بَعدِ سکوت؛
前往频道在 Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
显示更多未指定国家未指定类别
558
订阅者
-124 小时
-277 天
+3430 天
帖子存档
558
وقتی احساس من، شبیه احساس کسی نیست، مطلقا هیچکس نمیتونه بفهمه درونم چی میگذره و این یعنی تنهایی.
558
زخمم را پذیرفتهام،
اما با هر اتفاق
باز به سراغش میروم،
برای آنچه میتوانست باشد سوگواری میکنم،
و با خود میگویم:
اگر آن زخم نبود،
شاید زندگی اینگونه نمیشد.
558
ذهن این زن،
اتاقکِ زیر شیروانیست
اتاقکی که در آن،
چیزها سالیان سال
بر هم تلنبار شدند.
558
غم انگیز ترین چیزی که آدم میتونه از خودش بپرسه اینه که "چرا اونقدری که من حواسم به همه هست، هیچکس حواسش به من نیست."
-دیاکو.
558
با خود می جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می گریست.
جنگ های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمیگذاشت.
558
ناگهان به یاد آوردم روزی کسی بودم با شوقی بی پایان و ذهنی متفاوت؛
کسی که دیگر راهی به او ندارم.
558
از داخل میکشنمون از خارج میان میکشنمون
هرچی فکرشو میکنم انگار خدا
یه ایران رو گذاشته برای مردن:)
