ch
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

前往频道在 Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

显示更多
未指定国家未指定类别
1 003
订阅者
-224 小时
-237 天
+21130 天
帖子存档
چقدر عکسات قشنگه🎀🎀
قربونتت برم ممنونمم عزیزمن، لطف داریی💙

آرزو؟ آزادی...🕊 فکر کنم خسته‌ایم از تورو آرزو کردن. از تورو در شعرها نوشتن، از تورو در رؤیاها دیدن. وقتش نرسیده به جای آرزو کردن، زندگیت کنیم؟!

photo content
+1

اکنون اگر از تو دورم به هرجا بر یارِ دیگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا ای یارِ زیبا . . .

باور دارم، به روزی که باد، نامِ هیچ آرزویی را با خود نبرد و همه‌چیز به خانه بازگردد...

باشد که بهار، این بار راهِ خانه را گم نکند.🌿

photo content
+1

نامه‌ات رو چندبار خوندم. بعضی جمله‌ها رو آروم‌تر از بقیه. انگار کسی نشسته باشه کنار دِریا و با مهربونی از طلوع آفتاب حرف بزنه. ممنونم ازت، قول بده که میونِ این همه غبار، هنوز به گل دادنِ جوانه‌ها باور داشته باشی💙

چندین بار برایت نوشتم و همه را پاک کردم و از اول شروع کردم… انگار کن از خاک دلت هزاران جوانه‌ی غم، سر برآورده باشد؛ وسعتش به بزرگی دِریاست، اندوه تو به عمق آن میماند و به اندازه‌ی تمامِ آبی‌هایش. با این حال غبار و گرد خاکستریِ این روزهایی که بر دلت نشسته از جنس ویرانی نیست، میدانم که نیست؛مثل ایرانمان که هنوز پابرجاست؛ شبیه نوری در شب‌های طولانی، یا روشنیِ چراغِ فانوسی دریایی، میان تاریکی و گمشدگیِ یک کشتی‌ست. حق با تو بود، ما همگی مصداق بارزِ وطنمان هستیم، بارها شکسته و گریسته‌ایم اما خداکند میانِ این همه بدبختی، به زیر آن همه آوار، رویای رسیدنِ قدم‌های مبارک بهار را، دفن نکرده باشیم؛ خداکند عزیزم… https://t.me/DeryaDerrya

خودتم خوب میدونی که من از دار دنیا فقط تورو دارم؛ من فقط تورو دارم که وقتی کنارتم مثل یه بچه ذوق داشته باشم. فقط تورو دارم که باهات حرف بزنم، که منتظرت بمونم، که برای حال خوبت تلاش کنم. من فقط تورو دارم که افتخار کنم بهت، که ذوق کنم از موفقیت‌هات، که دل توی دلم نباشه وقتی صدای خنده‌هات رو میشنوم، که وقتی غم داری دستاتو بگیرم، که دلتنگت شم، که حرفای دلمو بهت بزنم، که کنارت احساس آرامش و امنیت داشته باشم، که بخاطرت کلمه‌ها رو دار بکشم تا هیچکس نتونه قشنگتر از من دوستت داشته باشه. که غمامو یادم بره؛ بخاطر بودن تو. آره، بخاطر بودنت. که هرلحظه نگرانت شم، که از دست بقیه فرار کنم، بیام پیش تو. روی کارات حساس شم. که به آدمای اطرافت حسودی کنم. که بهت ابراز علاقه کنم، و حتی وقتی از دستت عصبانیم بازم به تو پناه ببرم. من فقط با تو میتونم حس‌های خوبو تجربه کنم. من فقط پیش تو مثل وقتایی که تنهام راحتم. من فقط باتوعه که دنیا رو جای قشنگی میبینم. من اگه قویم و سرپام فقط بخاطر وجود توعه. تو تنها کسی هستی که وقتی از همه میبرم، ناراحتم فکرت آرومم میکنه. تو بانیِ لبخندم موقع خواب شبی. تو تنها کسی هستی که وقتی بهت فکر میکنم رقصیدن پروانه‌ها رو توی قلبم حس میکنم. و در آخر باید بهت بگم که من فقط تو رو توی قلبم دارم. فقط تویی که روحم نمیتونه ازت بگذره. فقط تویی که دلم میخواد لحظه لحظه‌ی عمرم کنارت بگذره. میفهمی؟ من فقط تو رو دارم. فقط تویی که انقدر برام مهمی. فقط تویی که انقدر توی قلبم جات محکمه و هیچکس نمیتونه جاتو برام پر کنه. یادت نره... که تو نباید دستای منو ول کنی. تو نباید خودتو ازم بگیری، دورت بگردم! من نباید بی تو بمونم. توی این دنیای لعنتی فقط تویی که منو خوب بلدی، و امن‌ترینی برای من. دوستت دارم...💙

6560365206 (20).mp32.25 MB

6560365206_1.mp31.07 MB

میتونم راجبش به این متنم هم اشاره کنم؛😭

برای من، این جمله درباره‌ی افرادیه که همیشه جلوی چشم‌ان اما کمتر دیده می‌شن. درباره‌ی اونایی که سروصدا ندارن، اعتراض نمی‌کنن، فقط آروم توی آب خودشون شنا می‌کنن و یه روز بی‌صدا از بین می‌رن. یه جور غمِ نامرئی توش هست. انگار همه حواسشون به دریاست، به طوفانه، به کشتی‌هاست... ولی هیچ‌کس نمی‌پرسه حالِ ماهی‌ها چطوره. اگه بخوام یه جمله بهش اضافه کنم؛
ماهی موجودی ِ که تو آب زندگی می‌کنه، اما اگه گریه کنه، هیچ‌کس اشکش رو نمی‌بینه.

Dialogue (1).mp34.58 MB

هرجا و هرچی که توی این دنیای گِردِ بی‌دروپیکر بودی، صدای من توی گوشِت بپیچه... که من به چشم‌های تو سوگند خوردم!

یادِ من بیوفت، که تو آرزوی منی.

که بدونی همیشه، یه جایی، یه کسی هست که تمامِ تمامش، یادِ تو بوده و هست...

من که بودم یا نبودم، هرجای این زمینِ بزرگ که بودی؛ از ته دل که خندیدی و کمی به طرفی خم شدی... ساکت موندی و به جایی خیره شدی، خواستی گریه کنی... همه‌ اینا که شد، یادِ من بیوفت.