ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

قصه‌گویِ ویندریا.

قصه‌گویِ ویندریا.

前往频道在 Telegram

_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5

显示更多
未指定国家未指定类别
320
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1430 天
帖子存档
Repost from Real life vampire
این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون‌‌ تا بگم مردم چرا باید چنلاتون‌‌ رو چک‌ کنن‌.
هرچی فور بشه همین الان میزارم
*دوست داشتید جوین بدین.‌

Repost from Solysium🍊
درود چالش داریمم🌟 این پیام رو فوروارد کنید چنلتون تا من بر اساس وایب چنلتون، براتون نقاشی بکشم.
ظرفیت : 15چنل اول

فور کنید تا بگم اگر یك پزشک قانونی بودید اسمتون چی بود و روی چه پرونده مرموزی کار می کردید.
- جوین باشید، چك میشه عقیق های سیاه .

بلاخره یه داستان خفن از این بانو میتونم بخونمممم

Repost from N/a
ساعت از نیمه‌شب گذر کرده بود ؛ رگبار بی‌امان باران از میان درز های باریک پنجره گذشته و به داخل اتاق ورود کرده بود. سوزِ سرمای هوای نیمه‌شب استخوان‌هایم را به لرزه واداشته بود. برای بارِ آخر نگاهی به لباس‌های پف‌دار رنگارنگ زیبایش انداختم و قفل در کمد کوچکش را انداختم. نیازی نبود که در کمدش باز بماند. نیاز بود؟! پرده های چرک‌گرفته را هم کشیدم که هنگام صبح نور زرّین خورشید ، چشمان اقیانوسیِ شفاف زیبایش را آزار ندهد. اما حالا او با همان چشمان دل‌فریبش به آرامی در گوشه‌ای از تخت کوچک کهنه‌ام خوابیده بود و تنها صدای نفس‌های گرمش به گوش میرسید. زیبایی او بیش‌از‌اندازه بود و گاهی این احساس را به من میداد که آیا من لایق این‌چنین فرشته‌ای هستم؟ او بی‌شک فرشته‌ای از سوی پروردگار بود. او الهه‌ای بود که برای من فرستاده شده بود و من آیا می‌توانستم دل از این زیبای‌خفته بَر‌کَنم؟ او برای من بود و باید برای من می‌ماند. برای من ؛ شاید حتی بعد از مرگ.
1

وای خیلی خیلی ممنونم:))✨

درود دخترک!
قبل از اینکه امروز تموم بشه فقط یه بار به خودت بابت تموم چیزایی که از پسشون براومدی آفرین بگی📒
با عشق از طرف غزل!
https://t.me/ba_ghalam

*/ این مسیج رو فوروارد کنید چنلتون تا براتون یه نامه کوچولو بنویسم🍇
“جوین باشید چنل”

اجازه بدید پارت بعدی رو تموم کنم، یه چالش باحال براتون میزارم:))✨🤝

وایی:))))))))))))))))))))))

‌ وای دختر خیلییییی قشنگ مینویسیییی😭😭😭😭🎀🎀

وایی:)))))))))))))))))

یک سوال.. بنظرتون، برای تمرین‌ها یه هشتک جدا بزنم؟ یا هنین خطوط بی‌هوا خوبه؟؟🙂‍↔️

این تمرینو خیلی دوست داشتممم؛)

گرمای اولین پرتو خورشید را که بر سنگ‌فرش‌های خیسم مهمان شده بود، حس می‌کنم. صبح بخیر، مردمِ سن‌پترزبورگ! باز هم هیاهو را در جای‌جای خودم حس می‌کردم؛ صدای قدم‌ها، خنده‌ی کودکان، زنگ کلیساها، چرخ‌های کالسکه‌ها و گفت‌وگوی آدم‌هایی که هر کدام به سویی می‌رفتند. اما هیچ‌کدام، آن صدایی نبود که من به دنبالش می‌گشتم. من صدای او را می‌شناختم. صدایی که هر صبح، پیش از آن‌که خورشید بر بام های خاکستری‌ام بنشیند، در کوچه‌هایم می‌پیچید. همیشه همان ساعت، صدای ویولنش کوچه‌هایم را در آغوش می‌گرفت؛ آرام و اندوهگین، اما آن‌قدر زیبا که حتی باد هم برای شنیدنش سکوت میکرد. من بارها او را دیده‌ام، تنها، در گوشه‌ای از خیابان، با ویولنی در آغوش و چشمانی که انگار جایی بسیار دور تر از این جهان را نگاه می‌کنند. او، مردی بود با پالتویی تیره و پوتین هایی کوتاه که همیشه آهسته قدم بر سنگ‌فرش‌هایم می‌گذاشت. هیچ‌وقت نفهمیدم برای چه می‌نوازد. شاید برای خاطره‌ای که هیچ‌گاه دست از سرش برنداشت. و یا شاید، فقط می‌نواخت چون بعضی دردها را نمی‌شود با کلمات گفت.
#خطوط_بی‌هوا

بچه‌ها من این تمرینو نوشتم:)

دوست دارم بخونمش:)