زثولیت
前往频道在 Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
显示更多未指定国家未指定类别
218
订阅者
无数据24 小时
+47 天
+5430 天
帖子存档
217
رهبرتان اگر بابت جراحات ناشی از بمب، زمینگیر شده بود، باز هم نباید انقدر طول میکشید. به گمان من مجبتی باردار است، کمی دیگر صبر کنید، بار شیشهاش را که زمین بگذارد، ظهور خواهد کرد. فیالحال میتوانید تصور کنید که الگویش امام زمان است و این غیبت صغری اوست.
#زث
217
تو که با رقص و طرب ساغرِ مِی میشکنی
تو چه دانی که من از دامن شب آمدهام؟
تو که بی دغدغه از هفت جهان آزادی
تو چه دانی که به حُزن میگذرد روز و شبم؟
تو که پیش این و آن شهرت گدایی میکنی
تو چه دانی که چه شاهیاست نهان در باطنم؟
تو که رخسار بینی و کوری ز آن سیر درون
تو چه میدانی که از ناگفته ها تنگ است گلو؟
با الهام از جمله ی آخرت، کاملش کردم :))
217
باد، جهانم را به دو قطب تقسیم کرد. هنگامی که وزشم در ناگهانیترین شکل ممکن آرام میشود، خدا میشوم، در غیر این صورت خدو هم نیستم چه برسد به خدا!
اما بهترین منظرهٔ جهان من، نه وزشیایست بر بندای قطب یک نه سکونیست در قعر قطب صفر. منظمترین منظره و معظمترین منظومه را جایی میان این دو قطب، در کالبدی مبدل به جغد مینروا، درست در میان او، هنگامی که ساعت از صفر گذر کرده، مییابم.
امروز که نه، اما بالاخره یک روز، به طلوع جهان من، غبطه خواهد خورد و خواهد گفت که من همهٔ عمر روز بودم و چنین طلوعی به خود ندیدم، مگر زث چه ستارهٔ منوری داشت؟
«چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم»
