ch
Feedback
زثولیت

زثولیت

前往频道在 Telegram

He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot

显示更多
未指定国家未指定类别
169
订阅者
-224 小时
+27
+230
帖子存档
نه.

Repost from زثولیت
در این زمانه، حکم اقامهٔ هر عبادتی به سوی کعبه، هم ردیف زنا با یکی از زنان پیامبرتان است و تنزل از نماز به اذانی که ظاهر عزرائیل و صدای صور اسرافیل دارد، جای هیچ چیزی را خالی نمی‌گذارد مگر گذاشتن لحدی بر روی گور شما و نظام و نظمیه‌های ذلیل‌مرده‌تان‌. دلیل ذلالت شما نیز هویداست، منتها هنگامی که در دین‌افراط شود، تفریط‌کارها عذری موجه خواهند یافت که در برابر شکم‌گرسنه صبر پیشه کنید و بیچارگی‌ را محنت الهی بدانید و هر آن‌‌کس را که مخالفت‌ ورزید در ملع‌عام اعدام کنید. شما همه چیز را وارونه‌ کرده‌اید، مادرتان هم وارونه شما زایید؛ به جای رهایی از واژن، به خطا از مقعد به همراه مدفوع زاییده شدید.‌ در کتاب‌تان عیناً ذکر شده که حکومتی با کفر می‌تواند ماندگار باشد اما با ظلم، هرگز. شما چهل و هفت‌ سال است که ظالم‌اید، خدای‌ شما کجاست؟ مگر خدایتان همراه مظلومین نیست؟ نکند خدایتان را هم به همراه آب و برق به لبنان و فلسطین حواله کردید؟ همهٔ این ظلم‌‌ها برای شما روزی آلت خواهد شد. از کعبه پرسیدند سیاه پوشیدنت از بابت چیست؟ گفت از جهل و جور این جماعت عزادارم. #زث.

.

1:56 نه این آینهٔ من نی، بگو کی بوده صاحب قبلیت؟

1|7 - AYNEH - Bahram Peymandegar (320).mp37.63 MB

ایموجی‌هاشو

توی قلب من؟😔😔😔😔😔🤭🤭🫵🫵🫵🫵🫵😔😔🤭🤭😔😔🫵🫵🫵🫵😛😛😱😛😛😱😱😛😛😱😛😱😛😱😛😱

خودم کجام که بیام؟

به خودت میای؟

Repost from زثولیت
گمون می‌کردم دیگه از یه جا به بعد اوضاع بر وفق مراده، خداسرشاهده اینجوری که داره پیش میره حتی به داشاق مراد هم نیست.

همیشه برام جالب بوده که چطور یک شخص میتونه جان تو رو نجات بده بدون اینکه حتی خودش از این موضوع خبر داشته باشه.

语音消息01:00

فقط اباطیل، بخواب دیگه.

نثر این متن آشفته‌ست و باب‌میل نیست، اما از این بابت نگهش می‌دارم که بعدها موقع خوندن، یادم باشه که این تراوشات ذهنی بود که تعادل لازم رو نداشت و در کل قرار نبود متن طویلی باشه‌. درکل اینجا برای منه و اعداد و ارقام اینجا به همراه چشم‌هایی که یحتمل روی این متن‌ها می‌چرخن، هیچ اهمیتی نداره. البته این عدد از یه جایی به بعد پوچ شد، بالاخره زثولیت از همون اولش که انقدر بی‌صاحاب نبود.

نمیدونم چی بهش بگم، اول‌ می‌خواستم یک تکس کوتاه محاوره‌ای باشه، یهو اینجوری شد‌. مثلا بهش میگم بداهه یا هر کوفت و زهرماری. ول کن.

بخشی از ذهن فعلی من، اگر به یک آدم بدل شود، چنین است که سر‌ش سراسر چشم است و قدمش بر زمین ساکن. به گذشته نگاه می‌کند و جیغ می‌کشد، با دندان‌اش پوست از تند خود می‌کند و هر چه دیده را استفراغ می‌کند و در اسیدی که تف کرده، تن‌اش را می‌غلتاند تا بسوزد. از خودزنی که خسته می‌شود، آینده را می‌بیند و وحشت می‌کند و همان‌جا چشمان‌اش را از حدقه درمی‌آورد. هنگامی که گذشتهٔ مضحک و آینده‌ای که نمی‌داند چگونه‌ است ملول‌اش می‌کنند، گرسنه می‌شود و خود را می‌خورد، از قلب شروع می‌کند، قفسهٔ سینه را می‌شکافد و قلب را چنگ می‌‌زند، قلب‌اش تلخ است و باز خود را استفراغ می‌کند و به قبل نگاه می‌کند. این سیکل معیوب انقدر در روز ادامه می‌یابد که شب می‌شود. زث میخوابد و خواب می‌بیند که تمام من‌هایش را سر می‌برند، یکی از تبار ماضین و دیگری برای افعال مستقبل است که بدیهی‌ست در حاله‌ای از ابهام باشد‌. از سرها سریع سازه‌ای می‌سازند که او تنها می‌تواند سازه‌های یک‌سال اخیر را به وضوح ببیند-آنان خانه و پادری می‌شوند- در تمام این مهلکه، هرچه زث تمنا می‌کند که هیچ‌کدام را نمی‌خواهد و می‌خواهد در حال باشد، گوش ذهن‌اش بدهکار نیست و می‌گوید زمان حال نمی‌داند و اگر زث حال می‌خواهد، خانه حال دارد. در حال خانه می‌تواند دراز بکشد. از این‌جا به بعد، سقف مکالمهٔ ذهن زث به پایان می‌رسد، وگرنه فریاد می‌زدیم: خانه؟ کدام خانه؟ ما خانه خرابیم. اگر هم فی‌الحال خانه‌ای بود و پتیاره‌ای در این حوالی پرسه نمی‌زد، هوای خانه پس بود و حال خانه پست‌تر. حالا خلاصهٔ مطلب این است که نمی‌توان در هیچ کدام از سه مرتبهٔ زندگی آرام گرفت. بله می‌توانم خود را خلاص کنم، منتها کتابم هنوز تمام نشده، پس فعلاً چایم را می‌نوشم شاید فردا همه چیز درست شد. #زث.

Chris de Burgh - Sailor.mp310.41 MB

Weird Fishes _ Arpeggi.mp34.27 MB

.