عـطـرِ کـاغـذِ کـهنـه
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
397
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from ㅤspıder boy ﹙💴 ver.﹚
براي پروموت لطفاً فقط پك پین رو فوروارد کنید و حتماً یك پست مشخص کنید.
Repost from ㅤspıder boy ﹙💴 ver.﹚
راستش خیلی دوستش داشتم :")
یه غمِ خیلی آروم ولی سنگینی توی کل متن بود که واقعاً منتقل میشد، مخصوصاً قسمت پنجره و اینکه آخرش فقط تصویر خودش رو میدید. حس میکردم هرچی جلوتر میرم، اتاق هم همراه راوی تنگتر و خفهتر میشه.
استعارههاتم خیلی به دلم نشست، مخصوصاً «آخرین تکه از صداش رو میان شکاف قاب پنجره پنهان کرده بودم»؛ واقعاً تصویر قشنگ و موندگاری بود.
در کل خیلی وایب خاصی داشت، از اون متنایی بود که بعد خوندنش یه مدت توی ذهن میمونه.
Repost from 𝗕𝗲𝗹𝗶𝗻𝗮𝘆. ( مـاهِ پشــتِ ابر رفــته )
` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشهاش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم میگرداندم، دلم چیزی را به یاد میآورد که نمیبایست.
روزهـا میگذشتند، اما من در همان شامِ رفتــنت مانده بودم؛ گویی زمان برای همه پیـش میرفت و سهمِ مـن از آن، تنها چشم بهراهیِ بیپـایانی بود که هر شب در تاریکیِ اتاق، بیـدار میماند..
این پست + این پیام رو فوروارد کنید تا ببینم کیا واقعاً پشت چنلن و حمایتش میکنن؛ آخرش هم به هرکدومتون یه وایب اختصاصی میدم؛ رنگ، آهنگ، شخصیت یا حتی یه جمله که حس کنم دقیقاً مال خودتونه. 🤎
—جوین باشید و آیدیتون رو زیر این پیام بزارید
Limit : 400
Repost from Maison Étherelle
این پیام رو فور کنید + پست مشخص کنید
تا چت جی پی تی 4 تا چنل از بینتون انتخاب کنه و بهتون استارز بدم.
حتما جوین باشید.
Limit: 50ch
من از تو چیزی نمیخواهم؛ فقط گاهی، میانِ شلوغیِ جهان، یادت بیفتد که یک نفر هنوز صدای خندهات را از میانِ هزاران صدای گمشده میشناسد، هنوز تو را زیباترین شعرِ ناتمامِ زندگیاش میداند، و هر شب، بیآنکه بدانی، چند خط از دلتنگیاش را به نام تو مینویسد.
⨳ —هوانگ هیونجین؛ میلان، اکتبر ۱۹۹۸
برای تو، که هنوز نمیدانی چرا چراغ اتاقم را خاموش نمیکنم؛
