ch
Feedback
بفرمایید کتاب📚

بفرمایید کتاب📚

前往频道在 Telegram

#بفرمایید_کتاب معرفی کتاب‌های شعر و رمان

显示更多
798
订阅者
无数据24 小时
+47
+1430
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+9
在0个频道中
五月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+16
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+13
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+1 114
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+19
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+19
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+47
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+32
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+33
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+17
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+22
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+27
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+18
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+16
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+33
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+61
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+50
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+8
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+5
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+16
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+6
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+5
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+617
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
17 六月0
16 六月0
15 六月+2
14 六月0
13 六月0
12 六月+2
11 六月0
10 六月0
09 六月0
08 六月+1
07 六月0
06 六月0
05 六月+1
04 六月0
03 六月+1
02 六月+1
01 六月+1
频道帖子
اینجا از داستانها، نامه‌ها و یادداشت‌های #فرانتس_کافکا می‌نویسم👇👇👇 @F_Kavka @F_Kavka @F_Kavka
اینجا از داستانها، نامه‌ها و یادداشت‌های #فرانتس_کافکا می‌نویسم👇👇👇 @F_Kavka @F_Kavka @F_Kavka

2
📚بفرمایید کتاب کانالی برای معرفی کتابهای شعر و رمان ایرانی و خارجی 👇👇 https://t.me/befarmaeedketab
📚بفرمایید کتاب کانالی برای معرفی کتابهای شعر و رمان ایرانی و خارجی 👇👇 https://t.me/befarmaeedketab
19
3
@Befarmaeedketab کافکای گیاه‌خوار از نخستین دیدارش با فلیسه، مجذوبِ بازوانِ عضلانی، و پُرخونِ او می‌شود و از دندان‌های بزرگِ گوشت‌خوارش برانگیخته می‌شود؛ فلیسه احساسِ خطر می‌کند و به او اطمینان می‌دهد که کم‌خوراک است. اما کافکا بعد از تأملِ زیاد درباره‌ی فلیسه، تصمیم به نوشتن، نوشتنِ تعدادِ زیادی نامه به او می‌گیرد. نامه‌هایش به میلِنا، این حکایتی دیگر است. در اینجا بیش‌تر با نوعِ عشق مبادیِ آداب روبه‌روییم، با تصوری بعید از زناشوئی. کافکا بسیار آموخته است، بسیار تجربه کرده است، همان‌طور که خود می‌گوید در میلِنا یک فرشته‌ی مرگ وجود دارد. میلِنا بیش از آنکه گیرنده‌ی نامه باشد، همدست (در نوشتن) آن است. کافکا برای او از لعنتِ نامه‌ها، پیوندِ ضروری‌شان با یک شبح سخن می‌گوید که همه‌ی بوسه‌هایی را که در طی سفرش برای او فرستاده می‌شود، می‌نوشد. "تفرقه‌ی جان‌ها". و کافکا دو رشته نوآوری‌های فنی را از هم متمایز می‌کند: آنهایی که با غلبه بر فاصله و آوردنِ مردم در کنارِ هم (قطار، ماشین، هواپیما) به تقویتِ ارتباطِ طبیعی تمایل دارند و آنهایی که نمایانگرِ انتقامِ خون‌آشامانه‌ی شبحی‌اند که در آن "عنصرِ شبح‌آسای میانِ مردم" اعاده می‌شود (پست، تلگراف، تلگرام). #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
15
4
@Befarmaeedketab آثار کافکا را نمی‌توان از روی قصد انتشارشان تعریف کرد. معلوم است که او قصد انتشار نامه‌ها را نداشت. کاملا برعکس، خیال داشت هرچه را که نوشته، انگار که نامه باشد بسوزاند. اگر نامه‌ها به راستی بخشی از آثار او هستند، دلیلش این است که آن‌ها چرخ‌دنده‌ای ضروری، جزیی از موتور ماشین ادبی، مطابق با تصوری است که کافکا از آن دارد، حتی اگر این ماشین ناپدید شود یا، اگر بشود مقایسه کرد، مثل ماشین داستان «در سرزمین محکومان» از هم بپاشد. ناممکن است ماشین کافکا را بدون توجه به نامه‌ها درک کنیم... نامه‌ها مستقیما و معصومانه قدرت شیطانی ماشین ادبی را آشکار می‌کنند. در نوشتن نامه صداقت اصلا مطرح نیست، مهم کارکرد است. نامه به این یا آن زن، نامه به دوستان، نامه به پدر؛ با این حال در پس این نامه‌ها زنی هست که مخاطب واقعی است (گیرنده: destinataire) زنی که تصور می‌شود پدر موجب از دست‌رفتن او شده است، زنی که دوستان [کافکا] امیدوارند [کافکا] از اوبگسلد و غیره. نامه‌ی عاشقانه را جانشین عشق کردن؟ قلمرو گریزی عشق؟ پیمان با شیطان را جانشین قرارداد ترس‌آور زناشویی کردن. نامه‌ها از چنین پیمانی جدایی‌ناپذیرند. آن‌ها خود این پیمان هستند. چگونه می‌توان «با نوشتن، دخترها را به خود جذب کرد؟» #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
17
5
@Befarmaeedketab فقط بیان است که روش را برای ما فراهم می‌کند. کافکا مسئله‌ی بیان را نه به شیوه‌ای انتزاعی و کلی، بلکه در نسبت با آن ادبیاتی مطرح می‌کند که اقلیت محسوب می‌شوند، مثل ادبیات یهودی ورشو یا پراگ. ادبیات اقلیت، محصول زبان اقلیت نیست، این ادبیات بیش‌تر آن چیزی است که یک اقلیت درون زبان اکثریت می‌سازد. اما اولین ویژگی ادبیات اقلیت در هر حال این است که زبان در آن تحت تاثیر ضریب بالای قلمرو‌گریزی قرار می‌گیرد. [...]دومین ویژگی ادبیات اقلیت این است که همه چیز در آن سیاسی است. برعکس، در ادبیات اکثریت، امور فردی (خانوادگی زناشویی و غیره) با امور دیگری پیوند می‌خورند که به همان اندازه فردی‌اند و محیط اجتماعی همچون قلمرو یا پس‌زمینه‌ای صرف به کار می‌آید؛ طوری که هیچ‌کدام از این ماجراهای ادیپی نه به ویژه واجب‌اند و نه مطلقا ضروری، بلکه باهم در فضایی بزرگ یکی می‌شوند‌. ادبیات اقلیت کاملا متفاوت است؛ فضای محصور آن هر ماجرای فردی را وا‌می‌دارد که بی‌درنگ با سیاست مرتبط شود. بدین‌گونه امر فردی تماما ضروری، واجب، و زیر میکروسکوپ بزرگ می‌شود، چرا که داستان کامل دیگری درون آن در حال جنبیدن است. [...]سومین ویژگی ادبیات اقلیت این است که همه چیز در آن ارزشی جمعی می‌یابد. در واقع، دقیقاً به دلیل آنکه در ادبیات اقلیت با استعداد سر و کار نداریم، امکانات یک بیان فردی که به این یا آن "استاد" متعلق باشد و بتواند از بیان جمعی جدا شود، وجود ندارد. در واقع، کمیابی استعداد سودمند است و تصویری جز ادبیات استادان را به وجود می‌آورد؛ در ادبیات اقلیت، آنچه هر نویسنده‌ای به صورت فردی می‌گوید، از قبل یک کنش مشترک را شکل داده است و آنچه می‌گوید یا انجام می‌دهد، ضرورتا سیاسی است، حتی اگر دیگران با او موافق نباشند. #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
20
6
@Befarmaeedketab در حشره شدن نفیری سوگناک وجود دارد که با صدا همراه می‌شود و طنین کلمات را مبهم می‌سازد. گرگور به سوسک تبدیل می‌شود نه برای آن‌که از پدرش بگریزد، بلکه برای آن‌که راه گریزی بیابد که پدرش نتواند آن را بیابد، به این منظور که از دست مدیر، شغل، و بروکرات‌ها فرار کند تا به جایی برسد که در آن صدا چیزی جز زمزمه نباشد. «پیشکار گفت: "شما هم شنیدید؟ صدای یک حیوان بود."» #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
35
7
@Befarmaeedketab یک نویسنده، یک نویسنده_انسان نیست؛ او یک ماشین_انسان است و یک انسان تجربه‌گر (کسی که دیگر انسان نیست تا از این طریق به یک سوسک، یک سگ، یک موش، یک میمون تبدیل شود؛ حیوان شدن، ناانسان شدن، چرا که در واقع از طریق صدا و از طریق صوت و از طریق یک سبک است که فرد به یک حیوان تبدیل می‌شود و مسلماً از طریق نیروی بی‌پیرایگی.) به این ترتیب یک کافکا_ماشین از طریق محتواها و بیان‌هایی ساخته می‌شود که به درجات متفاوتی با ساز‌مایه‌هایی بی‌شکل شکل گرفته‌اند که وارد [این ماشین] می‌شوند و با عبور از آن، همه‌ی حالات ممکن را به خود می‌گیرند. ورود به ماشین یا ترک آن، در ماشین بودن یا در اطرافش قدم‌زدن، به آن نزدیک‌شدن یا از آن دور‌شدن_همه‌ی این‌ها باز اجزا خود ماشین‌اند: این‌ها همه حالات میل‌اند. آزاد از هرگونه تفسیری. خط گریز بخشی از ماشین است. حیوان، درون یا بیرون، بخشی از لانه_ماشین است. مسئله آزاد بودن نیست، بلکه یافتن راه دررو و یا حتی راه وارد شدن است. #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
38
8
@Befarmaeedketab «دو راه برای نفهمیدن نکته‌ی اصلی آثار کافکا وجود دارد. یکی تفسیر این آثار به صورت طبیعی و دیگری تفسیر فراطبیعی آن‌ها. هم تفسیرهای روانکاوانه و هم تفسیرهای الاهیاتی به یکسان از فهمیدن نکات اساسی آثار کافکا عاجزند.» (والتر بنیامین، دسامبر ۱۹۳۴، مجله یودیشه روندشاو) #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان
34
9
@Befarmaeedketab چهره، محصول ماشین دودویی است؛ ماشینی که در خدمت دستگاه قدرت، ماشین انتزاعی قدرت و دولت است. تو اینی، آنی. زنی، مردی، سفیدی، سیاهی؛ این‌ها نباشی، دوجنسی هستی، عرب هستی. هویتت مشخص است، وظایفت تعیین شده است‌. جایگاهت، ارتباط‌هایت. یک نقطه و نه یک خط. نه یک نیرو، نه یک میل. هرگز روی خط گریز قرار نخواهی گرفت. برای گریز اما باید چهره را محو کرد. ماشین دودویی را خرد کرد. درخت را از ریشه درآورد. ریزوم شد. علف شد. ریزوم باش. ریزوم بیندیش. ریزوم بنویس. ریزوم. ریزوم. آثار کافکا ریزوم‌اند. آثار دلوز ریزوم‌اند. لانه ریزوم است. مورچگان ریزوم‌اند. پیاز ریزوم است. علف ریزوم است. ریزوم فاقد مرکز است. فاقد کانون، اصل، گره‌گاه، عنصر تعیین کننده، کلام آخر، خدا، امر متعالی، دستگاه اندیشنده، استاد، پرفسور، مؤلف، فروید و از این قبیل است. ریزوم این‌ها را کنار می‌گذارد. دلوز و گوتاری نشان می‌دهند برخلاف تفسیر فرویدی که تاکنون از رابطه‌ی کافکا با پدرش ارائه شده است، مبنی بر این‌که پدر قدرت قاهری است که همه‌ی استعدادها و امکانات پسر را سرکوب کرده است، کافکا در پس پدر، حضور نیروهای سیاسی_اجتماعی بزرگتری را می‌بیند که پدر جزء یا کارگزار آن‌هاست. تفسیری که آن‌ها از کافکا ارائه می‌دهند نه یک کافکای صاحب کوگیتو، آگاهی و تشخیص، بلکه یک کافکای ریزومی، کافکا همچون گره‌گاه نیروهای اجتماعی_سیاسی است. نیروهایی که دارند بر در اتاق نویسنده دست می‌سایند: فاشیسم، بوروکراسی، سرمایه‌داری از یک‌طرف و از طرف دیگر نیروهای انقلابی و سوسیالیستی و آنارشیستی. پس اگر ساده کنیم _ می‌توانیم بگوییم مجموعه آثار کافکا آوردگاه نبرد میان این نیروهاست.  (از مقدمه‌ی مترجم) #ژیل_دلوز  #فلیکس_گوتاری 📘 #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت ترجمه‌ی #شاپور_بهیان #نشر_ماهی
39
10
@Befarmaeedketab کافکای دلوز و گوتاری کافکای دلمرده و افسرده‌ای نیست که قرائت‌های مرسوم به ما نشان می‌دادند، بلکه کافکایی شادان است. نویسنده‌ای قوی‌پنجه، مرزشکن و پیوسته روی خط گریز. ادبیاتی که کافکا به عنوان نویسنده‌ی اقلیت می‌آفریند به هیچ معنایی تقلیل دادنی نیست. آثار کافکا معنا ندارند و نمی‌توان ناشناختگی آن‌ها را به امری شناختی فروکاست. این آثار دارای کارکردند و در مواجهه با آن‌ها نباید پرسید چه معنایی دارند، چون معنا یعنی تمکین و سرفرود‌آوردن در برابر قدرت سرکوبگر. آثار کافکا آثاری رهایی‌بخش و معطوف به آینده و «مردم» آینده‌اند، مردمی رها از قید‌های سرکوبگر زمانه. از این رو، این آثار موعودگرایانه‌اند. دلوز و گوتاری با کاوشی سخت در «روش‌ها» و رویه‌هایی که کافکا به کار می‌گیرد تا راز قانون را آشکار و آن را به جایگاه‌های بیانش مرتبط کند و در توصیف دقیق آن‌ها؛ شاید برای اولین‌بار، راهی برای خوانش «سرور‌آمیز» آثار کافکا فراهم می‌کنند_دانشی شاد از آثار کافکا. #کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت #ژیل_دلوز #فلیکس_گوتاری #فرانتس_کافکا
43
11
#کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت #ژیل_دلوز #فلیکس_گوتاری ترجمه‌ی #شاپور_بهیان #نشر_ماهی @Befarmaeedketab
#کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت #ژیل_دلوز #فلیکس_گوتاری ترجمه‌ی #شاپور_بهیان #نشر_ماهی @Befarmaeedketab
43
12
@Befarmaeedketab چه شد دقيقاً؟ خودت روایت کن خودت بگو نازنین‌ترین دردم چه شد که از مسلخ نفسگیرِ دوچشم سبز تو سر در آوردم چه کرده‌ای با من و جنون من؟ خودت بگو درد جسم‌وجانفرسا که هرچه جان می‌کنم که برگردم به حال پیش از تو برنمی‌گردم چه مانده از من که بازبستانی؟ شکنجه‌جان‌! من از این جهان تنها جنازه‌ای داشتم که آن را هم شهیدِ تیغِ تغافلت کردم «تغافلت کرد پایمالم» یار «چسان نگریم چرا ننالم» یار که بی‌تو از هرچه هست دلسیر و که بی‌تو از هرچه هست دلسردم بخشی از شعر #علی‌اکبر_یاغی‌تبار شعر کامل را در کانال شاعر بخوانید:👇 @aliakbaryaghitabar
75
13
Cokai Kodi (Extended Version) (1).mp3
71
14
📚بفرمایید کتاب کانالی برای معرفی کتابهای شعر و رمان ایرانی و خارجی 👇👇 https://t.me/befarmaeedketab
📚بفرمایید کتاب کانالی برای معرفی کتابهای شعر و رمان ایرانی و خارجی 👇👇 https://t.me/befarmaeedketab
72
15
@Befarmaeedketab آنجا که ملتی زیبایی را دوست دارد، آنجا که نبوغ را در وجود هنرمندانش محترم می‌شمارد، در آنجا همچون نسیمِ زندگی، روحی فراگیر می‌وزد، در آنجا حسِ در خود بسته باز می‌شود، خودپسندی می‌گدازد، و تمامی دل‌ها بزرگ و پارسا هستند، و شوق، قهرمان می‌زاید. میهنِ همه انسان‌ها در خانه‌ی چنین ملتی است. و غریب با خوشنودی در آن درنگ می‌کند. اما آنجا که طبیعتِ خدایی و هنرمندان آن توهین می‌بینند، آخ، آنجا خود بهترین شوقِ زندگی هم زایل می‌شود. و هر سیاره‌ی دیگر از زمین بهتر خواهد بود. پیوسته دلمرده‌تر و ملال‌زده‌تر می‌شوند آدم‌ها در چنین جایی، خود اگر به زیبایی زاده شده باشند. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
70
16
@Befarmaeedketab حق با توست. من فرزند هم نمی‌خواهم. چرا که برای این جهانِ بردگان، حیف‌شان می‌دانم فرزند را. این نهال‌های بینوا یقین که در این شوره‌زار در پیش چشمم می‌پژمرند. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
108
17
@Befarmaeedketab زمین که روزگاری از زیباییِ زندگی انسان سرشار بود، حال چیزی است به پُرنیشیِ لانه‌ی زنبور. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
70
18
@Befarmaeedketab تا به حال هرگز عقلِ صرف چیزی عاقلانه، و منطقِ صرف چیزی منطقی به بار نیاورده است. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
70
19
@Befarmaeedketab آری! آدم آفتابی‌ست بینای همه‌چیز آن زمان که عاشق است، و شکوه‌بخش به همه چیز هم. و اگر عاشق نباشد، پستوی تاریکی است با کورسویِ دوداندودِ چراغکی. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
71
20
@Befarmaeedketab آسمان مشرق‌زمین، به کردار خودکامی عبوس، ساکنان خودش را با قدرت و شکوه خود به زمین می‌کوبد، و انسانِ این خطه، پیش از آنکه راه رفتن آموخته باشد، باید که زانو بزند. پیش از آنکه گفتن آموخته باشد، باید که دعا کند، پیش از آنکه قلبش به اعتدالی رسیده باشد، باید که سر خم کند. و پیش از آنکه عقلش به قدرتی برسد که گل و باری بنشاند، سرنوشت و طبیعت با گرمایی سوزان هر آن رس و رمق را از او می‌گیرد. #فردریش_هلدرلین 📘 #گوشه‌نشین_در_یونان ترجمه‌ی #محمود_حدادی #نشر_نیلوفر
79