خونهی روشن.
前往频道在 Telegram
من بندهی خانههای روشنم. آخرین نامهی غزاله علیزاده. . به یاد غزالهی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.
显示更多未指定国家未指定类别
2 057
订阅者
-2024 小时
+257 天
+22530 天
帖子存档
2 057
⭑چی بگم والا، آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟ نیاز نیست بگم عاشق چـی و کـی هستم !
🖤آدمهایِ مـوردِ عـلاقـهـم🤩🌟🖤
2 057
نمیتونم توضیح بدم. وقتی به کسی خیلی علاقه دارم، نمیتونم اسمش رو به کسی بگم. انگار با این کار بخشی از اون آدم رو به دیگران تسلیم میکنم. من یاد گرفتم رازدار باشم و این کار باعث میشه زندگی مدرن برام اسرارآمیز و جذاب بشه. کوچیکترین فایدهاش اینه که آدم از همین پنهانکاری لذت میبره. الان وقتی از خونه بیرون میرم، به خونواده نمیگم کجا میرم؛ چون اگه بگم، همهی لذت بیرون رفتنم از بین میره. به جرئت میگم این یه عادت مشنگانهست، ولی یه جوری به زندگی آدم رُمانس میده.
2 057
میترسیدم از چرخش عقربه و دلم میخواست ساعت بایستد. دوست داشتم گرد و کامل بماند و تکان نخورد.
موقعی بود؛ که تو داشتی با من حرف می زدی.
- خطاب به عشق؛ نامهی کامو به ماریا.
2 057
از او پرسیدند: چگونهای؟
گفت: چگونه بود احوالِ کسی که در دریا بُوَد و کشتی بشکند و هر کسی بر تختهای بماند؟
گفتند: صَعب!
گفت: حالِ من چنان است.
- تذکرة الاولیاء.
2 057
Repost from مجله نارنجی
عشق اسلحهایست در دستان کسانی که دوستشان داریم
به آنها قدرت میدهد زخمیمان کنند و تنهایمان بگذارند...
#غادةالسمان@naranjimag
2 057
به من سفارش کن گاهی از خانه بیرون بروم و بگو که این قدر خودم را اذیت نکنم. من فقط حرف تو را گوش میکنم. میدانی که؟
- نامهی غلامحسین ساعدی؛ به بدری لنکرانی.
