ch
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

前往频道在 Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

显示更多
未指定国家未指定类别
245
订阅者
+224 小时
+27 天
+1930 天
帖子存档
یه بیت ازش رو گذاشتم توییتر و خب دلم براش تنگ شد پس می‌ذارمش این‌جا:

ذکر علي عبادة...

قفلی حلال برای عربی‌دوست‌ها

2_5203964349302974709.mp310.92 MB

هم‌چنان، اه به تهران.

حرم خلوت بعد از افطار 😭

چای عراقی 😭

وای من هفتهٔ پیش این موقع کربلا نشسته بودم کنار باب السدره و افطاری می‌خوردم :)

وقتی مردم بگید این شعرش رو از همه بیشتر دوست داشت :)

دوباره نیمه‌شب‌ است و هوایی حرمت شد همان کسی که همیشه غمی به روی غمت شد همان که زار و پشیمان هزار مرتبه برگشت هزار مرتبه مشمول لطف لاجَرَمت شد همان که هرچه نمکدان شکست، باز نراندی چنان که سخت نمک‌گیر سفرهٔ کرمت شد ببخش اگر که یکی غرقِ گرد و خاک و سیاهی دوباره تشنهٔ دیدار، در سپیده‌دمت شد همیشه جَلدِ شمایم، کبوترم؟ نه، کلاغم کلاغِ بخت سپیدی که عاشق حرمت شد #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

به هرزه در سر او روزگار کردم و او فراغت از من و از روزگار من دارد

وقتی هرکسی خودش رو مترجم شعر جا می‌زنه کله‌م عصبی می‌شه.

دل خزان‌زدهٔ من بهار می‌خواهد کمی هوای به‌دور از غبار می‌خواهد کمی کنار تو بودن بدون فکر و خیال کمی مرخصی از روزگار می‌خواهد کمی رها شدن از قیل‌و‌قالِ این دنیا کمی سفر، سبک از کوله‌بار می‌خواهد برای آن‌که غم از آسمان او برود کمی نگاهِ ترِ بی‌قرار می‌خواهد دوباره گفت‌وشنودی شبانه با چشمت به دور از این همه حرف و شعار می‌خواهد دلم بهانه گرفته عزیزِ دورِ دلم! دل خزان‌زدهٔ من بهار می‌خواهد... #زهرا_ایزدی‌نیا

 أحببتك بطريقة تمنيت أن يحبني بها أحد... تورا آن‌گونه دوست داشتم که آرزو می‌کردم کسی مرا آن‌طور دوست بدارد...

و نزدیک است که دل عاشقم بدون پر و بال به‌سوی تو پرواز کند...

دلم برای تو تنگ است و راه دور و تو فارغ وَقَد يَطيرُ فُؤادي إليكَ دونَ جِناحِِ... #زهرا_ایزدی‌نیا

بر دل من ز بس که جا تنگ شد از جدایی‌ات بی‌تو به دست خویشتن سینهٔ خود شکافتم #هاتف_اصفهانی

می‌گفت که: ما عندي قبلك ذكريات...

هَجَروا الكَلامَ إِلى الدُموعِ لِأَنَّهُم وَجَدوا البَلاغَةَ كُلَّها في الأَدمُعِ سخن گفتن را رها کردند و به گریستن روی آوردند زیرا فهمیدند که تمام بلاغت در اشک جمع شده‌است... #إيليا_ابوماضي ترجمه: زهرا ایزدی‌نیا |@loqatalqalb|

عدد ممبرا چه قشنگ شده :) پس صلی الله عليك يا أباعبدالله...