لینک رسانههای اصلاحطلب
Открыть в Telegram
دسترسي آسان به لينك رسانه هاي اصلاح طلب و ساير رسانه هاي پرمخاطب
Больше825
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-730 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Облако тегов
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+1
в 0 каналах
июнь '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+4
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+5
в 2 каналах
Get PRO
февраль '26
+3
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+2
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+3
в 1 каналах
Get PRO
август '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+4
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+6
в 0 каналах
Get PRO
май '250
в 1 каналах
Get PRO
апрель '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+5
в 1 каналах
Get PRO
январь '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '24
+4
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+5
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '24
+3
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+9
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+33
в 4 каналах
Get PRO
июль '24
+62
в 3 каналах
Get PRO
июнь '24
+53
в 4 каналах
Get PRO
май '24
+19
в 2 каналах
Get PRO
апрель '24
+8
в 2 каналах
Get PRO
март '24
+14
в 1 каналах
Get PRO
февраль '24
+8
в 1 каналах
Get PRO
январь '24
+8
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '23
+7
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+11
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+4
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+4
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+3
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+23
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+29
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+11
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+17
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+1 232
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 13 июля | 0 | |||
| 12 июля | 0 | |||
| 11 июля | 0 | |||
| 10 июля | 0 | |||
| 09 июля | 0 | |||
| 08 июля | 0 | |||
| 07 июля | 0 | |||
| 06 июля | 0 | |||
| 05 июля | 0 | |||
| 04 июля | +1 | |||
| 03 июля | 0 | |||
| 02 июля | 0 | |||
| 01 июля | 0 |
Посты канала
Repost from N/a
کتابخانهای که نماد جنبش تسخیر والاستریت شد
در سپتامبر ۲۰۱۱ و در جریان جنبش تسخیر والاستریت در پارک زوکوتی (در قلب منطقه مالی نیویورک) یک دانشجوی کتابداری، جعبهای مقوایی و پر از کتاب را گوشهٔ پارک میگذارد. چند هفته بعد، مجمع عمومی جنبش تصمیم میگیرد این جعبه را به یک نهاد تبدیل کند: «کتابخانه مردمی». کتابداری به نام بتسی فِیگین هم مسؤولیت ادارهٔ آن را برعهده میگیرد.
آنچه در ادامه رخ میدهد اما جالبتر است؛ این ایده در روزها و هفتههای بعد به یکی از پدیدههای مهم جنبش تسخیر والاستریت تبدیل میشود. مجموعه کتابهای این کتابخانه در کمتر از دو ماه به بیش از ۵,۵۰۰ جلد میرسد. کتابهایی که شهروندان، نویسندگان و ناشران اهدا میکنند و شامل طیف متنوعی از کتابهای مقدس همه ادیان تا آثاری از سراسر طیفهای سیاسی و از شعر تا کتاب کودک را در بر میگیرد. همزمان کتابداران حرفهای داوطلب، تکتک کتابها را در سامانه LibraryThing فهرستنویسی میکنند. نظام امانت هم کاملاً مبتنی بر اعتماد شکل میگیرد: هر کتابی را میخواهی بردار، هر وقت خواستی برگردان. در همین حال پتی اسمیت، خواننده و نویسنده، چادری به کتابخانه هدیه میدهد که به «قلعه پتی» معروف میشود.
بامداد ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱، پلیس نیویورک به دستور شهردار پارک را تخلیه میکند و کل مجموعهٔ کتابها به کامیونهای زباله منتقل میشود. از کل مجموعه، تنها حدود هزار جلد بعداً از انبار سازمان پسماند شهری بازمیگردد که بخش بزرگی از همانها هم غیرقابل استفاده نیست.
واکنشها اما فراتر از جنبش میرود. انجمن کتابداران آمریکا انحلال این کتابخانه را «غیرقابل قبول» میخواند و اعلام میکند کتابخانهها سنگبنای دموکراسیاند و باید از آنها محافظت شود. کتابداران هم همان شب مجموعهٔ جدیدی میسازند، سپس واحدهای سیار راه میاندازند و در تظاهرات فریاد میزنند: «کتابخانه مردمی ۳.۰، سیار و در خیابانها!»
کتابداران در مه ۲۰۱۲ علیه شهرداری، شهردار و رؤسای پلیس و سازمان پسماند شکایت میکنند؛ با این استدلال که نابودی کتابخانه، متممهای اول، چهارم و چهاردهم قانون اساسی آمریکا — آزادی بیان، مصونیت اموال از توقیف خودسرانه و حق دادرسی عادلانه — را نقض کرده است. سرانجام در آوریل ۲۰۱۳ شهرداری نیویورک میپذیرد بابت مجموع خسارات آن شب ۳۶۶,۷۰۰ دلار بپردازد که سهم کتابخانه از آن، ۴۷ هزار دلار است.
داستان کتابخانه مردمی در پارک زوکوتی نشان داد کتاب فراتر از یک «محصول فرهنگی»، زیرساختی برای انسجام، همدلی و آگاهی است. جنبشی که هیچ رهبر و ساختمان و بودجهای نداشت، برای اثبات جدیبودنش کتابخانه ساخت. کتابخانه به آن جنبش چیزی داد که هیچ بیانیهای نمیتوانست بدهد: مشروعیت، حافظه و تصویری از جامعهای که میخواست بسازد و کسانی که آن شب برای تخلیه یک پارک آمده بود، در حافظه عمومی و در دادگاه، بیش از هر چیز بابت «کتابها» هزینه دادند.روی لبهٔ کتابهایی که از آن شب جان به در بردند، هنوز عبارت «کتابخانهٔ تسخیر والاستریت» دیده میشود. این حروف همیشه گواه آن چیزی خواهد بود که کتابخانه بود. واقعیت این است که اگر کتاب صرفاً یک کالای فرهنگی بود، کتابخانه مردمی به اولین نهاد یک جنبش بیرهبر، تبدیل نمیشد و در میان فهرست تخریبی پلیس نیویورک هم قرار نمیگرفت. این موقعیتی است که باید در صنعت نشر برای حفظ آن بکوشیم و قدردان آن باشیم و با اتکای به آن مرز باریک میان این صنعت و کسبوکارهای دیگر را پررنگ کنیم.
| 2 | یا برعکس، این پیام را به جامعه منتقل میکند که حتی اصلاحطلبانهترین و قانونگراترین صداها نیز امکان حضور در عرصه عمومی را ندارند؟
تجربه تاریخی، در ایران و جهان، پاسخ نسبتاً روشنی به این پرسش داده است. حذف نیروهای میانهرو و اصلاحخواه، معمولاً به تقویت ثبات منجر نشده است. زیرا میانهروها، پیش از آنکه رقیب حکومت باشند، رقیب افراطگراییاند. آنان اعتراض را به گفتوگو، خشم را به مشارکت و ناامیدی را به امید اصلاح ترجمه میکنند. حذف این واسطهها، جامعه را آرامتر نمیکند؛ بلکه یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان دولت و ملت را از میان برمیدارد.از این منظر فجایع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۴۰۴ نیاز به آسیب شناسی دقیق دارد.
از همین منظر، آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی که بر روشهای مدنی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت پای میفشارند، تنها یک اقدام انسانی یا حقوقی نیست؛ بلکه میتواند تصمیمی هوشمندانه در راستای منافع ملی باشد.
چنین تصمیمی، به معنای پذیرش همه دیدگاههای آنان نیست. هیچ نظام سیاسی موظف نیست با همه منتقدان خود همنظر باشد. اما یک نظام سیاسی قدرتمند، میان منتقد دلسوز و دشمن کشور تمایز قائل میشود.
اقتدار واقعی، در اعتماد به نفس برای شنیدن نقد، تحمل اختلافنظر و استفاده از ظرفیت همه نیروهای وفادار به کشور است.
ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. این بازسازی، تنها با سیاستهای اقتصادی یا تصمیمهای اجرایی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند پیامهای سیاسی روشنی است که به جامعه نشان دهد راه اصلاح، گفتوگو و مشارکت همچنان گشوده است.
آزادی منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، میتواند یکی از مهمترین این پیامها باشد. این اقدام، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ، اعتماد به نفس و دوراندیشی است؛ پیامی که میگوید نظام سیاسی، به جای حذف سرمایههای منتقد خود، آماده شنیدن آنان و بهرهگیری از ظرفیت آنها برای کاهش شکافهای اجتماعی و تقویت همبستگی ملی است.
امروز، مسئله فقط آزادی یک فرد یا چند زندانی سیاسی نیست. مسئله آن است که ایران آینده را با کدام منطق میخواهیم بسازیم؛ منطق حذف یا منطق اصلاح؟
تجربه تاریخ، پاسخی روشن پیش روی ما نهاده است. کشورها بیش از آنکه از صدای منتقدان آسیب ببینند، از سکوت منتقدان آسیب دیدهاند. زیرا سکوت، همیشه نشانه حل مسئله نیست؛ گاه نشانه آن است که امید به شنیده شدن از میان رفته است. و جامعهای که امید به اصلاح را از دست بدهد، در معرض انتخابهایی قرار میگیرد که هزینه آنها برای همه، از هر گرایش و سلیقهای، سنگین خواهد بود.
شاید امروز، بیش از آزادی چند زندانی سیاسی، سخن از آزاد کردن «امکان اصلاح» در ایران باشد. اگر این امکان زنده بماند، امید نیز زنده خواهد ماند؛ و اگر امید بماند، ایران همچنان خواهد توانست از دشوارترین پیچهای تاریخ خود عبور کند.
آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، در نهایت نه امتیازی به یک فرد یا یک جریان سیاسی بلکه سرمایه گذاری برای آینده ایران است.
@azarmansouri | 58 |
| 3 | ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح
به بهانه تداوم حبس سیدمصطفی تاجزاده
✍🏻آذر منصوری
هر نظام سیاسی، دیر یا زود، با پرسشی اساسی روبهرو میشود؛ پرسشی که پاسخ به آن، بیش از بسیاری از تصمیمهای دیگر، سرنوشت رابطه دولت و ملت را رقم میزند: با منتقدان چه باید کرد؟
نه با آنان که خشونت را تجویز میکنند و نه با آنان که دل در گرو بیگانگان دارند؛ بلکه با منتقدانی که با وجود همه اختلافنظرها، همچنان ایران را خانه خود میدانند، بر اصلاحات مسالمتآمیز پای میفشارند، قانون را تنها بستر مشروع تغییر میشناسند و همچنان بر انتخابات آزاد تأکید دارند..
تاریخ، حکومتها را تنها با میزان قدرتشان قضاوت نمیکند؛ با کیفیت مواجهه آنها با منتقدان نیز میسنجد. منتقدان، آینههای قدرتاند؛ شکستن آینه، چهره را زیباتر نمیکند. آنچه اقتدار را ماندگار میکند، حذف آینهها نیست، بلکه ظرفیت دیدن خویش در آنهاست.
این پرسش، برای ایران، پرسشی تازه نیست. از مشروطه تاکنون، بارها تجربه کردهایم که هرگاه مرز میان «منتقد» و «دشمن» کمرنگ شده و همه صداهای متفاوت در یک دایره قرار گرفتهاند، نه اختلافها پایان یافته و نه ثبات پایدارتری حاصل شده است. در مقابل، هر زمان که امکان گفتوگو، نقد و مشارکت گسترش یافته، سرمایه اجتماعی نیز تقویت شده و کشور با توان بیشتری از بحرانها عبور کرده است.
از همین منظر، مسئله امروز تنها مصطفی تاجزاده نیست. او صرفاً یکی از نمادهای این پرسش تاریخی است.
درباره مصطفی تاجزاده میتوان موافق بود یا مخالف. میتوان تحلیلهایش را نقد کرد، راهکارهایش را ناکافی دانست یا حتی با بخش مهمی از اندیشه سیاسی او همدل نبود. این حق طبیعی هر جامعهای است که اندیشهها در معرض نقد قرار گیرند. اما آنچه به دشواری میتوان انکار کرد، نسبت میان گفتار و رفتار اوست.
در روزگاری که سیاست، گاه به عرصه مصلحتاندیشیهای زودگذر و تغییر مواضع متناسب با موازنه قدرت تبدیل میشود، او از معدود سیاستمدارانی است که بهای اندیشه خود را شخصاً پرداخته است. سالهای طولانی زندان، محرومیت و محدودیت، نه او را به انکار باورهایش واداشته و نه او را به نفی اصلاحات یا توجیه خشونت رسانده است. او همچنان از همان چیزهایی سخن میگوید که پیش از زندان نیز بر آنها تأکید داشت؛ اصلاحات، جمهوریت، حاکمیت قانون، حق انتخاب مردم، پاسخگویی حاکمیت، گفتوگو و پرهیز از خشونت.
این ویژگی، صرفنظر از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای او، شایسته تأمل است.
شاید مهمترین وجه شخصیت سیاسی او، ایراندوستیاش باشد. ایراندوستی تنها در شعارهای پرحرارت و احساسات میهنپرستانه خلاصه نمیشود؛ گاه در آن است که انسان برای آنچه خیر کشور میداند، از آسایش، آزادی و حتی سالهای زندگی خود بگذرد. میتوان با تحلیلهای تاجزاده موافق نبود، اما دشوار است انکار کرد که او هزینهای را که پرداخته، برای منفعت شخصی نبوده است.
همین واقعیت، فلسفه زندان را نیز درباره او و بسیاری از زندانیان سیاسی خشونتپرهیز با پرسش مواجه میکند. اگر هدف از مجازات، اصلاح رفتار یا جلوگیری از خشونت باشد، هنگامی که فرد همچنان بر قانونگرایی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت تأکید دارد، ادامه حبس چه مسئلهای را حل میکند؟
اما پرسش مهمتر، فراتر از سرنوشت یک فرد است.
ایران امروز با انباشت بحرانهایی روبهروست که هیچیک صرفاً با ابزارهای امنیتی یا اداری قابل حل نیستند؛ فشارهای اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی، شکافهای سیاسی و اجتماعی، تغییرات نسلی، جنگ و تنشهای منطقهای و نگرانی نسبت به آینده، همگی واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. در چنین شرایطی، مهمترین پشتوانه هر نظام سیاسی، اعتماد شهروندان است؛ سرمایهای که نه با اجبار، بلکه با مشارکت، احساس عدالت و امکان شنیده شدن شکل میگیرد.
در این میان، اصلاحطلبان و منتقدان مدنی، تنها یک جریان سیاسی نیستند؛ آنان حامل یک ایدهاند؛ این ایده که میتوان بدون خشونت، بدون برهم زدن نظم عمومی و بدون نفی دیگری، جامعه را به سوی وضعی بهتر حرکت داد. آنان میگویند هنوز میتوان از مسیر قانون، گفتوگو و انتخابات آزاد تغییر را پی گرفت.
اگر این ایده تضعیف شود، الزاماً ایده رقیب آن تقویت نخواهد شد؛ بلکه چهبسا این تصور در جامعه گسترش یابد که دیگر هیچ راه مؤثری برای اصلاح باقی نمانده است. آنجا که امید به اصلاح از میان برود، ناامیدی جای آن را میگیرد؛ و ناامیدی، هیچگاه سرمایه امنیت و ثبات نبوده است.
پرسش اصلی اینجاست: حذف یا به حاشیه راندن کسانی که همچنان مردم را به اصلاحات، گفتوگو، و پرهیز از خشونت دعوت میکنند، چه دستاوردی برای کشور خواهد داشت؟
آیا شکافهای اجتماعی را ترمیم میکند؟
آیا سرمایه اجتماعی را بازمیگرداند؟
آیا اعتماد عمومی را افزایش میدهد؟
ادامه در👇 | 45 |
| 4 | یا برعکس، این پیام را به جامعه منتقل میکند که حتی اصلاحطلبانهترین و قانونگراترین صداها نیز امکان حضور در عرصه عمومی را ندارند؟
تجربه تاریخی، در ایران و جهان، پاسخ نسبتاً روشنی به این پرسش داده است. حذف نیروهای میانهرو و اصلاحخواه، معمولاً به تقویت ثبات منجر نشده است. زیرا میانهروها، پیش از آنکه رقیب حکومت باشند، رقیب افراطگراییاند. آنان اعتراض را به گفتوگو، خشم را به مشارکت و ناامیدی را به امید اصلاح ترجمه میکنند. حذف این واسطهها، جامعه را آرامتر نمیکند؛ بلکه یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان دولت و ملت را از میان برمیدارد.از این منظر فجایع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۴۰۴ نیاز به آسیب شناسی دقیق دارد.
از همین منظر، آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی که بر روشهای مدنی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت پای میفشارند، تنها یک اقدام انسانی یا حقوقی نیست؛ بلکه میتواند تصمیمی هوشمندانه در راستای منافع ملی باشد.
چنین تصمیمی، به معنای پذیرش همه دیدگاههای آنان نیست. هیچ نظام سیاسی موظف نیست با همه منتقدان خود همنظر باشد. اما یک نظام سیاسی قدرتمند، میان منتقد دلسوز و دشمن کشور تمایز قائل میشود.
اقتدار واقعی، در اعتماد به نفس برای شنیدن نقد، تحمل اختلافنظر و استفاده از ظرفیت همه نیروهای وفادار به کشور است.
ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. این بازسازی، تنها با سیاستهای اقتصادی یا تصمیمهای اجرایی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند پیامهای سیاسی روشنی است که به جامعه نشان دهد راه اصلاح، گفتوگو و مشارکت همچنان گشوده است.
آزادی منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، میتواند یکی از مهمترین این پیامها باشد. این اقدام، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ، اعتماد به نفس و دوراندیشی است؛ پیامی که میگوید نظام سیاسی، به جای حذف سرمایههای منتقد خود، آماده شنیدن آنان و بهرهگیری از ظرفیت آنها برای کاهش شکافهای اجتماعی و تقویت همبستگی ملی است.
امروز، مسئله فقط آزادی یک فرد یا چند زندانی سیاسی نیست. مسئله آن است که ایران آینده را با کدام منطق میخواهیم بسازیم؛ منطق حذف یا منطق اصلاح؟
تجربه تاریخ، پاسخی روشن پیش روی ما نهاده است. کشورها بیش از آنکه از صدای منتقدان آسیب ببینند، از سکوت منتقدان آسیب دیدهاند. زیرا سکوت، همیشه نشانه حل مسئله نیست؛ گاه نشانه آن است که امید به شنیده شدن از میان رفته است. و جامعهای که امید به اصلاح را از دست بدهد، در معرض انتخابهایی قرار میگیرد که هزینه آنها برای همه، از هر گرایش و سلیقهای، سنگین خواهد بود.
شاید امروز، بیش از آزادی چند زندانی سیاسی، سخن از آزاد کردن «امکان اصلاح» در ایران باشد. اگر این امکان زنده بماند، امید نیز زنده خواهد ماند؛ و اگر امید بماند، ایران همچنان خواهد توانست از دشوارترین پیچهای تاریخ خود عبور کند.
آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، در نهایت نه امتیازی به یک فرد یا یک جریان سیاسی بلکه سرمایه گذاری برای آینده ایران است.
@azarmansouri | 1 |
| 5 | به روزنامه ایام:
جان در خطر و جامعه در مخاطره
یادداشت دکتر هادی خانیکی در شماره ۶٣۶۵ روزنامه اعتماد - شنبه ٢٠ تير ١۴٠۵
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
حافظ
۱) دوباره مسیرم به بیمارستان افتاد. از صبح شنبه ۱۳ تیرماه تاکنون، «زخم معده» مرا ساکن بیمارستان خاتم کرده است. بخش آندوسکوپی و چهره مهربان و نگران دوست طبیب و اندیشمندم دکتر سیاوش منصوری در سفر خاطرهها باز یاد روز نخستین آگاهی از ابتلاء به بیماری سرطان پانکراس را زنده کرد. ۴ سال از آن روز گذشته است، ولی پزشکان باید بدانند که سرطان بازگشته است یا نه. قرار است هفته آینده یادداشتهایم پیرامون «همنشینی با سرطان» منتشر شود و من هم در این اندیشهام که این سکونت اجباری بیمارستانی یک پیشآگاهی برای آن کتاب است و یا تن سپردن به قواعد و رویههای پزشکی؟
🆔@HadiKhaniki
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید ⚡️ | 51 |
| 6 | ☑️ هادی خانیکی: احساس افتخار به ایرانی بودن در برخی سنجشها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است
☑️ جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماههای قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب میشود
🔸هادی خانیکی عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به آثار اجتماعی مثبت جنگ گفت: در کنار شاخصهای منفی فوق، برخی شاخصهای مثبت در رشد موقت همبستگی اجتماعی مشاهده میشود که نباید از آنها غافل شد. برای مثال، احساس افتخار به ایرانی بودن که در برخی سنجش ها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است.
🔸این مسئله را میتوان نتیجه شرایط جنگی، ایستادگی نیروهای مسلح، تابآوری مردم و همچنین اقدامات دولت در مدیریت شرایط بحرانی دانست. یکی دیگر از شاخصهای قابل توجه، کاهش تمایل به مهاجرت است. جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماههای قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب میشود./ ایرنا
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1714908
🇮🇷 @jamarannews | 114 |
| 7 | 🔹 مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب برگزار میکند:
🔸 نشست «میراث مکتوب و دیپلماسی فرهنگی»
به مناسبت روز دیپلماسی فرهنگی و تعامل با جهان
🔹 سخنرانان:
· محمد بهشتی
· هادی خانیکی
· سید محمدکاظم سجادپور
· علیاشرف مجتهد شبستری (پخش فیلم)
· حامد وفایی
📍 چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ تا ۱۸
📌 حضور برای عموم آزاد است.
📡 پخش زنده:
🔗 b2n.ir/miraslive
📺 آپارت:
🔗 aparat.com/mirasmaktoob
📞 تماس: ۶۶۴۹۰۶۱۲
🌐 سایت اطلاعرسانی و فروش مؤسسه:
mirasmaktoob.com
mirasmaktoob.net
🏛️ نشانی: تهران، خیابان انقلاب، بین خیابان دانشگاه و خیابان ابوریحان، شماره ۱۱۸۲ (ساختمان فروردین)، طبقه دوم، واحد ۸، مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
🆔 @mirasmaktoob
. | 90 |
| 8 | استوری یوسف پزشکیان
@journalistsclub1 | 101 |
| 9 | ✳️ کمتر از ۳۰ یوزپلنگ آسیایی؛ این آخرین آمار از حضور این موجود باشکوه در پهنه سرزمین ماست. یوزپلنگ نهتنها یک گونه جانوری، بلکه نبض تپنده امنیت زیستبوم ایران است؛ گونهای که امروز بر لبه پرتگاه انقراض ایستاده است.
🔸 هر یک از این یوزها امانتی الهی و بخشی از شناسنامه ایرانزمین هستند که بقای آنها با دانش، آگاهی و مشارکت تکتک ما گره خورده است. بیایید برای حراست از این آخرین بازماندگان، به مسئولیت ملی خود عمل کنیم.
🔸 واقعیت تلخ این است که با گذشت بیش از ۵۰ سال، این گونه از تمامی کشورهای همسایه و سراسر قاره آسیا رخت بربسته و تنها در خاک عزیزمان، ایران، هنوز فرصتی برای بقا، احیا و بازگشت به حیات دارد. این موقعیتی استثنایی و در عین حال بسیار حساس است؛ زیرا سرنوشت این گونه ارزشمند اکنون بیش از هر زمان دیگری به اراده، آگاهی و مدیریت ما در این مرز و بوم وابسته است.
🆔 @doenews | 129 |
| 10 | ♦️پیام دختران میرحسین و رهنورد در مورد آخرین وضعیت آنها و تشکر از پیگیری دوستداران ایشان
شرایط ناگوار و فرسایندهی ۱۵ سال حصر غیرقانونی، بهخصوص در چند ماه اخیر و از آغاز جنگ ۳۹ روزه، موجب بیماری و عوارض سنگین و متعدد جسمی برای مهندس موسوی و دکتر رهنورد شده است.
پس از آن، با حمایتهای جناب آقای دکتر ظفرقندی، وزیر محترم بهداشت و درمان، پزشکان خبره، دلسوز و پرمهر، و کادر درمانی و کارکنان بیمارستان قلب و سینا، در مدت ۲۰ روز بستری بودن مهندس موسوی در بیمارستان، تلاش، توجه و محبت فراوانی برای بهبود و نجات جان ایشان از آن وضعیت بسیار نگرانکننده انجام شد.
اکنون که آنها از بیمارستان مرخص شدهاند، اگرچه مجدداً به همان شرایط دردناک انفصال از جامعه و محدودیتها—که از مقصران اصلی احوال حاضر محصورین است—بازگردانده شدهاند، ما فرزندان به همراه پدر و مادر، از همهی دستاندرکاران دلسوز درمان و دوستان و عزیزانی که در این روزهای سخت کنار ما، جویای احوال و دعاگو بودند تشکر میکنیم و برای همگی آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه | 143 |
| 11 | ✅بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی
بسمالله الرحمن الرحیم
🔹ایران سرفراز پس از پشت سر گذاشتن روزهای بسیار دشوار، به یکی از نقاط عطف سرنوشتساز خود رسیده است نقطهای که محصول قدرت، همبستگی ملی، عقلانیت سیاسی، پرهیز از افراطگری و اولویت یافتن منافع ملی است. استمرار این تدابیر و رویکردها میتواند پیامآور امنیت، آبادانی، و اعتلای کشور و آرامش، رفاه و آسایش شهروندان باشد و این سرزمین را در مسیر توسعهی همهجانبه و پایدار قرار دهد.
🔹حزب اتحاد ملت ایران با استقبال از هر گامی که بتواند سایهی جنگ، ناامنی و تنش را از کشور و منطقه دور سازد، بر این باور است که حفظ ایران، تأمین منافع ملی و پاسداری از کرامت و امنیت مردم، عالیترین وظیفهی همهی نهادها و نیروهای مؤثر کشور است.
🔹در آستانهی عقد تفاهم بین دو دولت ایران و امریکا، از ایستادگی و فداکاری نیروهای نظامی و انتظامی که در روزهای سخت از تمامیت ارضی و امنیت ایران پاسداری کردند، از تلاشهای طاقتفرسا و مدبرانهی دولت و دیگر نهادهای ذیربط که با پشتیبانی اثربخش در مؤفقیت رزمآوران و تداوم تابآوری جامعه تأثیر انکارناپذیری داشتند، از کوششهای هیأت مذاکرهکننده که با تحمل سرزنشها و مرارتها با پافشاری بر راهحلهای سیاسی و دیپلماتیک ایران را به این نقطهی سرنوشتساز رساندند، و از همهی شخصیتها و جریانهای فکری و سیاسی که با حمایت از دفاع نظامی و مذاکرات سیاسی در مسیر حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران و کاهش تنش و جلوگیری از گسترش بحران نقشآفرینی کردند، قدردانی میکنیم.
🔹هرچند، نباید فراموش کرد که پیش و بیش از همه این مردم ایران بودند که با شکیبایی، بلوغ، نجابت و حس مسئولیت ملی خود، بار سنگین دشواریها، نگرانیها، فشارهای اقتصادی و نااطمینانیهای ناشی از بحران را بر دوش کشیدند و بار دیگر نشان دادند که سرمایهی اصلی ایران فراتر از هر عامل دیگری، همین ملت بزرگ و آگاه است. بدون همراهی صبورانه و الهامبخش مردم در این ایام، که جلوهای درخشان از تعلق خاطر آنان به ایران و آینده آن است، دفع تجاوز به میهن و رسیدن به پیروزی راهبردی در جنگ ناممکن بود.
🔹شایستهترین راه سپاسگزاری از چنین ملتی پاسداشت حقوق اساسی شهروندان، رفع تبعیضها و محدودیتهای ناروا، تقویت نهادهای مدنی، گسترش آزادیهای قانونی، تأمین عدالت، عذرخواهی از مردم بابت کوتاهیهای گذشته، اعمال عدالت ترمیمی برای تسکین زخمهای همچنان زنده بر تن شریف و رنجور ملت نظیر جراحت وقایع دیماه، مبارزهی مؤثر با فقر و فساد و تبعیض، و فراهم آوردن امکان مشارکت برابر همهی ایرانیان در تعیین سرنوشت خویش است. تکریم مردم با سخنرانی، تبلیغ و نمایش محقق نمیشود، راه حفاظت از کرامت شهروندان احترام به حقوق آنان، شنیدن صدای آنان و جلب رضایت آنان از طریق حکمرانی کارآمد، پاسخگو و عادلانه است.
🔹حزب اتحاد ملت ایران اسلامی بار دیگر تأکید میکند که قدرت دفاعی و دیپلماسی، دو رکن مکمل تأمین امنیت ملیاند و انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و رضایت شهروندان از مهمترین مؤلفههای اقتدار ملی به شمار میروند. ایرانِ نیرومند، ایرانی است که همهی فرزندان آن فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب، سبک زندگی و گرایش سیاسی، خود را در سرنوشت کشور سهیم و در برابر قانون برابر بدانند.
🔹امروز کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از فضای حذف و دوگانهسازی، تقویت گفتوگوی ملی، بهرهگیری از همهی ظرفیتهای انسانی و اجتماعی و گشودن راهی برای آشتی بیشتر میان حاکمیت و ملت است. آیندهای امنتر، آزادتر، آبادتر و شایستهتر برای ایران، تنها با اتکاء به مردم، احترام به حقوق آنان و بهرهگیری از خرد جمعی ایرانیان امکانپذیر است.
🔹بهعنوان یک موضوع با اولویت بالا، از دولت محترم انتظار میرود در صورت گشایش اقتصادی، منابع مالی جدید حاصل از کاهش تنشها و توسعهی تعاملات خارجی را برای کاهش رنج معیشتی شهروندان، مهار تورم فرساینده، حمایت از اقشار آسیبپذیر و تقویت قدرت خرید مردم به کار گیرد. ثمرهی هر دستاورد ملی زمانی در زندگی جامعه تبلور مییابد که آثار آن در سفرهی مردم، در امید به آینده و در بهبود کیفیت زندگی آنان آشکار شود.
🔹در پایان، حزب اتحاد ملت مجدداً تأکید میکند که نباید تفاهم اولیه با آمریکا را بهعنوان نقطهی پایان یک بحران تصور کرد. بهگمان ما این برهه از زمان را باید به نقطهی پایان جهاد اصغر تبدیل و کشور را آمادهی ورود به مرحلهی دشوارتر جهاد اکبر کرد. در این مرحله کشور در آغاز مسیری دشوار برای بازسازی اعتماد عمومی، ترمیم شکافها، احیای سرمایهی اجتماعی و فراهم آوردن زمینههای توسعهی پایدار قرار میگیرد. باید با کاهش تنشهای برخاسته از دوران سپری شده و درک درست از رویکردها، ساختارها و الزامات موردنیاز شرایط جدید، افقهای تازهای فراروی ایران بزرگ گشوده شود.
🔹 حزب اتحاد امیدوار است این مقطع حساس، سرآغاز فصلی نو در مسیر توسعه، آزادی، عدالت، صلح و پیشرفت ایران باشد، فصلی که در آن کرامت شهروندان، منافع ملی و آیندهی ایران، محور تصمیمگیری، سیاستورزی و حکومتداری قرار گیرد. پیشفرض اصلی این رویکرد جدید، پشتیبانی رضایت عمومی و مشارکت فعال شهروندان در تمام طول مسیر است.
🔹بار دیگر بر همهی ایثارگران و شهدای جاویدنام ملت، بهخصوص شهدای جنگ ظالمانهی اخیر درود میفرستیم و از پروردگار مهربان برای مجروحان و آسیبدیدگان سلامت، بهبود و آسایش و برای ایران بزرگ و عزیز، عزت و سربلندی آرزو میکنیم.
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی
🔻کانال تلگرام حزب:
@ETEHADMELLATIRAN | 141 |
| 12 | ✅تصویر جدید منتشر شده از مهندس میرحسین موسوی در بیمارستان قلب
@linkresaneha | 176 |
| 13 | دیکتاتوریِ کلیکی
📌آیا ایران به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده است؟
✍🏻سعید حجاریان
🔹جامعه ایران و متغیرهای مؤثر بر تحولات آن را میتوان ذیل چندین رهیافت توضیح داد. با ارجاع به انقلاب اسلامی، میتوان از نظریههای انقلاب گفت، به وضعیت گردش نخبگان و الگوهای توسعه ارجاع داد، و یا دست آخر به سیاستهای شبهائتلافی و آنچه در پستوهای ساخت قدرت میگذرد، اشاره کرد. اگر جملگی این رهیافتها را در یک روش طولی و زمانمند، در کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطهای مهم رهنمون خواهیم شد و آن اینکه نقش و کارویژه جامعه، اعم از تشکلهای رسمی، اجتماعهایِ ساختیافته و نیز هویتهای منفرد بهتدریج تحلیل رفته است و گویی ما به عصر «سیاست تودهای» پرتاب شدهایم.
🔹میخواهم بر سر مسئله «سیاست تودهای» توقف کنم و از زاویهای بدان بپردازم و این پرسش را پیش بکشم که چرا افراد جوامع از هنجارها و ساختهای تاریخی و نهادمند عبور و عدول میکنند، و آخرالامر به تکهویتهایِ ژلاتینی تبدیل میشوند. چندی پیش، نشریه آتلانتیک در نوشتهای به بحث درباره شیوه سیاستورزی و سیاستگذاری دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده پرداخت و توضیح داد الگوی تصمیمسازی یا دستکم شیوه جدید قاببندی آن دستخوش چه تحولی شده است. نویسنده این پارادایم جدید را ذیل مفهوم clicktatorship توضیح داده بود؛ عنوانی که میتوان آن را به «دیکتاتوریِ کلیکی» ترجمه کرد. طرفه آنکه ما درباره کشوری صحبت میکنیم که بنا به تعاریف واجد عقلانیت نهادی بوده است و در غالب موارد توانسته است پروسه تحلیل، تصمیم، و اجرا را، خاصه در زمینه روابط خارجی، با اجماع عقلهایِ منفصلِ دولت به پیش براند.
🔹حادث شدن چنین وضعیتی در سیاست امریکا، شاید تا حد قابل توجهی معلول شخصیت رییسجمهور فعلی باشد. فردی که، در تحلیل عملکرد دولتاش و کیفیت تصمیمهای او علاوه بر سایر مؤلفهها به وجوه روانشناختی نیز توجه میشود. چنانکه سابقاً در کتابی که سیمای ترامپ را ترسیم کرده بود، «لذت آنی» (Instant gratification) متغیری تأثیرگذار در حیات اقتصادی- سیاسی خوانده شده و در جای دیگر، وجوه امپراتورگونگی ترامپ برجسته شده بود.
🔹از نمونه امریکا و دونالد ترامپ که درگذریم، میبایست این پرسش را پیش بکشیم که آیا میتوان چنین چارچوب تحلیلی را به جامعه و ساخت قدرت ایران تعمیم داد و ادعا کرد ما هم به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شدهایم؟ در بادی امر، با توجه به نظام حکمرانی و رگولاتوری حاکم بر ارتباطات و فضای مجازی ایران باید قاطعانه گفت، خیر! اساساً بستری برای آزادی کلیک وجود ندارد که بخواهد بر فراز بر آن دیکتاتوری متولد شود. ولی زمانیکه در واقعیت میدان قدری تأمل کنیم، درمییابیم که ما نیز مدتهاست به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شدهایم. اما چرا؟
mashghenow.com/?p=6393
📌منبع: مجله آگاهی نو، شماره ۱۸، بهار ۱۴۰۵
@linkresaneha | 172 |
| 14 | این خطرها در دوران« نه جنگ، نه صلح»کشور را تهدید میکند/ ساختمانهای خراب شده را میتوان از نو ساخت اما روحیه اجتماعی به سادگی ترمیم نمیشود
✍🏻هادی خانیکی، غلامرضا ظریفیان، نعمتالله فاضلی و روزبه کردونی
🔹جنگ چهرهای متناقض دارد؛ ویران میکند، اما در همان لحظه ویرانی، امکان ساختن نظمی تازه را نیز پیش پای اجتماع میگذارد. این امکان اما خودبهخود به خیر عمومی تبدیل نمیشود. اگر رها شود، اعتماد نسبی به بیاعتمادی، همکاری نهادی به رقابت؛ تاب آوری به خستگی اجتماعی و همبستگی به گسست پیوندها میانجامد؛ اما اگر بازآفرینی اجتماعی درست فهمیده، روایت و سیاستگذاری شود، میتواند جامعه را به سوی هماندیشی و همکاری تازه، گفتوگوی ملی و بازسازی فراتر از بازسازی دیوارها ببرد.
🔹در چنین وضعیتی، نخستین مسئله بازسازی، دیوارها نیست؛ بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی توانِ باهمماندن است. خانه را میتوان با آجر و آهن از نو ساخت، خیابان را میتوان ترمیم کرد و پنجرههای شکسته را میتوان جایگزین ساخت؛ اما اگر اعضای جامعه نتوانند دوباره به یکدیگر تکیه کنند، بازسازی فقط صورت شهر را ترمیم میکند، نه جان آن را.
khabaronline.ir/xpRw3
@linkresaneha | 116 |
| 15 | نکاتی پیرامون تعطیلی دوباره «من و تو»
✍🏻علی افشاری
🔹تعطیلی دوباره رسانه زرد، فیکنیوز، مبتذل و وابسته «من و تو» نکات مهمی دارد. این شبکه نتوانست در ایرانیان خارج از کشور جمع آبونمانی با ماهی چند دلار مورد نیاز برای بقا جمع کند!
🔹شبکههای قدیمی لوسآنجلس از «من و تو» تابآوری بیشتری داشتهاند چون بر اساس منطق تجاری و با پایگاه به دست آورده توانستهاند که بقای خود را در سطح محدود و با ادعاهای کم حفظ کنند.
🔹بار دیگر آشکار شد که تبلیغ پهلوی فقط متکی به اسپانسر خارجی است و ریشه استواری در ملتی ندارد که با یک انقلابی مردمی به حیات پادشاهی پهلوی پایان داد. همچنین معلوم شد که اسپانسرهای خارجی فقط استفاده ابزاری میکنند و پروژههای آنها مقطعی و ناپایدار است.
🔹این اتفاق برگ تایید دیگری است که صفر و صد پروژه فانتزی بازسازی پادشاهی پهلوی خارجبنیاد بوده و پهلوی متغیر وابسته مداخله خارجی است. سوء عملکرد جمهوری اسلامی باعث شده تا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه ایران هوادار جریان افراطی، سلطهگر و مداخلهگر قدرت آمریکا شوند. اقبال شکننده و ناپایدار به پهلوی محصول این پدیده است.
🔹واقعیت آن است که رسانههای وابسته به قدرتهای مالی و سیاسی خارجی در جامعه ایران پایگاه استوار پیدا نکرده و محکوم به فنا هستند. این اتفاق دیر یا زود برای شبکه وابسته و پساحقیقت «اینترنشنال» هم خواهد افتاد. البته از بیکار شدن افراد خوشحال نمیشوم.
@linkresaneha | 89 |
| 16 | 🖋گزارش نشست مسئولیت اخلاقی نخبگان علمی در احیای همبستگی اجتماعی و جمعی بودن ایرانیان
🌱🌱🌱🌱
@iranethics | 90 |
| 17 | ✅ سید محمد خاتمی: «وطن» نقطه پیوند و اشتراک همه ما است
🔸گفتار سید محمد خاتمی درباره وطن:
✔با هر گرایش، با هر بینش و هر سلیقهای که داشته باشیم، اگر راست بگوییم، اگر ایرانی باشیم، چه نقطه پیوندی برای همه ما بالاتر از اینکه ایران را عزیز و ملت ایران را سرافراز بخواهیم.
✔اندیشیدن به وطن نقطه پیوند و اشتراک همه ما است.
✔آنچه که وطن را ارزشمند میکند اینکه این سرزمین نقطه تجربه مشترک اقوام یا قومهایی است که خاطره تاریخی مشترک دارند.
✔ یعنی وطن در درون ما است، وطن عقاید ماست، گرایشهای ما است؛ اصلا انسان نمیتواند از وطن فرار کند مگر اینکه از خویش فرار کند.
🇮🇷 @jamarannews | 79 |
| 18 | چطور عقاید ایرانیان خارج از کشور واژگونه خوانده شد؟
🔹یکی از هموطنان خارج از کشور یادداشتی برای سایت عصر ایران نوشته و سعی کرده به این پرسش پاسخ دهد که چرا از ایرانیان خارج کشور که مخالف جنگ و سلطنتطلبیاند، خبر چندانی منتشر نمیشود؟
🔹او دلایل متعددی ارائه کرده است. منجمله اینکه در خارج از کشور فضایی برای ابراز نظر آزادانه و بدون سانسور وجود ندارد (موضوع رسانههای معاند). این هموطن، اصلیترین دلیل برای سکوت ایرانیانِ مقیم خارج که مخالف جنگ، سلطنتطلبی یا هر دو هستند را عامل «ترس» میداند.
🔹او توضیح میدهد کوچکترین ابراز نظر تبعات سنگینی برای آن شخصی دارد که مخالفت خود را بیان کرده است. مثلا از پیام یا توییت آن فرد اسکرینشات میگیرند و برای دانشگاه محل تحصیل یا برای صاحب کارِ او میفرستند و انگ حمایت از گروههای حامی تروریست به او الصاق میکنند. طبق مصوبه اتحادیه اروپا، چنین شخصی باید سریعا اخراج شود. گویا کلی پروندهسازی با همین ترتیب انجام شده و تعدادی از استادان و دانشجویان را در کمپینهای اخراج و تعلیق قرار دادهاند. به همین خاطر بقیه به این نتیجه میرسند که سکوت کمهزینهترین راه است و از ارائه نظر و کامنت و هواداری از کشورشان منصرف میشوند. این وضعیت را چگونه میتوان توضیح داد؟
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1103132
@linkresaneha | 67 |
| 19 | خاطره ایران
✍🏻علیاصغر سیدآبادی
🔹چند روز پیش با بزرگواری حرف میزدیم. گفت برخی آدمها چنان در مدتی کوتاه تغییر کردهاند که انگار ساختمانی باشند که برایش تغییر کاربری گرفته باشی.
🔹من بسیاری را سراغ دارم که تا دیروز -اگر در دل هم هوادار جمهوری اسلامی نبودند که در ظاهر بودند- پروژهبگیران قهارِ نهادهای رسمی بودند و ناگهان تبدیل شدند به هواداران حمله نظامی برای رژیمچنج.
🔹از آن طرف، بسیاری را سراغ دارم که بخشی از زندگیشان یا با محدودیتها یا در زندان گذشته و شنیدهام که برخیشان شبانه حتی در میدانها، پرچمبهدست حاضر میشوند. کسانی را میشناسم که اگر همین امروز پایشان را درون مرز ایران بگذارند، احتمالا بازداشت میشوند، اما سفت و سخت علیه حمله نظامی، حتی به قصد براندازی و تغییر سیستمی که احساس میکنند از آن آزار دیدهاند، موضع میگیرند. و بسیاریشان که درون ایران زندگی میکنند، احتمالا همین امروز استعلامشان نه برای مدیریت، بلکه برای استخدام ساده در ادارات، تدریس در دانشگاه و مدرسه، گرفتن مجوز یک نهاد فرهنگی و نشریه و بسیاری از فرصتهایی که باید حق همگانی باشد، منفی خواهد بود. از این جنس، زن و شوهری را میشناسم که سالهاست تقریبا از زندگی عادی و شغل مورد علاقهشان به همین دلایل محروم هستند.
🔹معمولا اینجور چرخشها را در چارچوبهای منفعتطلبی و ترس از پیامدهای اتفاقی که در راه است، تفسیر میکنند. بر این اساس، افراد الزاما نه به دلیل گرایش فکری و سیاسی، بلکه به دلیل محاسبات سیاسی و اقتصادی و هزینههای قابل پیشبینی، جایگاهشان را تعیین میکنند و ممکن است دچار خطای محاسباتی هم بشوند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1103126
@linkresaneha | 58 |
| 20 | گور پدر فرهنگ
✍🏻نعمت الله فاضلی
🔹امروز جمعه و پنجاه و چند روز از تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران می گذرد و با دوست و همکارم صحبت می کردم. گفت این تجاوز فقط به سرزمین و ملت ایران نبوده بلکه به روابط و اعتماد اجتماعی میان مردم هم تجاوز شده است. گفت دو دوست جوان تحصیلکرده در مرحله نهایی ازدواج بودند که بر سر این تجاوز بحثشان شد و مجادله بالا گرفت و موجب انصراف آنها از ازدواج شان گردید. یکی شان طرفدار عمو ترامپ بوده و امیدوار که این جنگ موجب سقوط جمهوری اسلامی می شود و دیگری مخالف آن.
🔹بعد از اعتراضات خونین دی ماه هم یکی از دوستان میگفت در جمع خانوادگی بودم و بحث بر سر این اعتراضات بالا گرفت و چنان جدی درگیر شدند که به دعوا و زد و خورد انجامید و عاقبت کار به کلانتری کشید. همه هم تحصیلکرده و هنرمند بودند. از این نمونه ها بسیار است.
🔹حتما شما هم از این نمونهها را تجربه یا مشاهده کردهاید. اما از همه جالبتر در جمعی بودم و بحث بر سر این تجاوز بالا گرفت. شش نفری بودند همه هم تحصیلکرده. دیدم دارد کار بیخ پیدا میکند. گفتم شما تحصیل کردهاید و با فرهنگ. نباید اختلافات سیاسی موجب تنش بین ما شود.
🔹ناگهان یکی که عصبی بود گفت گور پدر فرهنگ. گفتم اتفاقا باید گفت گور پدر سیاست نه فرهنگ. دوستی ارزشی والاتر از سیاست دارد. ما نباید رفاقتها و پیوندهای میهنی و خویشاوندیهای مان را قربانی اختلافات سیاسی کنیم. دیر یا زود این جنگ تمام میشود و آنچه ما نیازمندش هستیم همین داد و ستدها و دوستیهاست. این دومین بار بود که عبارت عجیب گور پدر فرهنگ را میشنیدم.
🔹اولین بار این عبارت را در کتابی از هربرت رید فیلسوف و منتقد ادبی بلندآوازه بریتانیایی دیدم. کتاب "گور پدر فرهنگ" را حسن چاوشیان در ۱۴۰۰ به فارسی ترجمه و منتشر کرد. مجموعهای از جستارهای خواندنی است که عنوان یکی از جستارها هم گور پدر فرهنگ است. در این جستار رید میگوید واژه فرهنگ در زبان انگلیسی اولین بار در ۱۵۱۰ با معنا و تعریف مدرن آن بکار رفت. ایده رید این است که در معنای جدید، فرهنگ به معنای فرهیختگی و پرورش طبیعی انسان نیست. بلکه چیزی شبیه کالاست که خریداری یا فروخته میشود. فرهنگ دیگر "سنت غریزی" افراد یک جامعه نیست.
🔹رید مینویسد بعد از جنگهای جهانی اول و دوم فرهنگ از جان مردم جدا شد و کالایی شد که در موزهها، گالریها، کتابخانهها، رسانهها و فضاهای سرگرمی بود و مردم گاهی در "اوقات فراغت سراغشان میرفتند"(۴۸)، اما دیگر فرهنگ "روشهای زندگیمان" نبود و نیست.
🔹سخن اصلی هربرت رید بر سر دموکراسی و ارزشهای دموکراتیک است. بنیان مدرنیته و فرهنگش همین ارزشهاست. رید استدلال میکند همه آموزش و دانشگاه و موزه و رسانه و فرهنگ به طورکلی امروزه صرفا در خدمت سود و پول هستند، نه در روش زندگی و تربیت و پرورش انسان دموکراتیک، انسانی که به تکثر آرا احترام میگذارد و اهل مدارا و تساهل است. رید مینویسد "نازیها بسیار فرهنگ- آگاه بودند... اما آگاهی آنها از فرهنگ هر قدر بیشتر میشد، تواناییشان در تولید فرهنگ کمتر می شد" (۵۷). رید ریشه این ناتوانی از تولید و خلاقیت اصیل را در این می داند که ما فرهنگ را صرفا برای سود میخواهیم نه برای استفاده در رشد طبیعی خودمان. چنین چیزی نیز مستلزم "زندگی دموکراتیک" (۶۸) است.
رید فرهنگ را در بستر جامعه دموکراتیک واجد ارزش میداند و بیرون از آن را معتقد است "به جهنم برود چنین فرهنگی" (۶۶) و "گور پدر فرهنگ، فرهنگی که مانند روی ماهی گندیده ناگواری ریخته میشود!" (۴۴).
🔹مقصودم اینجا شرح اندیشه هربرت رید نیست. فضای بحث او چیز دیگری است، اما همه هنرمندان، روزنامهنگاران، تحصیلکردگان و اهل قلم و دانشگاهیان که این روزها دغدغه آزادی و دموکراسی دارند و جامعه با فرهنگ کشور هستند این را به خاطر بدارند که راه و رسم فرهنگ و فرهیختگی مراعات اصل مدارا و تساهل و همزیستی است. این قاعده شامل بنیادگرایان تندرو دینی هم میشود. آنها که تحصیلکرده و هنرمند و روزنامهنگار و بافرهنگند.
🔹این جنگ و تجاوز باید ما را به هم نزدیک کند نه دور. ما ناگزیریم تمرین مدارا کنیم. و الا چه فرهنگی، همان بهتر که به قول هربرت رید گور پدر فرهنگ! همه باید به ساختن ایرانی واقعا دموکراتیک بیندیشیم و برایش بکوشیم. این دموکراتیک شدن باید از شما و ما هم شروع شود والا راه بجایی نمیبریم. ما بر سر بسیاری چیزها تفاوت دیدگاه داریم. این اجتنابناپذیر است. برای با هم زیستن چارهای جز به رسمیت شناختن هم و دیدگاههایمان نداریم. این را تحمل کنیم و همچنان دوست هم بمانیم.
#پاینده_ایران
@linkresaneha | 63 |
