ch
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

前往频道在 Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

显示更多
未指定国家未指定类别
260
订阅者
-324 小时
-137 天
-130 天
帖子存档
هیچ چیز عجیب تر از فوران های ناگهانی خشم و تمرد نیست. در بیش‌ترِ موارد ، فرد سال‌ها تحمل می‌کند، تسلیم می‌شود، مجازات‌‌های بی‌رحمانه را می‌پذیرد‌، و ناگهان سر موضوعی بی اهمیت و جزئی و تقریبا سر هیچ و پوچ درهم می‌شکند . . .

انسان می‌تواند هم‌‌زمان که دارد برای زندگی تلاش می‌کند و می‌‌جنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند. _داستایفسکی

روزها رفتند و من دیگر خود نمی دانم کدامینم آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم... •فروغ فرخزاد

"در سرم کسی فریاد می‌زند، دعوا می‌کند، ظرف می‌شکند، مویه می‌کند و موهایش را به چنگ گرفته است؛ اما در واقعیت تنها یک مجسمه‌ی خاموشم که انسان بودن را مضحکه کرده است." ‎

در غیاب آن کسی که دوستش داری، یتیم می‌مانی حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند رمان عشق در سایه جنایت

من غریبم، جز حضرت جانان، کسی یا چیزی را مستحق خویش نمی بینم.... #شمس_تبریزی #دلبر چشم سیاه

در خموشی‌های من فریادهاست، آنکه دریابد چه می‌گویم کجاست؟

دلم می‌خواهد به همه‌ى عقاید احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شود. پس در بهترین حالت، تحملشان می‌کنم و هیچ نمی‌گویم.

برویم غرق شویم در دنیایی خوش نویس!

رمان جدید زیبا و واقعی (🇦🇫 ) کانال رمان با افتخار تقدیم می‌کند برای شما عزیزان! 📚 نام: « #سوگ_در_سر_زمین_ممنوع » ✍️ نویسنده: #آوای‌گم‌نام 🗂 ترتیب کننده: “ #ارمغان “ 📖 تعداد صفحات: 232 📍 کانال: رمان
@Roman_of_10

صبح، طبیعت، من…
صبح، طبیعت، من…

هیچگاه از انسان‌ها برای خویش قدیسه‌ی نساخته‌ام که با یک تلنگر‌شان بشوم ملحد. #بیک

در پرتو روشنایت همه درخشان‌اند؛ ببین در غروبت کدام احدی برایت تابنده می‌باشد. غالباً حصه‌ی‌مان غروب است، و باید شخصی باشد که در زوال‌مان شهامت تابیدن را منفرد برای مان داشته باشد. #بیک

ما در درک کردن غلو می‌کنیم، چه‌گونه؟ خیلی ساده؛ بسان این جمله «درکت می‌کنم». در حال مستعد، انسان‌ها از درک کردن عاجز اند؛ اِلا آنانی‌که در همان درد گرفتار باشند دارای قوه‌ی ادراک می‌باشند. ولی این‌که همه با این جمله « درکت‌ می‌کنم» پیشواز کننده می‌باشند؛ مضحک و مضحکه‌ست! از کدام دهر ما همه از زخم و زیلی یک جنگیم… که این همه‌ از درک کردن هم توانایم. #بیک

هیچکس درک نمی‌کند که بعضی افراد چه انرژی عظیمی صرف می‌کنند تا صرفاً معمولی باشند…

نگران بودم خیلی زیاد به طرفم میدید و میخواست همراه صحبت کن. تا آرام شوم اما نمی‌توانست میفهمید که نگرانی ام بیشتر از چیزی است که با چند کلمه آرام شوم بلاخره لب گشود و گفت به نظرت بهتر نیست از زمین و هر چه و هر کس که در آن است دل بکنی گفتم مه وابسته به کسی نیستم تا بخواهم ازش دل بکنم گفت میدانم منظورم ای است که دوای دردت و تنها کسی که میتواند درکت می کند و حرف هایت را بدون کدام قضاوت میشنود

صدایم کن .... از هر چه می‌توانی صدا کن مرا منم .... همان که خنجرت را در قلبم نهادی