_ترانهیِ بارون زده
前往频道在 Telegram
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
显示更多未指定国家未指定类别
801
订阅者
-324 小时
-207 天
-15030 天
帖子存档
« وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ. »
خدا میگه اگه من بخوام به چیزی برسونمت، میرسونمت، کسی هم نمیتونه مانعام بشه✨
احساس میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی،
مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خستهام از همه چی...
منم همینطور آقای داریوش اقبالی عزیز
منم نشستم تو اتاقم و دارم اتیش میگیرم
از غم و غصه.
خسته!
از تمام چیزهایی که در بیرون به پایان رسید؛
اما در درون من ادامه یافت...
" ما سرزمینی دور و تنها، در غباریم.
ما چیزی به غیراز غم، به غیراز هم نداریم."
الان اونجاییام که بهرام بیضایی نوشته:
دو برابر مرگم مُردهام و نصف زندگیام، زندگی نکردهام.
آدم خوشحالتری بودم اگه اینقدر خودم رو توی افکار اتفاقهای نیوفتادهی آینده، غرق نمیکردم.