ch
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

前往频道在 Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافـضا ‌ «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

显示更多
未指定国家未指定类别
1 107
订阅者
+524 小时
+717 天
+16830 天
帖子存档
بات دوباره درست شد. آیدیش تو پیام پین شده و بیو چنل هست. ✨

می‌دونم این پست خیلی بدبینانه به وجود شوشان‌دخت نگاه کرده، من فقط می‌خواستم به منابعی که ازشون یاد کردم پایبند باشم. اما اینطوریم نیست که کلا شوشان‌دخت رو افسانه بدونیم. همونطور که خیلی از زنان درباری بودن که از ایران‌باستان تا امروز نامشون نمونده، ممکنه نام این بانو هم فقط یه‌بار ذکر شده باشه. و این به تنهایی به معنای واقعی نبودنش نیست.

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل: شوشان‌دخت
این‌بار با یه داستان کاملاً متفاوت طرفیم؛ داستانی که خودش موضوع یه بحث علمی جدیه: آیا این زن اصلاً وجود خارجی داشته؟
دختر رئیس جالوت؛ روایتی که فقط از یه منبع میاد 📜
طبق یه متن پارسی میانه‌ی زرتشتی به اسم «شهرستان‌های ایران»، یزدگرد یکم، شاه ساسانی، با دختر «رئیس جالوت» بالاترین مقام رهبری یهودیان تبعیدی در بابل، ازدواج کرد. از این ازدواج، پسری به دنیا اومد که بعدها به نام بهرام پنجم معروف به بهرام گور به تخت نشست. خودِ این متن، نه نام ملکه رو میاره، نه نام دقیق رئیس جالوت رو؛ اسم «شوشان‌دخت»، یعنی «دختر شوش»، بعدها توسط پژوهشگران و روایت‌های بعدی بهش داده شده.
روایتی که به یه محله‌ی واقعی ربط داده می‌شه 🏘️
طبق روایت‌های رایج، شوشان‌دخت از موقعیتش استفاده کرد تا به یهودیان ایران کمک کنه؛ گفته می‌شه محله‌ی یهودی‌نشین «جوباره» در اصفهان، و همچنین اجتماعات یهودی در شوش و شوشتر، به همت اون بنیان‌گذاری شدن. حتی ارنست هرتسفلد ایران‌شناس معروف، حدس زده که آرامگاه معروف «استر و مردخای» در همدان، شاید در اصل آرامگاه همین شوشان‌دخت باشه، نه استر واقعی.
چرا این داستان زیر سواله؟ 🤔
پژوهشگری به اسم سیمخا گراس، باور داره که شوشان‌دخت فقط در همون یه متن پارسی میانه ذکر شده و منبع مستقل دیگه‌ای این ازدواج رو تأیید نمی‌کنه. جالب‌تر اینکه تلمود بابلی، که باید محل مناسبی برای ثبت همچین رویداد مهمی باشه، وقتی از تعامل رئیس جالوت، هونا بر ناتان، با یزدگرد صحبت می‌کنه، هیچ اشاره‌ای به دختر یا ازدواجی نمی‌کنه. طبق فرضیه‌ی گراس، این داستان به‌احتمال زیاد قرن‌ها بعد، در قرن دهم یا یازدهم میلادی، دوره‌ای که بهش «فترت ایرانی» می‌گن، توسط خاندان رئیس جالوت ساخته شده؛ تا با ادعای خویشاوندی با خاندان سلطنتی ساسانی، بر اعتبار سیاسی خودشون اضافه کنن. البته اینا همه فرضه، اما گفتنش خالی از لطف نیست.
شوشان‌دخت نمونه‌ی خوبیه از این‌که چطور یه روایت، حتی وقتی به لحاظ تاریخی مشکوکه، می‌تونه تاثیر واقعی و ماندگاری داشته باشه؛ محله‌ها به نامش شکل گرفتن، آرامگاه‌ها بهش نسبت داده شدن، و هویت یهودیان ایران قرن‌ها بعد باهاش گره خورد. همچنین خارج از بحث #روایت_زنان، نشون می‌ده ارتباط ایرانیان و یهودیان در دوره‌ی ساسانیان خوب بوده. ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان ترجمه‌ی عباس زریاب

از چپ: آذرآناهید، شاپور یکم، و کرتیر موبد بزرگ ساسانی. آذرآناهید دختر شاپور یکم بود و در سنگ‌نوشته این جمله نگاشته شده: Ādur-
از چپ: آذرآناهید، شاپور یکم، و کرتیر موبد بزرگ ساسانی. آذرآناهید دختر شاپور یکم بود و در سنگ‌نوشته این جمله نگاشته شده:
Ādur-Anāhīd bāmbišnan bāmbišn Iamā duxt آذرآناهید، ملکه‌ی ملکه‌ها، دختر ما
همچنین شاپور یکم برای دخترش آذرآناهید و سه پسر دیگه‌اش، هرمز، شاپور و نرسه، دستور به‌پاسازی آتشکده‌هایی رو داده. در سنگ نوشته اول نام شاهدخت، و بعد نام برادرهاش اومده. آتشی که برای آذرآناهید برپا شد «هوسرا آذرآناهید» نامیده شد.

sticker.webp0.07 KB

Repost from N/a
ﺑﻪ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮدم ﮐﻪ اﮔﺮ از آنﻃﺮف ﻫﺎ آﻣﺪه ﺑﺎﺷﯽ ﺗﻮ را ﺑﺎ ﺻﺪام ﺣﺴﯿﻦ و ﺧﻤﯿﻨﯽ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ. اﺻﻼ ﯾﺎدﺷﺎن ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ آﻧﻬﺎ ﻫﻢ روزﮔﺎری ﻫﯿﺘﻠﺮ داﺷﺘﻪاﻧﺪ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺧﻮاﻫﯽ ﺑﻪ روﯾﺸﺎن ﺑﯿﺎوری. ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺖ، ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ. آره، ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ. ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽﮐﺸﯽ؟ ﭘﺲ ﭼﺮا ﻫﯽ ﺑﻪ روت ﻣﯽآورﻧﺪ؟ ﻣﮕﺮ ﺧﻮدﺷﺎن ﺟﻨﮓ و رژﯾﻢ ﺗﻮﺗﺎﻟﯿﺘﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻪاﻧﺪ؟ ﻣﮕﺮ ﺧﻤﯿﻨﯽ را ﺧﻮدﺷﺎن از ﭘﺎرﯾﺲ ﺗﺰرﯾﻖ ﻧﮑﺮدﻧﺪ؟ ﺑﺮو ﯾﮏ ﻓﮑﺮی ﺑﻪ ﺣﺎل ﺧﻮدت ﺑﮑﻦ، ﺑﺪﺑﺨﺖ! ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﯽ ﺑﮑﻦ. ﺑﻬﺸﺎن ﻧﺸﺎن ﺑﺪه ﮐﻪ از زور ﮔﺸﻨﮕﯽ ﻧﯿﺎﻣﺪهای اﯾﻨﺠﺎ. ﻣﺸﮑﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ داری. ﭘﻨﺎﻫﻨﺪه ﺷﺪه‌ای ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ را ﺑﮕﻮﯾﯽ.
📖 • فریدون سه پسر داشت - عباس معروفی

My favorite kind of Blue as the sky, spirulina and the cover of my favorite book 🌁

Repost from asterîa
روزِ آبـی 🌀 ٫
+4
روزِ آبـی 🌀 ٫

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش سی‌ونه: آذرآناهید؛ دختری که آتش به نامش افروخته شد
از نسل بنیان‌گذار که فاصله می‌گیریم، می‌رسیم به دوره‌ی شاپور یکم، دومین شاهنشاه ساسانی و همون کسی که امپراتور روم رو اسیر کرد. تو همین دوره، دخترش هم به یکی از بالاترین جایگاه‌های زنانه‌ی تاریخ ساسانی رسید.
نامی که از دو ایزد ساخته شده 🔥
آذرآناهید نامش ترکیبی از دو مفهوم مقدسه: «آذر» آتش و «آناهید» ایزدبانوی آب و باروری. این اسم، خودش نشونه‌ی جایگاه دینی و نمادین ویژه‌ای بود که برای این شاهدخت در نظر گرفته شده بود.
بالاترین لقب ممکن برای یه زن 👑
مثل دِنَگ که تو بخش پیش ازش گفتیم، آذرآناهید هم لقب رسمی «بانبیشنان بانبیشن»، یعنی «ملکه‌ملکه‌ها» رو داشت؛ دقیقاً معادل زنانه‌ی لقب «شاهنشاه» یا شاهِ شاهان. این لقب هم در همون کتیبه‌ی بزرگ شاپور یکم بر کعبه‌ی زرتشت ثبت شده؛ جایی که شاپور صراحتاً میگه به‌خاطر دخترش آذرآناهید و سه تا از پسرهاش، آتش‌های اختصاصی در آتشکده‌ها برافروخته؛ رسمی که در سنت ساسانی برای پاسداشت یاد و روان بزرگان انجام می‌شد.
نقشی فراتر از یه لقب تشریفاتی؟
طبق برخی منابع تاریخی که یادش رو حفظ کردن، آذرآناهید فقط یه عنوان‌دار تشریفاتی نبوده، و در دوره‌ی سلطنت پدرش، در امور کشورداری هم نقش قابل‌توجهی داشته. البته جزئیات دقیق این نقش در منابع اولیه به‌روشنی باز نشده؛ چیزی که با اطمینان بیشتری می‌تونیم بگیم، همون جایگاه رسمی و لقب برابر با شاهنشاهه که مستقیماً از دل کتیبه میاد.
چرا این لقب مهمه؟ پژوهشگرانی مثل والتر هینتس، اعطای این‌چنین جایگاه بلندی به یه شاهدخت رو تقریباً «باورنکردنی» توصیف کردن؛ چون تو تاریخ ساسانی، همتراز دونستن رسمیِ یه زن با خودِ عنوان شاهنشاهی، حتی به‌صورت زنانه‌ش، اتفاق کمیابی بود. این نشون می‌ده حداقل در دوره‌ی شاپور یکم، خاندان سلطنتی حاضر بوده بالاترین رتبه‌های نمادین رو به زنان خانواده‌ی خودش هم بده؛ نه فقط به پسرها. ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی کتیبه‌ی شاپور یکم بر کعبه‌ی زرتشت

sticker.webp0.13 KB

My personal daily is here.
+1
My personal daily is here.

sticker.webp0.05 KB

چرا برای «دوست داشتن» هم #واژه «عشق» رو داریم، هم «مهر»؟ «عشق» واژه‌ایه که از عربی وارد پارسی شده. درباره‌ی ریشه‌ی خودِ واژه‌ی عربی اختلاف نظر وجود داره. ❤️‍🩹
یه نظر به این هم هست که از ریشه هندواروپایی iska میاد. به معنای میل، خواست و خواهش.
در ریشه‌شناسی سنتی، «عَشَق» رو به گیاهی پیچنده، شبیه پیچک، نسبت می‌دادن؛ گیاهی که دور درخت می‌پیچه و بهش می‌چسبه. از همین‌جا یه تصویر خیلی قشنگ شکل می‌گیره: عشق چیزیه که می‌پیچه، درگیر می‌کنه و آدم رو به دیگری گره می‌زنه.
انگار که «عاشق شدن» بیشتر از جنسِ کشش و دلباختگیه؛ چیزی که ممکنه آدم رو با شدت زیادی به دیگری وابسته کنه.
‌ اما «مِهر» داستان دیگه‌ای داره. «مهر» واژه‌ای کهن و ایرانیه و با «میترا» پیوند داره؛ ایزد روشنایی، پیمان، عهد و وفاداری در آیین ایرانی. بعدها بابت همین پیوندی که پیمان بین دونفر ایجاد می‌کرده، «مهر» معنای محبت، دوستی و دلبستگی هم پیدا کرد.
همچنین باز هم در ارتباط با ایزد میترا، واژه‌ٔ مهر معنای خورشید و روشنایی هم گرفت.
برای همین «مهر» انگار فقط «خواستنِ دیگری» نیست؛ بیشتر شبیه پیوندیه که آگاهانه نگه داشته می‌شه. ‌ اگر بخوام ساده بگم: عشق، شبیه پیچک می‌پیچه دور آدم که می‌تونه ناگهانی، شدید و حتی بی‌اختیار باشه. و مهر، شبیه پیمانیه که دو نفر انتخاب می‌کنن نگهش دارن. که بیشتر با وفاداری، مراقبت و موندن معنا پیدا می‌کنه. 🌿

sticker.webp0.19 KB

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش سی‌و‌هشت: دِنَگ؛ «ملکه‌ملکه‌ها»ی نخستین شاه ساسانی
در بخش قبل با رودَگ، مادر اردشیر یکم آشنا شدیم. حالا نوبت دخترِ پاپک و خواهرِ اردشیره؛ زنی که یه نسل بعدتر، لقب رسمی‌ای گرفت که تا آخر دوره‌ی ساسانی برای مهم‌ترین بانوی دربار به‌کار می‌رفت.
خواهری که همسر شد 👑
دِنَگ یکی از دختران پاپک بود؛ برادرهاش شاپور (حاکم پیشین فارس) و اردشیر یکم بودن. طبق قانون دینی زرتشتی درباره‌ی «ازدواج خویشاوندی» که در خاندان‌های اشرافی و شاهی ساسانی رواج داشت، دِنَگ به همسری برادرش اردشیر درومد. این نوع پیوند، از نگاه دینی و فرهنگی در اون زمان، ناهنجار نبود.
لقبی که فقط به بالاترین بانوی امپراتوری می‌رسید 📜
دِنَگ به‌خاطر همین جایگاه، عنوان رسمی «بانبیشنان بانبیشن» یعنی «ملکه‌ملکه‌ها» رو گرفت؛ بالاترین لقب زنانه‌ای که در ساختار درباری ساسانی وجود داشت. این لقب هم مثل مادرش رودَگ در همون کتیبه‌ی شاپور یکم بر کعبه‌ی زرتشت ثبت شده؛ یعنی دِنَگ از همون ابتدا، نه یه همسر گمنام، بلکه بخشی رسمی و ثبت‌شده از ساختار قدرت دودمان تازه‌تاسیس ساسانی بود.
تصویری که شاید از اون باقی مونده
باستان‌شناسان حدس می‌زنن دِنَگ همون چهره‌ای باشه که در نقش‌برجسته‌ی مراسم تاجگذاری اردشیر یکم در نقش رجب، نزدیکی تخت‌جمشید، دیده می‌شه؛ در سمت راست‌ترین قسمت این نقش‌برجسته، یه پیکره‌ی زنانه حکاکی شده که به‌احتمال زیاد همسر شاه رو نشون می‌ده. اگه این حدس درست باشه، دِنَگ یکی از معدود زنان این دوره‌ست که هم در متن، هم در تصویر سنگی، حضورش ثبت شده.
جایگاهی که با مرگ شاه از بین رفت
نکته‌ی تلخ ماجرا اینه: بر اساس شواهد موجود، دِنَگ لقب «ملکه‌ملکه‌ها»ی خودش رو بعد از مرگ اردشیر یکم در سال ۲۴۲ میلادی از دست داد. جانشین اردشیر، شاپور یکم، این لقب رو به همسر خودش داد؛ یعنی این عنوان یه پست ثابت و ارثی برای دِنَگ نبود، بلکه مستقیماً به جایگاه شاهِ زنده وابسته بود.
یه نکته‌ی جالب دیگه: دِنَگ نامیه که در تاریخ ساسانی دست‌کم سه بار دیگه هم تکرار شده؛ جز این، یه ملکه‌ی میسان در نزدیک بصره‌ی امروزی، و بعدها هم همسر یزدگرد دوم که در قرن پنجم میلادی به‌عنوان نایب‌السلطنه حکومت کرد، دنگ نام داشتن. -منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تورج دریایی، تاریخ و فرهنگ ساسانی

sticker.webp0.46 KB