Anliliy
前往频道在 Telegram
زادهی خاک و خورشـید 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0
显示更多未指定国家未指定类别
1 109
订阅者
无数据24 小时
-87 天
+5430 天
帖子存档
1 109
گاهشمار باستانی: میتراکانا؛ جشن سال نو هخامنشیامشب لحظهی اعتدال پاییزیه؛ آنی که طول شب و روز برابر میشه و محور و مدار کرهی زمین، جوری قرار میگیرن که خورشید بالای خط استوا میتابه. از این لحظه به بعد، نیمکرهی شمالی رسماً وارد پاییز میشه. در این زمان خاص، هزاران سال پیش، نیاکان ما میتراکانا رو جشن میگرفتن. ✨
میترا کیه؟
میترا (مهر) یکی از کهنترین و مهمترین ایزدانِ آریاییهاست؛ اسمش تو گاتها و اوستا اومده، اما پیشینهاش از زرتشت هم کهنتره. معنیش «پیمان» و «عهد» هست، میترا نگهبان راستی بود؛ کسی که پیمانشکنها ازش میترسیدن و پیماندارها بهش پناه میبردن. میترا همچنین به روشنایی و نور نسبت داده میشد.چرا دقیقاً لحظهی اعتدال برای جشن مهمه؟ چون اعتدال، نماد تعادل کامله؛ شب و روز برابر، نور و تاریکی مساوی. برای مردمی که میترا رو نگهبان عدالت میدونستن، این لحظهی نجومی بهترین سمبل ممکن بود؛ لحظهای که جهان خودش، بی هیچ دخالتی، به تعادل میرسه.
سالنو هخامنشی ☀️
بعضی پژوهشگرا معتقدن سال نوی واقعی هخامنشیان، برخلاف تصور عمومی، نوروز بهاری نبوده بلکه همین میتراکانای پاییزی بوده. نقشبرجستههای تخت جمشید که نمایندگان اقوام مختلف امپراتوری رو در حال هدیهآوری به شاهنشاه نشون میده، با بررسی محصولات و فصلبندی، بیشتر به پاییز شبیهه تا بهار. تخت جمشید خودشم کاخ فصلی بود، نه پایتخت دائم؛ که برای یه جشن بزرگ پاییزی منطقی بهنظر میرسه. حتی اگه این فرض پژوهشگران درست نباشه، شکی در این نیست که بزرگترین جشن هخامنشی پس از نوروز جشن میتراکانا است که آغاز سال نو کشاورزی هخامنشی بوده و در نخستین روز ماه مهر یعنی روز "باگایادی" به معنی «یاد خدا» جشن گرفته میشده.میترا فقط مال ایران نبود پرستش میترا از ایران به آسیای صغیر و بعد به قلب امپراتوری روم رسید. سربازای رومی میترا رو بهعنوان ایزد نور و پیروزی میپرستیدن، معبدهاش (میترهئوم) رو تو زیرزمین میساختن، و آیینهاش قرنها قبل از رسمیشدن مسیحیت، یکی از پرطرفدارترین ادیان امپراتوری روم بود. حتی برخی پژوهشگرا معتقدن جشن زادروز میترا، بعدها روی تقویم مسیحی تأثیر گذاشته.
گاهشمار باستانی: آیینهای میتراکانا، جشن آغاز پاییز
✨ روشن کردن آتش یا شمع آتش برای میتراپرستان باستان نماد مستقیم میترا بود؛ چون میترا ایزد نور و خورشیده. تو لحظهی اعتدال، وقتی شب و روز برابرن، روشن کردنشمع یعنی طرف نور رو گرفتن، چون در این لحظهای تاریکی و روشنایی سر جنگ دارن. ✨ تجدید پیمانها این شاید مهمترین آیین میتراکانا باشه، چون میترا خودش «ایزد پیمانه». رسم بود آدما تو این شب، قولها و تعهداتی که به خودشون یا دیگران دادن رو مرور کنن و دوباره باهاش عهد ببندن. ✨نیایش رو به افق در لحظهی اعتدال باستانیها معتقد بودن تو این لحظهی دقیق نجومی، انرژی خاصی بین آسمون و زمین برقراره. رسم بود مردم رو به سمت افقی که خورشید ازش طلوع یا غروب میکرد میشستن و سکوت میکردن؛ نوعی نیایش بیکلام با حضور و توجه. ✨پاکیزگی و شروع تازه مثل خیلی از جشنهای ایرانی، رسم بود قبل از میتراکانا خونه رو تمیز کنن، لباس نو یا تمیز بپوشن. چون اعتدال یعنی مرز بین دو فصل؛ نظافت نماد پاک کردن حساب با فصل گذشته بود. ✨رد و بدل کردن پیام یا هدیهی کوچیک چون میترا نگهبان دوستی هم بود، رسم بود آدما به کسایی که براشون مهمن و دوستشون دارن، یه پیام یا هدیهی کوچیک بفرستن؛ نه لزوماً چیز گرون، بلکه یادآوریِ اینکه «پیمان دوستی/عشق ما سر جاشه». ✨روشن نگهداشتن آتش تا صبح تو بعضی روایتها، رسم بود آتشی که شب اعتدال روشن میشد رو تا طلوع آفتاب خاموش نکنن؛ نمادی از اینکه نور رو تا رسیدن روز جدید زنده نگه میدارن، حتی تو تاریکترین ساعتای شب. میتراکانا پیروز و پاییز خجسته بااااد به همگی 🍁🕯✨ «با یاد جاویدنامان ایران جشن میگیریم، چون نور بر تاریکی پیروزه.»
1 109
یه نکته پیشاپیش، بیاین ساعت 00:00 امشب، به شیوهی نیاکانمون یه آتش برپا کنیم یا شمع روشن کنیم. این مهمترین پیمان برای ایستادن در جبههی نور و روشنایی بوده، و ما هم خوب میدونیم تو چه دورهای هستیم.
بقیهی آیینها و توضیحات جشن رو درست تو لحظه تغییر فصل از همینجا بخونین.
1 109
امیدوارم که جامه خوشگلاتونو اماده کرده باشین و با یکی هماهنگ کرده باشین تا فردا تو شروع پاییز برقصین! حتی برگها تو دست خزان قراره برقصن.
1 109
بلهههه که دااارییمم، اونم چه جشنهای بزرگ و باشکوهی✨
صبر کردم تا ساعت 00:00 پستشو بذارم، مثل سال نو
1 109
آناهیتا برای شروع پاییز جشن باستانی نداریم؟
من واقعا آماده ی هر جشن و سرور و پایکوبی ای هستم😁💕
1 109
یه بچهی بالدار روی سنگنگارهی شاپور اول 👶🪽 | #پارهنگار
توی نقشبرجستهی بیشاپور، جایی که شاپور اول داره پیروزیش رو روی سه تا امپراتور روم (والرین، گوردیان، فیلیپ عرب) نشون میده، یه نقش جالب هست. یه پسربچهی بالدار، شبیه «ایروس» یونانی، که یه چیزی شبیه روبان به شاپور میده. خیلی از پژوهشگرای غربی از جمله متیو کانپا این رو یه وامگیری تزئینی از هنر رومی میدونن؛ میگن چون صنعتگرای اسیر رومی این نقش رو کندن، سلیقهی خودشونو وارد کردن. اما یه پژوهشگر دیگه میگه نه، این یه بازی زبانی و نمادین کاملاً ایرانیه؛ این بچهی بالدار در واقع آپام نپاته، ایزد آبها. معنی تحتالفظی نام آپام نپات یعنی «نوهی آبها» و چون تصویر ایروس یا کودک بالدار قبلاً توی هنر باختری شرق ایران جا افتاده بود، ساسانیها همین شمایل رو برای نشوندادن آپام نپات به کار گرفتن.
طبق اسطوره، «فرّهی آریایی» بالاترین سطح فرّه، که جمشیدجم اونو گمش کرد، زیر آب نگهداری میشد، به دست همین جناب ایزد آبها. برای اینکه شاپور بتونه ادعا کنه صاحب این فرّه شده، باید نشون میداد آپام نپات شخصاً فره رو آزاد کرده و بهش داده. پس چیزی که تو دستشه تاجگل پیروزی یونانی نیست. یه روبان به نام «دستار» هست.
نکتهی قشنگش اینه: کلمهی «دست» هم به معنی پیروزی/چیرهشدن بود، هم دقیقاً همونجوری نوشته میشد که نشانهی «فرّه» توی خط پهلوی نوشته میشد. که یعنی این روبان با یه بازی با واژگان، هم پیروزی رو نشون میداد هم فرّه رو 🎗️مقاله رو با این لینک تو انباری پیدا کنین.
1 109
ایشون رو میشناسین؟ این پسربچهٔ بالدار ایروس یونانی یا کوپیدو رومی، الهه عشق جنسی در اساطیر غرب هست.
1 109
داستان ایزدان: بهرام، ایزد پیروزیبهرام، ورهرام یا وِرِثرَغنه در اوستایی، به معنای «درهمشکنندهی مقاومت» یا «پیروزی» هست؛ نیرویی که هیچ مانعی جلودارش نیست. تو دین زرتشتی، بهرام همراه همیشگی سربازا و رزمندههاست، کسی که قبل از نبرد ازش کمک میخوان. بر اساس بهرامیشت، او آفریدهی نیرومند و فرهمند اهوراست و نیروی بینایی شگفتانگیزی داره؛ یورش همهی دشمنان رو، چه جادوان و پریان، چه کَویها و کَرَپانهای ستمگر، در هم میشکنه؛ به جهان تازگی و آشتی میبخشه و آرمانها رو برآورده میکنه. علاوه بر این، توانایی فرزندآوری و بازوان نیرومند و تندرستی و دلیری هم میبخشه، و در کنار جنگاوری، دادگری و درستی و یکرنگی هم میآره.
ده کالبد ایزد بهرامجذابترین بخش ماجرا اینه که بهرام تو «بهرامیشت» اوستا با ۱۰ کالبد مختلف ظاهر میشه، که هر بار میخواد به یاری اهورامزدا یا آدمای نیک بیاد:
۱. باد تندرو ۲. گاو نر زرینشاخ ۳. اسب سفید زیبا ۴. شتر بارکش نیرومند ۵. گراز تیزدندان ۶. پسری پانزدهسالهی زیبا ۷. مرغ واراغن (کلاغ/شاهین شکاری) ۸. قوچ وحشی ۹. بز کوهی جنگنده ۱۰. مردی با شمشیر زرین، شکل نهایی، پیروزی مجسمتو خود یشت، بهرام «در میان بلندپروازان، سبکپروازترین» توصیف شده، و پرندهای بهنام «وارَغنه» با لقب «مرغِ مرغان» یعنی سرور پرندگان معرفی میشه که خیلیا معتقدن اسم بهرام هم از همین جانور گرفته شده.
نکتهی تاریخی جالبتو یه سنگنوشتهی دورهی سلوکی به نام کتیبهی آنتیوخوس، ایزدای ایرانی با خدایان یونانی برابر گذاشته شدن؛ اونجا زئوس با اهورامزدا، مهر با آپولو، و بهرام با هراکلس یکی دونسته شده. یعنی یونانیا هم بهرام رو همون خدای زور و پیروزی خودشون میدیدن. تو سغدی هم معادلش «وشغن» بوده، و این ایزد فقط مال ایران مرکزی نبوده و تو کل مرزهای ایران پرستیده میشده.
پس سیاره بهرام چی؟اسم سیارهی مریخ در پارسی «بهرام» هست، دقیقاً بهخاطر همین ایزد؛ چون رنگ سرخ مریخ رو با خون و جنگ مرتبط میدونستن، درست مثل مریخِ رومیها (Mars) که اونم خدای جنگه.
آتش بهرام یا آتش ورهرام چیه؟تو دین زرتشتی، بالاترین رتبهی آتش مقدس رو «آتش بهرام» مینامن. یعنی وقتی یه آتشکده به این درجه میرسه، اسمش میشه آتشکدهی بهرام؛ چون این آتش نماد پیروزی نور بر تاریکیه، همون چیزی که بهرام نمایندشه. نماد این ایزد گل قاصدکه، و بیستمین روز از هر ماه در ترادادی زرتشتی ورهرامروز نام داره که مربوط به همین ایزده. 🔥🌼
1 109
در ادامه سخن این دوستمون، من و یکی از دیگه بچهها هم دیدیم عه، چه جالب! تو زبان محلیمون به دیشب میگیم «دوشنَه». جالب تر اینکه ایشون از جنوب کشور بودن و من از مرکز. بعد هم که این یکی دوستمون اشاره کرد به دیشب میگن «دوشی» ذوق کردم؛ که مامانم گفت چرا انقدر شگفتزده شدین؟ همزبانین دیگه:)))))
