`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
前往频道在 Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
显示更多未指定国家未指定类别
403
订阅者
-224 小时
+27 天
+1030 天
帖子存档
405
"پیشترها میتوانستم روزها با خودم تنها بمانم.
تنهایی، خانهای بود که در آن نفس میکشیدم. اما مدتیست حتی از خودم هم فاصله میگیرم.
متناقض شدهام؛ هم تنهایی را دوست دارم، هم از تنها ماندن با خودم میترسم. انگار کسی که زمانی پناهگاهم بود، خودش به غریبهای تبدیل شده است."
405
Repost from - حنآیاو .
- این تکست + پست فوروارد کنید
داخل چنلتون و یه پست مشخص کنید ازتون فور کنم و به چند نفرتون استارز بدم🍊 .
امار چنلتون مهم نیست / اینجا جوین باشید چک میشه .
405
"فاصله، گاهی تنها شکلِ ممکنِ مهربانیست.
بعضی آدمها تا وقتی دورند، هنوز میشود تحملشان کرد.
نزدیک که میشوند، همهچیز بیدلیل دشوار میشود."
405
Repost from N/a
دو نان اگر داری
یکی را به تهی دستی ببخش
دومی را بفروش
یاسمن بخر
باشد که گرسنه نماند روحت
405
"شاید گذر کردن از آن رنج، چند روز یا چند هفته طول میکشید؛ اما به هر حال، از کنار دیگران محو میشدم و تنها وقتی بازمیگشتم که دیگر آن آدمِ پیش از رنج نبودم."
405
آدمی نباید برای فرار از تنهایی، به سراغ هر کسی برود؛ گاهی تنهایی هزینهی آزادی است.
نامههایی به فلیسه، فرانتس کافکا
405
Repost from ماهلین؛
405
"حالا که آمدی، بنشین. بگذار این بار سکوت میانِ ما داوری نکند. سالها به امیدِ فرصت گذشت و فرصت، هر بار زودتر از ما رفت. حالا ماندهایم با حرفهایی که نه کهنه شدهاند و نه تازه؛ فقط سالهاست کسی آنها را نشنیده است."
