بویِ گندم.
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
336
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
336
عادیه بیدار شدن صبحا با عکس جسد؟
عادیه خون گریه کنیم همه تا ابد
عادی نمیشه ولی زخمش که تازست هر بار..
عادیه بجنگیم تا آخرین نفس به نام وطن؟؟
336
انگار سهم ما از زیستن هیچوقت چشیدن طعم خوشحالی نبود ،تار و پود روح ما با غم و غصه و امید هایی پوچ عجین شده بود .
خاک این سرزمین با غم طلسم شده ،با غم خواستن و نتونستن،خواستن و نشدن،خواستن و از دست دادن . در تمام طول تاریخ دنبال آزادی بودیم، دنبال بودن بودیم ،دنبال زندگی کردن ، و توی این دویدن ها نفهمیدیم کی مردیم و پوچ شدیم و آتیش عشق این وطن هیجوقت خاموش نشد.
هرچقدر هم که ذره ذره وجودمون با بیچارگی همنشینی میکرد باز هم اسم ایران میومد قلبمون بی جنبه بازی درمیاورد و با غرور خودشو به قفسه سینمون میکوبوند
چیشد که اینطوری شد اصلا چیشد که از اون همه شکوه رسیدیم به شرمسار بودن از نفس کشیدنمون؟
Mikasa
336
تا حالا شده از شدت غم حتی گریه هم نکنید؟
گریه بکنم جوون مردم برمیگرده؟نه.پس فقط یگوشه میشینم و به دیوار زل میزنم و از بازمانده بودنم و وجودم خجالت میکشم و شرمسار میشم.
