خونهی روشن.
前往频道在 Telegram
من بندهی خانههای روشنم.✨ حتی اگر در تاریکی مطلق، بی هیچ نوری هم باشم، شمعی روشن خواهم کرد.🕯 . سخنِ بیحرف: @Lithousesbot 🔗 t.me/BluChtBot?start=6eafac09b8d8ac888947
显示更多未指定国家未指定类别
1 498
订阅者
+2924 小时
+947 天
+9430 天
帖子存档
1 499
شما فقط زمانی میتوانید رنج را تحمل کنید که باور داشته باشید ارزشش را دارد.
انسان در جست و جوی معنا، ویکتور فرانکل
1 499
فقط چیزی که باعث میشه از زندگی سپاسگزار باشم اینه که به من اجازه داده تا همچنان بسوزم.
1 499
با اینکه پیش هیچ کس اعتراف نمیکرد،
از دلتنگی تقریبا فلج شده بود.
خاک غریب، جومپا لاهیری
1 499
«من هرگز انزوای عزیزِ خود را به بهای چیزهای بیهوده نمیدهم. و قلب خود را که به قیمت کائنات تمام شده، تسلیم جمعیت نمیکنم.»
1 499
قلب خانهای است با دو اتاق خواب.
در یکی، رنج زندگی میکند و در دیگری شادی.
نباید خیلی بلند خندید وگرنه رنج در اتاق دیگر بیدار میشود.
یانوش: شادی چطور؟ از سر و صدای رنج بیدار نمیشود؟
نه، گوش شادی سنگین است. صدای رنج را در اتاق مجاور نمیشنود.
گفتکو با کافکا، گوستاو یانوش، ترجمه فرامرز بهزاد
1 499
من از نهایت شب حرف میزنم،
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم.
اگر به خانهی من آمدی، برای من، ای مهربان،
چراغ بیاور و یک دریچه،
که از آن به ازدحام کوچهی خوشبخت بنگرم.
تولدی دیگر، فروغ فرخزاد، هدیه
1 499
شب بخیر عزیزم.
تو را میبوسم،
تو را به ازای تمام سالهایی که بیتو بودهام میبوسم.
با تمامِ غمی که در دل دارم.
خطاب به عشق، کامو به ماریا، فوریهٔ ۱۹۵۰
1 499
تو روز جهانی عاشقانِ کتاب برای خودم کتاب میخرم و تو صفحه ی اولش مینویسم:کتاب ها بودند؛ که موجب شدند من حس کنم، شاید کاملا هم تنها نیستم.
1 499
یکشنبه، ۱۹ ژوئیه ۱۹۱۴:
خوابیدم، بیدار شدم؛ خوابیدم، بیدار شدم.
زندگیِ فلاکتبار.
فرانتس کافکا، یادداشتهای روزانه
