دروغها و خرافات اسلام
前往频道在 Telegram
افشای دروغها و احصای خرافات اسلام گروه دینی: @Islie_Group گروه سیاسی: t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg Channels: @KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
显示更多📈 Telegram 频道 دروغها و خرافات اسلام 的分析概览
频道 دروغها و خرافات اسلام (@islie) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 606 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 3 540,并在 伊朗 地区排名第 15 658 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 606 名订阅者。
根据 19 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 243,过去 24 小时变化为 35,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 7.05%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.17% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 518 次浏览,首日通常累积 468 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 7。
- 主题关注点: 内容集中在 قرآن, اسلام, آيته, مِنْ, عذاب 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“افشای دروغها و احصای خرافات اسلام
گروه دینی:
@Islie_Group
گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg
Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV”
凭借高频更新(最新数据采集于 20 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
21 606
订阅者
+3524 小时
+2007 天
+24330 天
帖子存档
21 607
Repost from Vip
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب
🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم
🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان
⭐️برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.⭐️
21 607
Repost from Vip
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب
🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم
🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان
⭐️برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.⭐️
21 607
♻️قربانیانگاری یا قربانیسازی؟
روایتی تحلیلی از بحران سلامت روان در سه نسل خاموش ایران
از زیستشناسی و روان تا ساختارهای اجتماعی
🎙️ ارائهدهنده: غزل
🕘 ساعت ۲۱ | به وقت ایران
👥میزبان: گروه دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE_Group
@ISLIE
21 607
💢مدتهاست که ذهن ایرانی، در چنبرهٔ تاریخ و سیاستِ وطن اسیر مانده است. اعتراضات، جنگ، وضعیتِ پس از جنگ و فروپاشی اقتصادی، نه صرفاً رویدادهایی بیرونی، که بارِ سنگینِ آگاهیِ جمعی ما شدهاند. این بار چنان گران است که حتی انسانی فارغ از رنج شخصی، اگر اراده کند به افقهای کلان بیندیشد، باز هم بهسختی میتواند ذهن خویش را از این مغاک بازیابد و آن را به سویِ وسعتِ هستی بگشاید. جهان چنان پهناور است که آنچه ما مسئلهٔ حیاتی میخوانیم، در مقیاسِ کیهانی چیزی جز نقطهای گمشده نیست.
تصور کنید انسانی را که در سرزمینی دور از طوفانهای خاورمیانه زندگی میکند.
او میتواند جز لذتِ زیستن و جستوجوی آرامش، با پرسشی روبه شود که خیام قرنها پیش طرح کرد: به هر آمدنم چه بود؟ به کجا میروم؟
این پرسشِ وجودی، همان چیزی است که در شرایط عادی باید محورِ آگاهیِ انسانی باشد؛ تأمل در هستیِ خویشتن، در معنای بودن، در مواجهه با هیچ و همه.
اما پارادوکسِ تراژیک زندگی انسان همینجاست
ما همواره میدانیم مسائلِ حیاتی زندگی بشر کداماند و با اینهمه، مکرراً کوچکترین امورِ عاجل را به مرتبهٔ حیاتیترینها برمیکشیم.
این همان فراموشیِ هستی است که هایدگر از آن سخن میگفت؛ جایی که انسان در میانِ موجوداتِ روزمره گم میشود و از پرسشِ بنیادینِ بودن غافل میماند.
بحرانهای سیاسی و اقتصادی، هرچند واقعی و جانکاه، میتوانند به پردهای بدل شوند که حقیقتِ وجودی را از دیدِ ما پنهان میکنند و ما را در سطحِ واکنشهای مکرر نگاه میدارند.
درکِ وجودیِ راستین، مستلزمِ فاصلهگرفتنِ موقت از هیاهویِ تاریخ و بازگرداندنِ نگاه به سویِ بیکرانگیِ هستی است.
تنها در این فاصله است که میتوان بارِ سنگینِ زمانه را بر دوش کشید بیآنکه زیرِ آن خرد شد، و همزمان به پرسشهایی پرداخت که انسان را از سطحِ بقا به مرتبهٔ آگاهیِ آزاد برمیکشند.
چنانکه آلبر کامو نوشته است:
در دلِ زمستان دریافتم که درونِ من تابستانی شکستناپذیر هست»
@islie
21 607
Repost from من خدا هستم
💢 تحلیل شخصیت خامنه ای.
اگر انقلاب ایران نبود و جنبه سیاسی را در نظر بگیریم، به عنوان یک جوان، شخصیت او خیلی جالب است. او آدمی بود که نمیخواست طلبه شود، ولی به رغم میلش، طلبه شد؛ یعنی به زور پدرش طلبه شد. چون به زور پدرش طلبه شده بود، هیچ موقع بدش نمیآمد از اینکه خود به عنوان یک طلبه سنتی تلقی شود. به همین دلیل، در جوانیش که طلبه بود، طوری لباس میپوشید که شبیه طلبههای سنتی به حساب نیاید. طلبههای حوزه و آخوندهای سنتی او را طلبه سنتی نمیدانستند. او در بازار مشهد لباس میپوشید، راه میرفت و پیپ میکشید، چیزی که عمداً انجام میداد تا خود را جدا کند.
او سعی میکرد خود را روشنفکر نشان دهد؛ روشنفکری در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ یعنی اهل ادبیات بودن، شعر و داستان و اینها. او دوست داشت خود را روشنفکر نشان دهد، نه طلبه به مفهوم سنتی. ساعت مچی دست میکرد، به جای نعلین کفش میپوشید و پیپ میکشید. این کارها برای طلبهها خیلی بد و حتی مثل «کشف حجاب» بود، اما او این کارها را میکرد تا خود را از روحانیت جدا کند.
حوزه مشهد نسبت به پدیدههایی مثل علی شریعتی خیلی سنتی و بسته بود، ولی آقای خامنهای آشکارا از شریعتی حمایت میکرد و این کار آخوندها را ناراحت میکرد. کسی که دوست دارد اهل ادبیات و روشنفکری شناخته شود، به محافل ادبی میرود، ولی او به دلیل اینکه باز هم آخوند بود، در محافل روشنفکری هم به طور کامل پذیرفته نمیشد. از ابتدای کودکی، او مشکل «ریکوگنیشن» داشت؛ یعنی رسمیت شناخته شدن و این بحران، یک عقده خطرناک برای او ایجاد کرد.
زمان آقای خمینی، او همچنان دیده نمیشد. در دورهای که به سپاه و بعد به ارتش میرود و همه اینها کنار گذاشته میشود، در داستان جنگ دوست دارد موقعیتی پیدا کند، در حالی که آقای رفسنجانی موقعیت بالایی داشت. در سپاه جریان مخالف او قوی بود و جریان آقای منتظری هم خیلی قوی بود. به عنوان رئیس جمهور، نخستوزیر به او تحمیل شد و او خیلی ناراحت بود. یک جلسه در قم با طلبهها برگزار شد که رئیس جمهور بود و در مسجد امام حسن عسکری سخنرانی کرد. او میگفت رئیس جمهور فقط کسی نیست که روبان پاره کند و تشریفاتی باشد؛ این مشکل ریکوگنیشن همیشه با او بود.
بعد از اینکه رهبر شد، طبیعتاً وضعیت بدتر شد. او میدانست که مردم اعتبار رهبری، اعتبار آیتاللهی، اعتبار حوزوی و اعتبار سیاسی او را ندارند. مهمترین نقطه قدرت آقای خامنهای آگاهی او به نقاط ضعف است؛ چون میداند که حوزه و نخبگان سیاسی قبولش ندارند، میفهمد چگونه باید موقعیت خود را تثبیت کند و دیگران را تضعیف کند. او موفقیت و قوتش در توانایی تضعیف دیگران است. برای اینکه خودش بماند و قدرتش را حفظ کند، به صورت سیستماتیک نهاد حوزه، نهاد نظامی و نخبگان سیاسی را تضعیف میکند.
رهبران توتالیتر، از جمله آقای خامنهای، علاقه خاصی به ادبیات دارند و دوست دارند به عنوان نویسنده و شاعر شناخته شوند؛ این ویژگی مشترک است بین استالین، موسولینی، هیتلر، صدام حسین و قذافی. ادبیات و سیاست وجه مشترک زیادی دارند، چون هر دو با گفتار سر و کار دارند. رهبران توتالیتر عاشق سخنرانی و بیان هستند. آقای خامنهای مجموعه سخنرانیهایش حدود ۳۷۰ جلد منتشر شده است. هر دو (ادبیات و سیاست) نیاز به فضای عمومی و مخاطب دارند. او از ذوق و دانش متوسط خود در ادبیات فارسی استفاده کرده و قدرت خطابش نقش مهمی در شکل دادن شخصیتش به عنوان رهبر داشته است.
در زمان ریاست جمهوری، کنفرانسهای حافظ برگزار شد و آقای خامنهای به عنوان رئیس جمهور سخنرانی کرد. نوشتاری از سعیدی سیرجانی، استاد ادبیات فارسی، میگوید بهترین سخنرانی کنفرانس حافظ را آقای خامنهای انجام داده است. او با حافظه خوب و قدرت خطابی، افراد را تحت تأثیر قرار میداد. شخصیت او مدام در حال ساخته شدن بود.
مشکل «ریکوگنیشن» تا زمانی که آقای خمینی زنده بود ادامه داشت. او به عنوان رهبر انتخاب شد، اما در واقع اعتبار و قدرت کافی نداشت. آقای رفسنجانی تصور میکرد دیگر نمیتوان رهبر کاریزماتیک قدرتمندی مثل خمینی داشت، بنابراین تصمیم گرفت مملکت را اداره کند و آقای خامنهای را در موقعیتی تشریفاتی قرار دهد.
ویژگی رهبر توتالیتر این است که فقط به قدرت سیاسی فکر میکند. آقای خامنهای زندگی زاهدانه دارد و تمرکزش تنها بر قدرت سیاسی است. او روزانه چهار تا پنج ساعت بیشتر نمیخوابد، بولتنها را میخواند، به جزئیات وارد میشود، مدیران میانی و خانوادههایشان را میشناسد و حتی لازم باشد نزدیکترین افراد خود را قربانی میکند.
تمرکز هیولایی و قدرت او، او را به نمونهای تیپیکال از رهبران توتالیتر تبدیل کرده است؛ هیچ چیزی نمیخواهد جز قدرت و همه چیز در قالب قدرت معنا پیدا میکند. آقای خامنهای متولد نشده، بلکه در تناسب موقعیتها و اقتضای شرایط خود را با شرایط هماهنگ کرده و تحول پیدا کرده است.
@Khod2
21 607
چین بیدین و بیادعاء، مقابل امریکا ایستاد، اما طوری از مردمش فقرزدایی کرد که تاریخ بشر به خودش ندیده بود. صدها میلیون نفر را از فقر نجات داد. متدینان و مدعیان دینداری و به اصطلاح حامیان مستضعفین ما هم مقابل امریکا ایستادند با ادعایی که کون خر را جر میدهد و دینی پرمدعاتر از خودشان. نتیجهاش شد ریال، بیارزشترین پول جهان! پولی که زمانی در آستانه رقابت با دلار بود. آنها مردمشان را از فقر نجات دادند و اینها مردمش را در اعماق فقر فرو بردند.
طبق برآورد بانک جهانی چین بیش از ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر بیرون کشید در حالی که جا بیش از ۸۰ میلیون نفر را در فقر فرو برد.
چین امروز نه فقط در اقتصاد بلکه در تمام حوزهها میدرخشد. ایران هم نه فقط در اقتصاد بلکه در همه حیطهها بوی تعفن گرفته است. هر دو یک مسیر را طی کردند، اما یک طرف با روشنی علم و دیگری با تاریکی دین. کاملترین دین و جامعترین مذهب! البته طبق ادعای خودشان.
@islie
21 607
این دیگر جام زهر نیست
جام شاش است
شاش کلهزرد، زردتر از کلهاش
برادر ارزشی، بنوش که خوب مینوشی
@islie
21 607
چند ثانیه گوشهاتون را به انکرالاصوات آلوده کنید، صحبتها و مشخصات این ابن زنای ولدالحرام را خوب به خاطر بسپارید
ساکن هلند است، همان کشوری که دوست و ادمین ما، محی شفیعی ترور شد طوری که بعد از دو ماه هنوز آنلاین نشده و سلامتش در وضعیت نامعلومی ست
21 607
چرا میگویند کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم؟
کوروش خواب بس است
بذرهای قهوهای که جمهوری اسلامی از میان ملت ایران در خاکت دفن کرد را با گرانقیمتترین سنگهای زمینت آسیاب کن، آنها را به چشمههای آبگرمت ببر و همانجا دم کن و لاجرعه بنوش
این بذرها کماً و کیفاً به قدری قوی هست که سالها بیدار و هشیارت کند
بیدار شو و به جنگ فرهنگ و آیین غربتی اسلامی بیا، آن را شکست بده و ایرانت را نجات
ایران در آستانه مرگ است، کوروش آسوده نخواب که ما را کشتند! کشتند و در خاکت کاشتند
ایران فرهنگی هزار ساله دارد که تشنه برگشت به همان است
نگفتم دوهزار و پانصد ساله چون فرهنگ ایران هزار و چهارصد سال است که توسط فرهنگی بیگانه و غربتی، توقیف و متوقف شده
کوروش برخیز و آسوده نخواب هرگز
@islie
21 607
نمیدانم اول قهوه کشف شد یا رنگ قهوهای
اما میدانم اول جمهوری اسلامی تأسیس شد بعد حرامزادگی معنا پیدا کرد
«حرامزادگی» تا قبل از آن بیمعنی و مهمل بود
از دستاوردهای این حکومت همین است که به حرامزادگی معنا بخشید
@islie
