خان زِنّیرَه
前往频道在 Telegram
سلام بر آنها که مهربانی شان، سیاست نیست، سبک و سیاقِ زندگی شان است. سخن زِنّیرَه🌱 @Khan_Zanirahbot
显示更多未指定国家未指定类别
253
订阅者
-424 小时
-297 天
-4230 天
帖子存档
252
«موقف دنیا نزد من مجازِ محض و نقشِ طفلانۀ فریب است، ولی برای آزمودن مرتب شده»
#محمد_عطاءالله_فیضانی
252
Repost from HOME🌿
فور کنید فولدر بزنم+300 جذب بگیرید-
🌿🤍✨🌳
چنل اسپانسر جوین باشید چک میشه:
https://t.me/Sparklle_Shoop
252
مسافران خاک را چه به تختِ کبر و غرور؟ ای
انسان، سرانجامِ این سرکشی جز فرود نیست!
هستی_شایان
252
Repost from هِیچْ مَن
فشارِ پایین،
تبِ بیمقدمه،
تشنجی که هر وقت دلش خواست سراغم میآید،
و قفسهٔ سینهای که قلب، در آن با دردهای بیهمتا اعلامِ حضور میکند
این هم شرحِ احوالِ یک آدمِ نیمهجان،
نیمهکله و تماماً گرفتارِ خویشتن..
252
گاهی باید از خود دست کشید؛ من دست کشیدم، اما شما دست نکشید. این رها کردن، گاهی رقمزننده آغاز توست و گاهی نیز پایان تو را رقم میزند.
هستی_شایان
252
ای دل اگر نخواندت، ره نبری به کوی او
بیقدمش کجا توان، ره ببری به سوی او؟
گر نروی به سوی او، راست بگو کجا روی؟
هر طرفی که بنگری، مُلکِ وی است و کوی او
مولانا
252
Repost from N/a
۱. پشتِ این همه غرور، دختری ایستاده که بیشتر از هرچیز دلش میخواهد یکبار بدون ترس، خودش باشد.
۲. آنقدر یاد گرفتهای روی پای خودت بایستی که گاهی حتی از آدمی که دوستش داری هم کمک خواستن را شکست میدانی.
۳. تو از بیتوجهی نمیشکنی؛ از جایی میشکنی که میفهمی کسی که برایش اهمیت قائل بودی، حتی متوجهِ جنگهای خاموشت هم نشده است.
https://t.me/KhanZanirah
252
Repost from خان زِنّیرَه
درود بر سرور کائنات حضرت محمد (ص)اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ. اللّٰهُمَّ بَارِكْ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.🤍🌱
252
Repost from آوید کاشانه .🕊️🫠.
یک چنل ساختیم که در آن محتویات و عکس های که از وطن میگیرم را پوست کنم
اگر اهل طبیعت هستی جاین شوی خوش میشوم
و اگر بخاطر دل خوشی من جاین شوی خوشتر😁
https://t.me/homeland378
252
پرده گر بردارم از روی جراحت های خویش،
بر دل مجروح من غمگین بگرید، شاد هم...
_طالب آملی
252
نمیدانم روزها و شبها چطور میگذرند، اما چنان با درد همراهند که دیگر انتظاری از خودم برای ادامه دادن ندارم. گاهی درد جلو میزند، افسار زندگیام را میگیرد و من، بیآنکه بدانم، فرو میپاشم…
هستی_شایان
