ch
Feedback
221 B ♘

221 B ♘

前往频道在 Telegram

Every fairy tale needs a good old-fashioned villain... @HolmesDeducttiion_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
279
订阅者
无数据24 小时
+607 天
+6030 天
帖子存档
غیرِ ممکن کلمه ایه که فقط تو لغت نامه هایِ احمقا پیدا میشه
شری

پرایوتمه :) 👆

ناز بلاها تکلیف این رو مشخص کنین :) تا قبل 3

تاریخ رندی را نخواهم وقتی معنیش خاموشی توست :)
تاریخ رندی را نخواهم وقتی معنیش خاموشی توست :)

درود بر شما 😭

خوابین خوشگلا؟؟؟؟

ریکت بدین ببینم چه کردین

یازدهمیااااا امتحان چطور بود؟؟؟؟

بنظرتون چالش اولمون ساعت چند باشه؟
Anonymous voting

درود خدمت خوشگلای شری دوستان من تا ساعت تقریبا 1:30 تا 2 انلاین نیستم خواهشا لفت ندید و من و ادمین های گرامی رو ناراحت نکنید و دو اینکه ادمین های خوشگلمون اگر خواستن براتون فعالیت میکنن حمایتشون کنید چاکریم
شری

Gm🩵💙
Gm🩵💙

قبونتتتت برمممم🥹💘

Happy 500 ❤️🫠

چنل آرزوهام بهم پیام داد.... چه اتفاق خجسته ای :)

راستش اینو ترجیح دادم دیالوگ وار بنویسم : اگر روزی شرلوک هولمز روبه‌روی خودش می‌ایستاد، احتمالاً چند دقیقه‌ی اول را در سکوت می‌گذراند. نه از سر احترام؛ از سر تحلیل. نگاهش از کفش‌های نسخه‌ی دیگرش شروع می‌شد، تا چین کت، حالت ایستادن، مردمک چشم‌ها و ریتم نفس کشیدنش. هر جزئیات، یک سرنخ بود. بعد، بدون مقدمه می‌گفت: «پس این چیزی است که دیگران هر روز می‌بینند.» نسخه‌ی روبه‌رویش بی‌درنگ پاسخ می‌داد: «نه. این فقط چیزی است که تو می‌بینی.» سکوت. شرلوک ابرویی بالا می‌انداخت. برای اولین بار، روبه‌روی کسی ایستاده بود که نه لازم بود چیزی را توضیح بدهد و نه چیزی را پنهان کند. کسی که تمام عادت‌هایش، تمام ضعف‌هایش و حتی تمام دروغ‌هایی را که به خودش گفته بود، از بر بود. «از من خوشت می‌آید؟» سؤال، ساده بود. اما جواب، دیر آمد. «نه.» چند ثانیه بعد ادامه داد: «احترام می‌گذارم... اما دوستت ندارم.» نسخه‌ی دیگرش لبخند محوی زد؛ لبخندی که بیشتر شبیه تأیید بود تا ناراحتی. «حدسش را می‌زدم.» شرلوک نگاهش را از او گرفت و آرام گفت: «مشکل تو این نیست که زیادی باهوشی... مشکل این است که هر بار کسی به تو نزدیک می‌شود، یک دلیل منطقی پیدا می‌کنی تا از او فاصله بگیری. بعد اسمش را می‌گذاری انتخاب.» نسخه‌ی دیگرش چیزی نگفت. چون برای اولین بار، هیچ استدلالی برای رد کردن حرفی که شنیده بود، نداشت. و شاید عجیب‌ترین پرونده‌ی شرلوک هولمز، نه قتل بود، نه معما، نه جنایت. بلکه مردی بود که هر روز صبح در آینه می‌دید و هنوز، بعد از تمام این سال‌ها، موفق نشده بود او را کاملاً درک کند.....

جالبست که یک شرلوک هولمز بهمون پیام دادن که بدونن شرلوک هولمز درموردشون چی فکر میکنن @Sherlockholmes221br 🥹🥹🥹🥹🥹🥹

درودی بر 05/05/05 :)

منطقی میگه

خیر و زهر مارررر