ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

کوچه ارغوان🪻

کوچه ارغوان🪻

前往频道在 Telegram

شعرها زنده اند، نوشته‌ها. واژه‌ها که از گوشه خيال انگشتان چکه مى‌كنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنی‌ها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663

显示更多
未指定国家未指定类别
80
订阅者
+124 小时
+57 天
+1630 天
帖子存档
محو کشیدن خطوط روی چهره محبوب‌ترین و خوش‌صدا ترین آدمی که زمان به خودش دیده هستم. دختر کناری‌ام روی طرح یک دختر فوق زیبا با موهای صاف و گل‌های اطرافش کار می‌کند. یک سره از دوست پسرش و ‌گل‌هایی که برایش می‌گیرد؛ می‌گوید. ناگهان سربلند می‌کند و میپرسد: ببینم تو چی میکشی؟ تصویرم را نشانش میدهم. دقیق می‌شود و بعد خیره به من میپرسد: باباته؟ برای یک صدم ثانیه خودم را خواهر همایون شجریان تصور می‌کنم. حیرت می‌کنم. ذوق و بعد مرحله ناامیدی است. میپرسم: مطمئنی ایرانی هستی؟ خندید و منم خندیدم و استادم که آنجا حضور دارد، از خنده قهقهه میزند. هنوز نمیدانم چطور شجریان بزرگ را نشناخته است؟

خورشید را با خود برده‌یی.

-گروس عبدالملکیان

语音消息00:57

ایستاده‌ام در اتوبوس چشم در چشم‌هایم نگفتنی‌اش یک نفر گفت: «آقا جای خالی بفرمایید» چه غمگنانه است وقتی در باران به تو چتر تعارف کنند. #گروس_عبدالملکیان

کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه‌اش نمی‌رسد؟ #گروس_عبدالملکیان

-گروس عبدالملکیان

语音消息00:57

فراموش کن مسلسل را مرگ را و به ماجرای زنبوری بیاندیش که در میانه‌ی میدان مین به جستجوی شاخه گلی‌ست. #گروس_عبدالملکیان

از آن جایی که همسایه‌ها را بسیار دوست داشتم امروز وقت گذاشتم برای یک یادداشت نویسی. برای نیلی خواندمش. برمیگردد و می‌گوید: ای
از آن جایی که همسایه‌ها را بسیار دوست داشتم امروز وقت گذاشتم برای یک یادداشت نویسی. برای نیلی خواندمش. برمیگردد و می‌گوید: این حجم کتاب را در یک صحفه خلاصه کردی نصف بیشترش هم که بیان کننده احساسات خودت و اثر کتاب در روزمره‌گی های سمیه بود، کم نیست؟ میگویم: کمیت مهم نیست. بعد آرام برمیگردم که بیشتر از کتاب بگویم. به روی خودم هم نمی‌آورم که احساساتم جریحه‌دار شد.😂

از لحظه‌های ثبت شده قشنگ امروز.😊

“I'd let the world burn, Let the world burn for u.”

LET THE WORLD BURN Chris Grey.mp32.52 MB

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش #خیام

Ich habe mein جان aus den Augen verloren.
Ich habe mein جان aus den Augen verloren.

آدم‌ها را اگر زیاد بزرگ کنی در کوچه‌ی گم می‌شوند. هرکسی ظرفیت خودش را دارد.