ch
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

前往频道在 Telegram

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
2 942
订阅者
+7624 小时
+1107 天
+63530 天
帖子存档
کسی نمی‌داند در این مدت چه توانی خرج کرده‌ام که مقابل افکارم بایستم و همه چیز را یکباره تمام نکنم.

photo content

بعضی چیزا هیچوقت فراموش نمی‌شن. مثل تجربه بدترین حس توی بهترین سن.

میپرسه: حالت چطوره؟ میگم: خاکسترب، بعضی وقتا تیره تر میشه بعضی وقتا روشن تر. من نه اونقدر حالم بده که از ادامه دادن دست بکشم و نه اونقدر حالم خوبه که به آیینه لبخند بزنم. نمیدونم شاید معنای زندگی همینه...

یه روز می‌فهمی تمام این سال‌ها، داشتی فقط دوام می‌آوردی... نه زندگی.

آرام ترشدم... آن زمان كه فهميدم سرنوشت همه چیز دست من نيست.

زيبابى از عشق مى آيد و عشق از توجه؛ توجه به چيزهای ساده وفروتنانه‌اي مثل گرفتن انگشتان يخ زده‌ى كسى كه دوستش داری.

photo content

من همیشه به همه میگم آدم نمیمیره که، تحمل کن اینم تموم میشه. ولی دروغ میگم، آدم میمیره، هربار یه کوچولو میمیره..

میگوید، یادت باشد که در میان هیاهو نفس بکشی. یادت باشد که هنوز، طبیعت، هنر، اهنگ، کتاب و فشردن دست های یکدیگر وجود دارد.

کاش اون‌قدر بزرگ نمیشدم که به این درک برسم: هرچیزی که هست میتونه یه روز نباشه..

photo content

Repost from چَمانْ
من در فاجعه ای زنده ماندم که گلوله ای به تنم نخورده؛ اما زخم تماشای این ویرانی حیاتم را روزی صدبار مصادره میکند. 18.19

مرز بین عشق و وابستگی، تاریک‌تر از آن است که با چشم دیده شود.

چرا آوردی‌ام مادر؟ به دنیای که غم دارد شدم آن بچه‌ی غمگین و تنهایی که غم دارد شبیه ماهیِ قرمز درون تنگ خود بودم کنون افتاده ام در قعر دریایی که غم دارد...

Repost from چَمانْ
من در فاجعه ای زنده ماندم که گلوله ای به تنم نخورده؛ اما زخم تماشای این ویرانی حیاتم را روزی صدبار مصادره میکند. 18.19

Repost from چَمانْ
انسان بودن در خاورمیانه رنج‌ بود و زن بودن فرای همه‌ رنج‌ها و دردها. - کیمیا رجبی.🌱