍🏻نعمت الله فاضلی 🔹امروز جمعه و پنجاه و چند روز از تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران می گذرد و با دوست و همکارم صحبت می کردم. گفت این تجاوز فقط به سرزمین و ملت ایران نبوده بلکه به روابط و اعتماد اجتماعی میان مردم هم تجاوز شده است. گفت دو دوست جوان تحصیلکرده در مرحله نهایی ازدواج بودند که بر سر این تجاوز بحثشان شد و مجادله بالا گرفت و موجب انصراف آنها از ازدواج شان گردید. یکی شان طرفدار عمو ترامپ بوده و امیدوار که این جنگ موجب سقوط جمهوری اسلامی می شود و دیگری مخالف آن. 🔹بعد از اعتراضات خونین دی ماه هم یکی از دوستان می‌گفت در جمع خانوادگی بودم و بحث بر سر این اعتراضات بالا گرفت و چنان جدی درگیر شدند که به دعوا و زد و خورد انجامید و عاقبت کار به کلانتری کشید. همه هم تحصیلکرده و هنرمند بودند. از این نمونه ها بسیار است. 🔹حتما شما هم از این نمونه‌ها را تجربه یا مشاهده کرده‌اید. اما از همه جالب‌تر در جمعی بودم و بحث بر سر این تجاوز بالا گرفت. شش نفری بودند همه هم تحصیلکرده. دیدم دارد کار بیخ پیدا می‌کند. گفتم شما تحصیل کرده‌اید و با فرهنگ. نباید اختلافات سیاسی موجب تنش بین ما شود. 🔹ناگهان یکی که عصبی بود گفت گور پدر فرهنگ. گفتم اتفاقا باید گفت گور پدر سیاست نه فرهنگ. دوستی ارزشی والاتر از سیاست دارد. ما نباید رفاقت‌ها و پیوندهای میهنی و خویشاوندی‌های مان را قربانی اختلافات سیاسی کنیم. دیر یا زود این جنگ تمام می‌شود و آنچه ما نیازمندش هستیم همین داد و ستدها و دوستی‌هاست. این دومین بار بود که عبارت عجیب گور پدر فرهنگ را می‌شنیدم. 🔹اولین بار این عبارت را در کتابی از هربرت رید فیلسوف و منتقد ادبی بلندآوازه بریتانیایی دیدم. کتاب "گور پدر فرهنگ" را حسن چاوشیان در ۱۴۰۰ به فارسی ترجمه و منتشر کرد. مجموعه‌ای از جستارهای خواندنی است که عنوان یکی از جستارها هم گور پدر فرهنگ است. در این جستار رید می‌گوید واژه فرهنگ در زبان انگلیسی اولین بار در ۱۵۱۰ با معنا و تعریف مدرن آن بکار رفت. ایده رید این است که در معنای جدید، فرهنگ به معنای فرهیختگی و پرورش طبیعی انسان نیست. بلکه چیزی شبیه کالاست که خریداری یا فروخته می‌شود. فرهنگ دیگر "سنت غریزی" افراد یک جامعه نیست. 🔹رید می‌نویسد بعد از جنگ‌های جهانی اول و دوم فرهنگ از جان مردم جدا شد و کالایی شد که در موزه‌ها، گالری‌ها، کتابخانه‌ها، رسانه‌ها و فضاهای سرگرمی بود و مردم گاهی در "اوقات فراغت سراغ‌شان می‌رفتند"(۴۸)، اما دیگر فرهنگ "روش‌های زندگی‌مان" نبود و نیست. 🔹سخن اصلی هربرت رید بر سر دموکراسی و ارزش‌های دموکراتیک است. بنیان مدرنیته و فرهنگش همین ارزش‌هاست. رید استدلال می‌کند همه آموزش و دانشگاه و موزه و رسانه و فرهنگ به طورکلی امروزه صرفا در خدمت سود و پول هستند، نه در روش زندگی و تربیت و پرورش انسان دموکراتیک، انسانی که به تکثر آرا احترام می‌گذارد و اهل مدارا و تساهل است. رید می‌نویسد "نازی‌ها بسیار فرهنگ- آگاه بودند... اما آگاهی آنها از فرهنگ هر قدر بیشتر می‌شد، توانایی‌شان در تولید فرهنگ کمتر می شد" (۵۷). رید ریشه این ناتوانی از تولید و خلاقیت اصیل را در این می داند که ما فرهنگ را صرفا برای سود می‌خواهیم نه برای استفاده در رشد طبیعی خودمان. چنین چیزی نیز مستلزم "زندگی دموکراتیک" (۶۸) است. رید فرهنگ را در بستر جامعه دموکراتیک واجد ارزش می‌داند و بیرون از آن را معتقد است "به جهنم برود چنین فرهنگی" (۶۶) و "گور پدر فرهنگ، فرهنگی که مانند روی ماهی گندیده ناگواری ریخته می‌شود!" (۴۴). 🔹مقصودم اینجا شرح اندیشه هربرت رید نیست. فضای بحث او چیز دیگری است، اما همه هنرمندان، روزنامه‌نگاران، تحصیلکردگان و اهل قلم و دانشگاهیان که این روزها دغدغه آزادی و دموکراسی دارند و جامعه با فرهنگ کشور هستند این را به خاطر بدارند که راه و رسم فرهنگ و فرهیختگی مراعات اصل مدارا و تساهل و همزیستی است. این قاعده شامل بنیادگرایان تندرو دینی هم می‌شود. آنها که تحصیلکرده و هنرمند و روزنامه‌نگار و بافرهنگند. 🔹این جنگ و تجاوز باید ما را به هم نزدیک کند نه دور. ما ناگزیریم تمرین مدارا کنیم. و الا چه فرهنگی، همان بهتر که به قول هربرت رید گور پدر فرهنگ! همه باید به ساختن ایرانی واقعا دموکراتیک بیندیشیم و برایش بکوشیم. این دموکراتیک شدن باید از شما و ما هم شروع شود والا راه بجایی نمی‌بریم. ما بر سر بسیاری چیزها تفاوت دیدگاه داریم. این اجتناب‌ناپذیر است. برای با هم زیستن چاره‌ای جز به رسمیت شناختن هم و دیدگاه‌های‌مان نداریم. این را تحمل کنیم و همچنان دوست هم بمانیم. #پاینده_ایران @linkresaneha
0
14
راه رجایی یا روش کشمیری؟ 📌سایت اختلاف‌افکن و اهانت‌کننده به مراجع به دنبال تکمیل پروژه ترامپ در ایران! ✍🏻خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران در یادداشتی خطاب به رجانیوز نوشت: 🔹نکته: پیش از هرچیز، باید تاکید کنیم که تاسف‌بار است به واسطه حرکت سازمان‌یافته یک جریان مشکوک، مجبوریم دقایقی را -هرچند بسیار اندک- مصروف پاسخ به دروغ‌پردازی‌های این جریان در داخل کنیم. حال آنکه اگر این اقدامات ضد امنیت ملی آنان نبود، حتی همین فرصت‌های اندک باید به صورت ۲۴ ساعته، همچون قبل، متمرکز بر مقابله با آمریکا و اسرائیل می‌شد. و اما بعد: 🔹آمریکائی‌ها می‌دانند که ایران ذیل رهبری مقتدرانه حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، هرگز تسلیم نمی‌شود و آنها نه تنها توان از بین بردن قابلیت‌های نظامی و دفاعی کشورمان را ندارند، بلکه استحکام ساخت سیاسی و اجتماعی و دفاعی ایران به اندازه‌ای است که آمریکای مدعی و اسرائیل منحوس را عملاً از پای درمی‌آورد و آنان را به مهلکه می‌برد. 🔹و آنها راهی جز تخریب اتحاد مقدس ملت مبعوث شده و حاکمیت مقتدر ایران ندارند. به همین دلیل حتی قبل از برهه سکوت نظامی، بخش مهمی از توجه خود را روی این موضوع متمرکز کرده‌اند. 🔹تجربه نیز نشان داده است که آمریکایی‌ها و بویژه اسرائیلی‌ها در این زمینه بر روی شبکه‌ای از نفوذ که در داخل ایران سازماندهی کرده‌اند، حساب ویژه‌ای باز می‌کنند تا آنها را در بزنگاه‌های مهم به صحنه بیاورند. 🔹در همین اتفاقات اخیر و تحرکات مشکوکی که برای تخریب اتحاد مقدس در ایران شکل گرفته، ردپاهای جدی از نفوذ و تحرکات مشکوک دیده می‌شود و حتی اخیراً برخی نیز در این زمینه دستگیر شده‌اند. اما در این میان، برخی گروه‌های کوچک نیز تحرکاتی انجام می‌دهند که یا دست کم ریاکارانه و سیاست‌بازانه است و یا باید ردپایی از پیروی‌های کورکورانه یا هدفمندانه در آن مشاهده کرد. 🔹مثلا‌ً یکی از سایت‌ها به نام رجانیوز علیرغم سابقه تلاش بنیانگذاران مومن انقلابی اولیه، چند سالی است با تغییر تیم اداره‌کننده به رویکرد مشکوک و تفرقه‌افکنی روی آورده که یکی از نقاط سیاه کارنامه‌اش توهین آشکار به مراجع است؛ حال این سایت این روزها به دروغ مدعی نقد دیگران به خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب شده است. آنهم درباره تسنیمی که جان فدایی‌اش برای رهبر معظم انقلاب و ایستادگی‌ شبانه‌روزی‌اش بر اصول و خطوط قرمز ایشان بر دوست و دشمن محرز است. 🔹این سایت (رجانیوز) چندی پیش در اهانتی وقیحانه به مراجع، نوشته بود که “اغلب این‌گونه است که مراجع به دلیل «ارتباطات محدود» و «محیط بسته»‌ای که در آن هستند، با واسطه با «واقعیّت» تماس دارند و این واسطه‌ها، همان «اعضای دفتر» هستند. در واقع، اعضای دفتر، «مهندسان مواضع» و «طرّاحان ذهن» این بزرگان هستند”. اهانت به مراجع، تنها یک بخش از کارنامه ستیزه‌جویانه این گروه کوچک است؛ فقط تماشا کنید و ببینید آنها طی همین روزهای اخیر چه کسانی را مورد هجمه و تخریب قرار داده‌اند؟ از سخنران اصیلی همچون حجت‌الاسلام حامد کاشانی تا مداح انقلابی مانند حاج میثم مطیعی، هرکس به وحدت بر مبنای فرامین رهبر معظم انقلاب تاکید کند، با حمله اینها مواجه می‌شود! 🔹و البته این مساله مختص زمان حاضر هم نیست؛ برخی افراد مورد حمایت این جریان به بهانه نقد یک مطلب (که درباره جزییات آن قضاوتی نداریم) چه رفتاری با دفتر نشر آثار امام شهید کردند؟! برخی از اعضای این جریان چه مواضعی درباره حاج قاسم سلیمانی داشتند؟! با سرداران شهید مانند سلامی و باقری و حاجی‌زاده، چگونه برخورد می‌کردند و حالا با چه رویی خود را مدافع سرداران نقطه‌زن کشور می‌خوانند؟! 🔹این گروه کوچک درحالی ریاکارانه خود را منتقد برجام و دیگران را مدافع برجام جا می‌زند که اولاً کارنامه همگان از جمله تسنیم درباره این توافقنامه روشن است و ثانیاً اگر برجام توافقنامه خسارت باری است- که هست- حتماً نحوه عملکرد امثال این تفکر در سال ۹۲، یکی از عوامل اصلی روی کار آمدن حسن روحانی در کشور است که باعث خسارات زیاد و از دست رفتن یک دهه شد! 🔹ریاکاری و سیاست‌بازی و تفرقه‌افکنی و تکمیل پازل دشمن اگر روش کشمیری نباشد، حداقل راه رجایی نیست! نام شهید رجایی با اخلاص و تقوا و اسلام‌دوستی و احترام به مراجع عظام و اتحاد ملی گره خورده است. اگر روش کشمیری، که همان ترور اشخاص بود مذموم و محکوم است؛ «ترور شخصیتی» کمتر از ترور فیزیکی نیست؛ چه آنکه خداوند فرمود آبروی مومن از کعبه هم بالاتر است. 🔹و نهایتاً، تسنیم ترجیح می‌دهد از این پس بار دیگر همچون گذشته، تمرکز خود را صرفاً بر مبارزه با آمریکا و اسرائیل قرار دهد و وقت خود را بیش از این برای پاسخگویی به توهمات مصروف نکند. @linkresaneha
0
15
حقِ فروشی: روایت اینترنت پرو ✍🏻محمد مالجو 🔹«اینترنت پرو» نامی فریبنده است برای سیاستی که اساساً چیزی نیست مگر رسمی‌کردن نابرابری در دسترسی به یکی از بنیادی‌ترین زیرساخت‌های عصر ما. وقتی دسترسی به اینترنت به سطوح «عادی» و «پرو» تفکیک می‌شود، ما دیگر نه با یک تصمیم فنی که با تصمیمی عمیقاً سیاسی مواجه‌ایم. تفکیک اینترنت به نسخۀ «عادی» و «پرو» چیزی جز طبقه‌بندی شهروندان به برخوردار و محروم نیست. 🔹«اینترنت پرو» سرویسی است که پس از احراز هویت و تأیید صلاحیت عمدتاً به برخی کسب‌وکارهای مجوزدار تعلق می‌گیرد، اینترنتی پایدارتر با دسترسی کم‌محدودتر به برخی خدمات بین‌المللی. دارندگان اینترنت پرو، در کنار دارندگان خط‌های موسوم به سفید، در زمان اختلال یا قطع اینترنت، کماکان به شبکۀ بین‌الملل دسترسی دارند اما اکثریت مردم فقط به شبکۀ محدود داخلی. قیمت مصرف نیز به‌وضوح طبقاتی است: هزینۀ هر گیگ در برخی کاربردها چندین برابر اینترنت عادی است و برای کسب‌وکارها می‌تواند به ده‌ها میلیون تومان در سال برسد. به بیان ساده، آنچه عرضه می‌شود نه «اینترنت بهتر برای همه» بلکه «حق اینترنت با احراز هویت و بهای گزاف» است. 🔹آنچه در روزهای جنگ به‌ صورت قطع و وصل‌های تصادفی و دسترسی‌های ناپایدار و امتیازهای محدود تجربه می‌شد نه وضعیتی استثنایی بلکه بازتاب فشردۀ همان منطقی بود که سال‌هاست توزیع منابع را در برخی قلمروها سامان می‌داده است. در آن وضعیت، دسترسی به اینترنت دیگر نه یک حق عمومی بلکه امتیازی نابرابر بود: یا به طرزی رسمی از مسیر نزدیکی به قدرت سیاسی به دست می‌آمد یا در بازار غیررسمی از مسیر برخورداری از ثروت اقتصادی. 🔹«اینترنت پرو» دقیقاً همین منطق را از وضعیت استثنایی به قاعده‌ای پایدار تبدیل می‌کند. اگر در اینترنت جنگی می‌دیدیم که نابرابری در دسترسی به‌ صورت موقت و ناپایدار تجربه می‌شد، اکنون همان نابرابری رسماً قیمت‌گذاری‌ شده است. به بیان دیگر، آنچه پیش‌تر به‌اجبار و در شرایط بحران رخ می‌داد، اکنون به سیاستی آگاهانه بدل شده است. 🔹مدافعان طرح می‌گویند کسب‌وکارها به اینترنت پایدار نیاز دارند. درست می‌گویند. اما برای پاسخ‌دادن به این نیاز باید کیفیت اینترنت را برای همه بهبود بخشید، نه این که «راه فرار» را به گروهی محدود فروخت. «پرو» در عمل شبیه خط ویژه‌ای است که نه برای اورژانس بلکه برای صاحبان قدرت و سرمایه باز شده. نتیجه چه می‌شود؟ شکل‌گیری بازاری که مزیت رقابتی نه از نوآوری بلکه از امتیاز تبعیض‌آمیز دسترسی به زیرساخت عمومی به‌دست می‌آید. 🔹اما مسئله از اقتصاد فراتر می‌رود. اگر در اینترنت جنگی شاهد آمیزه‌ای از دو منطق بودیم، یعنی از یک‌ سو تخصیص امتیاز بر اساس نزدیکی به قدرت سیاسی و از سوی دیگر برخورداری از ثروت اقتصادی، اکنون «اینترنت پرو» این دو منطق را به‌ صورت یک سیاست منسجم تثبیت می‌کند. نتیجه عبارت است از نظمی دوپاره: در یک سو با اقلیتی مطلق مواجه‌ایم که یا امتیاز سیاسی دارند یا توان مالی و، در سوی دیگر، با اکثریتی که هیچ‌یک از این دو ویژگی را ندارند و ازاین‌رو محروم‌اند از یک حق پایه. 🔹پیام از منظر سیاسی بسیار روشن است: به‌ جای حل مسئلۀ عمومی عملاً حق دسترسی به اینترنت جهانی را خصوصی‌سازی می‌کنیم و سپس دسترسی بهتر را همچون یک امتیاز می‌فروشیم. این یعنی عادی‌سازی یک منطق خطرناک: حقوق پایه را می‌توان به کالا تبدیل کرد و بر اساس توان پرداخت فروخت. 🔹در این میان، مسئولیت حقوقی چنین فاجعه‌ای متوجه دولت مسعود پزشکیان است، دولتی که با وعدۀ کاهش شکاف‌ها و بهبود شرایط عمومی بر سر کار آمد اما اکنون با چنین طرحی نه‌فقط در جهت رفع نابرابری گامی برنمی‌دارد بلکه نهادینه‌اش نیز می‌کند. این سیاست نه یک خطای فنی است نه یک سوءتدبیر مقطعی. انتخابی است سیاسی که نشان می‌دهد دولت به‌ جای بازسازی زیرساخت عمومی عملاً به مدیریت و بهره‌برداری از نابرابری روی آورده است. دولت پزشکیان با پیشبرد «اینترنت پرو» عملاً همان منطقی را که در شرایط بحرانی و جنگی به‌ طرزی عریان دیده شد به وضعیت عادی تبدیل می‌کند: تبدیل حق به امتیاز و تبدیل امتیاز به کالایی قابل خرید. این رویکرد به‌تدریج مفهوم برابری شهروندی را از معنا تهی می‌سازد. 🔹آقای مسعود پزشکیان، این دیگر نه سیاست‌گذاری بلکه حراجِ حق است با امضای دولت شما. آنچه پیش می‌برید نه تدبیر و نه حتی خطا بلکه سقوطی است آگاهانه از پاسداریِ حق به دلالیِ امتیاز. @linkresaneha
0
16
آیا تضمینی برای «صلح پایدار» وجود دارد؟ ✍🏻کوروش احمدی/ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ 🔹تقریبا از اوائل جنگ ۴۰ روزه یک تم در گفتمان مقامات ما پیوسته تکرار و تاکید می‌شد، به این مضمون که ما با آتش بس مخالفیم و خواستار «خاتمه پایدار جنگ» هستیم؛ به نحوی که دوباره شاهد تجاوز مجدد آمریکا و اسرائیل نباشیم. بعد از شروع آتش بس، اکنون برخی از مقامات و کارشناسان بر آن اند که باید از تنگه هرمز برای رسیدن به خاتمه پایدار جنگ یا صلح پایدار استفاده کرد. این معنی برای من چندان مفهوم نیست. 🔹اصولا نحوه و شرایط خاتمه جنگ نمی‌تواند تضمین‌کننده یا حداقل موثر برای خاتمه پایدار جنگ یا برقراری صلح پایدار، یعنی عدم حمله مجدد به ایران، در آینده باشد. اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، تنها و تنها بستگی به شرایط، اوضاع و احوال، تصمیمات سیاستی و منافع کشورها، تعادل قوا و صف‌بندی نیروها در مقاطع زمانی مختلف در آینده دارد. 🔹به عبارت دیگر، هیچ تضمینی برای اینکه یک کشور در آینده هدف حمله قرار نگیرد، وجود ندارد. روسیه در ۱۹۹۴ طی عهدنامه ای با ضمانت انگلیس و آمریکا تعهد کرد که در صورتی که اوکراین بمب‌های اتمی باقی مانده از شوروی سابق را به روسیه بازگرداند، تعهد می‌کند که هرگز آن کشور را هدف تجاوز قرار نخواهد داد. دیدیم که چه شد. لذا اگر امروز مثلا ایران وعده خاتمه پایدار جنگ را مثلا در ازای اعاده وضعیت عادی تنگه هرمز دریافت کند، هیچ تضمینی نیست که در آینده به چنین وعده ای وفا شود. می خواهم بگویم که اساسا از ابتدا مطالبه خاتمه پایدار جنگ در گفتمان مقامات ما حداکثر به کار روابط عمومی می آمد و اکنون نیز اساسا نیازی به طرح چنین موضوعی  در مذاکرات نیست. 🔹اما به هر حال، تنگه هرمز جایی نخواهد رفت و در صورتی که ایران هدف حمله قرار گیرد، می تواند کاربرد امروز را دوباره پیدا کند. یعنی کاربرد بازدارندگی داشته باشد. البته این کشف جدیدی هم نیست و همیشه از این امتیاز ژئوپلیتیک کشورمان مطلع بوده‌ایم.   @linkresaneha
0
17
از یاسمین انصاری تا شیرین عبادی! ✍🏻احمد زیدآبادی 🔹در این دنیای فانی یکی می‌شود یاسمین انصاری نمایندهٔ آریزونا در کنگرهٔ آمریکا که یقهٔ ترامپ و هگست را سخت چسبیده و برای استیضاح آنها به دلیل ارتکاب جنایت علیه بشریت در ایران تلاش می‌کند و یکی هم می‌شود شیرین عبادی که برغم دریافت "جایزه صلح" از بنیاد نوبل، دور افتاده و مروج جنگ و نفرت و خشونت علیه کشور خود شده است! 🔹متأسفانه نمی‌توان به خانم عبادی اشاره‌ای کرد و از یادآوری محسن مخملباف سر باز زد! آقای مخملباف سینما را با فیلم‌های فوقِ‌مبتذلی چون دوچشم‌بی‌سو آغاز کرد و به فیلم انسان‌دوستانهٔ پرزیدنت رسید. دعوت او از فردی چون ترامپ برای حمله به ایران اما نشان داد که آقای مخملباف در عمر هنری خود، گرچه به لحاظ آفاقی دور قمری 360 درجه‌ای را تجربه کرده اما به لحاظ انفسی یعنی بینش سیاسی و شجاعت اخلاقی در همان نقطهٔ آغازین خود درجا زده است! 🔹من مشکل آدم‌هایی چون خانم عبادی و آقای مخملباف را صرفاً ناآگاهی از مناسبات پیچیده و بغرنج بین‌المللی نمی‌دانم. بدخواهی و بدسرشتی را نیز به آنان نسبت نمی‌دهم. مشکل آنان فقدان شجاعت اخلاقی است. همین فقدانِ شجاعت اخلاقی سبب می‌شود که آنها توان عصيان علیه فضاسازی‌ها و موج‌های پیرامون خود را نداشته باشند و از ترس نامحبوب شدن در پاره‌ای محافل رسانه‌ای و تبلیغاتی مغلوب و مرعوب آنها شوند و عملاً بر روی وجدان خود خاک بریزند! 🔹وگرنه کدام وجدان بیدار اجازه می‌دهد که پس از برملا شدن مصائب جنگ و نیات شوم ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، باز همچنان از دعوت آنان به جنگ علیه کشور دفاع کرد و یا با سکوتی مرگبار اصلاً به روی مبارک خود نیاورد؟ 🔹به قول مارکوس اورلیوس امپرتور روم، این زندگی فانی، کوتاه است و دیرپاترین شهرت‌ها نیز زودگذرند! 🔹خوشا به حال آدمیانی که این نکته را همواره در نظر داشته باشند. @linkresaneha
0
18
روایت عبدالکریم سروش از دوران پس از صلح و توصیه به حاکمان: ✔️جا دارد که رزمندگان خود را تحسین کنیم/ رنج‌های تاریخی به ما آموخته که چگونه از سرمایه‌های خودمان استفاده بهینه کنیم 🔹آرزو می‌کنیم که حکومت ایران پس از این پیروزی جنگی سرمست از غرور بر نیاید. بلکه در مقابل مردم متواضع‌تر و فروتن‌تر شود و به قانون بهتر و بیشتر از گذشته گردن بنهد و عدالت را بهتر و بیشتر از گذشته حکم فرما کند و داد مظلومان را بستاند و ظالمان را به چوب دستی عدالت ادب کند و زندانیان سیاسی را آزاد کند و با مردم از در آشتی درآید و ناروایی‌ها و رسم‌هایی را که در گذشته بر مردم رفته است جبران کند و به عهد خویش با مردم وفادار باشد. و عدالت را که سر حلقه سیاست و اخلاق است، پیش چشم بدارد 🔹امیدواریم که کشور ما آینده خوشی در پی داشته باشد، اگر جهان خواران و جهانداران بگذارند. نسیمی می‌وزد، اما آیا این نسیم پایدار است یا دوباره با پیمان‌شکنی و بدعهدی پیمان‌شکنان باز خواهد ایستاد. 🔹ما پیمان.شکنی و بدعهدی از اینان کم ندیده‌ایم. همان که قرآن گفته که هیچ پیمانی را نگه نمی‌دارند، بلکه عهود خود را می‌شکنند. ‌🔹عهدشکنی از رذیل‌ترین رذائل اخلاقی است که متاسفانه در ناجوانمردان و خون آشامان بیشتر دیده می‌شود و ما هم از سوء‌بخت گرفتار این خون آشامان شده‌ایم از یک طرف آن رژیم کنعانی و از طرفی هم این رژیم آمریکایی. ‌🔹جا دارد، که ما رزمندگان خود را تحسین کنیم. امروز کوس پیروزی ایرانیان را همه جا بر بام جهان می‌نوازند و من بسیار خشنودم و مفتخرم که چنین وضعی در کشور ما پدید آمد و به حمدالله ایرانیان و زانوی تسلیم در نیامدند و دست بالا نکردند. بلکه سرفرازانه و سربلندانه در مقابل دشمن خونخوار ایستادند و نشان دادند که در مقام دفاع از مکتب خود و میهن خود جانانه فداکاری می‌کنند و خون‌فشانی می‌کنند و از دادن جان دریغ ندارند. ‌ توصیه به حاکمان: 🔹آرزو می‌کنیم که حکومت ایران پس از این پیروزی جنگی سرمست از غرور بر نیاید. بلکه در مقابل مردم متواضع‌تر و فروتن‌تر شود و به قانون بهتر و بیشتر از گذشته گردن بنهد و عدالت را بهتر و بیشتر از گذشته حکم فرما کند و داد مظلومان را بستاند و ظالمان را به چوب دستی عدالت ادب کند و زندانیان سیاسی را آزاد کند و با مردم از در آشتی درآید و ناروایی‌ها و رسم‌هایی را که در گذشته بر مردم رفته است جبران کند و به عهد خویش با مردم وفادار باشد. و عدالت را که سر حلقه سیاست و اخلاق است، پیش چشم بدارد. 🔹مبادا با زبان زور با مردم سخن بگوید، مبادا گمان کند که جایگاه الهی در میان مردم دارد. بلکه خود را یکی از این مردم بشمارد. از تخت سرمستی و غرور پایین بیاید، با مردم همنشینی کند، این مردم فداکار این مردم ستم دیده این مردم دردمند و مرهمی بر زخم‌های ان‌ها بگذارد. ‌🔹ما امیدواریم که دوره سوم جمهوری اسلامی در ایران دوره‌ای باشد، بسیار بهتر از دوران‌های پیشین و ما روزهای روشن و سپیدی را در پیش رو داشته باشیم. 🔹من بسیار امید می‌برم که چنین شود و از گذشته عبرت بگیریم، درس بیاموزیم. عقلا بتوانند در امر سیاست کشور مشارکت کنند و با حسن تدبیرشان امور را سامان بدهند. پا به پای هم کشوری بسازیم که چشم دیگران را خیره کند و الگویی بشود، هم برای تاریخ ما و هم برای جهانیان. ‌🔹ما می‌توانیم، ما مغزهای بسیار توانمند و توانایی داریم، آدمیان با وجدانی داریم، حتی رنج‌های تاریخی به ما آموخته است که چگونه از سرمایه‌های خودمان استفاده بهینه کنیم. به شرط اینکه فضایی باشد، که این امکان رو فراهم کند. 🔹حجم این دفاعیات نظامی که در ایران صورت می‌گیرد و این سلاح‌های پیشرفته‌ای که ساخته شده همه محصول مغزهای توانای دانشمندان کشور ماست. بر آنها باید آفرین گفت. 🔹شهید دادند. کشته دادند و محرومیت کشیدند با همه این احوال این کشور را چنان تقویت کردند که در مقابل دشمنان بایستد و آنها را حیرت زده و خیره کند، امیدواریم از این توانایی‌ها بهره‌برداری بهینه بشود. 🔹جوانان ما کسانی که در خارج کشور کار می‌کنند و دانش می‌آموزند، فرصت بیابند، مجال بیابند، که بتوانند به کشور خودشان برگردند و با برگشتن‌شان با لبخند متولیان روبرو شوند. 🔹مجال برای کار آنها باشد، آزادی برای رفتار انها باشد، برای دانش‌آموزی و دانش‌اندوزی باشد. 🔹دانشگاه‌های ما جزو معتبرترین دانشگاه‌های جهان به شمار بروند، مغز پروردن نه فراری دادن مغزها کارشان باشد. 🔹آنگاه است که ما می‌توانیم به یک جامعه توانا و یک جامعه مدنی امید بورزیم و آن را محقق بسازیم انشالله که چنین خواهد بود. @linkresaneha
0
19
✍🏻آرش رئیسی‌نژاد 🔹جنگ کنونی هرگز درباره یک پیروزی سریع نبود؛ بلکه از ابتدا درباره این بود که چه کسی زودتر می‌شکند. 🔹نه موشک‌ها، نه سرزمین؛ بلکه تاب‌آوری. 🔹اکنون قمار واقعی در حال آشکار شدن است: چه کسی می‌تواند بیشتر دوام بیاورد؟ امریکا در برابر اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز یا ایران در برابر محاصره دریایی و اقتصادیِ مداوم؟ 🔹یک طرف سرانجام می‌شکند. طرف دیگر نتیجه را رقم خواهد زد. 🔹این، جنگِ تاب‌آوری است! @linkresaneha
0
20
نگاهی به بودجه پیشنهادی دولت آمریکا برای سال آینده؛ جنگ و نظامی‌گری اولویت ترامپ است! 🔹بودجه پیشنهادی دولت ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۷ در بخش هزینه‌های اختیاری حدود ۲/۲ تریلیون دلار است. از این رقم، حدود ۱/۵ تریلیون دلار به بودجه نظامی اختصاص یافته؛ یعنی نزدیک به ۶۳ درصد کل بودجه فقط برای ارتش آمریکا! 🔹در مقابل، بودجه بخش‌های غیرنظامی، یعنی آموزش، مسکن، بهداشت، محیط‌زیست و خدمات اجتماعی کاهش ۳۰۰ میلیارد دلاری داشته است! یعنی حتی ۱۰ درصد کاهش نسبت به سال قبل! همچنین در بودجه پیشنهادی دولت ترامپ، منابع نهادهای امنیتی و پلیسی آمریکا و کنترل مرزها نیز افزایش قابل توجهی داشته است. 🔹این ارقام تصویر ساده‌ای از اولویت‌های دولت ترامپ ارائه می‌دهد: جنگ و نظامی‌گری در کانون توجه، خدمات اجتماعی و نیازهای واقعی مردم آمریکا در حاشیه. در چنین شرایطی، اظهارنظر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در اواسط جنگ که گفته بود «تصور کنید اگر ایران به جای ارتش، برای رفاه مردمش پول خرج می‌کرد» معنای متفاوتی پیدا می‌کند. شاید این پرسش، پیش از هر جا، درباره آمریکای ترامپ قابل طرح باشد/ آمریکانا @linkresaneha
0