uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

زثولیت

زثولیت

Відкрити в Telegram

Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+5430 днів
Архів дописів
Hadi-Pakzad-O-Manfi-128.mp35.43 MB

Hadi Pakzad - Nothing Will Get Better.mp34.82 MB

Hadi Pakzad - Good Happening (1).mp35.84 MB

Repost from N/a
موسیقی امشبم با زث باشه؟

photo content

رهبرتان اگر بابت جراحات ناشی از بمب، زمین‌گیر شده بود، باز هم نباید انقدر طول می‌کشید. به گمان من مجبتی باردار است، کمی دیگر صبر کنید، بار شیشه‌اش را که زمین بگذارد، ظهور خواهد کرد. فی‌الحال می‌توانید تصور کنید که الگویش امام زمان است و این غیبت صغری اوست. #زث

عه زشته!

نه نگه میداره باهاشون جق بزنه

اینارو به عنوان آتو نگه می‌داری؟

باورت میشه؟

همه جا بود، ولی پیشم نبود

sticker.webp0.02 KB

anyways ایده اش رو تو دادی بهم به هرحال—

مرحبا، ولی جملهٔ آخر از من نبودا

تو که با رقص و طرب ساغرِ مِی می‌شکنی تو چه دانی که من از دامن شب آمده‌ام؟ تو که بی دغدغه‌ از هفت جهان آزادی تو چه دانی که به حُزن می‌گذرد روز و شبم؟ تو که پیش این و آن شهرت گدایی می‌کنی تو چه دانی که چه شاهی‌است نهان در باطنم؟ تو که رخسار بینی و کوری ز آن سیر درون تو چه می‌دانی که از ناگفته ها تنگ است گلو؟ با الهام‌ از جمله ی آخرت، کاملش کردم :))

سرخوش هستم.

sticker.webp0.15 KB

خیلی وقت بود که بابت این موضوع، شاکر و پزو نشده بودم.

باد، جهانم را به دو قطب تقسیم کرد. هنگامی که وزشم در ناگهانی‌ترین شکل ممکن آرام می‌شود، خدا می‌شوم، در غیر این صورت خدو هم نیستم چه برسد به خدا! اما بهترین منظرهٔ جهان من، نه وزشی‌ای‌ست بر بندای قطب یک نه سکونی‌ست در قعر قطب صفر. منظم‌ترین منظره و معظم‌ترین منظومه را جایی میان این دو قطب، در کالبدی مبدل به جغد مینروا، درست در میان او، هنگامی که ساعت از صفر گذر کرده، می‌یابم. امروز که نه، اما بالاخره یک روز، به طلوع جهان من، غبطه خواهد خورد و خواهد گفت که من همهٔ عمر روز بودم و چنین طلوعی به خود ندیدم، مگر زث چه ستارهٔ منوری داشت؟ «چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم»