ch
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

前往频道在 Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

显示更多
未指定国家未指定类别
412
订阅者
-224 小时
+27 天
+1030 天
帖子存档
"آن‌که از چشم افتاد، دیگر راهی به دل ندارد."

احمد شاملو – شب‌بیداران
همه شب حیرانش بودم، حیرانِ شهرِ بیدار که پیسوزِ چشمانش می‌سوخت و اندیشه‌ی خوابش به سر نبود

کوه باش.mp35.00 MB

Repost from my soul...
این پیامو فور کنید توی چنلتون تا بر اساس وایب چنلتون استایل و رنگ مو بهتون بدم جوین باشی قشنگتره
+1
این پیامو فور کنید توی چنلتون تا بر اساس وایب چنلتون استایل و رنگ مو بهتون بدم جوین باشی قشنگتره

گفت: «سرنوشت گاهی حکم می‌کند...» میان حرفش پریدم. سرنوشت؟ مگر سرنوشت چه حکمی دارد؟ ما را بی‌آنکه از ما بپرسند، در این جهان ره
گفت: «سرنوشت گاهی حکم می‌کند...» میان حرفش پریدم. سرنوشت؟ مگر سرنوشت چه حکمی دارد؟ ما را بی‌آنکه از ما بپرسند، در این جهان رها کرده‌اند و گفته‌اند برو؛ شاید جایی، میان این همه راه، نیمه‌ای از روحت را پیدا کنی. اگر پیدایش کردی، قسمتت بوده است و اگر نه، می‌گویند: «در سرنوشتت نبود.» من از همین «نبود» شاکی‌ام. تکلیف آن همه جان‌کندن چه می‌شود؟ آن همه شب که سینه را به خون شستم تا صبحی را از دل تاریکی بیرون بکشم؟ آن همه امید که ذره‌ذره زیر دست روزگار پوسید؟ آخر چگونه می‌شود تمام رنج یک عمر را در یک کلمه خلاصه کرد؛ سرنوشت؟ اگر قرار بود پایان از همان آغاز نوشته شده باشد، پس این همه تقلا برای چه بود؟ این همه دویدن، این همه زمین خوردن، این همه برخاستن؟ گاهی خیال می‌کنم عروسکی بیش نیستم؛ عروسکی در خیمه‌شب‌بازی جهان، با نخ‌هایی که هیچ‌گاه در دستان من نبوده‌اند. پس من که هستم؟ و چرا باید تاوانِ نرسیدن به رؤیایی را بدهم که شاید از همان روز نخست، هرگز قرار نبود به من برسد؟

Repost from N/a
خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند عمر ابد فدای ره جستجو کنند ساقی برون کش از دهن شیشه پنبه را تا اهل فضل مهر لب گفتگو کنند #فیاض_لاهیجی

-آسمان-
+1
-آسمان-

"هیچ‌چیز به جای نخستش بازنمی‌گردد؛ تنها آدم، آرام‌آرام، شیوه‌ی زیستن با زخم‌هایی را می‌آموزد که هرگز التیام نمی‌یابند."

چیزی را کم دارم، شاید امید،شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را!
-محمود درویش

چنل های زیر یه کا.🕊 این پیام رو فور کنید، یه پست ریپلی کنید، ازتون فور کنم.✨ ظرفیت: تا وقتی خط بخوره.
جوین باشی قشنگ تره گلبرگ.🌱

Repost from مَه‍دیس.
📮فور‌ کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید.💌
این دیلی تک خطیاش حرف دل خیلیاست، حتما اینجارو داشته باشید.☕️🍪

تا طلوع خورشید بیدار می‌ماند. می‌کوشید کارهای عقب‌افتاده‌اش را سر و سامان دهد و فکرهای آشفته‌اش را جابه‌جا کند. بارها طول و ع
تا طلوع خورشید بیدار می‌ماند. می‌کوشید کارهای عقب‌افتاده‌اش را سر و سامان دهد و فکرهای آشفته‌اش را جابه‌جا کند. بارها طول و عرض اتاق را می‌پیمود؛ انگار قرار از جانش گریخته بود و غم، از هر سو به او هجوم می‌آورد. هرچه می‌کوشید همه‌چیز را سامان دهد، هیچ‌چیز به ثبات نمی‌رسید. همیشه چیزی کم بود؛ همیشه چیزی از اختیارش بیرون می‌ماند. و شب، هر بار، اندکی بلندتر از شبِ پیش می‌شد.

Fourth of July Sufjan Stevens (1).mp34.31 MB

01a9e320-4dac-49b3-91a7-9579ca65da4d.mp33.04 MB

Repost from N/a
آدم نامه‌های نیما رو ميخونه دوست داره برای کسی نامه بنویسه...
آدم نامه‌های نیما رو ميخونه دوست داره برای کسی نامه بنویسه...

"آن‌ها که آرام به نظر می‌رسند، اغلب سهم بیشتری از آشوبِ جهان را در سینه حمل می‌کنند؛ سکوتشان، حاصلِ سال‌ها تحملِ هیاهوی درون است."

🍰☕️
+1
🍰☕️

سال‌هاست زندگی را به بعد موکول کرده‌ام؛ به بعدِ آخرین صفحه، بعدِ آخرین خستگی، بعدِ آخرین وظیفه. اما «بعد» شهری‌ست که هیچ‌کس به آن نمی‌رسد؛ و زندگی، همیشه زودتر از من گذشته است.

این ‌پست رو فوروارد کنید و ریکت بدید تا چنل همه کسایی که فور کردن رو جوین شم و یه پست ازتون فور بزنم اینجا
جوین باشی قشنگتره