بیا در موردش حرف بزنیم.
前往频道在 Telegram
خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.
显示更多未指定国家未指定类别
236
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-230 天
帖子存档
اهمالکاری با بعدا انجامش میدم شروع میشه و با عذاب وجدان ادامه پیدا میکنه؛ راه خروجش، یک اقدام کوچیک واقعی در همون لحظهست.
مغز، کارهای ناتمام رو راحتتر از کارهای تمومشده رها میکنه. به این پدیده «اثر زایگارنیک» میگن؛ برای همینه که گاهی یک گفتوگوی نیمهتمام، یک تصمیم نگرفته یا حتی یک کار کوچیک عقبافتاده، بیشتر از چندین کار انجامشده ذهنت رو درگیر میکنه.
برای همین بعضی وقتها چیزی که خستهت کرده، حجم کارهات نیست؛ چیزهای ناتمومیه که ذهنت مدام داره برمیگرده سمتشون.
بعضی پایانها فقط برای بستن یک پرونده نیستن؛ برای اینن که مغز بالاخره دست از باز نگه داشتنش برداره.
احساس پوچی همیشه از نداشتن نمیاد؛ گاهی از زیادیِ چیزهاییه که دیگه هیچکدوم برات معنایی ندارن. از جایی شروع میشه که میبینی زندگیت پره، ولی خودت توش حضور نداری؛ کار میکنی، میخندی، حرف میزنی، حتی برای آینده برنامه میریزی، اما یه جایی ته دلت میپرسی: «خب که چی؟»
و شاید مسئله این نباشه که چیزی کم داری؛
شاید مدتهاست داری برای چیزهایی زندگی میکنی که دیگه واقعا خواستهی خودت نیستن.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اسکرول کردن، نوعی تنظیمِ هیجانه. ذهن برای فرار از احساسات ناخوشایند، دنبال محرک بیرونی میگرده تا حواست رو پرت کنه. ما به اسکرول کردن اعتیاد پیدا میکنیم، چون راهِ خیلی خوبی برای اجتناب از احساسات دردناکه. اما این راه، یک مشکل اساسی داره؛ هر چی از یک احساسِ بد بیشتر فرار کنی، اون احساس شدیدتر و بیشتر برمیگرده و حالت رو بدتر میکنه.
فرق مهمی هست بین اینکه دلت برای بخشی از یک رابطه تنگ شده و اینکه اون رابطه برات جای امن و سالمی بوده باشه.
گاهی بعد از تمام شدن یک رابطهی اشتباه، دلت برای کسی تنگ میشه که خودت میدونی نباید بهش برگردی.
یادت باشه که دلتنگی، دلیل مناسب بودنِ یک رابطه نیست.
در واقع یه قسمت از بالغ شدن، یعنی گذشتهت رو بشناسی و فرمون زندگی امروزت رو کامل دستش ندی.
پس در هنگام بحران های روحی و واکنشهای شدید، بهتره از خودمون بپرسیم: «من الان فقط به اتفاقِ امروز واکنش نشون میدم، یا یه قسمت از گذشتهم هم داره حرف میزنه؟»
تجربههای کودکی میتونن روی چیزی که امروز از رفتار دیگران برداشت میکنیم اثر بذارن؛ مخصوصا وقتی در سالهای اولیهی زندگی، نیازهایی مثل امنیت، توجه، پذیرش یا محبت به شکل ناپایدار تجربه شده باشن و اونجاست که گذشته، بیسروصدا واردِ امروز میشه.
Repost from پادچی | پادکست و کتاب صوتی
لازم نیست گذشتهات رو پاک کنی تا ازش عبور کنی؛ باید بتونی بهش نگاه کنی، سهم خودت رو ببینی و دیگه ازش فرار نکنی.
Repost from مثلاً روانشناسم!
اگر میخواهید لذت رشد را انتخاب کنید، خود را برای مقداری درد آماده کنید.
-اروین د یالوم / رواندرمانی اگزیستانسیالیسم
گاهی شناختن خودت یعنی بفهمی کدوم خواستهها واقعا مال تو هستن و کدومها رو فقط برای گرفتن تایید دیگران یاد گرفتی.
