عـطـرِ کـاغـذِ کـهنـه
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
397
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+214
21 kanalda
Avgust '260
65 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+172
42 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+13
2 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 03 Sentabr | +2 |
Kanal postlari
| 2 | راستش خیلی دوستش داشتم :")
یه غمِ خیلی آروم ولی سنگینی توی کل متن بود که واقعاً منتقل میشد، مخصوصاً قسمت پنجره و اینکه آخرش فقط تصویر خودش رو میدید. حس میکردم هرچی جلوتر میرم، اتاق هم همراه راوی تنگتر و خفهتر میشه.
استعارههاتم خیلی به دلم نشست، مخصوصاً «آخرین تکه از صداش رو میان شکاف قاب پنجره پنهان کرده بودم»؛ واقعاً تصویر قشنگ و موندگاری بود.
در کل خیلی وایب خاصی داشت، از اون متنایی بود که بعد خوندنش یه مدت توی ذهن میمونه. | 1 |
| 3 | ` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشهاش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم میگرداندم، دلم چیزی را به یاد میآورد که نمیبایست.
روزهـا میگذشتند، اما من در همان شامِ رفتــنت مانده بودم؛ گویی زمان برای همه پیـش میرفت و سهمِ مـن از آن، تنها چشم بهراهیِ بیپـایانی بود که هر شب در تاریکیِ اتاق، بیـدار میماند.. | 2 |
| 4 | sticker.webp | 2 |
| 5 | آیدی یادتون نره | 21 |
| 6 | این پست + این پیام رو فوروارد کنید تا ببینم کیا واقعاً پشت چنلن و حمایتش میکنن؛ آخرش هم به هرکدومتون یه وایب اختصاصی میدم؛ رنگ، آهنگ، شخصیت یا حتی یه جمله که حس کنم دقیقاً مال خودتونه. 🤎
—جوین باشید و آیدیتون رو زیر این پیام بزارید
Limit : 400 | 105 |
| 7 | sticker.webp | 39 |
| 8 | این و مودبرد بالاش | 40 |
| 9 | این پیام رو فور کنید + پست مشخص کنید
تا چت جی پی تی 4 تا چنل از بینتون انتخاب کنه و بهتون استارز بدم.
حتما جوین باشید.
Limit: 50ch | 40 |
| 10 | sticker.webp | 54 |
| 11 | من از تو چیزی نمیخواهم؛ فقط گاهی، میانِ شلوغیِ جهان، یادت بیفتد که یک نفر هنوز صدای خندهات را از میانِ هزاران صدای گمشده میشناسد، هنوز تو را زیباترین شعرِ ناتمامِ زندگیاش میداند، و هر شب، بیآنکه بدانی، چند خط از دلتنگیاش را به نام تو مینویسد. | 87 |
| 12 | sticker.webp | 139 |
| 13 | ⨳ —هوانگ هیونجین؛ میلان، اکتبر ۱۹۹۸
برای تو، که هنوز نمیدانی چرا چراغ اتاقم را خاموش نمیکنم؛ | 1 526 |
| 14 | sticker.webp | 101 |
| 15 | ◞︐گۅیـی تۅ را نـہ از یاد بردم، نـہ نگہ داشتـم؛ فقط میانِ شَبهاے مَن، آرام آرام بہ.خـاطرهاے دور بدل شدے.◟ | 1 043 |
| 16 | پس برای داشتن رؤیایی شیرین،برایت منتظر خواهم ماند؛تا روزی که این رؤیای شیرین و زیبابرای هر دوی ما به حقیقت بپیوندد.و من منتظر میمانم تا آن روز،حتی اگر تصمیم بگیری نیایی. من منتظر میمانم؛ با دلی که هنوز باور دارد، با صبری که از امید زاده شده است.
—۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ | 126 |
| 17 | اۅاخرِ شب بۅد ۅ شهر، آرامتر از آنچہ باید، پشتِ پنجره جا مانده بۅد. میانِ نۅرِ کمرنگِ چراغها بہ این فکر میڪردم ڪہ بعضے آدمها، بیآنکہ چیزی را ۅعده بدهند، آدم را بہ آیندهای دلبسته میڪُنند ڪہ هرگز ندیده است. تۅ از همانهایی؛ از آن حضۅرهایی ڪہ نمیشۅد زمانِ آمدنشان را بہ خاطر آۅرد، چۅن انگار پیش از آنڪہ شناخته شۅند، جایی در دل منتظرشان بۅده. ۅ شاید بعضے انتظارها همیناند؛ نہ برای رسیدن، نہ برای ماندن، فقط برای اینڪہ شب، گاهی، دلیلِ ڪۅچکی برای ڪنار زدنِ پرده داشته باشد. | 280 |
| 18 | Matn yo'q... | 262 |
| 19 | sticker.webp | 142 |
| 20 | شـهر، آدمهاے زیادی براے فـرامـوش کـردن دارد. من اما هنـوز یڪ نفر را در تمام خـیابـانهایـش پیدا مےکنم. حتی وقتے میدانم دیگر آنجا نیست. | 180 |
