ch
Feedback
مـدفـنِ سـرخ 𝖱𝖾𝗌𝗍

مـدفـنِ سـرخ 𝖱𝖾𝗌𝗍

前往频道在 Telegram

جایـی کـه طوفـان‌هـا دفــن شـده‌انـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـده‌انـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.

显示更多
伊朗123 384未指定类别
509
订阅者
-424 小时
+87 天
+6530 天
帖子存档
Repost from N/a
— مثل بچه‌گربه‌هاست، اما انگار آدم جالبی نیست؛ دائم دور می‌شه و فرار می‌کنه، درست وقتی که باید حرف بزنه. — اگه عقب می‌شینه و
— مثل بچه‌گربه‌هاست، اما انگار آدم جالبی نیست؛ دائم دور می‌شه و فرار می‌کنه، درست وقتی که باید حرف بزنه. — اگه عقب می‌شینه و ساکت می‌مونه، برای این نیست که براش مهم نیست. اون فقط یه پیشیِ کوچولوعه که از دور حواسش بهت هست و مراقبته؛ می‌ترسه نزدیکت بشه و با پنچولاش زخمیت کنه... برای همین ازت فاصله می‌گیره، غافل از اینکه نمی‌دونه بوسیدنی‌ترین پنچول‌های دنیا رو داره.

اصلا چالش نمیزارم

ذهنم کار نمیکنه😭

نیک نیم یا رنگ مورد علاقه بگید حدس بزنم شخصیتتتونو؟!

براتون چالش حدس شخصیت بزارم؟!

شیپ یا کاپلی؟!

باز چالش؟!

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

449_86748777961668.mp33.86 MB

در نهایت‌تمام‌قصه‌های‌پاریس‌به یه نقطه‌ختم میشن چشمای تو
در نهایت‌تمام‌قصه‌های‌پاریس‌به یه نقطه‌ختم میشن چشمای تو

sticker.webp0.00 KB

دو پین اخر لطفا چون با همن:)

🧸🤎او از آن زنانی بود که زیبایی‌شان را نمی‌شد در یک نگاه به خاطر سپرد؛ باید چند بار به چهره‌اش می‌نگریستی تا دریابی کدام بخش
🧸🤎او از آن زنانی بود که زیبایی‌شان را نمی‌شد در یک نگاه به خاطر سپرد؛ باید چند بار به چهره‌اش می‌نگریستی تا دریابی کدام بخش از آن، این‌چنین بی‌رحمانه دل می‌رباید. در چشمانش آرامشی مرموز بود، گویی شب، تمام ستارگانش را به آن دو سپرده باشد؛ و لبخندش چنان ظریف و نجیب بود که حتی سکوت را نیز زیباتر می‌کرد. موهایش بر شانه‌هایش می‌ریخت، همچون پرده‌ای از ابریشم سیاه، و در حضورش زمان برای لحظه‌ای از حرکت بازمی‌ایستاد. زیبایی او از جنس آن زیبایی‌هایی نبود که با گذر فصل‌ها رنگ ببازد؛ شبیه تابلویی قدیمی بود که هرچه بیشتر به آن می‌نگریستی، راز تازه‌ای از آن آشکار می‌شد. او زیبا نبود؛ او معنای زیبایی را به خاطر می‌آورد.