ch
Feedback
‌ ‌ ‌ عـطـرِ کـاغـذِ کـهنـه‌

‌ ‌ ‌ عـطـرِ کـاغـذِ کـهنـه‌

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
398
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
9月 '26
九月 '26
+261
在36个频道中
八月 '260
在66个频道中
Get PRO
七月 '26
+172
在42个频道中
Get PRO
六月 '26
+13
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
15 九月+45
14 九月0
13 九月0
12 九月0
11 九月0
10 九月0
09 九月0
08 九月0
07 九月0
06 九月0
05 九月0
04 九月0
03 九月+4
频道帖子
2
عاشق پکت شدم-
18
3
-
18
4
براي پروموت لطفاً فقط پك پین رو فوروارد کنید و حتماً یك پست مشخص کنید.
18
5
没有文字...
17
6
    ‌‌11  draft @s1pei ‘s kumo         ‌‌─‌‌‌─‌‌‌‌‌‌  2001.ai  💴 attic
16
7
sticker.webp
18
8
راستش خیلی دوستش داشتم :") یه غمِ خیلی آروم ولی سنگینی توی کل متن بود که واقعاً منتقل می‌شد، مخصوصاً قسمت پنجره و اینکه آخرش فقط تصویر خودش رو می‌دید. حس می‌کردم هرچی جلوتر می‌رم، اتاق هم همراه راوی تنگ‌تر و خفه‌تر می‌شه. استعاره‌هاتم خیلی به دلم نشست، مخصوصاً «آخرین تکه از صداش رو میان شکاف قاب پنجره پنهان کرده بودم»؛ واقعاً تصویر قشنگ و موندگاری بود. در کل خیلی وایب خاصی داشت، از اون متنایی بود که بعد خوندنش یه مدت توی ذهن می‌مونه.
18
9
` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشه‌اش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم می‌گرداندم، دلم چیزی را
` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشه‌اش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم می‌گرداندم، دلم چیزی را به یاد می‌آورد که نمی‌بایست. روزهـا می‌گذشتند، اما من در همان شامِ رفتــنت مانده بودم؛ گویی زمان برای همه پیـش می‌رفت و سهمِ مـن از آن، تنها چشم‌ به‌راهیِ بی‌پـایانی بود که هر شب در تاریکیِ اتاق، بیـدار می‌ماند..
15
10
sticker.webp
19
11
آیدی یادتون نره
33
12
این پست + این پیام رو فوروارد کنید تا ببینم کیا واقعاً پشت چنلن و حمایتش می‌کنن؛ آخرش هم به هرکدومتون یه وایب اختصاصی میدم؛ رنگ، آهنگ، شخصیت یا حتی یه جمله که حس کنم دقیقاً مال خودتونه. 🤎 —جوین باشید و آیدیتون رو زیر این پیام بزارید Limit : 400
204
13
sticker.webp
49
14
این و مودبرد بالاش
50
15
این پیام رو فور کنید + پست مشخص کنید تا چت جی پی تی 4 تا چنل از بینتون انتخاب کنه و بهتون استارز بدم. حتما جوین باشید. Limit: 50ch
49
16
sticker.webp
59
17
من از تو چیزی نمی‌خواهم؛ فقط گاهی، میانِ شلوغیِ جهان، یادت بیفتد که یک نفر هنوز صدای خنده‌ات را از میانِ هزاران صدای گمشده می‌شناسد، هنوز تو را زیباترین شعرِ ناتمامِ زندگی‌اش می‌داند، و هر شب، بی‌آنکه بدانی، چند خط از دلتنگی‌اش را به نام تو می‌نویسد.
92
18
sticker.webp
144
19
‌⨳ —هوانگ هیونجین؛ میلان، اکتبر ۱۹۹۸ برای تو، که هنوز نمی‌دانی چرا چراغ اتاقم را خاموش نمی‌کنم؛
1 563
20
sticker.webp
107